The first 200 lines.
[این سریال تخیلی است. شخصیت ها،مکان ها ،سازمان ها ،حوادث هیچ ارتباطی با رویدادهای زندگی واقعی ندارند]
ممنونم روز خوبی داشته باشید
معرفی میکنم مدیر عامل سالن پاریس خانوم کانگ یو جین
ممنون
امروز خیلی زحمت کشیدی
منظورت چیه؟ چه زحمتی؟
موضوع مهم تر اینه که
این فوق العادست صفر تا صد دیزاین داخلی رو خودت انجام دادی
انگار برگشتی به همون روزای جوونیت توی دانشگاه
همون موقع هایی که مشهور، زیبا و باهوش بودی
چرا همش با حرفات خجالتم میدی
دیگه سنی ازم گذشته
بدون تعارف گفتم
از بین تموم مهمون های امروز تو زیباترین زن بودی
همچین حرفی نزن
...ولی
چطوری میتونم لطفت جبران کنم
میتونی جبرانش کنی
این آهنگ رو میشناسی؟
چرا آهنگ ال پی اینجاست؟
این البوم قبلا یه بار خیلی تصادفی شنیده بودم
و در نهایت شد یکی از آهنگ های مورد علاقه ام
نمیدونستم آهنگ مورد علاقته
از گروهشون خواسته بودم چند تا آهنگ بهم پیشنهاد بدن که با حال و هوامون جور باشه
چه تصادفی
سرنوشته
شایدم تقدیر
من حتی هنوز معنی این آهنگ رو نمیدونم
زندگی که من داشتم
همش در انتظار تو گذشت
این قسمتش قلبم رو به درد آورد
اگه به این کارت ادامه بدی
خیلی شرمنده میشم
لابد خیلی نوشیدنی خوردم یکمی سرگیجه دارم
سرت خیلی گیج میره؟
نه فکر میکنم یکم استراحت کنم حالم بهتر میشه
الان خیلی دیره
پسرمم بهم گفته امروز برمیگرده خونه
احتمالا خیلی منتظرم مونده
باید هردومون برگردیم خونه اوپا
کاپیتان اوه میرسونتت خونه
حالتون خوبه؟
بله
هرچند یکم دیر شده اما بابت شروع کارتون بهتون تبریک میگم
همه اینا به لطف شماست کاپیتان اوه
به علاوه
بابت ال پی هم ازت ممنونم
این حرفو نزنید کاری نکردم
رئیس معمولا این آهنگ رو گوش میکنه
پس اگه بشه این آهنگ رو به همراه شما گوش کنن به نظرتون بهتر نیست خانوم کانگ؟
ممنونم که ازم نظر خواستید
باهمدیگه گوش دادید آهنگ رو؟
بله
لطفا هیچ وقت به رئیس راجع به درخواستم چیزی نگید
معلومه که نمیگم
بفرمایید
درسته زیاد نیست ولی به نشونه قدرانی ام ازتون بهتون میدمش
نه ممنونم
اگه قبولش کنم توی دردسر میفتم
اینو بهت میدم که مثل الان مراقب رئیس باشی
پس مشکلی برات پیش نمیاد اگه قبولش کنی
ممنونم
امروز خیلی زحمت کشیدی
بله بابت همه چیز ممنونم
زودتر برید داخل و استراحت کنید
بله
مامان
چرا اینقدر دیر برگشتی؟
ایشون کی هستن؟
ایشون کسی هستن که توی کارم خیلی کمکم کردن
پسرم بیا زودتر بریم داخل
حال مادرت امشب خیلی خوبه
میای باهم یه نوشیدنی بزنیم؟
منم دلم میخواد باهات نوشیدنی بخورم
اما باید برگردم از فردا امتحاناتم شروع میشه
امروز اولین بارت بود که اومدی خونه ام بعد میخوای اینقدر زود بری؟
از این به بعد بیشتر بهتون سر میزنم
جدی میگم- پسرم-
میدونی که تو تنها کسی هستی که من دارم؟
هر مانعی که سر راهت بود
حتی همه استخوون هامم بشکنن هرکاری میکنم تا اون مانع رو از سر راهت بردارم
پس
توام نباید منو ناامید کنی
حتما باید امتحانات رو قبول بشی باشه؟
مامان نگران نباش
من هیچ وقت
شما رو ناامید نمیکنم
به علاوه من
دارم فکر میکنم به اینکه چطور یه فرد قدرتمند بشم
پسرم تو فوق العاده ای
من تا خونه ایشون رو همراهی کردم
اما دیدم که چویی چئول وونگ اومده خونه
اون منو نشناخت
اما موضوع اینه که
مشکلی پیش نمیاد اگه خانوم کانگ بعدا متوجه بشه که شما
توی اتفاقی که برای چئول وونگ افتاد مقصر بودید رئیس؟
هیچ وقت تا آخر عمرش نباید بویی ببره
هوم ران- هوم ران، هوم ران..-
آجوشی بلیط گرفتم
سی هزار وون بابت هر بلیط
چی؟
دیگه آخرای نیمه اوله
حالا که نیمه اول تموم شده بیست و پنج هزار تا بیشتر نمیدم
قبوله بیست و هفت هزارتا
بترکی
باشه بابا- باشه-
هیونگ جو سه تا بلیط بیست و هفت هزاری
آخرای نیمه اوله
باشه باشه
بفرمایید
خوش بگذره بهتون
فایتینگ- فایتینگ-
بیاید بریم بازی بیس بالو ببینیم
بزن بریم سه تا بلیط میخواستم
بلیط چقدری بدم؟
..هر کدوم ده هزار تا پس سه تاش میشه سی هزار
این بچه پروو
مگه ما داریم اینجا گل لقد میکنیم؟
شب تا صبح سگ دو زدیم تا بلیط گیرمون بیاد
نمیفروشیم آقاجون برو شَرِتو کم کن
چطور دلت میاد این کارو بکنی وقتی بهمون قول دادی ده هزار وونی بهم بفروشی
چطور دلم میاد؟
من میتونم میکنم خب حالا چی زر زر میکنی؟
برو از طریق رادیو گوشش کن
تا وقتی دارم عین آدم باهات صحبت میکنم اوکی؟
ببخشید- وایستید-
این بلیط ها رو بگیرید
خدا خیرت بده
ممنونم
تشکر کنید- ممنونم-
ممنونم ممنونم
خوش بگذره
بچه ها دلشون میخواست بازی رو ببینن
همه بلیط هامون رو فروختیم؟
یدونه دیگه مونده- چه خوب-
نمیشه اون یکی رو بدید به من؟
...این دیگه کدوم خریه
منم
لی دوو هاک عوضی
ترسوندیمون بابا- هیونگ-
هیونگ ها سون وو
دوو هاک- شما ها چرا زدید توی کار بلیط؟-
خیلی لاغر شدی
نه بابا چاق ترم شدم
درسته
وقتی اومدم ملاقاتت شنیدم از زندان اومدی بیرون
ببخشید
بعد این همه مدت الان اومدی دیدن ما عوضی؟
بیخیال امروز روز خوبیه
بخورش- باشه-
راستی
در مورد یونگ پی خبرا رو شنیدی؟- چی؟- چ
اون عوضی-
کنجکاوم بدونم الان چیکار میکنه
نماینده ای که داره توی منطقه ما خدمت میکنه
از حکم تنبیه حروم زاده هایی که کلاهبرداری کردن راضی نیست
جمله ای که اون پیرمرد برات به یادگار گذاشته اینه که "امیدوارم هیچ وقت نتونی حتی یه قاشق بلند کنی"
پیرمردی که داری بهش خدمت میکنی نماینده نیست یه شیطان که کار کثیفی رو داره انجام میده
من که اصلا همچین پیرمردی رو نمیشناسم
معلومه که نمیشناسیش
ولی اون ساختمونی که توی چونان مدارکشو جعل کردی مال خواهر زن این پیرمرده
نمیدونستم به خدا نمیدونستم
غلط کردم
شروع کنید- لطفا این کارو نکنید-
اینو بگیر
من نمیتونم انجامش بدم
منم نمیتونم
حروم زاده
وقتشه برگردید سلول هاتون شماها دارید اینجا چیکار میکنید؟
این دیگه کیه؟
هم سلولی اوناست
بچه جون
با منی؟
چیکار میکنی عوضی
یا خدا
هیچ کس از جاش تکون نخوره
بچه جون احتمالا منو خوب نمیشناسی
چون قراره بری اون دنیا
احتمالا توام منو خوب نمیشناسی
چون منم واسه دیدن اون دنیا خیلی مشتاقم
اگه یه خراش روم بیفته
بدنت تیکه تیکه میشه و هر تیکه اش میفته یه گوشه
جون من؟
پس هر کاری دلت میخواد بکن
یا هردومون زنده میمونیم یا میمیریم
این چیه؟ اینجا چه خبره؟
تکون نخور
تکون نخور
تکون نخور واگرنه میکشمت
هی اعضای بدنت تیکه تیکه میکنم و هر تیکه اش می اندازم یه گوشه
سون وو هوس مردن کردی؟
من کی گفتم میکشمت؟
نگفتی میکشمت؟- معلومه که نه-
هیونگ ها شما بهش بگید
یکم باحال تر اجراش کن
باحال تر؟
دوباره بگو- میکشمت-
داری منو مسخره میکنی؟
دوو هاک تو بخاطر یونگ پیل عوضی خیلی دردسر کشیدی
میگن کافیه یه بار بری سلول انفرادی کلا عوضت میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.