The first 200 lines.
پس شما دو نفر چطور برای اولین بار همدیگه رو دیدین؟ تو همین برنامه بود؟
اِم، آره، کم و بیش همینطور بود.
یعنی، درست قبلش، فکر کنم. اِم...
آره. درست قبلش. خب، احتمالاً، درست قبلش، آره.
آره، فکر کنم من بودم که ازش تست گرفتم.
نه. اون از من تست نگرفت.
اون نگرفت. باشه.
بیاین همینجا تمومش کنیم.
اون بهت نصیحتی هم کرد؟
اون دیگه به اون سن رسیده، مگه نه،
میدونی، همینطور مدام حرف میزنه.
فکر کنم وقتی من تو اتاق نیستم هم ادامه میده.
آره، واقعاً مثل یه پدربزرگ پیر که همهش حرف میزنه و سرت رو میبره.
آره. این... این درسته.
اون موقع اولین نصیحتی که بهت کرد چی بود؟
اِم، بهم گفت ارزشش رو داره.
اِم، این شغل. اون بهم گفت،
هر چیزی رو که باید تحمل کنی،
این شغل، اِم، این... ارزشش رو داره.
من اینو گفتم؟ یادم نمیاد اینو گفته باشم.
خب، خودت گفتی.
من گفتم «تحمل کنی»؟
حق باهاش بود؟ ارزش تحمل کردن رو داشت؟
با احترام، جناب وزیر، با تمام احترام،
این کمی بیشتر از یه اعتصاب کارگریه.
دقیقاً همینه.
خب، من میگم یه حس واقعی شور و حرارت اخلاقی وجود داره، شما اینطور فکر نمیکنید؟
من «شور و حرارت» رو نمیگم...
پس «اخلاقی» رو میگین؟
مطمئناً به عنوان یکی از اعضای ارشد دولت...
اوه، مادلین، چرا داری اینو میبینی؟
کارتون داره.
بعضیها ممکنه بگن، که دپارتمان شما نشون میده
نشانههای ضعف، موافقید؟
خب، من فکر میکنم شما دارید بیانصافی میکنید.
فکر نمیکنم من دارم بیانصافی میکنم،
من فقط دارم افکار عمومی رو منعکس میکنم
و سعی میکنم واکنش شما رو بهش بدونم.
نه، نه، نه، این یه گزارش مغرضانهست.
این معمولیه، متأسفانه معمولیه
روندهای فعلی در پخش رسانهای...
سلام.
آره، خب، اِم، نه. یعنی، یه جورایی زیاد.
اسمت چیه؟
مادلین.
اسم قشنگیه.
مَدّی صدات میکنن؟
خوبه، چون مادلین عالیه.
اِم، آقای بلوز، میخواستم بدونم،
امیدوارم بتونم تو رسانه کار کنم،
تو، اِم، رسانه خبری...
...و میخواستم بدونم اگه نصیحتی یا چیزی دارید یا نه...
اِم، سخت کار کن و به طرز باورنکردنی خوششانس باش.
همین قدر میدونم.
باشه. ممنون.
ولی یه تلاشی بکن.
باشه.
خب، شما کی هستی؟
ویکتوریا.
اسم قشنگیه.
میتونیم یه پاراگراف برگردیم عقبتر؟
آره...
میتونید چک کنید...
میتونید اون رو به... تغییر بدید؟
آرایش...
زمانبندی... زمانبندی...
ببخشید، مادلین. من فقط میرم ببینم توبی کجاست.
باشه، ممنون.
باشه. خیلی خب، خیلی خب.
آره.
آمار رو گرفتی؟
سلام.
سلام.
پس شما بازدیدکنندهای؟
داری میبینی چطور جادو اتفاق میفته؟
خب، یه جورایی.
آه، فوقالعادهست، مگه نه؟
وای، یادمه اولین بارم که تو استودیو بودم. اوف.
شاید بیام اینجا کار کنم.
اوه! چه باحال! چه خوب.
اوه، خب، به من نزدیک بمون.
من بهت میگم کی اول چاییش رو میگیره.
بیشتر در بخش اجرا.
اجرا؟
اوه، عالیه.
وقتشه که بیشتر داشته باشیم...
آدم.
آدمهای مجری.
شما چهکارهای؟
من تو تیم کمدی هستم.
اِم، همین برنامه. این یکی.
من مطالب کمدی رو ارائه میدم. من و تیمم.
مگه این برنامه خندهداره؟
اِم، آره.
آه، هیچ وقت بهش به عنوان یه چیز خندهدار فکر نکرده بودم.
آره، هیچ کس این کار رو نمیکنه، در واقع، ولی اونا... اونا اشتباه میکنن.
پس ممکنه آخرش برات جوک بنویسم.
فکر کنم همینطوره.
اوه، عالی میشه.
من و تیممون واقعاً یه مشت فمینیست درست و حسابی هستیم.
راستش، همهمون فمینیستهای کاملاً مبارزی هستیم.
پس، حواست باشه.
توی تیمت خانم هم داری؟
نه، هیچکس. حیف، خیلی دلمون میخواست چند نفری باشن.
آه، ما واقعاً تشنهی زنهای بیشتری هستیم.
آه، اما به یه شکلی، کمدینویسها یه جورایی مثل زنا هستن، نه؟
هستن؟
کمدینویسها زنهای صنعت تلویزیون هستن.
مگه خود زنها، زنهای صنعت تلویزیون نیستن؟
آره، ولی منظورم رو میفهمی.
خب، جامعه با ما هم همینطور رفتار میکنه.
چطور باهاتون رفتار میشه؟
خب، مثل این میمونه که ما رو تو جعبه نگه میدارن
و فقط وقتی بیرونمون میارن که همه بخوان یه کمی بخندن.
تو فکر میکنی زنها تو جعبه هستن؟
وای خدایا... نه، خدایا، نه، منظورم اون نبود.
نه، نه، نه. جعبهای در کار نیست. زنهای من آزادانه میگردن.
مورگان، برو دیگه!
توبی عذرخواهی کرد. کار براش پیش اومده.
میتونی فردا هم بیای؟
اینجا؟
اون فردا شب تو مراسم جایزه اس
تو ساوت بنک. حدود ساعت شش میبینتت.
پلازا رو میشناسی؟
اوه، چه زود!
من فقط رفتم دستشویی.
ببخشید، آره، تو فقط سریعتر از چیزی بودی که انتظار داشتم.
باشه. عجیبه.
نه، منظورم فقط این بود که، میدونی، سریعتر از بقیه...
بیشتر چی؟
حالا بگذریم، کجا بودیم؟
خب، فکر کنم در اصل داشتی میگفتی،
من برای یه زن، تو دستشویی کردن به طرز عجیبی سریعم.
قصد انتقاد نداشتم.
بیشتر نگران اینم که منظورت تعریف بوده باشه.
خب، کاملاً همینطور بود.
اینم جزو مصاحبهست؟
چی؟
این مصاحبه نیست.
یه گپ خودمونیه.
خب، اونم یه جیشِ خودمونی بود.
جولی کجاست؟
گفتی جولی میمونه.
آهان، آره، الان میاد.
چه اتاق قشنگیه این. خیلی گنده ست.
آره، من اغلب وسط هفته اینجا میمونم.
منظورم، اندازه اون دستشوییه.
وان گوشه.
من عاشق هتلم. تو هتل دوست داری؟
همه چی برات مرتبه، راحت. تمیزه.
بیروحه.
حالا، در مورد این شغل مسخرهی قدیمی،
راستش، یعنی تو دیگه زیادی برای این کار خوبی.
لاغر، موی خوب، جیشهای سریع.
مدلین کرو، بذار بهت بگم،
تو خیلی بیشتر از این حرفایی.
باشه، خوبه.
باور کن.
باشه. میدونی، وقتی با یکی حرف میزنی
و اون داره یه کم خودش رو دست کم میگیره،
ولی اینکه بخوای دلداریش بدی خیلی از بالا نگاه کردنه،
چون واقعاً فقط داره شوخی میکنه،
و واقعاً کمبود اعتماد به نفس نداره؟
آه، آره. - همون.
آره.
خب. - من خیلی... ببخشید. دارم تند میشم.
من همینجوری حرفا از دهنم میپره، دست خودم نیست. اه.
نه، کاملاً میفهمم.
اول حرف بزن، بعد فکر کن. منم همینم.
هی، هیچ ایرادی نداره. - خب...
ولی امیدوارم بدونی که من منظورم تبعیض جنسیتی نبود.
اوه، نگران نباش، همه چی سر به سر میشه.
شما پسرا ممکنه تو "کار شماره یک" سرعت بیشتری داشته باشید،
ولی ما تو "کار شماره دو" ازتون جلوتریم.
خب، دیدید؟ حرف منم همینه.
چه منظوری؟
شوخی آبکیه. مشکلی نیست.
چرا که نه؟ آفرین بهت.
ممنون. - میدونی، جالبه.
وقتی کارم رو شروع کردم...
اِم، نه... خوبم.
اون پیرمردا، همیشه بهم میگفتن،
خانما تو محیط کار عصبیشون میکردن.
خب، این که... - مسخرهست.
جامعهستیزانه.
دقیقا. میدونی من بهشون چی میگفتم؟
من اتفاقاً از این تنش خوشم میاد.
باشه. - پس...
راجع به دانشگاه صحبت کردیم. - آره.
واقعاً عالیه.
ممنون. - کارت خوبه.
مرسی. یعنی، خب، مال ده سال پیشه ولی...
سیاست؟ - متأسفم.
تو دانشگاه، فعالیت سیاسیای؟
یعنی، مهم نیست، ولی مطبوعات فکر میکنن همه ما یه مشت تروتسکیستیم.
پس لطفاً اگه چیزی برای رو کردن هست، بهمون خبر بدید.
خب، من تروتسکیست نیستم.
همچنین عضو حزب محافظهکار هم نیستم.
خیلی وقتا بهش فکر کردم.
اوه، فکر کنم الان دیگه نباید، آره؟
No comments yet. Be the first to leave one.