The first 200 lines.
.بلند شو، امیلی
!نه
!بلند شو دیگه، امیلی- مجبورم نکن برم-
امروز برای تو روز خوبیه
!ولی من از زندگی متنفرم و فقط میخوام بمیرم
.واسه همین باید امروز به خودمون برسیم
یادتون باشه حوله بردارید .وگرنه ازمون پولشو میگیرن
این مسخرست
حالا میخوای هزینه بیشتری رو صرف کارهای جادویی آزمایشی کنی
بعد از اینکه برای تماشای !اپرای مسخره کلی پول دادیم
امیلی بیماره، به سختی میتونه از تخت بیاد بیرون
اگه سرخک گرفته باشه چی؟ !یا بدتر، سرخک روحی
اون چه کوفتیه دیگه!؟
!نمیدونم ولی نمیخوام بفهمم چیه
نگران نباش، امیلی بعد امروز حالش سر جاش میاد
می بینی؟ خاله لیوینیا مطمئنه جواب میده
اگر درباره ی چاکرا حرف میزنیم- !نه نمیزنیم-
بهتر از قبل بر میگرده ثابت تر از خط راه آهن
!حالا نمیخواد یه طوری بگی که من درک کنم
سو؟
با ما میای؟
داشتم کتابی درباره ی ریشه های رفتار می خوندم
از اون کتاب خوبا
و گفته شد که اگر مادرشوهر من رو دعوت کنه، به استراحتگاه آب درمانی
من باید دعوت رو بپذیرم
درسته- خدارو شکر-
خیلی حرفا باهات دارم
میشه کمی تنها باشیم؟- البته-
.خوبه
اما امیلی، امیدوارم که این یه روز آرام باشه
فرصتی برای استراحت و تخلیه
من از زمان اپرا تو رو ندیدم و باید صحبت کنیم
همه وسایل لازم رو برداشتن؟
رایحه ای؟ روغن ضروری؟ دید جدید؟
من اخلاق گَندمو میارم- !امیلی-
!گندش بزنن، احمق، عوضی
چیه؟ چی شده؟ چته باز؟
نمیتونم قوی ترین کریستالم رو پیدا کنم
آخرین بار کجا دیدیش؟- رو مهرابم-
چه شکلیه؟
!یه سنگ ابزیدین
میخوام خودمو از انرژی های بد دور کنم
خیلی خستم، خدای من
!بابا، انرژی منفی ـتو بگیر اونور خب
هیچ مشکلی نیست من یکی اضافی دارم
خیلی خب، بریم
.خدا حافظ
!میدونی پولشو نداریم- ادوارد، دخترت بیماره-
فقط یه جا هست که امیدواریم بتونه خوبش کنه !نمیشه واسه سلامتی قیمت گذاشت که
شما مطمئنی این گِله؟
ترجمه از Soheil_HAIZ
::..کانال تلگرام هوادارن هیلی استاینفلد..:: @HaileeSt_Team
هایدروتراپی یا همون آب درمانی
میتوان اونو به عنوان تمرینه درمانی برای دردها توصیف کرد
با خیساندن قسمتهای مختلف بدن در آب
!سو
!سو
امیلی، به خاله لیوینیا گوش کن
به سراسر دنیا سفر کرده و اسرار جادویی رو با خودش آورده
درسته، دخترا
شما در روندی شرکت خواهید کرد که در تمدن های باستان استفاده می شده
مصر، یونان و روم
مردم بهش درمان متناوب میگن
اما من همه راه حل های جایگزین رو می پذیرم اگر موثر باشن
.موافقم
منظورم اینه که شاید دکتر ها تاییدش نکنن !ولی اونا مگه چی میدونن
.خیلی کم
چیزی که گفتم به خاطر بسپارید، در پایان آب درمانی
زنان مریض و آشفته و اینطور غمگین نخواهید بود
اگه بخوام همینطوری باشم چی؟
!امیلی، کافیه دیگه
ما به خاطر تو اینجا هستیم یادت رفته؟ تویی که مشکل داری
نه خواهر، همه ی ما مشکل داریم مشکلات در بافت ها ـست
.خدای من، خیلی گرمه
!ولی هنوز نمیتونیم بریم، چون گرونه
تسلیم گرما شو، تسلیم جریان شو
.بزار آب تو رو درمان کنه
اجازه ندین انرژیتون درز پیدا کنه
چی میشه مگه؟
!عزیزم وینی
هرگونه درز انرژی میتونه باعث خیلی چیزا بشه از روابط نا سالم گرفته
...تا نیاز به پُر خوری کردن
.خوبه
سو؟
چیه؟
بیا دزدکی بریم بیرون حرف بزنیم
فکر کردم قراره استراحت کنیم
!خب وقتی حرف میزنیم استراحت کن
به دلایلی، فکر نمیکنم اجازه بدی این کارو بکنم
!بیا دیگه- یادتون باشه آب درمانگره-
و حقیقت محافظ
...من که احساس خیلی بهتری دارم، پس
کجا دارید میرید شما؟ !پولشو دادیم، هفده دقیقه دیگه وقت داریم هنوز
گفتم شاید بهتر باشه ما بریم انرژی درمانی
من خیلی تعریفشو شنیدم اون از ماه برای معالجه استفاده میکنه
!دقیقاً، همین که شما گفتی
خب، من وقت زیادی برای برنامه ریزی گذاشتم ولی برید عیب نداره
برید به کارتون برسید
.باشه، استخر می بینمتون
!انرژی منفی بود
.جلسه ی بعد
نکته اینجاست که زدم همه چیزو نابود کردم نباید برای همسرش نامه مینوشتم
.و تو اپرا نباید کنارش مینشستم
حالا سم دیگه شعرمو چاپ نمیکنه دیگه تمومه
امیلی، البته که چاپش میکنه
هرچی بنویسی چاپ میکنه
به همه گفته
میدونم، ولی گند زدم
...حالا ازم متنفره
من باور نمیکنم، داری اشتباه میکنی
سم قطعاً شعر تو رو چاپ میکنه
سو، چن هفته گذشته
و هر روز، روزنامه رو چک میکنم ولی خبری از شعر من نیست
اگه واقعاً فکر میکنه من یه استعداد نوظهور هستم پس چرا کاری نمیکنه؟
...جوابش اینه که نمیخواد کاری کنه
بعد از اینکه از اپرا رفت احتمالاً شعرم رو انداخته سطل آشغال
.بچرخید
امیلی، این اضطرابی که احساس می کنی طبیعیه
این یک قدم بزرگ برای توئه برای تو و کارت
خودت رو برای مردم آشکار میکنی و این بسیاری از احساسات تو رو نمایان میکنه
اما خوبه
تو باید خوب بدونی با احساسات چیکار کنی
بریزش رو یه کاغذ ...بنویس
به هنر تبدیل ـش کن
ولی دیگه به خودم باور ندارم
صبر کن، چی؟
قبلاً در خودم قدرت و اعتماد به نفس داشتم ولی دیگه نه
نه از وقتی که اونو دیدم متنفرم اینو بگم ولی حس میکنم تقصیر تو بود
من مقصرم؟
آره، چون بهم فشار آوردی اینکارو بکنم
تو مارو به هم معرفی کردی و ذهنم رو پر از افکار شهرت کردی
و همین که شعرم رو بهش دادم همه چیزم رو از دست دادم
الهامی که داشتم از بین رفت
قبلاً همه چیز واسم الهام بخش بود
و بعد ناگهان اون مهم ترین چیز زندگیم شد
نظر و احساسش...انگار همیشه تو سرم بود
فقط به اون فکر میکردم
قبلاً از جای دیگه ای الهام میگرفتم ولی حالا همه چیز شده اون
!وای- چیه؟-
اون بالا خیلی شلوغه
یعنی چی؟ کجام؟
!انگار مغزت داره می سوزه
.بی دلیل نیست
میشه لطفاً یه چیزی بگی؟ چون احساس می کنم دارم دیوونه میشم
امیلی، آروم باش
.هیچ کاری لازم نیست بکنی
نفس بکش دَم، بازدم
.قول میدم همه چیز درست میشه
سم شعر تو رو چاپ میکنه .فقط بهش اعتماد داشته باش
!بعدی
!باشه
!جلسه ی بعد
با عشق الهی و آبرسانی مداوم می تونیم خودمون رو درمان کنیم
چش شد یهو؟- تشنج کرد-
این میتونه تجربه تصفیه کننده ای باشه
اگر خوش شانس باشیم، ممکنه گروهی یه تشنجی بزنیم
فقط باید پایین تنه رو شل کنیم
حالا هرچیزی که آزرده ـت کرده با یه نفس بده بیرون
تمرکز کنید دخترا
در لحظه زندگی کنید، نه گذشته نه آینده
...همه چیز در حال خلاصه میشه
"ابدیت مجموعه ای از لحظات آنی ـست"
چیزی شده؟ ناراحتی
.من خوبم
خوب، کلمه ی تو نیست امیلی" هیچوقت نمیگه من خوبم"
تو میگی" دنیام از دستم رفت یا همچین چیزی
حالا بگو چی شده
هیچی، چیزی نشده
هیچی فقط یه مرد داره گند میزنه به زندگیم
!نگو- آره، مزخرفه-
فکر میکردم فراتر از این چیزا باشی
چی باعث شد همچین فکری کنی؟
بی خیال، امیلی تو همیشه مستقل بودی
تو دست رد به سینه ی همه ی خواستگار ها زدی این خیلی شجاعانه ـست
بعضی وقتا با خودم میگم ای کاش بله گفته بودم
شاید اگه متاهل بودم با یه بچه زندگی ساده تر میشد
دیوونه کننده ترین حرفی بود که تا به حال ازت شنیدم
باید کاری کنیم این آب درمانت کنه چون بدجوری انرژی منفی شدی
و من میخوام مثبت باشی
میخوام قوی باشی
امیلی؟
چیه؟
...تو قهرمان منی
.تنهایی باید سخت باشه
عادت کردم
پس برای نوشتن وصیت نامه کمک میخواید ...حالا که همسرتون
درسته، میخوام همه چیزمو برای بیلی بزارم
پس نامه ی ذینفع باشه
و میخواید چه کسی وصیت نامه رو اجرا کنه؟
باید شخصی معتمد باشه که به کار ها برسه ...وقتی شما
...میدونی، وقتی نیستی
.به تو اعتماد دارم
نگرانی های گذشته الان واسم مسخره ـست
میدونم، اونموقع بچه بودیم
حالا اواسط بیست سالگی هستیم
...من دارم وصیت نامه می نویسم
.مسائل جدی شده
.بزرگ بودن سخته
و اگر خدایی نکرده اتفاقی برات افتاد
...قبل از اینکه ویلیام کوچولو به سن قانونی برسه
No comments yet. Be the first to leave one.