The first 200 lines.
:تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
اول از همه میخوام ورودتون به کلاس رو .خوش آمد بگم
اگر لورکا به دنیا نیومده بود و یک خط هم ...شعر ننوشته بود [[فدریکو خسوس گارسیا لورکا شاعر اسپانیایی
.دو بعلاوه دو باز هم چهار میشد
اگر ناپلئون 200 سال پیش اسپانیا رو فتح ...کرده بود و ما اینجا فرانسوی حرف میزدیم
.دو بعلاوه دو، البته که چهار میشد
میخوام که متوجه بشید که تنها ،حقیقت مطلق
،تنها چیزی که همیشه یکسان میمونه .اینکه دو بعلاوه دو میشه چهار
باربارا، ممکنه لطفا بیای اینجا؟
- اونجا چی داری؟ .- هیچی
.یالا باربارا، چیزی نیست اونجا چی داری؟
.- فقط یه دست نوشتهاس - که توش چی میگه، مارکوس؟
.فقط یه نوشتهاس
.پس تو یه نوشته داری
...مارکوس، برو به دفتر مدیر
و بهش توضیح بده چرا وقتی دارم با همکلاسیت .صحبت میکنم، وسط حرفم میپری
.یالا باربارا
باید بهم اون دست نوشته رو نشون بدی و .این بحث بیمعنی رو تموم کنی
بلند بخونش، تا هم کلاسی هات هم بفهمن .چه چیز اینقدر مهمی بوده
- میخوای که بخونمش؟ .- بله، میخوام که بخونیش
- مطمئنی؟ .- مطمئنم. لطفا بخونش
.دلم به حال کله خوکی میسوزه
!ساکت! ساکت
در مورد من اینطور فکر میکنی؟
.ازت یه سوال پرسیدم باربارا در موردم اینطور فکر میکنی؟
.بله
.نوشته رو بهم بده
.نوشته رو بهم بده، باربارا
!نوشته رو بهم بده
.- نمیتونم - چرا نمیتونی؟
.چون ندارمش
:تـــــــــرجمه از AlirezAlirezA و علیرضا Shepherd امین
دنیا
...خب... پنج کیلو، وضعشون بد نیست .میتونم بهت 5 یورو بدم
اما توش "کندو" هست. نمیتونی پولش رو .با کتاب خود آموز تعمیر یکی کنی
.اینجا کتاب رو طبق وزنش میخرن
آره، اما این "کندو" ـه. نیست؟ .سلا، جایزه ی نوبل برده
،این فروشگاه اینجوریه .کتاب از روی وزن، هرچی که باشن
.نمیتونم سر هر کتابی فرق بذارم .اگر که موافق باشی، بهت پول رو بدم
.باشه، من "کندو" رو نگه میدارم
سلام؟
آلیسیا؟
!آلیسیا، عزیزم
چطوری عسلم؟
.بازوم درد میکنه منو زدن، نه؟
.نه، نزدن. بهت سرم وصل کردن .توی بیمارستانی
گاوه رفته؟
کدوم گاوه، عزیزم؟
.یه گاو سیاه بود، خیلی بزرگ
.گاوی وجود نداره، عسلم .خواب دیدی
.- سلام لوئیس .- سلام
.- سلام آلیسیا .- ممنونم
.خواهش میکنم، عزیزم حالت چطوره؟
.یکم گیجم
.طبیعیه .یه ذره استراحت کن
- لوئیس، میشه با من بیای؟ .- البته
.سلام
!لوئیس
!بابا
.بگو عسلم
.- سلام .- سلام
- حالت خوبه؟ .- البته
- تو چطوری؟ .- عالی
.بابا
!بابا
.بگو عسلم
میتونم شنبه تو خونه ماکوتو بخوابم؟
ماکوتو؟ دوست ژاپنی داری؟
.نه، لقب ونساس
چرا بهش میگید ماکوتو؟
.چون اسم مستعارشه
.ماکوتو اسم مسعار ونساس
.باید کار روی دایناسورت رو تموم کنی
.فقط پاکنویس میخواد
.آره، اما باید انجامش بدی آلیس
تو نمیتونی اینکارو بکنی؟
.یه قسمتی از کار پاکنویس کردنه .اگر من انجامش بدم، دیگه ارزش خودش رو نداره
.پررو نشو
اگر قبل از شنبه تموم کنم میتونم برم، نه؟
نمیخوام فقط بهخاطر اینکه میخوای بری .خونهی ونسا سرسری انجامش بدی
،اگر عجله نکنم و قبل از شنبه تمومش کنم میتونم برم، نه؟
.همه میان
- همه کیان؟ .- ماکوتو، ساکورا و من
- ساکورا؟ .- پالوما [[ساکورا نام ژاپنی درخت یا شکوفه های گیلاس
.- اوه، پس پالوما و تو میرید .- و ماکوتو
.ونسا حساب نمیشه، اون تو خونهاس میخواید چیکار کنید؟
.انیمه ببینیم و رامن بخوریم
پدر مادرش اونجان؟ .باید باهاشون صحبت کنم
.- باشه .- باشه
- میتونم ازت یه سوال بپرسم؟ .- البته، عسلم
میتونم یه سیگار بکشم؟
...اما
.میخوام بدونم چه حسی داره .تا حالا نکشیدم
.باید تو دهنت جمعش کنی
.بعد دود رو با قاطعیت بدی تو
.اگر شک کنی، سرفه میکنی
،اگر بتونی یه قدرت جادویی انتخاب کنی اون چیه؟
...نمیدونم
یالا، چی رو انتخاب میکردی؟
.که ناپدید بشم
اگر بتونی دو تا انتخاب کنی؟
،ناپیدا بشم .تا کسی نتونه بهم دست بزنه
اما این مثل وجود نداشتنه، نه؟
.یکم، چرا
- میدونی من کدوم رو انتخاب میکردم؟ - کدوم رو؟
.اینکه بتونم هرکسی میخوام بشم
:فکر کردم که پادشاه بشم و اینجوری سخنرانی کنم
«اسپانیولیهای عزیز، از اینکه باقی «.اسپانیولیها رو کشتید مفتخرم
.- آلیسیا، فحش نده .- ندادم
.دوست ندارم بد حرف بزنی
میتونم یه چیز دیگه ازت بخوام؟
.البته، عزیزم
.دلم میخواد جین و تونیک بخورم [[جین و تونیک: کوکتلی از جین و آب تونیک
.فکر کنم یه جین داشته باشیم
.در مورد تونیک مطمئن نیستم
- اسم مستعار تو چیه؟ .- یوکیکو
.یوکیکو. قشنگه [[یوکیکو به معنی شادی یا برف
دفتر خاطرات
.آرزوی اول: هر کسی که میخوام بشم
آرزوی دوم: لباس دختر جادویی یوکیکو که .میکو سائوری برای خواننده مگومی طراحی کرده
.یوکیکو
.آرزوی سوم: سیزده ساله بشم
.دارم میرم عزیزم .عصر میبینمت
.- صبر کن - چی شده؟
.- فقط صبر کن - چی شده؟
.بانو هر چیزی که میخواد بهم میگه
.بعدا میبینمت، عسلم
.- بابا .- بگو
.موبایلت یادت رفت
.یه روز سرم رو به باد میدم .میبینمت، عزیزم
.امروز در قسمت نامه یک نامه ویژه داریم
و اینکه میگم خاص بهخاطر اینکه توسط .یه دختر 12 ساله نوشته شده
،بهخاطر اینکه اون اهداش کرده به پدرش .و بهخاطر اینکه اون سرطان خون داره
...اسمش آلیسیاس و نامه هم اینه
.صبح بخیر
.- سلام !- سلام... لوئیس! خیلی وقت بود ندیده بودمت
چطوری، عروسک؟
رامون امروز صبح اینجا بود و داشتیم دقیقا .در موردت حرف میزدیم
.خیلی وقته که ندیدمش
بارش بسته شده، میدونستی؟
.نمیدونم قراره چه اتفاقی بیافته
.نمیدونستم، چه قدر بد
اگر کسی سه سال پیش، نه حتی یه سال پیش .اینو بهم میگفت، باورم نمیشد
،اینجوری پیش میره، کم کم .و آخرش بهش عادت میکنی
تو چطور؟
.با موج میرم میام، که کار کمی نیست
تو چی؟
- چی میخوری؟ .- آبجو
چیکار میشه کرد؟ از دست سیاستمدارها هم .خلاص بشی، چیزی عوض نمیشه
- زیتون یا چیپس؟ .- زیتون
مشکل این کشور اینکه یه بانکدار به اندازه .یه کارگر فاسده
.مشکل اینه
.- بفرما .- فکر کنم همین طوره
- دخترت در چه حاله؟ .- راستش رو بخوای، خیلی خوب نیست
دوباره جراحی میکنه یا برمیگرده به شیمیدرمانی؟
...آره، شیمیدرمانی میکنه ولی
!گندش بزنن .متاسفم لوئیس
کاری هست که بتونم برات انجام بدم؟
.ماریسول رو میشناسم. ممنون
راستش، دوست دارم .باهات خصوصی حرف بزنم
.حتما، البته
میخوام برای آلیسیا یه چیزی که دلش میخواد .رو بخرم، اما تو موقعیت الان من رو میدونی
چقدر خرجشه؟
.7000تا
میتونم رایگان تا هر وقت که بخوای .اینجا کار کنم
.گندش بزنن لوئیس، خیلی پوله .منم دست و بالم تنگه
.البته
نمیتونم بهت اینقدر پول قرض بدم چون .اصلا ندارمش
.میفهمم، نباید تو این وضعیت میذاشتمت
.نمیدونم چیکار کنم
میتونی دنبال یه کار بگردی که بتونی .پیش پرداخت بگیری
.اما اوضاع سخت شده
.نه، ممنون
میخوای براش چی بخری که اینقدر گرونه؟
.- یه لباس مال کارتونه - مثل یه لباس تغییر چهره؟
نه، لباس یه طراح معروفه. برای همین .اینقدر قیمتیه. فقط یدونه ازش هست
.تنها چیزی که آلیسیا میخواد اینکه کنارش باشی
.چیزی که مهمه اینکه در کنار هم باشید .لباس و پول چیزهای کم ارزشیه
.درسته
الان کاری ندارم اما منتظر جواب .چندتا مصاحبه ام
.تبلیغش گفته بود که وثیقه لازم نداره
.درسته، اما میخواستم بدونم که امکانش هست یا نه
.من وثیقه ندارم، اما میتونم بهره بدم
،میدونم الان وقت خوبی نیست .اما من پول رو لازم دارم. برام مهمه
.متاسف نباش
.امروز در قسمت نامه یک نامه ویژه داریم
و اینکه میگم خاص بهخاطر اینکه توسط .یه دختر 12 ساله نوشته شده
،بهخاطر اینکه اون اهداش کرده به پدرش .و بهخاطر اینکه اون سرطان خون داره
...اسمش آلیسیاس و نامه هم اینه
من این نامه رو از اتاق بیمارستان .برات مینویسم
.من زیاد اینجا میام
،اولا میترسیدم و ازش متنفر بودم .اما الان عاشقش شدم
،میدونم عجیبه .هیچ کسی از بیمارستان خوشش نمیاد
،از بوی راهرو خوشم میاد، غذا رو دوست دارم .از چسب زخم و سوزن خوشم میاد
میدونی چرا؟ چون میدونم هربار که .بیدار بشم، تو در کنار منی
.باربارا
!باربارا .چشمات رو ببند
.تا وقتی نگفتم بازشون نکن
.الان
- به چه مناسبت؟ .- همین جوری
No comments yet. Be the first to leave one.