The first 200 lines.
...آن چه در "تـیـرانـداز" گذشت
کاپیتان، چه کاری میتونم براتون انجام بدم؟
ده روز قبل، یک مامور سیا توسط یک تک تیرانداز مورد اصابت گلوله قرار گرفت
ما معتقدیم این کار تی.سولوتوف بوده
متوجه ام که دوست نداری در این مورد صحبت کنیم
ولی اتفاقی که برای دانی افتاد
میدونم که هنوز تو رو اذیت میکنه
دانی، نه
اون مرد چون من به دل و جرئتم اعتماد کردم
اون مرد چون سولوتوف بهش شلیک کرد
هر چیزی که در مورد سولوتوف میدونی
اون 10 برابرشو میدونه اون یه تک تیرانداز چیره دسته
و این دقیقا دلیلی که به تو نیاز دارم، باب لی
تنها دلیلی که هر کدوم از اینا رو امضا کردم
این بود که فکر میکردم داریم کاری
در خدمت هدف بزرگتری انجام میدیم
این هیچی نیست تو برای قتل برام پاپوش دوختی
چه بخوای و چه نخوای اقرار کنی، تو به کمک من نیاز داری
آره، خب، من تو کثافت ولشون کردم
یه روزی منم همین کارو با تو میکنم
بابت کاری که با تو کردم متاسفم
نذار دوباره تو رو ببینم
توطئه بزرگتر
مردم بیشتری رو درگیر میکنه
بعد همشون رو لو میدیم
تمام راه رو به بالا همونطور که میره
شما مشاور امنیت ملی هستید؟
شما به رییس جمهور مشاوره میدید
که کی و کجا با کدوم رهبر خارجی ملاقات کنه؟
تو اون باهوشه هستی، درست میگم؟
تو برنامه ملاقات رییس جمهور آمریکا رو
با رییس جمهور اکراین رو تو سیاتل تنظیم کردی
اسم من باب لی سواگرئه من رییس جمهور رو نکشتم
فردا که رفتی خرید
یادت نره یه کم تمشک آبی بخری
یادم میمونه
من دیگه نیستم نه
من به هرچیزی که به تو باور داشتم خیانت کردم
مشکل اصلی در مورد افشا کردن خودته
هیچ کس رو دنبالم نفرست
اینکارو نمیکنم
باب لی سواگر، شما بابت
ترور رییس جمهور اوکراین تبرئه شدید
اگه من عدالت بخوام چی؟
باید آزادیتو قبول کنی
به نمایندگی از طرف فرمانده نیروی دریایی ناوگان، اروپا
بابلینگن، آلمان، ما شما رو به تریبون دعوت می کنیم
گروهبان دو باب لی سواگر
!سواگر
چستی پولر گفت، "یه دکتر تفنگ داران دریایی عضو نیروی دریایه
"و از این شغل بهتر نیست
برای اعضای واحد 8113
ناو استوار یکم ارشد کوین کمپل
اون پزشکیار بود
امروز او ستاره نقره ای را
به خاطر شجاعت و رشادت
در تاریخ 21 مارس امسال
گردان او وارد یک میدان مین شدند
زمانی که یک از تفنگدارانش یک مین را منفجر کرد
دکتر کمپل تردید نکرد
در پنج ساعت آینده او مشغول حفاظت
و تخلیه آن تفنگداران
بدون توجه به صدمات خود بود
از هر تکاوری که بپرسید
دلیل که ما جنگیدیم این بود که مطمئن بشیم
هممون بر میگردیم خونه
و برای خاطره کسانی که نتونستن برگردن جنگیدیم
دکتر کمپل، از طرف تمام اعضای گروهان 8113
و تعداد بیشمار تفنگداری که شما به آن ها کمک کردید
خالصانه تشکر میکنم
به خاطر این افتخار قدردانی میکنم و این یک افتخار است
اما ستایش واقعی برای همه مردان و زنان قوی است
بعد از زمان طولانی که ما به خونه اومدیم جنگ رو ادامه دادن
آن سربازانی که ما به آن ها احترام میذاریم
.و هر روز از آن ها یاد می کنیم
این افتخار منه که زندگیم رو در خدمت شما باشم
ممنون
!پایین بمونید، پایین بمونید
!پایین بمونید، پایین بمونید
میرم در ها رو چک کنم
بریم بریم
اینجا در پشتی هم داره؟ آره، اون طرفه
دنبالم بیایید! دنبالم بیایید
تیو
همشون جلیقه انفجاری پوشیدن
هر بار یه قدم. دنبالم بیایید. سرتون رو پایین بگیرید، باشه؟
وقتی به خیابون رسیدیم، به سمت راست می پیچید و فرار می کنید
کجا فرار کنیم؟ جولی، شما ها پایین بمونید
و بلند نشید تا بهتون علامت بدم، شنیدید
فهمیدم تیو، برو چپ
من لابی رو پاکسازی میکنم دریافت شد
امنه
هنوز داره حرکت میکنه اون مرده
مرد، من روی یه مواد منفجره متحرک ریسک نمی کنم
جلیقشو خنثی میکنم
خدایا
کوین
گفتم که آلمانیم افتضاحه میدونم
فقط ازم پرسیدی میتونم یه کیک بپزم
نه، منظورم این سوال نبود
شوخی کردم
شغلت چیه؟
سرمایه گذاری می کنم
چند وقته تو فرانکورتی؟
دو هفته و بعدش زیاد بر میگردم
من تازه این منطقه رو گرفتم
همون همیشگی
سلام، عزیزم سلام
تمرین چطور بود؟
خوب بود
برات یه کم سوپ درست کردم
تو خیلی شیرینی
مشکلی هست؟
نه. ما خوبیم
هی، موسی، کجا داری میری؟
بابا، سرم شلوغه هی، ناهار چی؟
فعلا میتونی جمعش کنی و بذاریش تو فریزر
اون فقط ژله خورد
اَه، اون خوب میشه من همین عادت رو داشتم
باید دوش بگیری و آماده بشی
دیرمون میشه
عزیزم، چهار ساعت وقت داریم
این یه پرواز خارجیه منطورم اینه، هنوز درک نمی کنم
چرا تو این همه راه به فرانکفورت اومدی
... بهش جایزه بدی،ولی
چون اون و رفقاش هنوز تو کایزرسلاوترن هستن
قطعا پاریس نیست
نه، نیست، ولی یه سفر رایگان به اروپا است
منظورت اینه یه سفر رایگان برای دیدن پسرائه
جولز، ما سال طولانی
بدون تو و مری و بقیه بچه ها داشتیم
نمیدونم چه کار باید می کردم
خب، یادت نره، تو فرودگاه به وقت اضافی نیاز داریم
میدونی، تو باب لی سواگری
کلی نیروی امنیتی دور و برت هستن و مردم تو ر ومیشناسن
شاید شانس بیاریم و کسی من رو نشناسه
آره، درست میگی
چند تا کت رو تخت گذاشتم
بگو کدوم رو میخوای تا من بذارمش تو ساک
مجبورم یه کت بپوشم؟
معلومه که آره، مجبوری کت بپوشی
تو بهم یه شب بدون پسرا رو قول دادی
انتظار داشتم شب رومانتیکی باشه
من هنوز دارم تو رو برای سفر به پاریس آماده می کنم
بله، خانم
هی، دخترک، آروم باش
یه هفته کامل داریم تا عجله کنیم
هی، بچه جون، به استلا یه استراحت بده
ممنون که اینکارو کردی؟ اوه، انجام چکاری؟
من 25 ساله دارم اسب ها رو رام میکنم
چیه دختر کوچولو؟
خداحافظ، دخترشیرینم
بی نهایت عاشقتم
یعنی برای همیشه عاشقتم
مطمئنم همینطوره
بابا، سکه هامو یادت نره
سکه هاتو یادم نمیره
این بدترین قسمتشه
مامان خیلی دلم برات تنگ میشه
میشه هر روز با استلا برام فیلم بگیرید و بفرستید؟
آره مثلا روزی 10 تا؟
مامان
دوستت دارم
باشه، همه شماره ها رو داری؟
آوه، آره اطلاعات هتل چطور؟
سه تا ازش نوشتم، پس برو، برو دیگه
ما طوریمون نمیشه بیا، اینو برات درست کردم
ممنون، قدرشو میدونم نه، تو خیلی مهربونی
ممنون. خداحافظ عزیزم
خداحافظ، مامان
مامان! مامان، صبر کن
چیه، عزیزم؟
منم برات یه چیزی درست کردم
هر بار نگاهش کنی منو یادت میاد
قرار نیست تو رو فراموش کنم شوخیت گرفته؟
عاشقتم
و دلمون برات تنگ میشه. خب برو
استلا منتظرته باشه
دوست دارم بابا منم دوست دارم
خوب میشه
بهتر از خوب میشه
میتونیم یه چند روزی استفاده کنیم
آلمان، ما اومدیم
استلا بهم یه کلمه جدید یاد بده
"Aw-veed-is-zanie." معنیش میشه، خداحافظ
میتونی ازش استفاده کنی
مامان و باب دوستون دارم
عزیزم، چندبار میخوای نگاهش کنی؟
شاید 100 میلیون بار
دلم براش تنگ شده
منم همینطور
ولی خوشحالم اینکارو کردیم
آره، منم همینطور
میدونم به تگزاس رفتن خیلی سخت بود
ولی بهت قول میدم، بهتر میشه
ببین، هر جا که باشیم برام مثل خونه است
فقط فکر میکردم بعد از یه مدت
آسون تر بشه
عزیزم، دنیا هم تغییر میکنه، بهم اعتماد کن
مری عاشق تگزاسه این براش خوبه
No comments yet. Be the first to leave one.