The first 200 lines.
آنچه گذشت ...
وقتی جوونی همه بهت میگن:
"کی رو دوست داری؟ "عشق تنها چیزیه که نیاز داری"
و این تو رو وارد شوک میکنه. حداقل برای من اینجوری بود
من خیلی زود ازدواج کردم
یه دوست دختر عالی داشتم اون خوشگل ...
پولدار و هنری بود
و منم میخواستم هنری و پولدار بشم
بخاطر همین باهاش ازدواج کردم. و بعد عاشقش شدم
آه، شرمنده
آقای سالووی، این همسرم، آلیسون هست
- داشتم بهت خیانت میکردم - با کی؟
آلیسون؟
دوست دارم
منم دوست دارم
من باید از اینجا برم
من عاشق یه نفر دیگهام
برو بیرون! برو بیرون!
من کتابت رو خوندم نوآه، من سکس هستم؟
هیچ ازدواجی نمیتونه با وجود من دووم بیاره؟
جوری جلوه کردی که انگار من اومدم سراغ تو
انگار اساساً من خودمو روت انداختم
هی، کول؟
میشه فقط بمونی؟
شاید این فقط یه اشتباه بوده
نه، خواهش میکنم اینو نگو
من یه فکر احمقانه داشتم
که من و تو میتونیم یه شروع دوباره داشته باشیم و ...
و تمام رنجی که برای بقیه درست کردیم ...
برای یه دلیل بوده، چون ما قرار بوده باهم باشیم
هیچوقت فکر نمیکردم همش بیفایده باشه
یه گوزن بود
یه گوزن بود!
نرو! نوآه! نوآه!
آلیسون، اگه کاری نکنم
اونا منو محکوم میکنن
میدونم، فقط ...
فقط حقیقت رو بگو
عالیجناب... من گناهکارم، من اسکات لاکهارت رو کُشتم
داری چه غلطی میکنی؟!
بشین و هیچکاری نکن
وقتی میای بیرون، شاید بازم فکر کنی ...
که منو داری که بری پیشش
و سعی داری بهم بگی که ندارم؟
متأسفم
سلام
من پسرت رو عمل کردم
خدای من، دکتر اولا
واست خوشحالم عزیزم
عجب مردی تور کردی
خوشتیپ، معدب، دکتر
بنظرت اصلاً متوجه هست ...
- که این سطل آشغال مال اونه؟ - نه، فکر نکنم
و اگه همینجوری واسهش تکون بدیم خبر دار نمیشه
سلام بابایی
سلام
سلام. خودتو ببین. خیلی خوشگل شدی
یه قرار دارم
خب، چی شد؟
چرا منو قال گذاشتی؟
برو خونه پیش زن کوفتیت
اونا جسدش رو پیدا کردن
اون مُرده. و دلیلش رو خودکشی میدونن
- مامانی کجاست؟ - فقط کافیه ...
بهش فکر کنیم و ازش یاد کنیم
و اینجوری همیشه با ما خواهد بود
پریا؟
ویک نگفت که داری میای اینجا
اون گفت شلوارش پاره شده
پس اومدم که بدوزمش
میدونم، ولی نمیخواستم تو زحمت بیوفتی
چرا باید یه کار خوب در حق پسرم منو اذیت کنه؟
مراقب از بچههات تو رو اذیت میکنه، هلن؟
ویک
ویک!
من دوره درمان رو قبول نمیکنم
این با عقل جور در نمیاد
من نمیخوام یه جا بشینم و مُردنت رو تماشا کنم
من سرطان لوزالمعده دارم
هیچ دارویی واسش وجود نداره. هیچ امیدی نیست
ویک؟ اون ماشین توئه؟
آره، همین الآن گرفتمش
من بهترین جادهی توی مالبو رو میشناسم
بیا ببینیم این ماشین چقدر میتونه سریع بره
من میخوام برسم خونه و میخوام مشروب بخورم
- تو حاملهای؟ - آره
میخواستم اینو بهت بگم
چرا میخوای به من بگی؟
میخوام نگهاش دارم. میخوام یه مادر باشم
نمیخوام بمیرم
روزای بیشتری میخوام. زندگی بیشتری میخوام
حال ویک خوبه؟
ویک قراره میمیره
وقتی میخوام بمیرم فقط میخوام در کنار یکی باشم ...
و اونم ...
تویی
خبرهای تازه سینما را اینجا بخوانید news_deal@
زیرنویس از: عــرفــان مــرادی
بخش اول: نوآه
توی یه جای تاریک بودم، مرد
همین اواخر فیلم دوم هزارتو رو تموم کردم ...
و اون موقع بالای دنیای بودم، ولی از درون ...
خالی بودم
پس به زندگیم نگاه کردم و از خودم پرسیدم
اینجا چه مشکلی وجود داره؟ چی گم شده؟
معتبر بودن
جواب اون بود. تمامیت
شجاعت. و این موقعی بود که کتابت رو انتخاب کردم
انگار باهام صحبت میکرد، مرد.
فکر کردم، این زندگی منه و این مرد همچیش رو ...
درک میکنه
این... خیلی خوشحالم که ...
- همچین حسی داشتی - مردم زیاد منو نمیشناسن. میدونی؟
اونا فیلم منو میشناسن
منو به عنوان یه قهرمان فیلمای اکشن ...
که فیلمای مدرن جیمز-باند گونه میسازه میشناسن
ولی همش الکیه، اون من نیستم
ولی این کتاب... این دقیقاً مثل منه
- این داستان منه - آره، داستان من هم هست
بنظرم... داستان من داستان توهم هست
میدونم، واقعاً از روی ایمانه ...
که کتابت رو واسه تفسیر توی دست یه هنرمند دیگه بذاری
ولی ازت میخوام که بدونی ...
من ناامیدت نمیکنم
هواش رو دارم. هوات رو دارم، باشه؟
و برای کارگردانی کردن همچین داستانی خیلی خیلی منتظر بودم
پس، تعریف در مورد من کافیه در مورد خودت به بگو
در مورد نوآه سالووی بهم بگو. کِی اینو نوشتی؟
مال چند سال پیشه؟
اوه، خدایا... بنظرم مال 8 سال پیشه
- 8سال پیش؟ - اوهوم
اوهوم. و چطور اتفاق افتاد؟
همینجوری یه روز نشستی و فکر کردی ...
"من باید یه کتاب کامل بنویسم"
خب، نه، نه، نه، نه دقیقاً، نه
خب، قبل این هم من کتاب نوشته بودم
- جدی؟ - آره، خیلی خوب در نیومده بود
- مایه تأسفه - درسته. و ...
من داشتم توی بروکلین تدریس میکردم
عاشقشم. این جزئیات خیلی خوبیه
خیلی معمولی طور
- خواهش میکنم ادامه بده - آه... آره،
و معلمها ...
و معلمها تابستونها تعطیل میشن و من و همسرم ...
بچهها رو واسه تابستون به مونتاک میبردیم
و یه ماه پیش مادر زنم میموندیم
یه لحظه بذار اونجا نگهات دارم
- همسرت، الن ... - هلن
چی؟
توی کتاب النـه و در حقیقت ...
این... اصلاً مهم نیست
- اون... چی میخوای در موردش بدونی؟ - اون یه کارکتر عالیه
- ممنون - آره
اون بامزه، شوخ طبع
و متواضعـه
پس، چرا این کارو کردی؟
- چیکار کردم؟ بهش خیانت کردم؟ - نه
نه. این قسمت رو درک میکنم
منظورم اینه که با عقل جور در میاد، تو یه مردی
نه، قسمتی که توی داستان باهاش در تقلا هستم
قسمتی که باهاش در تقلا هستم اینه که چرا تو ...
نه، ببخشید. شرمندم. چرا دنیل باید همسرش رو ترک کنه؟
خب، ... خب، موضوع کل کتاب ...
در مورد همینه
آره. متوجهام. پس بهم بگو
ام... خب، مطمئنم جواب دادن به این سوال ...
ساده نیست، ولی ...
نمیدونم ...
من اصلاً خوشحال نبودم
به سن مشخصی رسیده بودم که حس میکردم ...
باید بیشتر موفقتر، مطمئنتر و پولدارتر باشم
فقط بیشتر. و ...
هلن و من معشوقههای کالجی بودیم
میدونی، من عاشقش بودم
ولی... رابطه ما ...
فکر کنم بنظر من ...
چیزی بود که منو به عقب میروند
اوهوم
اینا برات مفید هست؟
آره. البته
خب، تو گفتی ...
- باهاش توی دانشگاه آشنا شدی. درسته؟ - آره، درسته
- چطوری بود؟ - کی؟ هلن اون موقع؟
اوهوم
یه جورایی دختر باحالی بود
اون توی نیویورک ...
بزرگ شده بود. توی همهی ضمینهها بالاتر بود
بندها رو میشناخت و... ببخشید
میشه یکم خامه برام بیارین؟
- البته آقا - ممنون
پس اولین شبی که اون کار کثیف رو کردی
چه آهنگی داشت پلی میشد؟
- ببخشید، چی؟ - چه آهنگی داشت پلی میشد؟
منظورم اینه که، تو گفتی اون کلی بند میشناخته
یه چیز سبک جدید، تازه یا خارجی ...
چی بودش؟
آه... اسپرینگزتین. فکر کنم آهنگ تونل عشقش ...
تازه بیرون اومده بود
آه، اسپریگزتین
اسپرینگزتین. عاشقشم
No comments yet. Be the first to leave one.