The first 173 lines.
اگه حوصله ت سر رفته، برام چایی درست کن
باورم نمیشه تو همچین روزی چای داغ میخوای
به نظر میاد اخیراً نشانه های از یه فرقه ی عجیب در بیرون از قلعه و شهر وجود داره
شنیدم خدایی به اسم شیمیلا رو میپرستن
فعلاً که مزاحمت خاصی ایجاد نکردن
من امروز باید لجیس رو ببینم بخاطر همین برای مدتی میرم تولدار
چیشده؟
سم توشه
چی؟!
اوه، لطفاً نگران نباش
سم روی من اثر نداره
قدرت جادویی تو بدنم فوراً ترکیبات اونارو از بین میبره
خیالم راحت شد
وایسا، اصلنم نیست
این پارچ اختصاصاً برای بانو تیناشا اینجا قرار داده شده
فوراً درموردش تحقیق کنین
و حتی در تولدار هم همیشه یه سپر دفاعی داشته باشین
متوجه شدم
دعای بی پاسخ
آب رو یه خدمتکار پر کرده که ۵ ساله در قصر کار میکنه
سم رو از کجا گرفته؟
یه جادوگر مرموز اونو در بازار شهر بهش داده
بهش گفته که بانو تیناشا جادوگری هستن که میخوان اعلاحضرت رو فریب بدن
اوه، میلا
چی میخوای؟
بانو تیناشا گفتن که امشب برنمیگردن
این کاملاً محرمانه س، ولی لجیس مورد حمله قرار گرفته و الان در کماس
دوتا از وارثین سلطنت در یک روز مورد حمله قرار گرفتن؟
ایشون تحت مراقبت بانو تیناشا هستن و چیزی ایشون رو تهدید نمیکنه
ولی بانو فعلاً در تولدار میمونن
فکر میکنین هر دو مورد مقصر مشابهی دارن؟
اگه اینجوریه که، پس دارن به طرز عجیبی با سرعت عمل میکنن
باعث افتخاره که با شما آشنا شدم، اعلاحضرت
دلیلا
بنده دلیلا هستم
وقتی متوجه شدم که توسط یک جادوگر طلسم شدین
نتونستم تحمل کنم و فوراً خودمو به اینجا رسوندم
لطفاً اجازه بدین بهتون خدمت کنم
من قدرت مقاومت در برابر طلسم رو دارم
از کجا فهمیدین؟
این یه موضوع محرمانه س
من از یک خانواده ی پیشگو هستم
پیشگوییهای ما هرگز اشتباه نبودن
مشکلی نیست
یک اتاق برای شما مهیا میکنیم
اینجا رو خونه ی خودتون بدونین
یه لحظه لطفاً صبر کنین!
درمورد بانو تیناشا چی؟
کافیه دیگه
این تصمیم خودمه
کسی مخالفتی داره؟
گزارشی از تولدار دریافت کردیم که کسی که به شاهزاده لجیس حمله کرده بوده رو دستگیر کردن
دستیارش مستقیماً اومد بهم گفت
ولی به نظر میاد با جادوگری که سعی داشته بانو تیناشا رو مسموم کنه ارتباطی نداشته
ظاهراً همینطوره
چرا غمبرک زدی؟
جمع کن خودتو
اعلاحضرت
با تموم احترامی که براتون قائلم ولی چیزی نداریم که ثابت کنه اون زن طرف شماست
نکنه شما میخواین بانو تیناشا رو تحریک کنین؟
عمراً این ریسک رو نمیکنم کاری کنم اون قصر رو با خاک یکی کنه
این حتی برای منم خیلی عجیبه
بهرحال، بیخیالش شو
شنیدم درمان لجیس مدتی طول میکشه
تیناشا، برگشتی؟
مدتی هست که ندیدمت
لجیس در چه حالیه؟
خوشبختانه، رو به بهبوده
اعلاحضرت!
به یه خیاط گفتم بیاد
اگه مایلید، لطفاً باهام بیا...
قبلاً این دور و برا ندیده بودمتون
شما هم یک جادوگر هستین؟
از آشناییتون خوشحالم
من تیناشا هستم، و از تولدار اومدم
خب، خب
پس شما شاهزاده خانم تولدار هستین؟
به نظر رابطه ی صمیمی با اون زن دارین
شما باید دوستانتون رو عاقلانه تر انتخاب کنین
منظورتون چیه؟
دوست شدن با خاندان سلطنتی تولدار قطعاً منافع زیادی رو به همراه داره
من هرگز...
ام، جالبه بدون اینکه خودتون رو معرفی کنین دارین نصحیت میکنین
و شما دقیقاً کی هستین؟
نمیتونم تحمل کنم کسی به دوستم بی احترامی کنه
چطوره قبل اینکه کسی رو نصحیت کنین قیافه تونو تو آینه ببینین؟
آروم باش
اون معشوقه ی منه
که اینطور...
پس اون زن گستاخ معشوقه شه
خب، تو درمورد اعلاحضرت میدونی
اون ادعا میکنه که میتونه اونو تحمل کنه
منظورت از "اون" چیه؟
برای اون غیرممکنه
اون قطعاً میمیره
چی؟ ج-جدی برنامه داری؟ من همین الان به اعلاحضرت...
هردوشون راضی هستن، نه؟
من حس میکنم که...
در تموم این مدت یه احمق بودم
اسکار، واقعاً که شل مغزی!
... بعداز اینکه گفتی خوشحالم میکنی رفتی و
از این قیافت خوشم میاد
تراویس
چقدر گذشته؟ ۴۰۰سال؟
به نظر میرسه به لطف راهنمایی های من در زمان سفر کردی
اوضاع با اون مرد چطور پیش رفت؟
چی؟
برای دیدنش به خواب جادویی فرورفتی، ولی اون هیچ علاقه ای از خودش نشون نمیده؟
چه غم انگیز
چرا نمیکشیش؟
آدما نباید همچین کاری کنن
آدما تنها کسایی هستن که همیشه اینکارا رو میکنن
اگه نمیخوای بکشیش، ترجیح میدی بمیری؟
از اونجایی که این همه داری رنج میبری؟
چی؟
بله
اون منو معشوقه ش کرده
انگاری سم روی شاهزاده خانم تولدار جواب نمیده
اگه میتونی حذفش کن
میتونی به خزانه دست پیدا کنی؟
اگه بخوام، فکر کنم بتونم
مراقب باش
اگه تونستی بری داخل دنبال یه جعبه بگرد
یکیش حاوی یه گوی کوچیک حکاکی شده س
تو خیلی محتاط بودی
ا-اعلاحضرت، نظرتون کاملاً اشتباه بود
بعدا گزارشی رو دریافت میکنم که ببینم کی شما رو به این کار هدایت کرده
من خودم کسی رو دارم که میتونه طلسم منو باطل کنه
ممکنه یکم عجیب و غریب باشه، ولی زن خوبیه
من باهاش درگیر شدم
تموم شد؟
نباید اینقدر امیدوار میبودم
بعنوان استراحت...
اون مرد باید جای تو بهاشو بپردازه
اجازه نمیدم بهش نزدیک بشی
فرم بگیر!
ها؟
من هنوز نمیخوام بمیرم
بعنوان کسی که با دلیلا صحبت میکرده
اونا در ساختمانی در شهر قلعه ی فارسس هستن
اون فرقه ی مشکوک، ها؟
فوراً به اونجا برین و همه شونو جمع کنین
نزارین کسی فرار کنه
چشم
چیشده؟
اعلاحضرت
من امواج قدرتمندی از جادو رو از سمت شمال حس کردم
اون دقیقاً هم سطح نفرین ممنوعه س
چی؟
تیناشا کجاست؟
بیا کمک!
بانو تیناشا قراره بمیره
شوهرش اینجاس؟
تیناشا!
اگه من بودم اون شمشیر رو همینجوری حرکت نمیدادم
خطرناکه
چه بلایی سرش آوردی؟
هیچی
فقط یکم خوشگذرونی کردیم
فکر نکن میتونی جون سالم به در ببری، هیولا
واقعاً میتونی بگی که من انسان نیستم؟
چقدر جالب
سپر دفاعیش، که اینطور
تمومش کن این مسخره بازی رو
من تو رو زنده زنده میسوزونم تا چیزی ازت باقی نمونه
نمیزارم بکشیش
تیناشا!
به هر قیمتی که شده نمیزارم دستت بهش برسه!
چقدر تو نادونی!
تموم این کارا رو برای کسی که هیچ علاقه ای بهت نشون نمیده انجام میدی
چقدر ناامید کننده
خسته شدم
یه روز دیگه باهات بازی میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.