In Vogue: The 90s

In Vogue: The 90s

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

In Vogue The 90s S01E04 1080p WEB h264-EDITH
A Commentary by Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

Tags

webdl
Published on: 2024-09-20
Downloads: 84
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫عصر بخیر و به مت گالا خوش اومدین...

‫در موزه هنر متروپولیتن...

‫درست در نیویورک. قراره حسابی حماسی بشه

‫خدای من مت گالا افسانه‌ایه

‫مت گالا مثل جام سوپر بول مُده

‫بهترین طراح‌های دنیا دور هم ‫جمع میشن تا مد رو جشن بگیرن

‫مت گالا واقعا...

‫جاییه که واقعا طراح‌ها می‌تونن انعطاف ‫و توانایی دوزندگی‌شونو نشون بدن

‫طرفدارها شاهد دختر محبوب مت گالا...

‫بلیک لایولی بودن که واقعا ظاهرش ‫رو به یه شاهدخت پتینه شده تبدیل کرد

‫و مادرخونده همه اینا...

‫آنا وینتور

‫مردم از دیدن مُد در بهترین حالتش لذت می‌برن

‫نمایش، فانتزی...

‫دنیایی پر از خلاقیت

‫مت گالا هم جاییه که مد و ‫شهرت واقعا با هم مخلوط میشن

‫مثل یورش لنزهاست ‫و مردم اسمت رو فریاد می‌زنن

‫شکوه خالص و خیره‌کننده‌س

‫و جاییه که باید بگی...

‫کی اونطرفه؟ کی اونطرفه؟

‫همونقدر که یه سرگرمی شده ‫یه مد هم هست...

‫و باید کاری کنی که مردم مجذوب بشن

‫مت گالا یه پدیده فرهنگی شده

‫ولی همیشه اینطوری نبود

‫این داستان اینه که چطور وگ و آنا...

‫مهمترین رویداد مد رو در دنیا بوجود اوردن

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو ‫@SubKio

‫« مترجم: داوود آجرلو» ‫Highbury

‫چون نمی‌دونم در مورد این باشه یا نه

‫آره، پس کمتر شلوغ باشه

‫- شاید ‫- آره

‫- باید ببینیش. ‫- خوبه

‫- آره، همینطوری. ‫- خوبه. آره

‫وقتی به مت فکر می‌کنم، ‫به وسعت خارق‌العاده...

‫استعداد و خلاقیت و طراحی فکر می‌کنم

‫و به این فکر می‌کنم که مت باید چی باشه

‫برای زنها پاپیون و ‫بدون پاپیون رو امتحان کردیم

‫برخی از ویولن‌نوازها حس کردن ‫پاپیون‌ها دست و پا گیره

‫خب، می‌دونی، اگه یه یقه ‫کارل درست کنیم چی...

‫ولی شاید یه دکمه کوچیک براش بذاریم...

‫مثل کارل که پیرهن‌ها رو تا بالا می‌بست، ‫مثل اواسط قرن نوزدهم

‫آره. آره

‫باز، به تک تک جزییات دقت می‌کنه

‫و داشتن چشمان یک استاد بهم ‫اعتماد به نفس زیادی میده

‫و بعد شاید یه کم ‫اینطرف وزن بیشتری داشته باشه

‫خوبه. و بعد شاید یه چیزی ‫اینجا بذاریم، خب؟ یه ذره...

‫داستان ما و آنا اینه ‫که دوستان بسیار خوبی شدیم...

‫ ‫

‫ولی به نظرم باورها و ‫ارزشهای یکسانی داریم

‫پذیرش چیز جدید، مشتاق بودن...

‫و اینکه دو دستی گذشته رو نچسبی...

‫در حالی که گذشته رو هم دور نندازی

‫و اگه مشکل‌ساز بشه...

‫- آره. ‫- شاید هیچی

‫شاید هیچی

‫امروز، مت گالا...

‫پربیننده‌ترین رویداد مد در دنیاست

‫- کفش‌ها باید بدرخشن ‫- درسته، کفش‌ها باید توی چشم بزنن

‫بزن بریم

‫ولی ۲۵ سال برامون طول کشیده...

‫تا رویدادی بسازیم که ‫اسم آشنایی داشته باشه...

‫به این اسم جهانی که امروز داره برسه

‫مردم فکر می‌کنن که مت گالا به نسبت ‫یه پدیده جدید حساب میشه

‫ ‫

‫چیزی بوده که در ۱۹۴۸ شروع شد

‫از همون اول، مت بال، یه ‫چیز خیلی کوچیک و مخصوص افراد خاص بود

‫یه مهمونی خصوصی بسیار کوچیک بود

‫منطقه آپر ایست ساید نیویورک ‫یا همون افراد تراز اول جامعه بودن...

‫کلمه‌ای که حتی دیگه نمی‌شنویمش

‫و تا یه مدت زیاد همینطوری موند

‫ولی در اوایل دهه ۹۰...

‫نمی‌دونم عموم مردم می‌دونستن ‫مت گالا چی هست یا نه

‫فکر کنم فقط آدمهای این صنعت می‌دونستن

‫خدایا، خیلی متفاوت بود

‫شبیه یکی دیگه از اون چیزها بود...

‫که برای مد بهشون می‌رفتی

‫و از سر کار می‌اومدم خونه ‫و می‌گفتم، میشه بریم؟

‫و می‌گفتی آره، باشه، بزن بریم

‫ولی بعد در ۱۹۹۵ همه چیز ‫یواش یواش عوض شد

‫دیشب گالای نیویورک، زیبایی داشت، ‫کلاس داشت...

‫ولی مهمتر از هم سبک خاصی داشت

‫بعد از سالها پشت سکان بودن...

‫خانم ویلیام اف باکلی جونیور تصمیم ‫گرفت از توجه عمومی بیاد بیرون...

‫و همه چیزو به دست سردبیر وگ ‫آنا وینتور بسپاره

‫اولین مت که روش کار کردم ‫به سال ۱۹۹۵ برمی‌گرده

‫هر کسی که در دنیای مد برای ‫خودش کسی بود اونجا بود

‫اسکار دی لا رنتا، تامی هیلفیگر، ‫کلوین کلاین، کیت ماس...

‫ایزاک میزرایی و جیانی ورساچی

‫هیچ فرش قرمز سنتی وجود نداشت

‫فقط گروهی از آدم‌های صنعت مد بودن...

‫و اشخاص طراز اول جامعه و حامیان موزه بودن

‫مت گالای ۱۹۹۵ رو احتمالا به عنوان ‫مهمون کلوین شرکت می‌کردم

‫زیاد توی چشم نبود

‫حس می‌شد خیلی ‫خصوصی و باحال باشه

‫به اولین مت گالای آنا...

‫در ۱۹۹۵ رفتم...

‫و لباسی از فروشگاه لباس‌های دست دوم در ‫پیتسبورگ که فیلمبرداری داشتم پوشیدم

‫از اون موقع خیلی سخت تلاش کردم ‫اون اشتباه رو جبران کنم

‫داشتیم شروع می‌کردیم...

‫ولی فهمیدم فرصتی وجود داره...

‫و اینطوری دنیای مد رو در برابر ‫مخاطبان بسیار بیشتری قرار میدیم

‫مت نمی‌تونست یه ‫جور جا برای به رخ کشیدن خانمهایی باشه...

‫که در آپر ایست ساید زندگی می‌کردن

‫باید وسیع‌ترش می‌کردیم ‫و این رویداد رو بازتاب می‌دادیم

‫اون زمان، یه تغییر بزرگ در ‫حال روی دادن بود...

‫و آدم حس می‌کرد یه دنیای ‫کاملا جدید داره شروع میشه

‫مد، موسیقی، فیلم...

‫هنرها با هم مخلوط شده بودن

‫ولی تا اواسط دهه ۹۰ دنیای مُد رو ‫توی فیلم‌ها ندیده بودیم

‫روش من اینه. ‫از یه جایی و یه طوری الهام می‌گیرم...

‫از باله، از رقص، از یه فیلم و از یه چیزی

‫و از اون به بعد میلیونها طرح می‌کشم

‫یک، دو، سه، چهارده، پونزده، شونزده. ‫همون کت. منهای اون شکل، درسته

‫زیپ باز شده اولین مستند تدوین‌ نشده ‫در مورد مُد بود

‫بیا، میشه اینو بگیری؟ وای، نائومی

‫نه باید بیاد بیرون

‫نه، حلقه بیرون نمیاد. ‫زنجیر و اونجاش...

‫مری

‫نمی‌تونم. بسته میشه. ‫توی یکساعت بسته میشه

‫دوباره مجبورم درستش کنم

‫خب، ۲۰ دقیقه دیگه میری فرودگاه

‫شروع تجربه درست کردن یه مجموعه بود...

‫تجربه یه فشن شو...

‫تجربه یه طراح مد واقعی شدن

‫زیباست

‫- یه ذره زیادی نزدیکی... ‫- آره، دقیقا

‫- دیگه سوراخ‌های روی پوستم اینقدر کوچیک نیستن ‫- دقیقا

‫وقتی زیپ باز شده رو ساختیم اصلا ‫نمی‌دونستیم داریم چه غلطی می‌کنیم

‫ولی فهمیدیم که یه شکل عالی ‫از ساختن سرگرمی ـه

‫وقتی آیزاک اون مستند رو ساخت...

‫دنیایی رو باز کرد که تا قبل ‫از اون از چشم عموم بسیار مخفی بود

‫همینطوری فیلمبرداری کردیم و کردیم

‫هیچکس چنین کاری نمی‌کرد

‫و پر از آدم‌های مُد بود

‫از وقتی که باهاش آشنا شدم، ‫داشت فیلم زیپ باز شده رو می‌ساخت

‫قبل از اون اصلا نمی‌شناختمش

‫- اهل کجایی؟ ‫- اوکلا

‫اوکلاهوما؟ چقدر دروغگویی

‫به خدا قسم

‫خیلی از زمانش جلوتر بود و ‫اون مستند رو اونطوری ساخت

‫آیزاک، چرا همیشه کفش‌های ‫صاف بهم میدی...

‫و همیشه به نائومی مک‌کمبل ‫کفش‌های پاشنه‌دار میدی؟

‫برای قسمت آخر فصل پیشم بهم ‫دمپایی دادی. هر بار این کار رو کردی!

‫موفقیت این مستند...

‫نشون داد که اشتهای زیادی ‫در صنعت سرگرمی برای مُد وجود داره

‫می‌تونی آیزاک رو ببینی که پشت‌صحنه ‫یه مدیر صحنه حسابی میشه

‫موسیقی شروع بشه

‫بریم، بریم

‫خودش بود. دوست داشت اینطوری باشه. ‫دوست داشت جلو و در مرکز باشه

‫هیچوقت توی شویی نبودم ‫که اینقدر انرژی داشته باشه...

‫و سردبیرها، دست می‌زدن، ‫حرف می‌زدن، داد می‌زدن

‫انگار که یه ستاره به دنیا اومده باشه

‫فکر کنم یه جورایی فیلمبرداری از ‫همه چیزو تغییر داد

‫مد رو به دنیای فرهنک عامیانه اورد...

‫به شکلی که قبلا بررسی نشده بود

‫مد سری به فرهنگ عامیانه زده بود...

‫و آنا تشخیصش داد

‫آنا به گالا نگاه کرد و گفت...

‫با خودت داری حرف می‌زنی

‫چرا امشب رو همگانی‌تر، پویاتر...

‫و مد روزتر نکنیم؟

‫استعداد آنا شناسایی ‫نکات برجسته‌س

‫مردمی که هیاهو به پا می‌کنن ‫و علاقه بوجود میارن

‫فکر کنم همین گالا رو تغییر داد

‫دیشب، افتتاحیه گالای ‫موزه متروپولیتن بود...

‫که پنجاه سالگی دیور جشن گرفته شد

‫با اینکه جشن دیور بود...

‫بیشتر چشم‌ها به مهمون ‫افتخاری، شاهدخت دیانا بود

‫شاهدخت دیانا در مت گالا بود...

‫گمونم یه کودتا محسوب می‌شد

‫همراه کمک مسئول مراسم شب...

‫دوستش، سردبیر هارپر بازار، لیز تیلبریس بود

‫شاهدخت دایانا توانایی اینو داشت ‫که وقتی وارد اتاق می‌شد همه جا می‌درخشید

‫یه جور طعم جدید به مت داد

‫شاهدخت دایانا مد رو درک می‌کرد ‫و از بهترین خودش بودن لذت می‌برد

‫فکر کنم چیزی که پوشیده زیباست...

‫و به نظرم امشب اینجاست ‫تا ازش حمایت کنه

‫و جواب داد و ارتباط گرفت

‫و مت در سایه قدرت ستاره‌ای رشد کرد ‫و توجه رسانه‌ای بین‌المللی گرفت...

‫و همین به نظرم توجه مناسبی ‫رو به این شب اورد

In Vogue: The 90s subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for In Vogue: The 90s

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left