The first 200 lines.
حالم عالیه. و خب، قرصام تحت کنترله
همه چیز تحت کنترله
راسته که تو توی یه سوپرمارکت به یه مرد شدیداً حمله کردی؟
باب لیتل راهی پیدا کرده تا منفی تبلیغ کنه. به جاهای حساسش رسیدیم
اون میتونه این دو امتیاز برتری رو به پنج امتیاز برسونه
ما چهار امتیاز از دست دادیم
توصیه میکنیم که اون برگرده کلاس چهارم
برای بقیه سال
متاسفم، جولیا
عالیه. هیچکس ازت نخواست بری کارتو ول کنی
درست مثل اینکه رفتی با خانم مککیندال حرف زدی
این عادلانه نیست
یا... پس من با سیدنی توی یه کلاس میشم؟
و همه دوستام چی؟
تو از پسش برمیای. تو یه پسر شجاعی
باشه
هی، ویکتور. چه خبر؟
چه خبر، ویکتور؟ داداش شنیدم افتاد
آه، اونجا رو نگاه کن. بازنده!
تو از پسش برمیای، رفیق
میدونی چیه؟ یه لحظه میایستیم. بیا
بریم دستشویی
هی، جولیا. چه خبر؟ هی
چه خبره؟ اوه، میدونی که
خوبی؟ آره
اوم، امروز روزیه که، خب،
ویکتور کلاسش رو عوض میکنه
متاسفم. اشکالی نداره
داره میره کلاس چهارم
آره. منظورم این نبود که میره پایینتر
به... آره هرچی. میره چهارم
متاسفم
ببین، میدونم سخته
ولی بهترین چیز براشه، میدونی؟
باید سر جای خودش باشه
آره
در دراز مدت، میدونی؟
آره. متاسفم
ممنون
اوه، هی. اوم، اد رو یادته؟
اد، آره. هی
هی، جوئل. اوم
باید این پسرو ببریم سر کلاس
آره، متاسفم
باشه
روی صندلی من نشستی
نه، نیستم
آره، در واقع هستی
این صندلی منه. این میز منه
و خب، همه وسایلم
بابام صاحب کل اینجاست
بابات هنکه؟
آره، بابام هنکه
یعنی همه این وسایل مال منه
مهم نیست، تو هنوز روی صندلی منی، و من سرم خیلی شلوغه
هرچی
تو صندلی منو جابجا کردی
خب، تو کارگر بردهای یا چی؟
نه. بردهها غیرقانونیان
پس تو چی هستی؟
الان وقت حرف زدن ندارم
هنوز دو حلقه فیلم دارم که باید ظاهر کنم
و اتوبوس ۵۷ دیر کرد
احتمالاً به خاطر ترافیک توی خیابون کالج
گاهی وقتا ترافیک سنگین میشه
و روی برنامه اتوبوسها تاثیر میذاره
برنامه اتوبوسها دقیق نیستن. اصلاً و ابداً
پس الان ۱۰ دقیقه دیرم شده و تو هم الان پنج دقیقه دیگه هدر دادی
هی، شماها با هم آشنا شدین، نه؟
روبی، اون مکسِ
اومهوم. آره، خیلی باحال، رفیق
اون وسایل روی میزمو جابجا کرد
اون داره عکاسی یاد میگیره. خیلی هم خوبه
خب، من میرم یه دونات بخرم. باشه؟
چی؟ نه، نه. وایسا، وایسا
اگه قراره دونات بگیری پس
باید بپرسی شاید کسی از ما هم دونات بخواد، هوم؟
تو دونات میخوای؟ حتماً
عالیه. فعلاً
فعلاً. چند تا ژلهای
ژلهای حال بهم زنه
خب، روبی رو دیدی، نه؟ اون، اوم...
یکم طول میکشه تا گرم بگیره، ولی
چند سالشه؟
چهارده
چهارده. عالیه
بریم دیگه، آره؟ دیر کردیم. باید این کارو انجام بدیم
آره، میدونم. ۱۰ دقیقه دیر رسیدم چون اتوبوس ۵۷ تاخیر داشت
آره، شنیدم. شنیدم. به خاطر ترافیک توی...
خیلی ممنون. فردا روز انتخاباتِ. من نامزدم
من کریستینا بریورمن هستم برای یه برکلی بهتر و شجاعتر
خیلی ممنون. ممنون. کریستینا بریورمن فردا
سلام، بچهها. چطورین؟
بیا، بذار یه برچسب بهت بدم
اون قراره شهردار بعدی باشه. به پدر و مادرتون بگید
چه بامزه! هی! سلام!
خیله خب، غذا آماده است!
کی چی گرفت؟ عالیه
وای!
ما گوشت چرخکرده چاک صددرصد ارگانیک داریم
چی میخوای باهاش درست کنی؟
ممنون. چه باحاله!
هورا!
هر وقت خواستی زنگ بزن.
این... شمارهمو بهت میدم.
موفق باشید! خیلی ممنون.
بله، برای همین دارم کاندید میشم.
میخوام برای شما بجنگم.
پس، بیاین این انتخاباتو ببریم.
سهشنبه رای بدید، باشه؟
صبحونه مهمون من!
نه.
وافل؟
هر پدر مادری... و اون بچهها چقدر بامزه بودن.
کریستینا بریورمن؟ ولی قیافهی پدر و مادرا رو دیدی؟
آره. اینجوری بودن:
سلام! سلام! حالتون چطوره؟
بهتون رأی میدم، پس موفق باشید.
اوه، خیلی ممنونم.
خیلی خوشحال شدم از آشناییتون.
اوه، باردارید؟ بله، پنج ماهه.
اوه، بچهتون چیه؟ یه دختر کوچولو.
کریستینا، بذار یه چیزی بهت نشون بدم. یه دختر کوچولو.
اوه، باشه خوشحال شدم. میدونم سرتون شلوغه.
موفق باشید. باشه ممنونم. ممنونم. مراقب خودتون باشید.
چقدر شیرین بود. اینو ببین. نتایج نظرسنجی جدید اومده.
فقط دو و نیم امتیاز عقبیم.
میتونیم این کارو بکنیم. من میتونم ببرم.
کار داریم. باشه.
به کریستینا بریورمن رای بدید. سلام!
نه. اِم... بریورمن؟
اِم، من کریستینا بریورمن رو میشناسم.
کریستینا بریورمن؟ و اون کسیه که...
واقعاً نمایندهی شما و خانوادهتون خواهد بود.
اون باهوشه. اوه، سلام بچهها! کریستینا بریورمن؟
اون یه سیاستمدار قلابی واشنگتنی نیست. سَنجاق؟ آره؟ برای شهردار؟
کریستینا بریورمن؟ پس لطفاً. فردا برید و رأی بدید.
اوه، حتماً. بهش نیاز داریم.
و شوهر تنبلم رو هم با خودم میارم. ممنون!
به رأی اونم نیاز داریم!
وای تو چقدر عالی هستی تو... خودتو ببین. چیه؟
نمیتونم اینا رو بدم.
فکر نمیکنم بتونم یه اسکناس پنج دلاری رو بدم.
خب، این عالیه. عاشق این کارم.
آره، داری غوغا میکنی.
بفرمایید. به کریستینا رای بدید.
نمیخوام شیطنت کنم، ولی تو از این ناراحت نیستی، هستی؟
نه! چرا؟
خب، اینکه کریستینا و هدر ما رو فرستادن اینجا، میدونی؟
یعنی، تو تنها آدم سیاهپوستی هستی که میشناسن و اونا فرستادن...
تو رو به محله سیاهپوستها. من فقط فکر میکنم...
نه. چرا؟
خب، من یه جورایی به خاطر تو ناراحتم.
نباش. یعنی و من یه آدم سیاهپوست افتخاریام.
پس من یکم ناراحتم!
تو... عزیزم، تو خیلی خیلی سفیدپوستی. وای، وای، وای.
ممنون. اِمهوم. روی طیف. درسته؟
سیاه و سفید. آدام اینجاست، فراخان اینجاست.
اوه! ممنون. و تو کجایی؟ من همین جام.
خب، فکر کنم اگه اینجوری بگی... من سهچهارمم.
راه تا... روی اون طیف.
آره. ...برخلاف برادرت.
ممنون. تو به اندازه اون سفیدپوست نیستی.
تا وقتی که ناراحت نیستی... تو هنوز خیلی سفیدپوستی.
نه عزیزم. واقعاً نیستم. باشه.
من واقعاً به این کار علاقه دارم.
میدونی، انتخابات و رأی دادن واقعاً برام خیلی مهمه.
یعنی، رأی دادن به اوباما در سال ۲۰۰۸...
یکی از معنیدارترین کارهایی بود که تا حالا انجام دادم.
میدونی، مثلاً فکر کردن به اینکه چقدر پیشرفت کردیم...
و اینکه من کمک کردم اولین رئیس جمهور سیاهپوست انتخاب بشه.
یعنی، هیچوقت فکر نمیکردم این تو زندگی من اتفاق بیفته.
یعنی، میدونم واقعاً نمیتونی باهاش ارتباط برقرار کنی، ولی...
آره، میتونم. واقعاً؟
کاملاً. فکر نمیکنم این یه مسئله سیاه و سفید بود.
یعنی، واقعاً یه لحظهی عمیق بود.
من... بود.
آره، وقتی رأی دادم احساساتی شدم، گریه کردم.
تو کردی؟ آره.
نمیدونستم. آره. گریه کردم، آره.
مثل یه بچه.
و وقتی برچسب کوچولوتو گرفتی چی؟
آره. هنوز یه جایی دارمش. تو داری؟
آره، فکر کنم. منم همینطور!
آره! اوه!
تو بهترینی.
دوستت دارم.
خب، پس ناحیهای که میخوای بیشتر برجسته کنی...
یه کم بیشتر نور رو از سوراخ رد میکنی.
و فقط روش میری پس ما میخوایم اون نرده...
برجسته بشه پس ما همینجوری بالا میریم.
بیا، تو امتحانش کن. فقط میخوام اون نور روی اون نرده باشه.
باشه.
قصد دارم از روبی بخوام دوستدخترم بشه.
چی؟
به عنوان پدر فکر کردم باید بدونی.
اوَه، یعنی... هو هو. نه، مکس.
اِم، فکر خوبی نیست.
چرا نه؟
چون اون دخترمه.
No comments yet. Be the first to leave one.