The Twilight Zone

The Twilight Zone

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Twilight Zone 1959 Season 1 Episode 08 Bluray and Web
A Commentary by M.General
🌀 ترجمه و زیرنویس از مـمـد نـوبـری 🌀

Tags

web
BluRay
Published on: 2021-07-26
Downloads: 61
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 168 lines.

ت

تر

ترج

ترجم

ترجمه

ترجمه

ترجمه و

ترجمه و

ترجمه و ز

ترجمه و زی

ترجمه و زیر

ترجمه و زیرن

ترجمه و زیرنو

ترجمه و زیرنوی

ترجمه و زیرنویس

ترجمه و زیرنویس

ترجمه و زیرنویس ا

ترجمه و زیرنویس از

ترجمه و زیرنویس از

ترجمه و زیرنویس از

ترجمه و زیرنویس از

ترجمه و زیرنویس از م

ترجمه و زیرنویس از مـ

ترجمه و زیرنویس از مــ

ترجمه و زیرنویس از مــم

ترجمه و زیرنویس از مــمـ

ترجمه و زیرنویس از مــمـد

ترجمه و زیرنویس از مــمـد

ترجمه و زیرنویس از مــمـد ن

ترجمه و زیرنویس از مــمـد نـ

ترجمه و زیرنویس از مــمـد نـو

ترجمه و زیرنویس از مــمـد نـوب

ترجمه و زیرنویس از مــمـد نـوبـ

ترجمه و زیرنویس از مــمـد نـوبـر

ترجمه و زیرنویس از مــمـد نـوبـری

بُعدِ پنجمی، ورای آنچه که برای انسان .آشکار شده است وجود دارد

بُعدی به وسعتِ فضا

.و به بی‌انتهاییِ ابدیت است

،این بُعد حدِ وسطی بین نور و سایه

.و میان علم و خرافات است

و این بُعد در میان اعماقِ ترس انسان

.و قله‌ی دانشش قرار دارد

.این بُعدِ تخیل است

.این منطقه‌ای‌ست که آن را توایلایت زون می‌نامیم

.دو، سه، چهار

.یک، دو، سه

خانم چستر، تاحالا رمان دیوید کاپرفیلد رو خوندید؟

چطور؟

.کتاب فوق‌العاده‌ایه

یه مردک بیچاره هست که پدرش فوت کرده و مادرش هم با .یه مرد فلاکت‌باری ازدواج کرده که اسمش مِردستون‌ـه

.اسم شریرانه‌‌ای نیست؟ مِردستون

...خب این مِردستون یه خواهر داره به اسم جِین

.آقای بیمِس، دوباره بهم پول خرد کمتر دادید

.یه دلار دیگه بهم بدهکارید

می‌بینید؟ اینجا فقط 24 تا هست

.و باید 25 تا باشه

...اوه، خیلی ببخشید خانم مِرد

.خانم... چستر

فکر می‌کردم پنج تا باشه

.ولی فقط چهارتاس

.فکر کردم بهتون پنج دلار دادم

.واقعاً ببخشید ،بعدش یه شخصیت خیلی خنده‌دار دیگه‌ای هم هست

،که اسمش میکابر ـه .آقای میکابر

.و همیشه هم میندازنش توی زندان بدهکاران

و بعد یه شخصیت فوق‌العاده دیگه‌ای .هم هست به اسم پگوتی

...که

.پرستار دیوید ـه

.چه کنیم .بذار اینو بذارمش اینجا

بـه پـنـجـره بـعـدی مـراجـعـه کـنـیـد

بله قربان؟

می‌تونم توی دفترم ببینمتون آقای بیمِس؟

.خب بله حتماً آقای کارزویل

فکر نمی‌کنم که شما تاحالا دیوید کاپرفیلد رو خونده باشید؟

.نه آقای بیمِس، نخوندم

.حالا اگه می‌شه همراهم بیایید

.آقای هنری بیمِس را مشاهده کنید .عضو اصلی انجمن رویاپردازان

مردی کتابخوان

.که علاقه‌ی شدیدی به برگه‌های پرینت‌شده دارد

اما کسی که رئیس بانک و همسرش

و دنیایی پر از وراج‌ها

.و عقربه‌های بی‌رحم ساعت علیه‌ش توطئه کردند اما تا لحظه‌ای دیگر

،آقای بیمِس وارد دنیایی بدون رؤسای بانک .همسرها، ساعت یا هر چیز دیگر خواهد شد

دنیایی را کاملاً برای خودش خواهد داشت .که هیچکسِ دیگری در آن نیست

.حالا، آقای بیمِس

.باید به نکته اصلی و دلیلِ این دیدار برسم

که دقیق‌تر بگویم، «چه کسی عضو کارامد «و لایق یک سازمان محسوب می‌شود؟

ویز، کارمند بانک‌ـیه که .کارش رو بلده و انجامش می‌ده

به این معنا که او فردی سازمانی‌ـست

.که درون یک سازمان به وظیفه‌اش عمل می‌کند

شما، آقای بیمِس به‌درستی درون سازمان .به وظیفه‌تان عمل نمی‌کنید

شما نه کارمند بانکی باکفایتی هستید

.و نه کارمندی ماهر

.شما، آقای بیمِس، یک خواننده هستید

خواننده»؟»

!یه خواننده

،خواننده‌ی کتاب، مجله

.نشریه‌ها، روزنامه

من همیشه می‌بینم که وقت .ناهار می‌رید پایین توی گاوصندوق

!این اتمام حجت‌ـه آقای بیمِس

شما از این به بعد وقتتون رو به کارتون اختصاص می‌دید

و خوندن رو فراموش می‌کنید، وگرنه میندازیمتون بیرون

و صبح تا شب روی نیمکت پارک مشغول خوندن می‌شید

!اون هم خوندن بخش نیازمندی‌ها

کاملاً متوجه منظور من شدید؟

...کاملاً متوجه شدم قربان. فقط اینکه

فقط اینکه چی بیمِس؟

.سریع بگو و برگرد به قفست

مشکل اینجاست که زنم .نمی‌ذاره توی خونه چیزی بخونم

برای همین وقتی که شب می‌رسم خونه و می‌خوام یه روزنامه بردارم

زنم سریع از دستم می‌گیرتش

و بعد از شام اگه بخوام دنبال مجله بگردم .قایمشون می‌کنه

خب دیگه انقدر درمونده شدم که آخرش داشتم سعی می‌کردم !برچسب‌های روی قوطی چاشنی‌های روی میز رو بخونم

.حالا زنم نمی‌ذاره حتی دست به کچاپ هم بزنم

.با اینکه ازم نخواستی، ولی نظرم رو بهت می‌گم

.همسرت زن فوق‌العاده باهوشیه

یادمه که نوامبر سال پیش، بیشتر روز رو .داشتی دکمه انتخاباتی روی یقه مشتری‌ها رو می‌خوندی

یادت میاد که یه خانم جوان به‌خاطر این کارت !بهش بر خورد و می‌خواست با چترش بزنتت

.بله، یادمه

فقط اینکه فرصتش پیش نیومد .که ازش بپرسم که به کی رأی داده

.روز خوش، بیمِس

!هنری

!هنری

.بله عزیزم؟ توی پذیرایی‌ام

بازم قهوه می‌خوای یا نه؟

.نه، ممنونم عزیزم

پس چرا بهم نمی‌گی؟

و دیگه هم قایمکی نیا توی پذیرایی !که سرت رو تو روزنامه بکنی

.فکر می‌کنم به اندازه کافی در مورد این حرف زدیم هنری

من تحمل نمی‌کنم که یک شوهرِ من .هنر گفت‌وگو کردن رو فدا کنه

خیلی خب. به چی می‌خندی؟

«.نه، نه، عزیزم. آخه گفتی «یک شوهر من

!خب مگه چنتا شوهر داری؟ فقط منو داری دیگه

!ممنون می‌شم که یادآور این نشی

امشب پاسوربازی می‌کنیم. ازت .می‌خوام که پیرهنت رو عوض کنی

.می‌ریم خونه فیلیپس‌ها

.ای بابا

خیلی خب هنری. حرفی برای گفتن داری؟

.نه عزیزم، حرفی نیست

چه ساعتی می‌ریم؟

.حدوداً یه ربع دیگه

.سر وقتش آماده می‌شم

!مطمئن شو که می‌‌شی

هنری؟

بله عزیزم؟

چی توی جیبت داری هنری؟

دارم؟

!داری

.هیچی عزیزم

پس این چیه؟

چی، اون؟

!این

!چه عجیب

چجوری رفت تو جیبم؟

.می‌تونم حدس بزنم

«.کتابی از شعر مدرن»

مال توئه هنری؟

دوست داری یه‌کم ازش برام بخونیش؟

منظورت چیه یه‌کم برات بخونم؟

منظورت اینه بلند از روی کتاب بخونم؟

خودت می‌خوای؟

.اوه، با کمال میل

.می‌دونی، اشعار خیلی دوست‌داشتنی این تو هست

یه چندتایی از تی. اس. الیوت هست

،ادنا سنت وینسنت میلی .رابرت فراست، کارل سندبرگ

.هلن

کی اینکارو کرده هلن؟

فکر می‌کنی کی کرده هنری؟

.جدی باید ازم تشکر هم بکنی

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left