The first 168 lines.
...دو روز بعد
من واقعا نمیدونم دارید راجع به چی حرف میزنید سرکار
نه ، قربان ، یه کلمه هم نشنیدم
ای کاش اطلاعات بیشتری واستون داشتم
نه، من هیچ چیز عجیبی اون بعدازظهر ندیدم
بعد از مدرسه؟
احتمالا داشتم درس میخوندم
خونه بودم
لازمه که وکیل بگیرم؟
کارِ ما اینجا تمومه؟
آه مو
سلام، عزیزم
تو خوبی؟ - آره -
چیز جدیدی یادتون میاد؟
هر چیزی
فقط همونی که قبلا بهتون گفتیم
همه چیزُ با افسرها در میان گذاشتین؟
آره ، البته
باید یه چیزای دیگه ای هم باشه ، چون
میدونی، تو پیدات شد و بعد اون یهو غیبش زد
خیلی خب ، من درک میکنم که تو نگرانی ،باشه؟
همه ما نگرانیم، ولی اون گفت که چیزی نمیدونه
...متاسفم،من..من فقط من فقط باید بدونم که اون حالش خوبه
آخه اون دو روزه که رفته - اون برمیگرده -
منم یه بار فرار کردم. یه مرحلهاس
اگه امتحانش کنی ، میکشمت
لعنتی. باید برگردم به بیمارستان
حالت خوبه؟ - آره من خوبم -
ببین ، آقای "دی" اینم درست میشه اینجوری نیست که اون بتونه حامله شه
منظورم اینه که میتونه، ولی... نمیشه
ببین، چیزی که میگم اینه که اون واقعا دختر باهوشیه
خیلی خب ، ما میریم بشاشیم من... بیرون میبینمت
باشه - بزن بریم -
تو داری اوضاع رو خراب تر میکنی
!مو
اون اینجا چیکار میکنه؟
!چه غلطا؟
!پشمام
فکر میکنی داشت درباره ماشین به پلیس ها میگفت؟
خب ، ما اونُ توی دریاچه غرق کردیم - میتونیم یکم ساکت تر باشیم -
بگیر - این چیه؟ -
قهوه
دروغ گفتم ، تکیلا عه - کسخولی چیزی هستی؟ -
یالا ، تابی ، تو به پارتی کردنات معروفی
ولی نه وسط روز اونم تو ایستگاه پلیس
منظورم اینه که، من نگرانتم، تو خوبی؟
خب کل زندگیم به گا رفته
پس هر چی بشه با آغوش باز به استقبالش میرم
ولی حداقل به عنوان یه نوجوون فراری گزارش نشدی
جدا ، اون کدوم گوریه؟
هزار با بهش زنگ زدم ولی مستقیم میره رو پیغام گیر
میگم شاید گوشیش خاموشه
آره ، فکر کنم تلاش نمیکنه که ردیابی بشه
راستش ، خیلی بهش افتخار میکنم که فکر اینو کرده
چطوری قراره باهم در ارتباط باشیم؟
به سابین دایرکت بده
" به الودی بگو به باباش زنگ بزنه" - زیرکانه بود -
ترجیح میدی من برم اون تو و به آقای "دی" بگم که
اون با یه الهه راکِ همهجنس گرایِ خودشیفته تو یه وَنه؟
خیلی خب به نکته مهمی اشاره کردی ولی حالا چیکار کنیم؟
به نظرم ما باید فقط طبیعی رفتار کنیم
به نواه گفتم تو خونه راوی میبینمش
باشه ولی هیچ چیز این طبیعی نیست
کجا بودی؟
نگران بودم
ببخشید ، داشتم کار میکردم - باشه ولی هیچ کدوم از اس ام اس هامو نگرفتی؟ -
جلسه مون با سایمون یکم بیشتر طول کشید
عجیبه چون من به سایمون تکست دادم و اون تو سیاتل عه
میتونم توضیح بدم - نه بذار من توضیح بدم -
وقتی تو نمیدونم کجا بودی ، من با دخترمون اینجا بودم
که داره ازش توی کلانتری بازجویی میشه
سلام بچه ها - سلام عزیزم -
درباره دوستت چیزی دستگیرشون شد؟
نه
چه خبره؟
آره، ویت، چه خبره؟
لوری ، بیخیال ، میشه اجازه بدی توضیح بدم؟
ما اینکارو اینجا انجام نمیدیم
شما هرکاری که لازمه بکنین، بکنین من میرم
حتما عسلم
حتما باید جلوی اون این کارو میکردی؟
کجا یادگرفتی بزنی؟
مامانم بهم یاد داد - از اون قسمتش وقعا خوشم اومد -
تا حالا واسش شعر پیدا کردی؟
کاملِ کاملش نکردم ، به یه چیز تو این مایه ها فکر میکردم
بده؟ - نه -
عاشقشم
ادامه بده
دوست دخترت بازم گیتار منو برداشته
منظورت معشوقه فعلی منه؟
حالا هرچی . باید بریم به *ساند چک *تست کردن صدا قبل از کنسرت و غیره
باشه
گوش کن ، ما توی تور هستیم
تو نمیتونی با دزدیدن وسایل مردم اونارو عصبانی کنی
آره من قرضش گرفتم ، اونم یه جورایی عوضیه
آره یه عوضیِ با استعداد
یالا
امشب تو سلیطه خرید و فروشی
منظورم اینه که، اول برایان باهام بهم میزنه حالا هم بهترین دوستم گم میشه
سال سوم من نفرین شده
شما از دوستای راوی هستین؟
من به داداش کوچیکهاش اسپانیایی یاد میدم داره طبقه بالا فعل هارو تمرین میکنه
تو از دوستای راوی هستی؟
تو اینجایی؟
بهت که گفتم میام
فکر نمیکردم واقعا بیای - بای -
پس ما... انجامش میدیم
میدونی ، کل دنیا منتظر این لحظه بود
خیلی زیاد
اوه پشمام ، اون "مو پاکیائو" عه پاکیائو : بوکسور حرفه ای
اون با منه دادا
تو اینجا نیومدی که دوباره با بردی بجنگی ، مگه نه؟
من اومدم اینجا تا مست کنم ولی جلوی هیچ چیزیو نمیگیرم
چرا اینجوری بهم زل زدی؟
فقط تحسین میکنم
تو خوشت نمیاد
نه ، خوشم میاد
مادرم همیشه میگه که مردی که سیبیل داره... یه چیزیو مخفی میکنه
خب تو چیو مخفی میکنی؟ - لَب بالاییم؟ -
من باید برم
نه ، نه - نه -
تو باید اینجا بمونی
باور کن. من نمیخوام که برم
پس نرو
راستش ، مامان بابام انقدر درگیر مشکلات خودشونن
که فکر نکنم براشون مهم باشه ، من کجام
خب این یعنی میمونی؟
بستگی داره. غذا دارین؟
نظرت در مورد "سراچا" چیه؟ "یک نوع سس"
...خودش
خالی
وسوسه کنندهاس ولی من یه چیز دیگه تو سرم دارم
یالا
اوه ، واقعا؟ - آره -
هی - هی. امشب عالی بودی -
ممنون، اینجا اوضاع چطوره؟
خوبه. فقط 15 تا تیشرت مونده
چی؟ اون همه تیشرت فروختی؟ - آره -
تو باید مدیر تور جدیدمون بشی - آره؟ -
سلام، مدال ها چندن؟
دو دلار
...ولی
اگه من بهت بدمشون مجانی هستن
عالی شد - ممنون. میتونم یه عکس بگیرم؟ -
وای خدا جون ، البته
ما خیلی کیوتیم ، عاشقشم
وای خدا، منو توش تگ کن میذارمش توی استوریم
ممنون - ممنون، بای -
خب مدال ها ، واست یه جور رسمه؟
تابیتا فاستر میگه که ازت میخواد به بابات زنگ بزنی
من باید پشت صحنه باشم
اوه هی
همینه! قربانی بعدی کیه؟
من یه بازی دوباره میخوام
میخوای بازم ببیازی؟
کسی بردی رو ندیده؟ - اون گفت بعدا میاد -
تو حالت خوبه؟
...آره. فقط
میدونم که تو ریاضی خیلی خوب نیستم
ولی نسبت ودکا به ذغال اخته این خیلی زیاده
به خاطر چیه؟ به خاطر بابات؟ یا به خاطر بردی؟ چه خبره؟
خب من میومدم اینجا تا سعی کنم هردوشونو فراموش کنم
ولی اینجور که معلومه ، غیر ممکنه
متاسفم
گوش کن، من داشتم فکر میکردم
میخوام به پسرا درباره کاری که بردی با تابیتا کرد ،بگم
مردم باید بدونن - چی؟ نه -
قرار بود یه راز باشه
No comments yet. Be the first to leave one.