The Adventures of Hajji Baba

The Adventures of Hajji Baba

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Adventures of Hajji Baba 1954 720p BrRip YIFY
A Commentary by mortaj

Tags

brrip
720p
720
Published on: 2024-01-19
Downloads: 55
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

حراج کی شروع میشه؟

این دختراتومشهدفروخته میشن

امروزباکاروان عثمان آقا روانه میشن

ریش روکوتاه ورنگ کن

بله ارباب

این کاروان شماست که تازه از مشهد رسیده ؟

هوم بهم بگو

آیا در مورد ازدواج شاهزاده خانم فوزیه ما با شاهزاده شما صحبت شده ؟

همیشه احمقانی وجود دارند که معتقدند وقتی

شاهزاده ازدواج می کند خوشبختی به دنبال خواهد داشت.

بنابراین صحبت های زیادی وجود داره.

صحبت های زیادی وجود دارد که چنین ازدواجی به تجارت کمک میکنه.

همیشه میگم بغداد بهترین جا برای سیاحته

امانه برای زندگی کردن

من دوست دارم برای سرگرمی وعشق وحال به اونجابرم

چه میشنوم کربلائی حاجی قراره ازپیش مابره؟

افسوس ، روز بزرگی برای رئیس بزرگ جلاد ما.

این همان روز است.

برای پسراین کافی نیست که بتونه پاجای پدربذاره

اوه ، اون میتونه یه مرد را بخوابونه یا یک مردرو

بیدار نگه دارد ، این همه مهارت اون جوون هست.

هنوزبه مهارت پدرت نرسیدی..حاجی

تودلاک خوبی هستی

درسته

اما از خودم می پرسم چرا بایدهمیشه دلاک بمونم؟

چراشاه اسماعیل بیگ طلائی نشدم

آیا او از من خوش تیپ تر است یا بهتر ازمن صحبت میکنه؟

اما اون موردعلاقه مردمه

ویاخزانه دارمعروف که صندوقهای طلای شاه زیردستشه

وهیچوقت سهم خودش روفراموش نمیکنه

راستی اون کی بود؟ پسریه بقال

هرچه دوست داره میخوره ومینوشه هرروزهم یه کت جدیدمیپوشه

وبعدازشاه بهترین حرمسرای زنهای ایرانی روداره

مطمئنا به همان زیبائی که دردنیانظیرندارن

من هیچ مشکلی ندارم ،

من حاضرم به حاجی پول بدم تابره دنبال هدفش

صددینارکه درآمدشش ماه دلاکیه

بکنش500دینار تامن اونوبگیرم

جاجی جوانیه که توکشورماآینده خوبی داره

پانصددینار تمومه

-ممنون تاجر نجیب. موفق باشید ، من از شما متشکرم

حاجی چون امروزداری میری

به کاروان من خوش آمدی

بزرگتری کاروان اصفهان

شما بهتر است مسلح باشید ، عثمان آقا.

دوره خیلی خطرناکیه

خوشبختانه ماباقبیله "ارس"روبرونشدیم

، اما عمو ی عزیز من چندان خوش شانس نبود.

دو روز قبل از من ،

او در درراه مشهد مورد حمله قرار گرفت.

اوه ، برای یک تاجر ، همیشه خطر وجود داره.

یادت باشه جاجی راههائی برای امنیت وجودداره

من ترجیح میدم تنهاسفرکنم

هرجور عشقته.

تو"حاجی بابا"هستی همه چی رومیشنوی

فکر میکنی پرنسس فوزیه آخرش ازدواج میکنه؟

نمیدونم

امادختری مثل او

بایدقبلا باشیطان ازدواج کرده باشه

باید بهت هشدار بدم حاجی

شما نباید از شاهزاده خانم ما بدگوئی کنی.

اگر استاد بزرگوار من ، رئیس جلاد ،

صداتوبشنوه سرتوازتن جدامیکنه

من چه گفته ام ، که او پست و بیرحمه ؟

من ترجیح میدم یه لگدازاودریافت کنم تایه بوسه

نه ، نخند

من ممکنه یه دلاک باشم

اماآرزوهای یه شاهزاده رودارم

ترجمه وزیرنویس-مرتضی تاج الدینی اردیبهشت1400

#حاجی حاجی حاجی ای حاجی بابا#

#حاجی بابا#

#حاجی حاجی حاجی ای حاجی بابا#

#اون همیشه بامن بود#

#درعشق درعشق#

#به چادرمن بیائید#

#اوه محبوب من#

#لبهایت رابرایم بیاور#

#گرم مثل خورشید#

#نوحه مرابشنو#

#ناله عاشقی من#

#به آغوش من بیا#

#باشکوه وشگفت انگیز#

#ازعمق هرروح#

#بادقت وپنهانی#

#یک علاقه وجوددارد#

#بی خردبودن#

#به قول حاجی#

#وقتی عشق ممنوع است#

#شیرینتربنظرمی رسد#

#عشق خیلی شیرین است#

#حاجی حاجی حاجی ای حاجی بابا#

#حاجی بابا.حاجی بابا#

#حاجی بابا..حاجی بابا#

#اوهمیشه درحال زندگی بود#

#باعشق باعشق#

#به آغوش من بیا#

#اوه محبوب من#

خلیفه به زودی به اینجا می آید.

اگه اون بیدارنشه وضع وحشتناکی بوجودمیاد

من نمیخوام کسی باشم که اونوبیدارکنه پس کی بایدانجام بده؟

مریم توبایداینکاروبکنی

نه آخرین باری که اونوبیدارکردم یادمه خودت بایدانجام بدی

وجای سیلی روکه خوردم هنوزدردمیکنه نه شیرین عزیز

خیلی خوب کی منوبیدارکردوچرا؟.

توبودی؟

اوه..توهستی؟

وچراتونبودی؟

تصمیم گیری خیلی سخته؟

خیلی خوب ، پس من به جای شما تصمیم می گیرم

تومنوبیدارمیکنی

وحالاکه بیدارم بایدبدونم برای چی بیدارشدم

حرف بزنید

پدر شما ، خلیفه ، خیلی زودتر از آنچه انتظار داشتید اینجا خواهد بود.

چه وقت؟ چنددقیقه دیگه

-گل رز -شاهزاده خانم شاهزاده خانمها

حمام من آماده است؟ بایدیکی رومسئول اینکاربکنم

کی بایدمنوبشوره کی بایدبمن لباس بپوشونه؟

فکرمیکنی من خرچنگ دریائی هستم که میخوای زنده زنده کباب بشم؟

خنکش کن!

خنکش کن!

عطر من کجاست؟

این فاسدشده

خودتون بوش کنید

تابه حال شاهزاده ای اینقدرنفرین شده دیده نشده

قهوه خیلی سرد اماحمام خیلی گرم

مریم توهم قصدداری منوعذاب بدی؟

پرنسس ، حمام الان خنک تره.

حالاخیلی سرده

یالا..یالا

الان پدرم میادوهنوزآماده نیستم

بازهم پوستم روخراشیدی

اوه..زمردمن خیلی دوست دارم به انگشت کنم

خلیفه دارن نزدیک میشن

همه بریدبیرون سریع..سریع

آیا می توانم با عملکردم لیاقت دیدار پدرم را داشته باشم؟

امیدوارم خواب شما عمیق و رویاهای شما خوشایندباشد.

چگونه میتونم بخوابم

درزندگی ای که نمیتونم اونوتحمل کنم

شما دختری دوست داشتنی و وفادار بوده اید.

به همین دلیل ، من همیشه هر آنچه را می خواستید به شما داده ام.

اما اکنون باید امتناع کنم ، فقط به این

دلیل که از خوشبختی شما می ترسم.

اما وقتی برای داشتن یه اسب سفید التماس میکردم شماخیلی غضبناک شدین

گفتین خیلی خطرناکه

بعدش وقتی سوارش شدم فرمودید که اشتباه میکردید

این واقعیت داره

ولی این هم حقیقت داره که یه اسب میتونه شماروبکشه

پرنس نورالدین روح شما را خواهد شکست.

ببینید چه انگشتری برام فرستاده

ونامه هاش روملاحظه کنید

حرفهای اون ارزشمنده اون آرزوی همسری منوداره

به همسران دیگه اون ونحوه برخوردشون باخودت فکرکن

اون نمیتونه هیچ همسری نگه داره

ولی من میتونم

شاهزاده خانم میرزا را به یاد دارید؟

اوبه زیبائی شما وبسیارفرزانه بود

و مانند کبوتر نرم بود.

شایداوبجای کبوتر به شاهین نیازداشته باشد

شماممکنه شاهین باشی ولی اون یه غوله

ولی پدر من بانورالدین خوشبخت خواهم شد

میدونم که همینطورمیشه

در تمام شرق هیچکس به اندازه او خوش تیپ نیست.

اوبهترین جنگجو بهترین سوارکار وبهترین شکارچی است

وبه همون اندازه بی روح است من قلب وروحش روبدست میارم

توبچه ای نمیفهمی شماهم خیلی قدیمی فکرمیکنین

آیامردی رومیخوای که طی نامه ای بمن نوشته

یادخترت رومیفرستی یاخودم میام میگیرم

این فقط نشون ازاشتیاق زیاد اون هست

منظورش هیچ بی احترامی نبوده

نمیتونی منوگول بزنی

میگم این مردبرات مناسب نیست اون یه شیطانه

و من می گویم او قلب یک شاهزاده واقعی را دارد.

اون آرزوداره من همسرش بشم

من هیئتی رابه بصره نزداحمدخان فرستادم

که به اواطلاع دهند فرداتورابعنوان عروس پیش اومیفرستم.

احمدخان؟ هرگز

اون جوان وباشخصیته هنوزهم ازدواج نکرده

اون بمن قول داده که به احترام شما

مسجدی بسازه بزرگتروزیباترازتاج محل

یه مسجد

سنگ مرمرنمیتونه قلب منوگرم کنه

امانورالدین میتونه ومیکنه

من برای شما می ترسم شما خیلی بی گناه هستید

تقصیر کیست؟

من هفده سالمه وازدواج نکردم

خواهران وپسرعموهام در14سالگی ازدواج کردن

من سه سال تلف کردم و دیگربیشترازاین تلف نمیکنم.

من دیگه ازشمادرخواست نمیکنم بلکه دستورمیدم

من خلیفه و پدر شما هستم. خود را برای سفر آماده کنید.

فردا من شما را به بصره نزد دوست و متحد خوداحمد خان می فرستم.

و در صورت لزوم شما را تحت مراقبت و در بند خواهم فرستاد.

-اگر من یک مرد بودم ، فرار می کردم. -شاید راهی وجود داشته باشه.

من یک پیام ازنورالدین دارم

چه پیامی؟

من برای اون هیچ چیزنیستم

یه واسطه هستم که صدای اونوبگوش شمابرسانم

حرف بزن

آیا خیابان آبران را می شناسید که بدون محافظ مانده ؟

یه خرابه بیرون شهر که یه چاه آب وچندتادرخت اونجاهست

دراونجامردجوانی بدون ریش سواربراسب منتظره

The Adventures of Hajji Baba subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Adventures of Hajji Baba

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left