The first 128 lines.
ترجمه اختصاصی از #ستاره ی نیمه شب
پدر مادر
من نمیخوام با ارباب عمارت یی وانگ ازدواج کنم.
من از لرد یی وانگ یا هر کسی که هست خوشم نمیاد.
لرد من ، روابط عمارت یی وانگ با عمارت چنگ شیانگ ما همیشه بد بوده.
اگه اجازه بدیم شانگ ار با اربابشون ازدواج کنه
بقیه ی عمر شانگ ار نابود نمیشه؟
بانوی من ، من میدونم این چقدر ناگهانیه
هرچند ، این بار پادشاه کسیه که این ازدواج به ما بخشیده ، چطور میتونیم ردش کنیم؟
من از انجام هر کاری ناتوانم اگرچه دلم میخواد.
پدر ، تو به من قول دادی
که من میتونم همسر خودم انتخاب کنم.
من هرگز لرد یی وانگ ملاقات نکردم.
حتی اگه بمیرمم باهاش ازدواج نمیکنم.
شانگ ار ، درمورد مردن حرف نزن!
تا زمانیکه مادر اینجاست ، نمیزارم رنج بکشی.
لرد من!
واقعاً راه دیگه ای نیست؟
چه راه دیگه ای هست؟
مگر اینکه بخوای ازفرمان پادشاهی سرپیچی کنیم ، کل عمارت چنگ شیانگ نابود نمیشه؟
شانگ ار ، تو بزرگ شدی!
فقط انجامش بده به خاطر پدرت ، به خاطر مادرت ، فقط اینبار خودت قربانی کن.
پدر ، من نمیخوام ازدواج کنم!
من تک دختر تو ام!
اگه من اینجا نباشم ، کی مثل من ازت مراقبت میکنه و بهت عشق میورزه؟
لرد من!
شانگ ار
تک دختر تو نیست.
بانوی من!
داری درباره ی اونی که تو کوه لینگ یونه حرف میزنی؟
نه ، ما نمیتونیم اینکار بکنیم.
دروغ گفتن به خاندان سلطنتی جرمه!
کل خانواده و کسانیکه به ما مربوطن گرفتار میشن.
اینطور نمیشه لرد من.
پادشاه گفته که این ازدواج به بانوی اول چنگ شیانگ بخشیده
طبق قانون ، یوشی بانوی اوله.
اگه این جواب نمیده ، فقط بهشون اجازه بده اسم و هویتشون عوض کنن.
اونها دختران عمارت چنگ شیانگ هستند.
اطرافیان متوجه چیز عجیبی نمیشن.
خب ، این یه ایده ی امکان پذیره.
ما باید هرچه زودتر برای این برنامه ریزی کنیم.
این درسته من تک دختر پدر نیستم.
من هنوز یه خواهر دارم!
همم ، آشغالی که از خونمون اخراج شد.
واو ، اینجا واقعاً شگفت انگیزه!
اون هنوز برام سودمنده ، اگه بتونه جام بگیره و بیوفته تو جهنم دره ی اون عمارت.
ای وای ، بانوی اول!
شما نباید الآن بازش کنید ، سنت ها رو نشکنین.
آه ، فقط یه لحظه صبر کن ، بزار یه چیزی رو مخفیانه نگاه کنم.
بانوی اول من ، چه چیزی رو میخواید ببینید؟
یه رازه!
حتی ازدواج هم یه دردسره.
من از سپیده دم مشغول بودم ، حتی نتونستم یکم استراحت کنم.
با معطل کردن من اینجا قصد دارن چیکار کنن؟
إ ، میگم...
چقدر دیگه باید بشینم اینجا و منتظر بمونم؟
عجله کنین و مراسم تموم کنین.
بانوی من!
ما نمیتونیم در انجام مراسم عجله کنیم.
منظورت چیه؟
شما بعدا خواهید فهمید.
من از معشوقه ی عمارت شنیدم که تیراندازی لرد یی وانگ شگفت انگیزه.
تیر اندازیش بی رقیبه ، هر شوتش هدف داره.
دارین درباره چی صحبت میکنین؟
لرد یی وانگ شبا تمرین تیر اندازی میکنه؟
نه! نه!
لرد وانگ یی الآن دارن حموم می کنن.
آه ، اون فقط ازدواج کرده برای چی هنوز داره ورزش میکنه؟
بهم نگو که اون یه نظامی متعصبه.
بانوی من ، شما ممکنه ندونین...
لرد وانگ یی ما هرگز شبا ورزش نمی کنن.
به همین علته که ایشون یی وانگ نامیده شده ان. ( اونا دارن درمورد این صحبت میکنن که در واقع لرد چقدر تو تخت خوبه ^_^ . یی وانگ به معنی پادشاه شبه(+_+))
چرا داری مضخرف میگی؟
زندگیت برات بی ارزشه؟
چطور تونستم فراموشش کنم!!
من میتونم این حقیقت که جای یانگ شنگ برای ازدواج گرفتم مخفی کنم...
اما اینبار من واقعا باهاش روبرو میشم!
من...
حالا باید چه غلطی بکنم؟؟؟
خسته نباشین!
بهم نگو گه...
اون همین الآن داره میاد!!
تو فقط این مرغ شستی؟؟
آره ، من اینبار دقت بیشتری برای موهاش بکار بردم.( در لفظ منظور آشپز موئه ولی در این مورد یوشی فکرد کرد اون موهای شرمگاهیش تمیز کرده(+_+))
خب ، میخوای چطور انجامش بدی؟
پیش غذای امشب جیولانگ ژیشوئه! ( اسم ظرف ها تو ذهن یوشی یه نوع کنایه اس(+_+). در حقیقت اسم ظرف های غذا قرار بوده خیلی باشکوه باشه)
قسمت سر لانگ فی فنگوئه!
ظرف اصلی اوج امشبه!!
باینو چائوفنگ!
خوبه ، خیلی خوبه!!
پای خوبم ، اگه اون جرأت کنه بهم دست بزنه ، میزنمش!!
هاهاها ، به بدن آخرین مرغ یکم مواد دیگه اضافه کردم.
این یه سوپ مغذیه.
بدن مرغ؟
چه کوفتی!!
اونا رفتن.
درود بر لرد یی وانگ!
من اومدم تا بهت بگم...
اگه به خاطر فرمان پادشاهی نبود...
تو لیاقت نداشتی حتی پاتو یه قدم تو عمارت من بزاری!
اون روباه مکار ژیان اشن...
میخواد با این ازدواج سیاسی من کنترل کنه!
چه خیال واهیی!!
تو فقط یه تیکه ی رقت انگیزی!!
خوب گوش کن!
تو قلب من فقط نان ژینگ وان شایسته ی همسر من بودنه.
نان ژینگ وان؟؟
این درسته!
از اونجایی که خیلی از قایم شدن خوشت میاد...
خوبه!
منم میل ندارم ببینمت!
یه نفر سورنگ صدا بزنه!
امشب ، بزارید بره به قصر زانگده.
اون داره به کجا منتقل میشه؟
سرای ژینگ یو.
لرد یی وانگ گفت اون به کجا منتقل میشه؟
فکر کنم...
سرای ژینگ یو بود!
بانوی من ، خیلی ناراحت نباشین!
آره ، لرد ما ممکنه خیلی نوشیده باشه.
تو درست میگی ، من یه تیکه ی رقت انگیزم! (اون احمقه !!، اون احمقه!)
من بدشانسی والدینمم!!
شک دارم اگه الآن تو راضی باشی...
به هر حال من واقعا راضی ام!!
دیگه نیاز نیست به راههایی فک کنم که لرد یی وانگ عاشق خودم کنم...
مادر ، یوشی آزاده!!
من بالاخره مکان شوم ترک کردم!
اون وحشی شده ، من میرم سورنگ صدا بزنم...
No comments yet. Be the first to leave one.