The first 200 lines.
- شرمنده. جسیکا جونز... - به من دست نزن!
- خدایی نمیخوام بهت دست بزنم - بهم دست نزن
این غل و زنجیرها طراحی شدن که مامانت رو کنترل کنن
- اون موجودی که ساختی مادر من نیست - میدونم. خودمم نمیفهمم
همیشه درباره این حرف میزدیم که چجوری برات توضیح بدیم
باور کن. اصلاً فکر نمیکردیم اینجوری بخوایم بگیم
پس چی فکر میکردین؟ همدیگه رو بغل کنیم؟
اونم با کاری که تو باهاش کردی، مرتیکه روانی؟
کسی نمیتونه آلیسا رو مجبور به کاری کنه. خودت اینو بهتر از من میدونی
من اندازه پشم هم نمیدونم تو به چی تبدیلش کردی
چرا میدونی
اون هنوز همون زنیه که وقتی میبینه کسی صداش رو نمیشنوه با خودش زمزمه میکنه
هنوز همون حس شوخطبعی لامصبش رو داره
و یه مغز بزرگ و زیبا که میتونه ریشه سوم اعداد رو ذهنی محاسبه کنه
و هنوز همون شراب آشغالی خودش رو میخوره و حاضر نمیشه از من مشروب بگیره
اینا هست به علاوه آدمکش بودنش
نه. اون رو اشتباه میکنی
اینجا زندانیش میکنی تا وقتی که بخوای کسی رو بکشی
نه این دستبندها رو واسه وحشتش از شب بهش میزنم
اون زندانی نیست
پس من چیام؟
فقط میخوام درک کنی
سالها بود داروهاش رو بدون نقص تأمین میکردم. مدتها بود حتی یه حادثهی خشونتآمیز هم پیش نیومده بود
خبر نداشتم با اون آدما چیکار میکنه
شر میگی
باشه
خودم نمیخواستم که بدونم
خودم چشمم رو به روی تحقیقات تریش واکر بستم
آلیسا میدونست ممکنه تریش من رو لو بده
آلیسا فقط من رو داره
خودت کاری کردی اینطور باشه
ببین من نمیخواستم کسی رو بکشم. حتی کازلاف
اون دیوث فرصتطلب فرمولهای من رو دزدید تا برای ارتش دارو تولید کنه
- ولی نمیخواستی بکشیش؟ - نه!
آلیسا میترسید اون دهنش رو باز کنه و آلیسا رو تبدیل کنه به موش آزمایشگاهی دولت
داشت از خودش و من محافظت میکرد
همینطور از تو
خیلی رو داری که میگی داشته از من محافظت میکرده
کاری کرد فکر کنم مُرده... 17 سال تمام
هر حسی که نسبت به کارش داشته باشی
اون تو اعماق وجودش هنوز مامانته
و به کمکت نیاز داره
فکر کنم داره صبحانه درست میکنه
کار کردن برای بقیه میتونه آرومش کنه
معمولاً خشم و غضبش قابل کنترله
ولی اگه احساس خطر کنه، دیگه نمیتونه به خودش مسلط بشه
به جز انجام قتل عمد
اون غیرعادی بود ولی تو برنامه داره پیش میره
- میره به یه گسسته... - مثل این روانشناسها زر زر میکنی
کسشره. خفه شو
میخوای یه توصیه بهت بکنم؟ الان میگم
خودتون رو تحویل بدین
فکر میکنی قبل از اینکه با گلوله از پا درش بیارن چند تا پلیس رو تیکه پاره میکنه؟
چارهی دیگهای نداره. تو چارهای براش نذاشتی
خیلیخب! حق با توئه! همه اینا تقصیر منه
همهی اتفاقات تقصیر منه، خب؟ ولی مادرت زندهست جسیکا
متوجه این هستی؟
اون اینجاست، و هیچوقت از عشقش به تو دست نکشید
تریشـه
اگه جواب ندم میره پیش پلیس. اونا هم رد گوشیم رو میزنن
بذار باهاش صحبت کنم. دست به سرش میکنم
اگه با این حالی که مامانت داره، تریش بیاد اینجا، میدونی چه اتفاقی میفته؟
اون گوشی لامصب رو بده من
سلام
جسیکا کجا غیبت زده بود؟ کلی باهات تماس گرفتم
جس، روبراهی؟
تموم شد
چی تموم شد؟
تحقیقات، آیجیاچ. همش تمومه
چی داری میگی؟
خونهی کارل رو پیدا کردم
تخلیه شده بود. هیچ سرنخی نبود. یهو غیب شدن
کسی یهو غیب نمیشه
تو طرف رو پیدا میکنی. کارت همینه
این بار نه
کجایی؟ میام پیشت
جایی که همیشه موقع افسردگی بهش پناه میبرم
کدوم بار؟
نمیدونم. زیادی سگمست کردم. بعداً باهات حرف میزنم
جسیکا...
لعنتی
چی شده؟
جسیکا میگه قاتل فرار کرده و کل تحقیقات پرونده تمومه
بهش نمیخوره اینجوری وا بده
خیلی واضح و روشن گفت
- پس بیا برگردیم دفتر. میتونیم... - که چی؟ بشینم که از خودش حرف بزنه؟
همهی زحمتش رو ما کشیدیم و اون میخواد همش رو دور بندازه
آروم باش. خب؟ یه کاریش میکنیم
این برای من یه پرونده معمولی نیست
من دستیار جسیکا نیستم. این زندگی منه
عنوانت "معاون"ـه
در ضمن برای منم یه پرونده معمولی نیست
دیگه کاری با حموم نداری؟
نه. فقط میشه یه لحظه آروم بگیری؟
تو 12 سال اینجوری زندگی کردی؟
دوستش دارم، ولی میبینمش از ترس میشاشم به خودم
اما کیه که یه عشق عادی بخواد؟
آره بابا، اینجوریه خیلی بهتره
شاید دوستش دارم چون وقتی میبینمش از ترس میشاشم به خودم
هنوز میخوام درکش کنم و اوضاع رو درست کنم
خب من نمیخوام
میتونی باهاش حرف بزنی. شاید اینجوری آروم شه
محض اطلاعت بگم که کم پیش میاد کسی با حرفای من آروم شه
تلاشت رو بکن، وگرنه آدمای بیشتری آسبی میبینن
خیلیخب
ولی اینجوری نه
امیدوارم کار درست رو انجام بدی
بهتره برم به مامانم سر بزنم
جسیکا، این کارو نکن!
نمیدونی اون چیکار میکنه!
نکن!
جسیکا!
جسیکا!
تو چیکار کردی؟
کار درست رو
اگه واقعاً مادرم بودی میفهمیدی کار درست چیه
- تو هیچ نمیدونی کار درست چیه - آلیسا، آروم باش. خودسردیت رو حفظ کن
میخوای من برم زندان؟ واقعاً این رو میخوای؟
- اینم یه شروعه خب - زندان از پس کنترلش برنمیاد
نگران نباش کارل. تو هم باهاش میری زندان. تو هم به همون اندازه مجرمی
اینجوری باهاش حرف نزن. اون ما رو نجات داد
اون ما رو نابود کرد
اون یه منحرف عقدهایه
که یه دوستدختر تقویتشده برای خودش ساخته که دهن بقیه رو سرویس کنه
نه. تو هیچ نمیدونی چی داری میگی!
آلیسا، روی ذهنم تمرکز کن. نفس عمیق بکش. خیلیخب
تو میتونی کمکش کنی جسیکا
و اگه کسی قرار باشه آب خنک بخوره اون منم
نه. به اندازه کافی برای من فداکاری کردی. فقط پولمون رو بردار و برو
اون هیچجا نمیره
نه. برو اونجایی که حرفش رو زدیم
با هم میریم. یه راه درمان دیگه پیدا میکنم
- از الان بگم، جواب نمیده - خیلی کلهشقه، هیچوقت بیخیال نمیشه
اگه فکر میکنی میتونی ازم جلو بزنی یعنی نمیدونی کلهشق یعنی چی
- برو - تو سلول زندان دووم نمیاری
- اونا بهت آسیب میزنن - اگه اتفاقی برای تو بیفته
من بهشون آسیب میزنم. میدونی که اینکارو میکنم!
- نمیتونم همینجوری ولت کنم - ولم کن
خدا لعنتت کنه کارل، پول رو بردار برو!
با من بیا!
برو بیرون!
دوستت دارم. متأسفم
نه!
در رو قفل کن. و دیگه برنگرد!
ولم کن! دستت رو بکش!
ای بابا! ول کن!
نه!
یا پلیس میگیردش یا من. بهرحال تقاص پس میده
باور کن...
تو این 12 سالی که با من زندگی کرده، خیلی تقاص پس داده
خیلی بهش فکر کردم. یه نقشه هم دارم
برنامه اینه. جسیکا گفت تو باره، آره؟
پس از خونه "رودی" شروع میکنیم و ته و توی تعقیبات معمولش رو درمیاریم
باشه حتما. فقط قبلش بگو چی زدی
چی؟
وقتی اسپریات رو آوردم حالت بد بود
بهت که گفتم. حساسیت داشتم
آره گفتی. پنج دقیقه بعدشم پریده بودی رو من
که البته محشر بود. سر اون گله ندارم
- داری من رو به نشئه بودن متهم میکنی - دیشب اصلاً نخوابیدی
غیرعادی رفتار میکردی، یه کله فک میزدی
تا حالا بعد سکس حس عجیب و غریب نداشتی؟
حالا هم که خیلی خونسرد از حموم اومدی بیرون انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده
بابا بیخیال. من قبلاً این گوهکاریها رو دیدم
ببین منم این کارا رو کردم
اشتباه میکنی
پس اگه الان برم اون تو
- چیزی پیدا نمیکنم؟ - نرو
پس باهام روراست باش
همون اسپریه آره؟ خب چیه؟
مثل تقویتکننده مهارت مبارزه و ایناست
یعنی حتی نمیدونی چی هست؟
میدونم چیکار میکنه. مال سیمپسون بود
آدم رو قویتر و فرزتر میکنه تمرکز و سرعت واکنش هم بالا میبره
هیچ خطری نداره
پس چرا از اول نگفتی؟
چون نمیخوام خودم رو برای کسی که تازه چیزش رو خوردم، توجیه کنم
در ضمن قابلت هم نداشت
پس برای این سکس کردیم؟
- چون اون گوه رو زده بودی؟ - من چیزی نزدم
- کوکائین و هروئین نیست که - به جسیکا گفتی؟
نه. خب وقتی میخوام سه تا قهوه اسپرسو بخورم هم بهش نمیگم
اگه یه قرص داشتی که باهوشترت میکرد
نمیخوردیش؟
اینم دقیقاً همونه
ازش استفاده کردم که جلوی آیجیاچ رو بگیرم
اگه این حقیقت داشت لازم نبود مخفیش کنی
خیلیخب. این بحث فایده نداره. و در ضمن به تو ربطی نداره
من میرم جسیکا رو پیدا کنم و بفهمم چه خبر شده
میای یا نه؟
وقتی تو تحت تأثیر اون موادی، نه. هیچجا باهات نمیام
گمونم تغییر ژن هم نتونست سلیقت تو انتخاب مشروب رو تغییر بده
آره
اولین باری که تنهات گذاشتیم که مراقب فیلیپ باشی
نصف یه بطری رو خوردی
اومدم خونه دیدم توالت رو بغل کردی
چون مزه کود و دستگاه تهویه هوا میداد
خب
No comments yet. Be the first to leave one.