The first 200 lines.
یک زن ناشناس حدودا بیست ساله توی آب پیدا شده
در شرایط بحرانی
وقتی آدم زیر آب باشه حرارتش بدنش به شدت کم میشه
...معمولا نمیشه با همچون لوله ای نفس کشید و
پوستش افتضاح شده
بیمار هشیاره ؟ - نه-
هیچ نظری نداری ممکنه کی باشه ؟ - تاحالا همچین چیزی ندیده بودم-
فکر می کنی امکانش هست ازش چندتا سوال بپرسم ؟
باید از کسی که پیداش کرده سوال کنی
این "پتری تلکا" ست اون تله ی صید ماهی رو پیدا کرده
دیدم توی آب حباب درست شده
و کنجکاو شدم ببینم چی باعثش شده
بعد متوجه لوله شدم گرفتم کشیدمش و هوا اومد بیرون
پائین قایقت یه دوربین هست
خب اونجوری دیدم چی اون پائینه
هیچ نظری نداری چه اتفاقی افتاده ؟ - نه، اصلا، هیچی-
خودت خوبی؟
محض احتیاط برو پیش دکتر
بهش یه آرامبخش بده
شهر مرزی
زنی در دریاچه قسمت اول
"دادخواهی هتک حرمت" شاکی : پائولینا رایالا ، متهم : رابرت دگرمان
تو یه کم منو غافلگیر می کنی
و مسلما نه به شکل خوبی
من اونیم که الان باید حساس شده باشه
اولین دوست پسرِ زنم، رئیسش ـه و همه ی شهر هم عکسهای لختش رو دیدن
بیخیال شو بابا
دارم بهت میگم دلیلی برای نگرانی وجود نداره
نمی تونم به ذهنم بگم ساکت بشینه که
کار خوبی دارم
بلاخره یه کار معنادار برای خودم پیدا کردم
میخوای بذارمش کنار ؟
خانواده شهردار مالک نصف شهرند فکر نمی کنی یه ذره مشکوک ـه ؟
میز رو برای جفتمون بچین یانینا خونه نیست
شب پیش اون مونده ؟ - "پیش"الیاس-
دیگه هفده سالش شده
ممنون
خاندان شون داره زنهای خونه ی من رو یکی یکی می دزده
حداقل یکیمون داره یه کاری می کنه
یه زنی رو توی دریاچه ی "سایما" پیدا کردن- مُرده ؟ -
حداقل بیست و چهار ساعته که اونجا غوطه وره ولی زنده ست
تلفنت خاموش بود
هشیاریش رو به دست آورده
سلام- سلام-
به خاطر شوهرم اومدی اینجا ؟
کی تلفن منو خاموش کرده ؟
من! نمی خواستم کسی مزاحممون بشه
واقعیت داره ؟- بله-
خدافظ- خدافظ-
صبح به خیر- صبح به خیر-
چیزی شده ؟ - نه، نه -
فقط برای اینکه بدونی، به پدرت گفتم دیشب پیش"الیاس" بودی، اگه یه وقت پرسید
!نه ، این کارو نکردی
متاسفانه کردم
دروغ گفتی و من حتا دلمم نمیخواد که اونجا باشم
باید خبرهایی که ممکنه پدرت رو ناراحت کنه، یه جوری جمع و جور کنیم
میتونه هرچقدر دلش خواست"الیاس" رو اذیت کنه اصلا اهمیتی نمیدم
اوه، جدا ؟ - اونم"دگرمان"ـه-
نه نیست و اجازه هم نده بابات اون عکسها رو ببینه
داشتم سعی می کردم ازت مراقبت کنم - اینجوری فقط کنجکاویش رو تحریک می کنی-
ببخشید، اشتباه کردم
فقط می خواستم بدونی ، خدافظ
جالبه که آدمهایی که بهم اهمیت میدن میتونن اینجوری برای هم مشکلات مبتذل درست کنن
خب اهمیت دادن یعنی همین - منظورم آدم خاصی نیست ولی همه چیز دروغه-
باید می دونستم
بدون اجازه کاری کردن، حتا از دروغ گفتم هم بدتره
حتا از کارش پشیمون هم نیست
تو بهش فرصت ندادی که معذرت خواهی کنه
دیگه هیچ وقت نمیخوام هیچ کاری باهاش داشته باشم
میتونم بهش بگم از شر عکسها خلاص بشه - نه ، نمیشه-
یادت میاد چه جوری بردنت زیرآب ؟
یادت میاد اسمت چیه و کجا زندگی می کنی؟
هیچی...هیچی یادم نمیاد
ازش عکسبرداری کردیم
و یه سری آزمایشهای معمول تو آزمایشگاهمون انجام دادیم
نه آزمایشها و نه گزارش دندونپزشکی کمکی نکرد هویتش رو بفهمیم
اون یه زن جوونه ، احتمالا اواخر بیست سالگیشه
دو سه روز زیرآب بوده
یه ذره بیشتر گذشته بود، مُرده بود
تو صورتش جای مشت دیده میشه
اینها جای دستبنده ؟
جراحت دیگه ای هم داره ؟
به خاطر شرایط بدنش، سخت میشه گفت
این عکسها به درد میخورن ولی نمیشه انگشتت رو روش بذاری
این قسمت تیره اینجا چیه ؟
یه جنین بوده ، احتمالا بین 10 تا 14 هفته اش بوده
!یا حضرت گه
اون لوله اکسیژن...زنده نگهش داشته
بیاین بدون مدرک نریم جلو
قربانی حافظه اش رو از دست داده و حامله بوده
به جز این چیزا ، هیچی ازش نمی دونیم
توی ساحل نشونه ی هیچ زد وخوردی نیست
کی پیداش کرده ؟ - "تلکا"،"پتِری تلکا"-
همونجاها زندگی می کنه یه محله ی معمولیِ طبقه ی متوسطه
"کاری سوریونن" پلیس جنایی لاپنرانتا
اتفاقی که برای دختره افتاده خیلی وحشتناکه، "پتری" برام تعریف کرد
تو اهل استونی هستی
فنلاندی ام ولی تو استونی به دنیا اومدم
بعد از ازدواج، شهروند فنلاند شدم
کجا کار می کنی؟- من پزشک ام-
متخصص بیماریهای زنان
شوهرت چیکاره ست ؟ - پتری" توی "کارِلتک" محقق ـه"-
اون هوانوردی ماهواره ای میخونه تجهیزات رادار رو که تو قایقش دیدین
بچه ندارین ؟
نه
لطفا بشین، داری عصبیم می کنی
ممنون
داری برای تلاش بعدیت برنامه ریزی می کنی ؟- کدوم تلاش ؟-
برای بچه دار شدن
به خاطر این که نیومدی اینجا، نه ؟
انتظار نداشتم دوباره ببینمت
تو هیچ دختر 20 تا25 ساله ای که تو روسیه زندگی کرده باشه، نمی شناسی ؟
من همه چیز رو درمورد زیرآب به اون یارو "اوسیتالو" گفتم
نیکو" تو رو آدم خیلی آروم " و خودداری توصیف کرده
اما به نظر من آدمی میای که به طور مشخصی حواسش جمع ـه و همه جوانب رو می سنجه
و واکنشهاش رو شاید بعدا نشون بده
"مینتو"
ببخشید اینجوری سرزده اومدم بهم گفتن اشکالی نداره
خب، حالت چطوره؟
صاف اومدم پیش خودت همونطوری که خودت یه بار بهم گفته بودی
اگه فرم گزارش پر کنم خبرش رو فرداصبح تو روزنامه مینویسن
خب ؟
ماشین ما رو دیروز دزدیدن
فقط یه گزارشِ معمولیِ سرقت خودرو بنویس همکارها اون بالا بهش رسیدگی می کنن
...مطمئنم همینطوریه ، فقط
نمی خوام خبرش به روزنامه ها برسه
تو که کار اشتباهی نکردی- میدونی که اینجا چه جوریه-
کارخونه و مدلش ؟- آیودی" 4"-
سلام تاینا
...آره
!صبر کن
اون تله ی صید ماهی اونجا پیدا نشده بود؟ پشت اون تیکه زمین
تلفنت هنوز خاموشه
این که تلفن توئه - آره ، تایناست، کارِت داره-
"کاری سوریونن"
من با سرقت ماشین کاری ندارم
با کشتی بردنش روسیه یه "آیودی" 4 بوده
این سرقتهای زنجیره ای ماشین باید متوقف بشه مربوط میشه SECRIپرونده به
نه، نمیشه ما یه عالمه کار مهمتر داریم که انجام بدیم
می تونیم چندتا پرونده رو همزمان حل کنیم
یادت باشه که " وسترینن" نماینده ی ما توی پارلمان ـه
و با وزیر امور داخلی هم دوست ـه
اگه این پرونده رو سریع حل کنیم کل اداره ازش نفع می بره
من کارمند روابط عمومی نیستم - همه مون هستیم-
اون ماشین الان از کشور خارج شده - تنها کاری که باید بکنی اینه که محتاط باشی-
منظورت چیه ؟ - خبرش نباید جایی درز کنه-
از اون... روشهای مخصوصت استفاده کن
...پائولینا... یه لحظه
همه چی مرتبه ؟ - من خوبم -
ساتوماریا" بهم گفت که" تو خونه داشتین درمورد مسائل گذشته حرف میزدین
حالت خوبه ؟
چیزی نیست که روی کارم تاثیر بذاره
من کارمو بلدم ولی وقتی خواهرت از مرخصی برگرده همه چی تموم میشه
نگو که میخوای از اینجا بری- نه، ولی کاری که دارم می کنم موقتیه-
چرا اون قضیه باید تاثیر داشته باشه ؟ - چی ؟ -
می تونید برید، من بعدا بهتون ملحق میشم
می خوام یه چیزی نشونت بدم
یالا
پنج میلیون نفر اونجا تو سن پترزبورگ زندگی می کنن
اقتصاد چیز شگفت انگیزیه درسته که الان وضعیت بحرانیه
ولی معنیش اینه که قیمتها حسابی اومدن پائین
این قضیه طی ده، بیست سال آینده عوض میشه
الان پول خردهات رو سرمایه گذاری می کنی و بعدا حسابی سود می کنی
...این قسمت
جمعیتش از کل بقیه ی جاهای فنلاند، بیشتره
درنتیجه با وجود بحران اقتصادی ما 60تا پروژه ی ساختمانی جدید داریم
همیشه یه نفر از بحران اقتصادی، سود می بره و من می خوام سودش مال ما باشه
آینده ی "لاپنرانتا" توی دستای ماست
اگه نمی شناختمت ممکن بود یه لحظه متقاعد بشم
این اتفاقها به وقوع می پیوندن و روابط عمومی نقش مهمی داره
منصب منشی موقتی ـه ولی بعدش میتونی افسرِ روابط عمومی بشی
این چیزا شامل همون شغل منشی گری میشه - نه الزاما-
اون شغل میتونه مال تو بشه - این تصمیم توئه ؟-
به تشریفات اداریش رسیدگی می کنیم
من یه شرایطی دارم
خب؟
می خوام به تمام پروژه های شهر که خانواده ی "دگرمان" درگیرشونه، دسترسی داشته باشم
"و همینطور پروژه های شخصی "میکیس
اگه بخوام برخلاف میل شوهرم، جز تشکیلات تو باشم باید مورد اعتماد باشم
خیلی خب، اگه بهاش اینه، باشه
هنوز چیزی نگفته ؟
هیچی ؟ - بیمار اغلب اوقات خوابه-
چیزی گفته ، درسته ؟ - اگه خبری بشه در جریان میذارمتون-
چه خبر؟
پس اینجا جاییه که زندگی می کنی، نه ؟- آره -
لازم نیست مرتب کنی حتا دلمم نمی خواد که اینجا باشم
یا اینکه کاری باهات داشته باشم
ممنون به خاطر اینکه اومدی !و به خاطر حرفهای قشنگت
یانینا بهم گفته بود اینجا نیام
پس به هردومون به یه اندازه نزدیکی
آره
این کون یانیناست ؟- مگه مهمه؟ -
چی میخوای ؟- چایی خوبه -
منظورم اینه که اینجا چیکار می کنی؟- یه چایی بهم تعارف کن، بعد بهت میگم-
نباید با یانینا بهم بزنی حتا اگه خودش ازت خواست
دست من نیست
پدرو مادرش نظرش رو عوض کردند اونم بدون معطلی منو ول کرد
این کون یانیناست ، اون اینجاش خال داره
بهم گفت که عکسها رو پاک کنم ظاهرا این یعنی همه چی تمومه
!خب از شرشون خلاص شو
No comments yet. Be the first to leave one.