The first 200 lines.
الو
.آنتن خوب نيست نميشنوم
الو، صدام رو ميشنوي؟
من توي قطارم
من توي قطارم
خداحافظ جنوب، خداحافظ
تانگ
با ماشين نيومدي؟
با قطار اومدم
از کي تا حالا اينقدر رومانتيک شدي؟
فِلَتي ميخواست سوار قطار شه
يه مدتي بود سوار نشده بودم
يه امتحاني بکن
.بد نبود شما همديگر رو ديدين، آره؟
ميدونم
شي اينجاست؟ - آره اينجاست -
طبقهي بالا داره آماده ميشه
آهاي، شي
با ماشين نيومدي، گائو؟
با قطار اومدم
مَرده رو گرفتي؟ - همهچي رديفه -
بيا تو صحبت کنيم
مواظب اون باشين
خيلي وقته اينجايي؟
يه مدتيه
اين دو ميليون تقسيماش کنين
سلام، اوضاع خونه چطوره؟
گندش بزنن. 240 متر مربع فقط براي 11 ميليون؟
يه متر مربع چقدر ميارزه؟
خودت برو در بيار
بهش بگو من اهل بخشيدن خونه نيستم
مزخرف تحويلِ من نده کمکم کن
اسکناس کوچيکها رو آماده کردي؟
آره
.تمام تلاشتون رو بکنيد. خواهش ميکنم من سريع پول ميخوام
فِلَتي، بيا پول رو تقسيم کن
تمام مدت نشينيد بازي کنيد
خواهشا بجنبيد بدجوري پول رو احتياج دارم
باشه؟ خواهش ميکنم. بجنبيد
فروختن خونهها تازگي خيلي سخت شده
هنوز نفروختيش؟
نه. کساد لعنتي
موقع خوبي نيست
سگها چي شدن؟
خانم چطوره؟
کاناداست
.بچهها رو با خودش برد مامانش بهش گفت که اول بره
اينقدر شيطوني نکنين
نگران نباش خودم حواسم به سگها هست برات
هي، تانگ
موقعاش که شد در رو قفل کنيد از در پشتي استفاده کنيد
باشه، ميدونم - چندتا از پسرها رو بذارين ديدهباني -
فِلتي
چه غلطي داري ميکني؟
ببرش بيرون
ميبريش بيرون يا نه؟
.اينها شرطهاي بالان گند نزني
هي، مراقب رفتارت باش
ببخشيد
شرطهاتون رو بذاريد
پولها پايين
شرطها پايين
برو
اين چاي رقابتيه. خودم کش رفتم
چاي خوبيه. طعمش خوبه
عطر خوبي هم داره
بعضيها ميگن براي معده خوب نيست
ولي اين چاي طعم مخصوص خودش رو داره
اين چاي مزه داره
اين چاي سبز؟ - چاي سبز -
اين اصله
چاي ديروز طعم موندگي ميداد
اون چاي مِينلَند بود
اون فوفل رو که جويدم شروع کردم عرق کردن
چاي مينلند اصلا به پاي اين نميرسه
بوش خوبه عطر خوبي داره
فلتي، اين براي توئه
شانست چطور بود سر ميز؟
نبردم
نباختم هم
بيا، فلتي
از اين چايها هرروز گيرت نمياد
آبجو؟ نه
نميخواي؟
،فلتي چته امروز؟
يه فنجون چاي خوب رو تشخيص نميده
من شما رو ميشناسم؟
عصبانياي؟
عصباني نيستم
چته امروز؟ خلقات تنگه؟
خلقام تنگ نيست
بيا. فنجون تو کجاست؟
من آبجو ميخورم
بهخاطر آبجو همچين چاي خوبي رو رد ميکنه
چه خريه
فلتي، اين فنجون براي توئه
يه فنجون چاي خوب رو نميشناسي
تاي، دوست نداره بهش بگن کلهتخت
اما خب همين شکليه ديگه
.بهم بگين فلتي کلهتخت چرا؟
.تو خيلي حساسي ولي يه کلهي تخت داري
مثل کلمهي "باختن" که توي کازينوها تابوئه
ولي خب همين شکليه ديگه
آشغال
چته تو؟
هي، آروم باشين
واقواق نکن براي چي واقواق ميکني؟
چه مرگته تو؟ - براي چي واقواق ميکني؟ -
چي ميخواي تو؟ - آشغال -
فلتي، بس کن
اون بزرگتر توئه
چرا اينقدر زر الکي ميزنه؟ عوضي
چاي نميخواي بخوري، نخور
يه کلهي تخت داري، خب که چي؟
همهچي آرومه
،ميخواين دعوا کنين بيرون دعوا کنين
اينجا تو خونهي من دعوا نکنين
اينجا دعوا نکنين، بيرون دعوا کنين
تاي، همهچي مرتبه؟
.فقط ازش خواستم چاي بخوره اين زرزرها چيه ميکنه؟
کلهتخت کلهتخته که چي؟
.شلوغش نکنين گفته باشم
مهم نيست. ناديدهاش بگير
بهش بگو بياد ديدنم
خوب زندگي ميکني خوب ميخوري
کافيه ديگه
بهش بگو تو از اين کارها نميکني
بگو هروقت فرصت داشت بهم زنگ بزنه
مادر
يا تا قيامت ميخواد طول بکشه
اونجا ملک اجداديه
اون روانيه، ديوانهي پوله
من چند روز ديگه برميگردم
وقت غذاست
مشکل چيه؟ - اين دخترعمومه -
بابا اينجاست
پدربزرگم اين زمين رو گذاشت براي پنجتا بچهاش
برو بازي کن
پدربزرگم ميخواست توي اون زمين دفن بشه
پسرعموم يهعالمه توي بختآزمايي باخت
گفت اونها ميخوان زمين رو بخرن
ميخواد قبر پدربزرگ رو جابهجا کنه
خاله
.همينجوري الکي نچرخ يهکم غذا بيار براي ژنرال
اون پسرعموي بزرگه
،ولي، خداييش کي از کي ميترسه؟
مردم اين رو بشنون ميخندن
براي چي داره زمين رو ميفروشه؟
اون جز شرکت توي بختآزمايي کار ديگهاي نميکنه
ديگه فوفل نداريم؟ - طبقهي بالا فوفل نداريم -
ليو رو بفرست بخره
فِنگ، وقت غذاست
شما بخورين
خب پس اون ميره رو مخ مامانت؟
ميره رو مخ مامانم. روانيه
يک آدميه. ديوانهي پوله
درست ميگم؟
تو برداشتت از اين قضيه چيه؟
چجوري قضيه رو حل کني
بفرستش بره - آره -
پسرعموم با من حرف نميزنه
ميدونه من چجوريام
فقط ميره رو مخ مامانم - کجا ميري؟ -
اين رو ميبرم براي ژنرال
پس من چي؟
تو رو بعدا غذا ميدم
يه کاسه برنج براي اينکه بشه بهتر شناختت
پرِتزِل، يه کاسه برنج براي اينکه بشه بهتر شناختت
گرسنته
لابد دختر چيپيام
خواهش ميکنم
کاسهات رو بده من
من گوشت لخم ميخوام. بدون چربي
گوشت لخم نداريم
عيب نداره فقط خيلي چربي نداشته باشه
اين تيکه خوبه؟
اين تيکه نه
گفت اين تيکه نه - مهم نيست -
اين تيکه مثل کشک خشکشدهي لوبياست
بيا، بذار بهت غذا بدم
شانگهاي در شب
شانگهاي در شب
تو شهري هستي بدون شب
نورهاي باشکوه
ماشينهاي فريادکش
موسيقي قلب را کرخت ميکند
تو او را ميبيني
لبخندي با احترام ميزني
کسي چه ميداند قلب او گزنده است
زندگي شبانه
زيسته شده
براي زيستن
شراب، مست است براي از ياد بردن
دم را غنيمت بدان و جواني، تباهشده
سپيدهدم گيج، بيداريِ تند
سرمايهگذاريام در شنيانگ داره شکل ميگيره
چه شکلي؟
بازيهاي کامپيوتري
اما اين بانگ خداحافظيه
منظورت چيه؟
No comments yet. Be the first to leave one.