Marvel's Jessica Jones

Marvel's Jessica Jones

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Marvels Jessica Jones S02E08 WEBRip XviD-AFG
A Commentary by Eri_SiGMA
► SiGMA و ارمـیـا HosseinTL ترجمه از ◄ LilMedia.TV

Tags

webrip
web
x264
BRip
x265
720p
720
HEVC
XviD
Published on: 2018-03-09
Downloads: 44
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫- شرمنده. جسیکا جونز... ‫- به من دست نزن!

‫- خدایی نمیخوام بهت دست بزنم ‫- بهم دست نزن

‫این غل و زنجیرها طراحی شدن ‫که مامانت رو کنترل کنن

‫- اون موجودی که ساختی مادر من نیست ‫- میدونم. خودمم نمیفهمم

‫همیشه درباره این حرف میزدیم که ‫چجوری برات توضیح بدیم

‫باور کن. اصلاً فکر نمیکردیم اینجوری بخوایم بگیم

‫پس چی فکر میکردین؟ همدیگه رو بغل کنیم؟

‫اونم با کاری که تو باهاش کردی، مرتیکه روانی؟

‫کسی نمیتونه آلیسا رو مجبور به کاری کنه. ‫خودت اینو بهتر از من میدونی

‫من اندازه پشم هم نمیدونم تو به چی تبدیلش کردی

‫چرا میدونی

‫اون هنوز همون زنیه که وقتی میبینه ‫کسی صداش رو نمیشنوه با خودش زمزمه میکنه

‫هنوز همون حس شوخ‌طبعی لامصبش رو داره

‫و یه مغز بزرگ و زیبا که میتونه ریشه سوم ‫اعداد رو ذهنی محاسبه کنه

‫و هنوز همون شراب آشغالی خودش رو میخوره ‫و حاضر نمیشه از من مشروب بگیره

‫اینا هست به علاوه آدمکش بودنش

‫نه. اون رو اشتباه میکنی

‫اینجا زندانیش میکنی تا وقتی که ‫بخوای کسی رو بکشی

‫نه این دستبندها رو واسه وحشتش از شب بهش میزنم

‫اون زندانی نیست

‫پس من چی‌ام؟

‫فقط میخوام درک کنی

‫سال‌ها بود داروهاش رو بدون نقص تأمین میکردم. ‫مدت‌ها بود حتی یه حادثه‌ی خشونت‌آمیز هم پیش نیومده بود

‫خبر نداشتم با اون آدما چیکار میکنه

‫شر میگی

‫باشه

‫خودم نمیخواستم که بدونم

‫خودم چشمم رو به روی تحقیقات ‫تریش واکر بستم

‫آلیسا میدونست ممکنه تریش من رو لو بده

‫آلیسا فقط من رو داره

‫خودت کاری کردی اینطور باشه

‫ببین من نمیخواستم کسی رو بکشم. ‫حتی کازلاف

‫اون دیوث فرصت‌طلب فرمول‌های من رو دزدید ‫تا برای ارتش دارو تولید کنه

‫- ولی نمیخواستی بکشیش؟ ‫- نه!

‫آلیسا میترسید اون دهنش رو باز کنه ‫و آلیسا رو تبدیل کنه به موش آزمایشگاهی دولت

‫داشت از خودش و من محافظت میکرد

‫همینطور از تو

‫خیلی رو داری که میگی داشته از من محافظت میکرده

‫کاری کرد فکر کنم مُرده... 17 سال تمام

‫هر حسی که نسبت به کارش داشته باشی

‫اون تو اعماق وجودش هنوز مامانته

‫و به کمکت نیاز داره

‫فکر کنم داره صبحانه درست میکنه

‫کار کردن برای بقیه میتونه آرومش کنه

‫معمولاً خشم و غضبش قابل کنترله

‫ولی اگه احساس خطر کنه، ‫دیگه نمیتونه به خودش مسلط بشه

‫به جز انجام قتل عمد

‫اون غیرعادی بود ‫ولی تو برنامه داره پیش میره

‫- میره به یه گسسته... ‫- مثل این روانشناس‌ها زر زر میکنی

‫کسشره. خفه شو

‫میخوای یه توصیه بهت بکنم؟ الان میگم

‫خودتون رو تحویل بدین

‫فکر میکنی قبل از اینکه با گلوله از پا ‫درش بیارن چند تا پلیس رو تیکه پاره میکنه؟

‫چاره‌ی دیگه‌ای نداره. ‫تو چاره‌ای براش نذاشتی

‫خیلی‌خب! حق با توئه! ‫همه اینا تقصیر منه

‫همه‌ی اتفاقات تقصیر منه، خب؟ ‫ولی مادرت زنده‌ست جسیکا

‫متوجه این هستی؟

‫اون اینجاست، و هیچوقت ‫از عشقش به تو دست نکشید

‫تریش‌ـه

‫اگه جواب ندم میره پیش پلیس. ‫اونا هم رد گوشیم رو میزنن

‫بذار باهاش صحبت کنم. ‫دست به سرش میکنم

‫اگه با این حالی که مامانت داره، تریش ‫بیاد اینجا، میدونی چه اتفاقی میفته؟

‫اون گوشی لامصب رو بده من

‫سلام

‫جسیکا کجا غیبت زده بود؟ ‫کلی باهات تماس گرفتم

‫جس، روبراهی؟

‫تموم شد

‫چی تموم شد؟

‫تحقیقات، آی‌جی‌اچ. همش تمومه

‫چی داری میگی؟

‫خونه‌ی کارل رو پیدا کردم

‫تخلیه شده بود. هیچ سرنخی نبود. ‫یهو غیب شدن

‫کسی یهو غیب نمیشه

‫تو طرف رو پیدا میکنی. کارت همینه

‫این بار نه

‫کجایی؟ میام پیشت

‫جایی که همیشه موقع افسردگی بهش پناه میبرم

‫کدوم بار؟

‫نمیدونم. زیادی سگ‌مست کردم. ‫بعداً باهات حرف میزنم

‫جسیکا...

‫لعنتی

‫چی شده؟

‫جسیکا میگه قاتل فرار کرده و کل ‫تحقیقات پرونده تمومه

‫بهش نمیخوره اینجوری وا بده

‫خیلی واضح و روشن گفت

‫- پس بیا برگردیم دفتر. میتونیم... ‫- که چی؟ بشینم که از خودش حرف بزنه؟

‫همه‌ی زحمتش رو ما کشیدیم ‫و اون میخواد همش رو دور بندازه

‫آروم باش. خب؟ یه کاریش میکنیم

‫این برای من یه پرونده معمولی نیست

‫من دستیار جسیکا نیستم. ‫این زندگی منه

‫عنوانت "معاون"ـه

‫در ضمن برای منم یه پرونده معمولی نیست

‫دیگه کاری با حموم نداری؟

‫نه. فقط میشه یه لحظه آروم بگیری؟

‫تو 12 سال اینجوری زندگی کردی؟

‫دوستش دارم، ‫ولی میبینمش از ترس میشاشم به خودم

‫اما کیه که یه عشق عادی بخواد؟

‫آره بابا، اینجوریه خیلی بهتره

‫شاید دوستش دارم چون وقتی ‫میبینمش از ترس میشاشم به خودم

‫هنوز میخوام درکش کنم و اوضاع رو درست کنم

‫خب من نمیخوام

‫میتونی باهاش حرف بزنی. ‫شاید اینجوری آروم شه

‫محض اطلاعت بگم که ‫کم پیش میاد کسی با حرفای من آروم شه

‫تلاشت رو بکن، وگرنه آدمای بیشتری آسبی میبینن

‫خیلی‌خب

‫ولی اینجوری نه

‫امیدوارم کار درست رو انجام بدی

‫بهتره برم به مامانم سر بزنم

‫جسیکا، این کارو نکن!

‫نمیدونی اون چیکار میکنه!

‫نکن!

‫جسیکا!

‫جسیکا!

‫تو چیکار کردی؟

‫کار درست رو

‫اگه واقعاً مادرم بودی ‫میفهمیدی کار درست چیه

‫- تو هیچ نمیدونی کار درست چیه ‫- آلیسا، آروم باش. خودسردیت رو حفظ کن

‫میخوای من برم زندان؟ ‫واقعاً این رو میخوای؟

‫- اینم یه شروعه خب ‫- زندان از پس کنترلش برنمیاد

‫نگران نباش کارل. تو هم باهاش میری زندان. ‫تو هم به همون اندازه مجرمی

‫اینجوری باهاش حرف نزن. اون ما رو نجات داد

‫اون ما رو نابود کرد

‫اون یه منحرف عقده‌ایه

‫که یه دوست‌دختر تقویت‌شده برای ‫خودش ساخته که دهن بقیه رو سرویس کنه

‫نه. تو هیچ نمیدونی چی داری میگی!

‫آلیسا، روی ذهنم تمرکز کن. ‫نفس عمیق بکش. خیلی‌خب

‫تو میتونی کمکش کنی جسیکا

‫و اگه کسی قرار باشه آب خنک بخوره اون منم

‫نه. به اندازه کافی برای من فداکاری کردی. ‫فقط پولمون رو بردار و برو

‫اون هیچ‌جا نمیره

‫نه. برو اونجایی که حرفش رو زدیم

‫با هم میریم. یه راه درمان دیگه پیدا میکنم

‫- از الان بگم، جواب نمیده ‫- خیلی کله‌شقه، هیچوقت بیخیال نمیشه

‫اگه فکر میکنی میتونی ازم جلو بزنی ‫یعنی نمیدونی کله‌شق یعنی چی

‫- برو ‫- تو سلول زندان دووم نمیاری

‫- اونا بهت آسیب میزنن ‫- اگه اتفاقی برای تو بیفته

‫من بهشون آسیب میزنم. میدونی که اینکارو میکنم!

‫- نمیتونم همینجوری ولت کنم ‫- ولم کن

‫خدا لعنتت کنه کارل، پول رو بردار برو!

‫با من بیا!

‫برو بیرون!

‫دوستت دارم. متأسفم

‫نه!

‫در رو قفل کن. و دیگه برنگرد!

‫ولم کن! دستت رو بکش!

‫ای بابا! ول کن!

‫نه!

‫یا پلیس میگیردش یا من. ‫بهرحال تقاص پس میده

‫باور کن...

‫تو این 12 سالی که با من زندگی کرده، ‫خیلی تقاص پس داده

‫خیلی بهش فکر کردم. ‫یه نقشه هم دارم

‫برنامه اینه. جسیکا گفت تو باره، آره؟

‫پس از خونه "رودی" شروع میکنیم و ‫ته و توی تعقیبات معمولش رو درمیاریم

‫باشه حتما. فقط قبلش بگو چی زدی

‫چی؟

‫وقتی اسپری‌ات رو آوردم حالت بد بود

‫بهت که گفتم. حساسیت داشتم

‫آره گفتی. پنج دقیقه بعدشم ‫پریده بودی رو من

‫که البته محشر بود. سر اون گله ندارم

‫- داری من رو به نشئه بودن متهم میکنی ‫- دیشب اصلاً نخوابیدی

‫غیرعادی رفتار میکردی، ‫یه کله فک میزدی

‫تا حالا بعد سکس حس عجیب و غریب نداشتی؟

‫حالا هم که خیلی خونسرد از حموم اومدی بیرون ‫انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده

‫بابا بیخیال. من قبلاً این گوه‌کاری‌ها رو دیدم

‫ببین منم این کارا رو کردم

‫اشتباه میکنی

‫پس اگه الان برم اون تو

‫- چیزی پیدا نمیکنم؟ ‫- نرو

‫پس باهام روراست باش

‫همون اسپریه آره؟ خب چیه؟

‫مثل تقویت‌کننده مهارت مبارزه و ایناست

‫یعنی حتی نمیدونی چی هست؟

‫میدونم چیکار میکنه. ‫مال سیمپسون بود

‫آدم رو قوی‌تر و فرزتر میکنه ‫تمرکز و سرعت واکنش هم بالا میبره

‫هیچ خطری نداره

‫پس چرا از اول نگفتی؟

‫چون نمیخوام خودم رو برای کسی ‫که تازه چیزش رو خوردم، توجیه کنم

‫در ضمن قابلت هم نداشت

‫پس برای این سکس کردیم؟

‫- چون اون گوه رو زده بودی؟ ‫- من چیزی نزدم

‫- کوکائین و هروئین نیست که ‫- به جسیکا گفتی؟

‫نه. خب وقتی میخوام سه تا ‫قهوه اسپرسو بخورم هم بهش نمیگم

‫اگه یه قرص داشتی که باهوش‌ترت میکرد

‫نمیخوردیش؟

‫اینم دقیقاً همونه

‫ازش استفاده کردم که ‫جلوی آی‌جی‌اچ رو بگیرم

‫اگه این حقیقت داشت ‫لازم نبود مخفیش کنی

‫خیلی‌خب. این بحث فایده نداره. ‫و در ضمن به تو ربطی نداره

‫من میرم جسیکا رو پیدا کنم و ‫بفهمم چه خبر شده

‫میای یا نه؟

‫وقتی تو تحت تأثیر اون موادی، نه. ‫هیچ‌جا باهات نمیام

‫گمونم تغییر ژن هم نتونست ‫سلیقت تو انتخاب مشروب رو تغییر بده

‫آره

‫اولین باری که تنهات گذاشتیم ‫که مراقب فیلیپ باشی

‫نصف یه بطری رو خوردی

‫اومدم خونه دیدم توالت رو بغل کردی

‫چون مزه کود و دستگاه تهویه هوا میداد

‫خب

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left