Pavarotti

Pavarotti

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Pavarotti 2019 720p BluRay x264-CiNEFiLE persian/farsi sub
A Commentary by sina_foroozan
فقظ به احترام پادشاه اوپرا لوچیانو پاواروتی این ترجمه رو انجام دادم تا در شناساندن این مرد بزرگ به ایرانیان نقش کوچکی داشته باشم

Tags

BluRay
x264
720p
720
Published on: 2020-04-02
Downloads: 35
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ما برزیل بودیم

شب قبل از اینکه لوچیانو برای 200 هزار نفر بخونه

کنسرت بی نظیری در بوینس آیرس بود

صبح روز بعدش رفتیم سمت جنگل های آمازون

خوشبختانه دوربین فیلمرداریم باهام بود

این صحنه تئاتر اونجا بود وسط ناکجا آباد

و ... آه ... فهمیدم یه جور سفر زیارتی بود

و لوچیانو گفت

من می خوام رو این صحنه اجرا کنم جایی که "کاروسو" 100 سال پیش اجرا داشت

می دونی ما هیچ چیز منظمی نداشتیم

رسیدیم رو به روی تئاتر و کاملا قفل شده بود

هیچ کس اونجا نبود

یه نفرو پیدا کردیم که بازش کنه

و یه نفر اومد بیرون گفت کیه با کی ار دارین؟

و اون گفت من لوچیانو پاواروتی هستم

لوچیانو هیچ وقت برنامه ای تو ذهنش نداشت

و کسی نبود که همه چیو برنامه ریزی کنه متوجه هستید؟

همه چی خودش اتفاق میوفتاد

یه روز ... یه دوربین فیلمبرداری دستمون رسید

و بعدش من همیشه با دوربین همه جا حاضر بودم و از هر چیزی فیلم می گرفتیم

اون واقعا به مردم اعتماد داشت

همیشه فکر می کرد هر آدمی یه قسمت خوب در وجودش هست

اون همیشه پر از نشاط بود و همیشه خوشحال

لوچیانو همیشه از این حقیقت آگاه بود که

که هدیه بزرگی از جانب خدا دریافت کرده

نه فقط در اوپرا بلکه در هر چیز زندگیش

این موضوع بهش هدف داده بود

اما بار مسئولیت هم بود

همیشه می خواستم دلیل چراییش رو بدونم

حرفه ما از اون موارد خاصه

یه روزه شناخته و مطرح نمی شی

در این فرایند رشد هیچ وقت نمی فهمی چه اتفاقی قراره برات بیوفته

نمی دونی کی هستی، واقعا

من در طول جنگ به دنیا اومدم بنابراین همیشه جنگ همراهمه

همیشه

اما پسر خوش شانسی بودم

چون در زیباترین جای ممکن بزرگ شدم

پدرم نانوا و خواننده تنور بود

خیلی خوش شانس بودم پدری داشتم که خواننده کلیسا بود

حتی برای یه بچه کوچیک، با تقلید همیشه کاریو می کنی که پدرت انجام میده

بنابراین اون معلم من بود

اون صدای تنور فوق العاده ای داشت

پدیده ای بود، بهتر از من هیچ کس باور نمی کنه، ولی همین بوذ

من با پدرم همراه با 50 نفر کر مردانه می خوندم

رفتیم به جایی در ولز برای یه رقابت

سال 1955، تو اولین جایزه ت رو در ولز برنده شدی

بله

اون یکی از مهمترین و فراموش نشدنی ترین روزهای زندگیم بود.

و قسمت کردنش با دوستانم و با پدرم

و در اون زمان من معلم مدرسه ابتدایی بودم

پدرم، میگه: گوش کن

حالا درس می خونی، میری به شهر و استاد میشی

چون پدرم به عنوان یه خواانده تنور به موفقیتی نرسید

می دونستت چقدر سخته حتی با داشتن صدایی زیبا

و منم گفتم: "باشه، اگر شما اینجوری میگی، منم همین کارو می کنم"

مادرم گفت: نه ، من فکر می کنم

وقتی صدای خوندن پسرمو می شنوم چیزی در قلبم پیدا می کنم

منم گفتم: مامان بی خیال چون مادرمی این حرفو می زنی

اون گفت: نه، نه، نه، نه

چون در مورد صدای پدرت این حرفو نمی زنم

اون مجبورم کرد دقیقا کاریو بکنم که می خواستم کاری که به نظرم براش به دنیا اومده بودم

بناباین در 1955 شروع به درس خوندن کردم

و 6 سال بعدش در 1961، نخستین اجرام را داشتم

خب چطوری اولین نقشت رو در اوپرا گرفتی؟

رقابتی رو برنده شدم

و جایزه اون مسابقه خواندن روی صحنه نمایش بود

با یه اورکستر و یه رهبر و مابقی اجرا

و اجرام 29 آپریل 1961 بود و نقش رودولفو رو بازی می کردم

در لابوهم؟

شب شورانگیزی نبود

اما به نظرم همه راضی بودن به خصوص مادرم

در 29 آپریل 1961

معلم جوان مدرسه ابتدایی رفت روی صحنه نمایش و یه خواننده تنور شد

و من عاشقم شدم

چند ماهی با هم زندگی کردیم

به یاد دارم اتاقامون رو به روی هم بود

و دستشویی مشترک برای همه بود

این عشقه، احساسیه زیباست، اتفاقیه

هر چیز شاعرانه،، رمانیک و مثبت در زندگیه

و بیچاره کننده چون کاریش نمیشه کرد

لندن شهر باورنکردنی ایه

و باغ کوونت اولین و مهمترین تئاتر بین المللی من بود

در سال 1963 با موفقیتی بزرگ اونجا خواندم

باغ کوورت 10 اجرای بوهم رو آماده کرده بود

اجرا همراه آقای دی استفانو

که یکی از بهترین تنورهای تاریخ بود

بعدش وقتی از راه رسید بسیار بیمار بود

و اجراش رو کنسل کرد و من جای اون خواندم

و اخبار باورنکردنی بود

چون تنور جوان جایگزین دی استفانو بود

کاری که مال دی استفانو بود

اما مهم نبود چون اون تنور جوان من بودم

سرانجام، به اون نقطه رسیدم

که در اون تو قادری با صحنه نمایش رو به رو بشی

هنوز سخته، ولی شدنیه خب منم تونستم

خیلی زود بود در شغل من

می خواستم اجرایی در وین در سال 67 داشته باشم

و راجع به این سوپراستار جدیدی خونده بودم

که همراه ژوان سادرلند در تور می خواند

رفتن به استرالیا با ژوان

اول از همه یاد گرفتم که خواننده حرفه ای جدی ای باشم

و از او به طور مشخص یادگرفتم چطور نفس بکشم

که بسیار ساده و در عین حال بسیار سخته

چی یاد گرفتی؟ چطوری توصیف می کنی درونت چه خبر بود؟

خب موقع همخوانی لمسش می کردم تا ببینم

چی کار داره می کنه

چه حسی داشتی؟ می تونستی هوا رو احساس کنی

عضلات دیافراگم رو دیدم آره

و چگونه استفاده می کرد ... عضلات رو سفت می کرد قبل از اینکه بر هر جور نت موسیقی حمله ور بشه

بیشتر از هر چیزی فکر می کنم تکنیک بی نقصی بود

به نظرم این احتمالا باورناپذیر ترین تکنیک

تاریخه که دوست دارم بگم

به نظرم لوچیانو یکی از ایده آل ترین صداها رو داره

که زمین تا به حال به خودش دیده حداقل در خواننده های تنور

صدای لوچیانو همیشه مستقیم به قلب آدم می شینه

صاف ترین، خالص ترین احساسی ترین

گرم، زیبا، هرچیزی

به راستی بهشت روی زمینه

خیلی مهمه که به مردم بفهمونیم

که سوپرانو و باریتون طبیعی ترین صداها هستن

مردان، به طور طبیعی باریتون هستن

اما یک تنور شدن چیز دیگه ایه، بیشتر غیر طبیعیه

اگر می خواید لوچیانو پاواروتی بشید

شما باید صدای "های سی" داشته باشید

این مهمترین چیزه

شما می تونید صدای بسیار زیبا و دلنشین تنور داشته باشی

ولی اگر "های سی" نباشی تنور معروفی نمیشی

وقتی به لوچیانو گوش می دم ... می دونید

اون فقط دهنش رو باز می کرد و برو که رفتیم

همه چیز ... همه چیز ساده میشد

وقتی می خوندش آهنگ La fille du régiment,

اوپرایی بود که مشهورش کرده بود

شهرت اون ... می دونید nine high C'sدر La fille du régiment,

La fille du régiment, uh, اون اوپرای تاریخیه

احساس می کردم صداش رو می تونم ببینم

کاملا واضح بود مثل یه عکس

عملا مولکول هاش رو می تونستی بشمری انقدر که واضح بود

خواننده تنوری که نت "های سی" می خونه گوش هات رو به ارتعاش در میاره

چنین کشش صدایی در گوش من طنین می ندازه

ما همه این رویا رو داشتیم که در دنیای اوپرا مهمترین باشیم

لوچیناو بهترین و تنهاترین بود ... بله

لوچیانو در تمام تئاترها می خوند

Covent Garden, Vienna, La Scala and Metropolitan,

و تئاترهای دیگر در سراسر دنیا

تمام آثارش افسانه ای شده بودن

اون توسط (دکا) پادشاه "های سی" لقب گرفته بود

پرش با اسب کسی می تونه بپره که

دشوار نیست وقتی برسه به مانع

در زمان مناسب و با تعادل درست

بالا خوندن هم همینه

بالا خوندن سخت نیس اگر وقتی رسیدی به اون قسمت خودتو آماده کرده باشی

می تونی کاملا مطمئن باشی که

به درستی آماده شدی؟ می تونی مطمئن باشی که از پسش بر میای؟

نه ... زیبایی حرفه من همینه

من همیشه میگم که: کلمه "صدا" در زبان اسپانیایی مؤنث محسوب میشه

It's la voz . همچنین در ایتالیا, la voce. در فرانسه, la voix.

بنابراین معتقدم که زندگی کردن با صدا خانم

اون خیلی خیلی حسوده و زن زیاده خواهیه

من می دونم که نمی تونم بدون این زن زندگی کنم

بدون صدام منظورمه

باهاش زندگی می کنید و متوجه میشید که

هر چیزی روش اثر می ذاره

خبر خوب ... خبر بد یه چیزی که بار احساسی داره

جسمانی ... ما واکنش نشون میدیم

این عضله

هیچ وقت نمی دونی که فوری بهت پاسخ می دن یا نه

اون پریمادونای بدن منه

هر چه زودتر بهتر

مثل هر رابطه ای باید اون شخص رو به خوبی بشناسید

به این منظور که با اونی که خیلی دوستش دارید به خوبی رفتار کنید

به بهترین شکل

بنابراین صدا همینه اون یه خانومه

اوپرا یعنی عشق، نفرت، مرگ

این خیلی مهمه

با یه کم آرایش صورت می تونی آدم دیگه ای بشی

اوپرا یک چیز جعلیه

که ذره ذره روی صحنه به واقعیت تبدیل میشه

من فهمیدم که خیلی چیزا

تو جیب با خودت حمل می کنی مثل یه میخ خم شده

میخ خم شده ... بله

یه جور خرافاته که همه هنرمندا دارن ... منم یکی دارم

مثل بزنم به تخته

در ایتالیا ما میگیم بزنم به آهن

و ماهم یه میخ آهنی خم شده داریم

دو برابر خوش شانسی میاره

آیا شما کاتولیک دو آتیشه هستید؟

همینطوره ... عمیقا ولی بیاین بگیم با وجود کاتولیک بودن

من همچنان خرافاتی ام ... جهت اطلاع

من فکر می کنم جای سؤالی نیست

لوچیانو قلبا ... آدم ساده ای بود

خودشو دهاتی روستایی می دونست

به نظرم یکی از دلایلی که نقش رومنیرو

در L'elisir d'amore بازی کرد نزدیکی اون کارکتر به خودش بود

اون هزاران طرفدار از سرتاسر دنیا داشت

مردم برا بلیتا صف می کشیدن براش آدم می کشتن

شخصی از یه کمپانی موسیقی

به لوچیانو گفت خب تو بچه باحالی هستی..

چیزی که نیاز داری یه احمقه که برات کار بکنه

اینطوری بود که کارمون شروع شد.

هربرت برسلین و شهرتش

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left