The first 200 lines.
اينجا چيزي نيست آقا
لعنتي
اون طرف رو بگرد
توي اين شهر حتي نميذارن با آرامش برينيم
دنـــيـــاي تــبــهکــــاران
صبر کن ميرسونمت مدرسه
سيدهارت
سيدهارت
اول صبح اين داد و بيداد چيه؟ من دارم داد ميزنم-
حتي با من درست صحبت نميکنه ...بهش گفتم ميرسونمش مدرسه
مشکلت همينه
تو ازش پرسيدي که اصلا ميخواد تو برسونيش مدرسه؟
نه، تو فقط دستور دادي
پس بايد ازش اجازه بگيرم؟
من پدر اونم يا اون پدر منه؟
تو هم دقيقا مثل پدرتي يک دنده و لج باز
پدرم؟ واقعا؟
اون من رو با کمربند سياه و کبود ميکرد
و براي اين کار دليل هم لازم نداشت
من تا حالا دست روي پسرت بلند کردم؟
کمک ميکني وسايل رو ببريم؟
يالا بابا، بيا کمک کن نه، داره ديرم ميشه-
چي ميگي بابا، همينجا ميخواي بري ديگه
داماد عزيز
حالت چطوره؟
اول صبح با اين يونيفرم کجا ميري؟ها؟
فيلمبرداري داريم ديگه من هم نقش بازرس رو بازي ميکنم
...ناهارت يادت رفت
داداش جيتو...عجب سورپرايزي داداش
من که باشم هميشه يه سورپرايز داري آبجي
جيتو، من ديرم شده ديگه ميرم
يه خُرده صبر کن ديگه بعد از اين همه وقت اومده
بيا با هم صبحانه بخوريم
بمونه براي فردا
يکي دو روزي اينجا هستم
شنيدي؟
حالا هست...يکي دو روزي
داماد جان، قبل از اينکه بري کمک کن وسايل رو خالي کنيم
فقط دو دقيقه طول ميکشه
حالا حرف ميزني؟
اسمت رو بگو
بگو، اسمت رو بگو
حرف بزن
چشمهات رو بنداز پايين
***گفتم چشمها پايين مادر
چهل و پنج؟
امکان نداره حرف بزنه
دوست يا مشتري؟ هرزهي دروغگوي نپالي
با خارجيها ميخوابي؟ ها؟
پس اون دلارها رو از کجا آوردي؟
اون...اون دلارها سرگمي من هستن من پول کشورهاي مختلف رو جمع ميکنم
پول جمع کردن ميشه سرگرمي؟
خوندن و رقصيدن سرگرمياند
فکر کردي من احمقم؟
حرف بزن با اون سه نفر چيکار داشتي؟
شب قبلش خونهي دوستم بودم
صبح تاکسي گيرم نيومد که برم خونه
و سوار ماشين اونها شدي؟
بله، بله قربان
پس حولهي اون هتل چطور از کيف تو سر درآورد؟
جواب بده
حرف بزن
قربان، اونها سه روز اينجا بودن رفت و آمدشون زمان خاصي نداشت
حس ششمم بهم گفت که اينجا خبريه
اوه، حس ششمت؟
ديگه چي؟
يکيشون يدونه حوله دزديده
حالا من بايد پولش رو بدم اين عادلانهست؟
چيز ديگهاي ديدي يا شنيدي؟
قربان، اين اتاق دومه اين
قربان، مهمون داخله
کيه؟
...قربان، سياست هتل
قربان...بفرماييد
ميخوايم اتاق رو چک کنيم
داخل چيزي نيست قربان
برو کنار، برو ...اما قربان-
قربان اون...دختر عموي منه قربان
اومديم دهلي براي عروسيش خريد کنيم
اتاق ديگهاي گيرمون نيومد به خاطر همين يه اتاق مشترک گرفتيم
چيز ديگهاي يادت اومد؟
بله قربان
شنيدم که يکيشون پشت تلفن داشت با کسي بحث ميکرد، خيلي هم عصبي بود
چي ميگفت؟
با يکي دعوا ميکرد
مثلا ميگفت "سه روزه اين مزخرفات رو ميشنوم"
"همين الان ميخوام با مسترجي صحبت کنم" *مسترجي: استاد*
مسترجي؟
اسم ديگهاي يادته؟ حرفي چيزي؟
نه قربان
کارت شناساييشون رو چک کنيد
ببينيد واقعا دختر عمشه يا نه
قربان، فاميليمون فرق ميکنه
کارت
يک چيز ديگه قربان
اوني که صورتش مثل سگِ تازيه
خيلي سيگار ميکشيد قربان
روزي سه پاکت ميکشيد قربان
فقط تو سيگار ميکشي انصاري؟
کارگر رستوران همه چي رو گفته
گفت که شما ميخواستين سانجيو مهرا رو بکشيد
کدوم سانجيو مهرا؟
چند وقته تياگي رو ميشناسي؟
کدم تياگي قربان؟
بقيه کسايي که همراهتن سابقه دارن
اما سابقهي تو پاکه
با ما همکاري کن
بهت سخت نميگيرن خودم باهاشون صحبت ميکنم
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
خب
چند وقته با تياگي کار ميکني؟
ببين اون آدم حيله گريـه
چهل و پنج مورد قتل به نامش ثبت شده
فردا اگر همه رو بندازه گردن تو ميخواي چيکار کني؟
نقشه چي بود؟
تو چه نقشي داشتي؟
قربان...يه چيزي بگم
...به دل نگيريد، اما
شما حتي نميتونيد وانمود به سيگار کشيدن کنيد
متاسفم قربان
بگو که اين
حرف "چ" براي چيه؟
چ" براي چاقو" *لقبشه*
چ" براي چوتيا" *گاو نر*
آره داداش چ" براي چوتيا"
گفتي که قبلا سيگار ميکشيدي
بله، قبلا توي دانشگاه
ولي مُچت رو گرفت
توکاس
توکاس
اومدم قربان
کجا بودي؟ همينجا قربان-
يه کتک مفصل به تاپ سينگ بزنيد
و بذاريد کبير نگاه کنه
برو
و گوش کن، حسابي شلوغش کن
بله قربان بيا-
بايد حزب مخالف پشت اين قضايا باشن
انتخابات نزديکه
همه ميگن که دولت حاکم ميخواد رسانهها رو ساکت کنه
بالاخره ما يه دولت و يه نخست وزيري داريم که داره براي کشور کار ميکنه
و اين حرومزادهها نميذارن اين اتفاق بياُفته
بگذريم، تو بگو پسرم تو چطور با اين قضيه کنار اومدي؟
من خوبم قربان
ممنون
وکيلها ميگفتن که شما دربارهي پدرم حرفهاي بدي زدين
اين کار رو کردين؟
کي به تو گفت بياي اينجا؟
برو ببين بوقلمون آمادهست يا نه
...اما بابا برو-
احمق
من فکر کردم اگر بفرستمش دانشگاه وارتون درست ميشه
...بگذريم
چرا داري اين کار رو ميکني پسرم؟
اگر شبکه با مديريت تو نميتونه خوب کار کنه انتظار داري من چيکار کنم؟
من که اينجا خيريه باز نکردم اگه منظورم رو متوجه بشي
اين مسخره بازيها چيه در آوردي؟
اون بزرگراه يه هديهست براي مردم اين کشور
و تو داري همه چي رو به هم ميريزي؟
قربان، من فقط داشتم کارم رو به عنوان يه روزنامه نگار انجام ميدادم
پس برو اين کار رو يک جاي ديگه انجام بده
بذار ما توي آرامش زندگي کنيم
فقط اعلام کن که براي مدت نامعلومي ميري مرخصي
به خاطر استرسي که توي زندگيت هست
بقيهي کارها رو اين بچهها انجام ميدن
نه جي؟
البته
قربان اگر الان من رو اخراج کنيد ديگه کارم تمومه
يه بند غير رقابتي وجود داره که ميگه تا يک سال نميتونم به شبکهاي ملحق بشم
من در طول يک سال فراموش ميشم
پس يه کار ديگه بکن
هنوز جووني
برو يه کتاب دربارهي وضعيت امور اين کشور بنويس
يا کشاورزي اُرگانيک رو شروع کن
خاصيت درماني داره
اما خواهش ميکنم...دردسر ساز نباش
خوب نيست
...نه براي من
...نه براي خودت
نه براي هر کسي
رامبير بله قربان؟-
چرا اين چمنها کوتاه نشدن؟
فقط مُفت خورهاي لعنتي گير من مياُفتن
من نقش پليس بده رو بازي ميکنم تو نقش پليس خوبه رو بازي کن
قربان
مگه اينجا خونهي خالهست؟ بلندش کنيد
شلوارش رو در بياريد
يالا، بجنبيد
بلند شو به خدا من کاري نکردم-
ميخواي مسلمان بودنت رو مخفي کني؟
...نه قربان، به خدا نه
دروغ ميگي؟ صاف بشين-
اِم" مخفف چيه؟"
...اون
يعني چي؟ اسمم همينه، کبير اِم-
اِم" يعني چي؟" صاف بشين-
...و اين
اين گواهي چيه؟
پدرم اين رو درست کرد به خاطر عفونت عمل کردم
عمل يا ختنه؟
No comments yet. Be the first to leave one.