The first 200 lines.
....من داشتم رویایی میدیدم
.داماد،لطفا بیدار شو
.عروس امادست
یه رویای باور نکردنی از روزی که ما رو بهم رسوند
.یه پرس گوشت کبابی
.بدون گوشت باشه
.حتما
تو فکر میکنی که ارزون ترین چیزی که تو منو .این کافه تریاست برنجه ،ولی نیست
پرس گوشت کبابی
برنج سوپ میسو ترشی گیاهان
منهای 200 ین برای گوشت،ازپرس گوشت کبابی
و چیزی که تو ب میگیری برنجه به اضافه سوپ میسو وترشی گیاهاست برای بها برنج
.تو میتونی اب مجانی،بدون محدودیتم بگیری
.کافتریا مدرسه واسه بردن
.یوسوگی کون دوباره تنها باخودش
اوه،پسر.
مترجم: alireza5407 کاری از تیم ترجمه اختصاصی انیمه لیست AnimeList.eu | @AnimeList_ir
پنج قلو های اصلی
The Quintessential Quintuplets
The Quintessential Quintuplets
The Quintessential Quintuplets
هی،اونکیه؟
یه نفر با یوسوگه نشسته؟
.همچین چیزی هیچوقت اتفاق نمیفته
...اون دختره یونیفرم مدرسه مارو نپوشیده
وایسا،اضن همچین چیزی چطور اتفاق افتاد؟
.من اول اومدم اینجا
.میز کناری موجوده
.لطفا،جابه جا شو
.اینجا جایی که من هرروز میشینم
.تو برو
نگاه کن،یوسوگی کون داره با یه دختر ناهارمیخوره
جدا؟!مطمینی؟
.....چ،اوناحمقا
.دختره کاملا قرمز شده
.میدونی،هیچکس مجبورت نکرده
250ین برای یودون
.دوتا تمپورای میگو که هرکدومش150
100تا برای ماهی مرکب تمپورا
.مرغ تمپورا
.تمپورا سیب زمینی
!ودسر پودینگ وتمام
ین
ین
بیشتر از 1000ین برای ناهار؟ پولدار کثیف،تودیگه چی هستی!؟
.خب،هرکاری دوست داری بکن
.وقت خوردنه
.به رفتارات فک کن
درس خوندن وسط غذا!؟
.دارم امتحانامو مرور میکنم
.تنهام بزار
.تو باید خیلی داغون باشی
چند گرفتی؟
!ه-هی
.بزار ببینم،یوسوگی فیوتارو کون
......تو گرفتی
ص-صد!؟
این واقعیه؟
.اوه پسر،این خجالت اوره
.تو اینو از قصد به من نشون دادی
من بدم میاد که بهش اعتراف کنم،ولی تو درسا عالی نیستم
.من بهت حسودیم میشه
!میدونم
خانم شانس تورو به میز من اورده ،بهتره تو درس کمکم کنی
.ممنون بابت غذا
به زودی خوردنت تموم شد!؟
واقعا سیر شدی؟
میخوای یه بخششو باهات قسمت کنم؟
.هیچی نباشه تو خیلی زیاد سفارش دادی
.تو وزن اضافه میکنی
.....اضافه
من تاحالا ادمی به این بی عاطفگی رو ندیده بودم
!من هیچی بهت نمیدم
یوسوگی ریحا
دوباره داری تنها غذا میخوری بهم زنگ بزن ^o^
میشه قرضمون رو صاف کنیم؟
.بابا یه کار خوبه نیمه وقت پیدا کرده
اخیرا یه خونواده پولدار به اینجا نقل مکان کردن
و اونا دنبال معلم برای دخترشونن
یه معلم؟
.محل کار خونگی،خوش میگذره
.و اونا پنج برابر فروشگاه پرداخت میکنن
.عا،به نظر میاد سطحی باشه
من شنیدم مردم میتونن فقط با یه کلیه دریافت کننش
داری بهم میگی از یکیش بگذرم!؟
.شوخی کردم
.ولی حالا میتونی یه شکم غذا بخوری
.اونی چان
خب دخترشون چجوریه؟
.اون تو دبیرستانه
.اونا میگن داره به مدرستون انتقالی میگیره
....اسمش هست،ام،ناکانو
.ناکانو ایتسکی
.از ملاقاتتون خوشبختم
!من این دخترو میشناسم
دختره انتقالی رو!؟
.اون درواقع جذابه
اون یونیفرم مدرسه دخترونه کوروبارا،درسته!؟
.جدی؟اون بایئ خیلی پولدار باشه
یه دانش اموز انتقالی پولدار؟
پس اون دختره همونه؟
.ه-هی
.از ملاقاتت خوشبختم
.ا اوه
.بفرمایید یه پرس گوشت کبابی بدون گوشت
،دیروز گند زدم
،ولی اگه دانش اموز انتقالی منو رد کنه
.فرضت تدریسمو از دست میدم
.باید دوباره باهاش خوب بشم
.من برگشتم،میخواستم دوباره کنارت بشینم
مطمئنا نه فقط برای ناهار،بلکه برای یاد گرفتن هم
ای وای
.عالیه
.ممنون بابت انتظار
.اون داره با دوستاش غذا میخوره
.من متاسفم،ولی این میز پره
هی تو،به این راحتی میری؟
تو دنبال اتسوکی چانی،نیستی؟
من دنبال اون نیستم
چی؟پس اون اتسوکی چان هستش؟
چه چیزی راجب به اون نظرتو گرفت؟
چقدر شایسته بودنش؟ .به نظر همینشو خوشت اومده
.میدونم،میرم بیارمش
.صبر کن
.من نیازی به کمکت ندارم
.خودم مشکلاتمو حل میکنم
.این جمله خیلی مردونست،که داره از یه خرخون میاد
تو هر وقت کمک نیاز داشتی میتونی بیای پیش خواهر بزرگت ایچیکا
.شرط میبندم که قراره خیلی خوش بگذره
خواهر بزرگه"؟چی؟"
.ما تو یه سنیم
.فک کنم
.این بده،فک کنم
من امروز بعد مدرسه،اونو به عنوان معلم ملاقات میکنم
یوسوگی سان
.باید تا اون موقع درستش کنم
یوسوگی سان!
!یوسوگی سان
.بالاخره بالارو نگاه کردی
تو-تو دیگه کی هستی؟
برای چی اسممو میدونی؟
.سوال خوبیه
احتمالا یه ورقه امتحانو با یه نمره عالی گم نکردی؟
یا این یکی بود با یه صفر؟
برگه امتحان من؟چرا تو داریش؟
.....خب،میدونی
اون موقع،
اون اتفاق افتاد
.....من فهمیدم
.وحالا،ما اینجاییم
خب،کدومشه؟
.راستیه
.واو،توخیلی رو راستی
.جفتشو بهت میدم
.من نیازی بهش ندارم
و کی اخه صفر میگیره؟
.من گرفتم
و حس کردی که بدیش به من؟
اولین عقیدم راجب تو این بود که تو یه تنهای افسرده ای.
ولی من باید "نابغه"رو هم بهش اضافه کنم.
اون خیلی سریع بود!
میشه از دنبال کردنم دست برداری؟!
تو هنوز از من تشکر نکردی.
وقتی یکی یه چیزی رو واست برمیدار، باید بگی "ممنون"
چطوری اینو نمیدونستی؟ مگه تو نابغه نیستی؟!
من اتفاقی اینو پیدا کردم.
حالا ما مساوی شدیم.
آه.
ممنون.
اون دختره واقعا از من تشکر کرد.
من فکر میکردم اون تو راه خونه تنها باشه.
خوش امدید به خانه دیبوتسو
اوهتاگاوا
ایتسکی،من فکر میکنم داری زیادی میخوری.
زیادی میخورم؟!
این هنوز دومیمه.
تو هیولای گوشتی دم خرگوشی.
ب-بسه!
تو بین پسرا محبوب نمیشی!
به تو ربطی نداره!
اینجوری فرصت عذر خواهی گیرم نمیاد.
باخودت خوش میگذرونی؟
ا-این بد نیست.
این عادتمه.
اهان.
خیره شدن به دخترا دبیرستانی عادته؟
زنگ میزنم به پشتیبانی.
لطفا گزارشم نده.
وهمچنین لطفا به دوستت ایتسکی چان هم نگو.
باشه.
ولی...
اون دوست من نیست.
اینجا جایی که دنبالش بودم؟
اون پولدار نمایشی.
این ادرس درسته، فک کنم.
تو چی هستی، یه استالکر؟!
میتونی با من صحبت کنی اگه چیزی میخوای.
من با پرسیدن از شما دو تا به جایی نمیرسم.
تو خیلی اصرار میکنی.
مردم دوست ندارن، دارن؟
No comments yet. Be the first to leave one.