The first 200 lines.
ترجمه نشده -
ترجمه نشده -
ترجمه نشده -
!بزار من بیام بیرون
!اینجا بو گند میده
!دوباره باختی، کچل
من از این بازی متنفرم. میشه خواهشا یه کار دیگه بکنیم؟
.عذر میخوام رفیق
.نوبت منه که انتخاب کنم، و من هم میخوام بازی «مرد غار نشین و دایناسور» رو بازی کنم
.برا تو گفتنش راحته. من دیگه نمیخوام خورده شم
.پس بهتره شروع کنی به فرار کردن
!!چون تو 30 ثانیه وقت داری
...یک دوره ، دو دوره، سه دوره
.من نمیخوام. من دیگه نمیخوام. دیگه نمیخوام
!سلام
(اجازه دارم بپرسم؟ (که اینجا چیکار میکنی؟
.دارم از «بیست بوی» قایم میشم تا مجبور نباشم که «مرد غارنشین و دایناسور» رو بازی کنم
آهان. میتونی بهم خمیر دندون رو بدی؟
.اوه، آره! البته
!ببین، تو باید بهم کمک کنی. این بازی به مرگ من ختم میشه
.ببخشید ولی من کار های بهتری برای انجام دادن دارم.مثل پر کردن خمیر دندون
... کاش میتونستی دوتا از من بسازی که مجبور نباشم با
.یه لحظه صبر کن- .نه-
!اوه، بیخیال «ریون». لطفا لطفا لطفا لطفا
ترجمه نشده -
اینهمه هیاهو برای چیه؟
.سایبرگ» ازم میخواد تا یه دوقلوی جادویی ازش بسازم»
.و من میتونم اون رو مجبور کنم که بره با «بیست بوی» بازی کنه
!جادو یه ابزار قدرتمنده، نه وسیله ای برای استفاده های جزیی
...پس حداقل میتونی این آخرین تیکه ی پیتزارو برام دو تا بکنی که
که من بتونم غم و غصه هام رو توی غذا جبران کنم؟
.باشه
!ایول
!اوه، برادر
چی؟
.«بیست بوی» اجازه بده تو رو با خودم آشنا کنم، «سایبرگ»
!اون یه نسخه دقیقا مثل منه - چه خبرا ، «بیست من» ؟ - (بیست بوی: پسر جانوری)
نسخه ی دقیقا مثل تو، آره؟ !قضاوت اون رو بسپار به من
غذای مورد علاقه ات چیه؟
.پیتزا
بازی ویدیویی مورد علاقه ات چیه؟
حمله ی روبات های حبابی 2
کی مبارزه رو میبره؟ نینجا یا مرد ماهی
.هیچ کدوم
!با هم متحد میشن، و یه تیم تشکیل میدن که «پرنده ی انسانی کونگ فو کار شرور» رو شکست بدن
!تو یه نسخه ی دقیق از «سایبرگ» هستی -
دایناسور دوست داری؟- .اوه، آره-
!عالی شد
کار کرد! چرا؟
.چون من یه نابغه ام! بله، من یه نابغه ام
!من یه نابغه ام ! من یه نابغه ام
.بالاخره میتونم یه ذره راحت باشم
.باشه. حوصله ام سر رفت
!اوه، پسر، تو خیلی بد بازی میکنی
!فکر کردم تو این بازی خوب هستی، پسر
.منم همین فکرو میکردم
.فکر میکردم خوبم، ولی افتضاحم
.من فک کردم شما بچه ها قراره «مرد غارنشین و دایناسور» بازی کنید
.ما ازش خسته شدیم. حالا داریم «حمله به روبات های حبابی 2» رو بازی میکنیم
اوه، ایول! منم میتونم بازی کنم؟-
.ببخشید، داداش. ما فقط دوتا دسته داریم
.آره، ببخشید، داداش
.اشکالی نداره
.منم خیلی حس و حال بازی کردن بازی مورد علاقه ام رو تو هیچ کجای جهان ندارم
چیه؟
...اوه، فقط
.بیست بوی» و دو قلوی من الان بهترین دوستای همدیگه هستند»
و تو میخوای باهات همدردی کنم؟
.تو کسی هستی که طلسم رو اجرا کردی
!تو توی اجراش منو گول زدی
.این تقصیر خودته که بهترین دوستت رو از دست دادی
ترجمه نشده -
چیه؟
،خوب، از اونجایی که من یه بهترین دوست جدید نیاز دارم
.فکر کردم که شاید بتونی یه دوقلوی جادویی از «بیست بوی» بسازی
.تو باور نکردنی هستی- .باشه-
پس حداقل میتونی این دسته رو دوتاش کنی؟
که منم بتونم باهاشون بازی های ویدیویی بازی کنم؟
.باشه
!آینه
هی، چه خبرا؟
!تو منی
.درسته. من تو ام
ترجمه نشده -
.عالیه
!داری باهام شوخی میکنی
.این عالیه! حالا من یه بهترین دوست جدید دارم
درسته، «بیست بوی» ؟
اوه، تو یه دوقلوی جادویی هستی؟ مثل من؟؟
میخوام بهترین دوست باشیم؟- .باشه-
.نه! صبر کن! قرار بود ما با هم بهترین دوست ها باشیم
.ببخشید، «سایبرگ». فقط با «سایبرگ» نقاط مشترک بیشتری دارم
.بعدا میبینمتون
!ولی... اه
!عالی بود حرکتت ، «سایبرگ»! حالا هیچ کدوممون بهترین دوست نداره
.شاید شما دوتا دوباره بتونید با هم بهترین دوست بشید
این یارو؟-
.مثل اینکه- .نه-
میخوای یه چیزی بخوریم؟
!حتما
پس، الان چهار تا از اونا وجود داره آره؟
.نمیخوام درباره اش حرف بزنم
.دارم از گرسنگی میمیرم
!!!!من یه چیپس بزرگ گذاشتم اینجا روی... میز
.انگار یه نفر زودتر از ما اینکارو کرده
.... نگران نباش ما هنوز یه ظرف از یخ
!لعنتی
. «ممنونم واسه «اسنک
ترجمه نشده -
!تو بهترینی
!!بدترین قسمتش اینه که اونا ظرف یخ رو خالی گذاشتند توی فریزر
آخه، کی همچین کاری میکنه؟
. ظاهرا ما
.اسنک» رو فراموش کن. بریم یه ذره بازی ویدیویی بازی کنیم»
.خدمت شما
!اوه، مرد. تو دسته رو ترکوندی
.و این یکی غرق در بستنیه. اه
.منظورم اینه که، به به
واقعا ما اینقد اعصاب خورد کنیم؟
. «تو یک کلمه، «بله
.حالا میفهمید که ما چی میکشیم
...حالا، پس
... همه ی کسانی که با بیرون انداختن دوقلو ها از برج تایتان ها
...و رها کردن اونا وسط خیابون های «جامپ سیتی» برای گذروندن زندگیشون
.موافقند. دستشون رو ببرند بالا
همه مخالفید؟
!به نظر میرسه که تو باختی
.دوباره نگاه کن، برادر
!امکان نداره
!من نکردم
.ما کتاب طلسم «ریون» رو پیدا کردیم و فهمیدیم که چجوری خودمون طلسم رو اجرا کنیم
!همه ی کسانی که با بیرون کردن دوقلو های غیری جادویی موافقند دستا بالا
.من واقعا یه جورایی دلم واسه اونجا تنگ میشه
.ما اونجا خاطره های خوب زیادی رو داشتیم
...ما حتما
.صبر کن! من واقعا هیچ خاطره ای توی اون برج ندارم
.منم همینجور
.حالا که فکرش رو میکنم، من چیزی قبل از دوماه قبل یادم نمیاد
چطور ممکنه؟- ...مگر اینکه-
پس تو فکر میکنی که من و «بیست بوی» هم دوقلو های جادویی هستیم؟
...آره. من وضعیت کارت اعتباری «سایبرگ» رو چک کردم
.و تحویل دهنده ی پیتزا رو به این آپارتمان رد یابی کردم
!پس اصل قضیه باید این تو باشه
!کمکم کن! کمکم کن! من دارم میمیرم
!تایتان ها، بریم
.کمکم کن. کمکم کن. دارم میمیرم
.پنج تا جون دیگه داری مرد! بزرگش نکن
اشکالی نداره که وضعیت خودتون رو توضیح بدید؟
.باشه، فقط بزار این مرحله رو رد کنیم
!حالا
!باشه
.ما کتاب طلسم های «ریون» رو پیدا کردیم و فهمیدیم که چجوری از خودمون دو قلو بسازیم
،پس، آره، ما تصمیم گرفتیم یه ذره کم تعطیلات بگیریم واسه خودمون
!و بزاریم دو قلو هامون جامون رو بگیرن، مرد
این همه وقت ما داشتیم با دوقلو های جادویی زندگی میکردیم؟
!آره
،خوب، با تشکر از شما دوتا دلقک
!برج الان توسط دوقلو ها تسخیر شده
.فکرش رو میکردیم که این اتفاق بیوفته
.به همین دلیل هستش که ما یه نقشه ی احتمال وقوع خطر داریم
ترجمه نشده -
پس، چی سر این دوتا دوقلوهای جادویی میاد؟
،نگران ما نباشید، ما خطاهای زندگیمون رو دیدیم
.و به اینکه آدم های بهتری بشیم متعهد شده ایم
!ما قراره دوره گرد بشیم
!راه درست رو میریم، یا یه چیزی تو همین مایه ها
!به امید دیدار، تایتان ها
صبر کن! نمیتونید این دوتا هم با خودتون ببرید؟
...رفیق
.من بلند نمیشم
.من فکر نمیکنم که بتونم بلند شم
.خوب، فکر میکنم که همه چیز تموم شد
خوب، کجا اون همه دوقلو ها رو فرستادید؟
!من از این بازی متنفرم
.دو، سه، چهار، پنج
!ایول
.دو، سه ، چهار، پنج
ترجمه نشده -
!آره! میدونستم
اوه، اون چیه؟
.اوه، هیچی
اون چیه؟- .هیچی-
اون چیه؟- هیچی-
اون چیه؟؟
.بیخیال بچه ها. اون واسه منه
خوب، اون چی هستش ؟
.اون یکی از اون بازی های طالع بینی هستش که این بچه کوچولو بازی میکنه
!هاها! رابین بازی بچه ها رو بازی میکنه
خوب، درسته. من یه بچه ی بزرگم! میشه حالا اون رو بهم پس بدی؟
.امکان نداره- .نه تا وقتی که ما طالع (سرنوشت) خودمون رو نفهمیم -
.اول تو «بیست». یه رنگ انتخاب کن
.تو رنگ منو میدونی داداش
!سببببز
طالع من چیه؟ طالع من چیه؟
.خواهشا میلیونر شدن باشه
... تو
!!!با «استارفایر» ازدواج میکنی
.خوب، اون به این معنی نیست که من یه میلیونر نمیشم
حالا میتونم پسش بگیرم؟
!نه! نوبت منه
No comments yet. Be the first to leave one.