Release info

[AnimWorld] KimiSen - 01 [720p]
A Commentary by AnimeKhor
Anime Khor

Tags

720p
720
Published on: 2020-10-07
Downloads: 54
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 162 lines.

.قدرت روحانی، انرژی عجیبی است که در این سیاره وجود داره

.اون قدرت برای انسان‌ها زیادی قدرتمند بود

،اون‌هایی که در بدنشون قدرت ستاره‌ای داشتن به عنوان ساحره یا جادوگر شناخته میشن

.و توسط ساکنان امپراتوری... سرکوب شدن

.جایی که خیلی‌ها به‌خاطر قدرت ستاره‌ای آسیب دیدن... امپراتوری

.بهشتی که برای ساحره‌های بی‌گناه باقی مونده... فرمانروایی نبولیس

...سرنوشتی که این دو سرزمین رو به این نقطه رسوند

.مسیری طولانی از جنگ‌هاست

.من این جنگ رو به پایان می‌رسونم

.من دنیایی بدون ظلم و ستم بنا می‌کنم

،و اینجوری

.جنگ مقدسی که دنیای ما رو تغییر داد شروع شد

آخرین جنگ مقدس ما

یا شاید هم ظهور دنای نو

یک سال قبل

اون بازوبند... تو یکی از حواریون هستی؟

چرا یه حواری باید...؟

.عجله کن. باید فرار کنیم

...بیا. زیاد نیست ولی

.حالا برو

.سرت رو بالا بگیر

.زندانی ایسکا، سن 16 سال

.تو جوان‌ترین شخص در تاریخ بودی که عنوان حواری رو دریافت کرد

ولی یک سال قبل به‌خاطر فراری دادن یکی از ساحره‌های .زندانی محکوم شدی

.این باعث شد تنزل مقام پیدا کنی

درسته؟

.بله

.از امروز تو آزادی

،با توجه به اینکه کشور ما 100 ساله با ساحره‌ها درحال جنگه

.کار تو جرم بزرگیه

.ولی بهت این فرصت رو می‌دیم که جبران کنی

.اینجا منظور از روح، ارواح طبیعته

بهت ماموریتی میدیم. دشمنان دیرینه‌ی ما حالا خودشون رو .روح افزار صدا می‌زنن

.باید یکی از ساحره‌ها رو شکست بدی

.و نه یک ساحره‌ی ساده

.اون یک اصیله، یکی از نوادگان مستقیم ساحره‌ی اعظم نبولیس

در گذشته ساحره‌ی اعظم نبولیس امپراتوری ما رو .در دریایی از آتش غرق کرده بود

و همونطور که می‌دونی، اونایی که بهشون اصیل گفته میشه .قدرت روحانی بسیار قدرتمندی دارن

.بله. چندین بار باهاشون جنگیده‌م

.هدف تو یکی از قدرتمند‌ترین‌های اون‌هاست .ساحره‌ی مصیبت یخی

...ساحره‌ی مصیبت یخی

.وارث فولاد سیاه، ایسکا

.از این لحظه به بعد، تو آزادی

.برات وسیله‌ای فراهم می‌کنیم تا در 17 ساعت به خط مقدم برسی

.هرچیزی لازم داشته باشی فراهم می‌کنیم

.سه نفر هستن که توی یگانم می‌خوام

نه‌نه چان، کجا بشینیم؟

.نه‌نه چان، سفارش ما هنوز نیومده

!نه‌نه چان

!بله، بله

!الان میام

!خوش اومدین

!جین نی‌ چان؟

!خوش‌حالم کردی اومدی منو ببنی؟

.همین چند وقت پیش همو دیدیم

.اون آزاد شده. برگشته به خوابگاه زود باش حاضر شو بریم

وایسا، نکنه منظورت...؟

.فردا ساعت صفر حرکت می‌کنیم

.باوسیله‌ی نقلیه به خط مقدم میریم

وسیله‌ی نقلیه؟ خط مقدم؟

،آفتاب صبح هم همین بود

.ولی یک سال از وقتی که ستاره‌های توی آسمون رو دیده بودم گذشته

.چهار دقیقه و ۳0 ثانیه تا جمع شدن همه

.جین! ممنون که کمک کردی به همه خبر بدم

.به خبرهای یه‌هوییت عادت کردم

!ایسکا نی، آزادیت مبارک

!مبارکه! مبارکه! مبارکه--

.نه‌نه، لازم نیست از خوش‌حالی بالا پایین بپری-- !مبارکه! مبارکه! مبارکه--

.اه، مثل اینکه کاپیتان هم رسید

!هی، کاپیتان

!بـ بـ بچه‌ها

!شرمنده دیر کردم

.اه، افتاد

.عوض بشو نیست

!اه، ایسکا سانه

.مدت خیلی زیادی گذشته یه‌کم قد کشیدی، مگه نه؟

همینجوری می‌خواد افتادنش رو نادیده بگیره؟-- واقعاً؟--

.گمونم دختری مثل من نمی‌تونه توی قد کشیدن به پای پسرها برسه

منظورت از «دختر» چیه؟ .خیلی وقته از اون سن گذشتی

!چـ چی داری میگی جین کون؟ !من هنوز 22 سالمه

.به‌هرحال، خوش‌حالم

،ایسکا کون مثل همیشه پسر ساکت و مهربونه

.و نه‌نه چان از قبل هم نازتر و خوشگل‌تر شده

.و حداقل امروز زبون نیش‌دار جین کون خاطرات رو تداعی می‌کنه

...هی، وایسا

،به‌هرحال، سومین بخش از ارتش دفاعی ویژه‌ی بشریت، یگان 907

!بعد از یک سال برای اولین بار دور هم جمع شدن

!خب پس، حرکت می‌کنیم

خب، خب، این دفعه چه مامورتی داریم؟

.سرکوب کردن ساحره یکان ما مگه کار دیگه‌ای هم می‌کنه؟

مهم‌تر اینکه هدف این بارمون

.نواده‌ی مستقیم ساحره‌ی اعظم نبولیسه... یه اصیل

!اصیل؟

رئیس، اسم ساحره‌ی مصیبت یخی رو شنیدی دیگه؟

!ساحره‌ي مصیبت یخی؟

ا-ایسکا کون، این حقیقت داره؟

بله. ظاهراً دلیل آزاد شدنم این بود که .بتونیم اون روح افزار رو اسیر کنیم

.ای بابا. ایسکا کون، هشت حواری بزرگ برات پاپوش درست کردن

منظورت چیه؟

.فکر کنم اولین بار توی خط مقدم شمالی توی یوبل پیداش شد

.شنیده‌م تنهایی خطوط رو شکسته و برگشته

،طبق گزارشات نظامی‌ای که از اون موقع تا حالا داشته .بعضی‌ها میگن ممکنه قوی‌ترین روح افزار تاریخ باشه

.آره. ولی اونم درباره‌ی سرباز ما، ایسکا، خبر نداره

.خوشبختانه یا متاسفانه فرمانروایی نبولیس هم هیچ اطلاعاتی درباره‌ت نداره

.از نظر اون‌ها توی یه اتفاق کاملاً غیرمنتظره‌ای

.درسته. ایسکا درست بعد از اینکه به عنوان حواری انتخاب شد رفت زندان

...درسته. که یعنی

حواسشون جمع نیست؟...

.احتمالاً کله‌گنده‌ها هم به همین فکر می‌کنن

،با این حرفا، بعد از اینکه انداختن زندان دست به دامن تو شدن

.پس یعنی حتی خودشون هم موندن چی کار کنن

ساحره‌ی مصیبت یخی، ها؟

ایسکا کون، واقعاً می‌خوای این ماموریت رو انجام بدی؟

.البته. این فرصت خوبی برای منه

...اگه توی این ماموریت شکست بخوری

.سعی می‌کنم به اون فکر نکنم

.می‌خوام به این جنگ بی فایده پایان بدم

.این تنها چیزیه که هم الان و هم یک سال پیش توی فکرمه

این رآکتور بزرگ نوسازه، نه؟

.فکر کنم

.موندم چرا

.همچین رآکتور بزگی دارن ولی کارمند‌های کمی براش گذاشتن

...اه، به احتمال زیاد-- !من برگشتم--

.زهره‌م ترکید .نه‌نه چان، اینجوری منو نترسون

.بررسی وسیله‌ی نقلیه رو تموم کردم

.و اینکه فهمیدم دفتر فرماندهی توی اون چادر اون طرفیه

.شنیده‌م این رآکتور هنوز تکمیل نشده

،چون اخیر رو افزارهای زیادی حمله می‌کردن

.نیروی انسانیشون به جای تکمیل کردنش باید با اونا بجنگه

.حدس می‌زدم. برای همین هم افراد کمی اینجا هستن

.فکر کرده بودم عجیبه در حال کار ارتعاش زیادی ایجاد می‌کنه

.و توی صدای عملیاتیش هم لرزش زیادی هست

!ها، الحق که نه‌نه‌ چان خودمونی !مهندس درجه یک

!ضمناً، دود و بویی که از دودکشش خارج میشه رو هم چک کن

،واحد فشارش درحال کاره

...ولی حلقه‌ی کنترلش در آستانه قرار داره--

.حلقه‌ی شرارته-- ...ولی حلقه‌ی کنترلش در آستانه قرار داره--

.امپراتوری رآکتور می‌سازه

.بعد فرمانروایی حمله و نابودش می‌کنه

.و باز هم سلاح‌های بیشتری می‌سازیم

.بعد از اینکه این حلقه رو صد سال تکرار کردیم، این دنیاییه که داریم

.این چیزیه که استاد همیشه می‌گفت

،هرچی باعث شروع جنگ شده

.چیزی که الان باعث میشه ادامه پیدا کنه، احساساته

.بعد از تمام این مدت دیگه منطق نمی‌تونه جلوش رو بگیره

.نه تا وقتی یکی به‌زور بهش پایان بده، حتی اگه به معنی خریدن تنفر همه به جون باشه

بهش پایان بده، ها؟

...مذاکرات صلحی که یه آدمی به فکرشه یکی از گزینه‌هاست

.اینکه جواب میده یا نه یه مسئله‌ی جداست

.بله، مفهوم شد

چی شده؟

.یگان خط مقدم بود

.گفتن فعلاً با قدرت روحانی‌ای درگیر نیستن

.در انتظار رسیدن ما هستن

!نه‌نه چان، بـ با احتیاط رانندگی کن

.نگران نباش، خیالت راحت

.من میتونم این ماشین رو با چشم بسته هم برونم

!خواهش میکنم چشمات رو باز نگه دار

!بپر - !بپر -

آه! ها؟ - !کاپیتان، منو محکم بگیر -

گروهان روح افزار نبولیسـن، ها؟

!مگه میشه؟ اینجا قلمروی امپراتوریه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left