The first 200 lines.
اي خداي اعظم، حافظ جان ما
اي دريابنده قلبهاي ما، اي حافظ ما
کسي که هميشه خوشيمني
او لرد ويشنو و سرينيواساست
زود باش اون منطقه رو پوشش بده
همه جا رو ببنديد
زود باشيد، زود باشيد بچهها
!هي مراقب باشين
قربان، آديتيا اينجاست
هُلشون بديد
وضعيت بده قربان نيروي پشتيباني ميخوايم
درخواست نيرو دارم پراساد کجاست؟
توي خيابون شوکتعليـه وضعيت اونجا وخيمه
باشه. مراقب اوضاع اينجا باش حتما قربان -
چشم قربان حواست به اون طرف باش -
قربان من حواسم به اينجا هست
لطفا به اون طرف برسيد قربان اوضاعش خيلي وخيمه
مطمئني؟ بله قربان -
!قربان! قربان
اونا ميخوان همه رو بکُشن
باشه، هواي اينور رو داشته باش حتما قربان -
زود باشيد اونا ميخوان ما رو بکُشن
هي
!هي تو
!برادر چاندان
!هي
معاون کميسر آديتيا کجاست؟
داره چيکار ميکنه؟
ماجراجويي اَبَر پليس در محلههاي قديمي
با من، قانون و جزا بازي نکنيد
راز مافياي مواد مخدر افشا شد
اَبَر پليس خوشتيپ
قوانين حقوق بشر مهم هستند
پليس امروز
معاون کميسر پليس در برنامه تِد تاک
مرد سختکوش
هند امروز
قهرمان تپ چابوترا نامزد دريافت مدال گالن شد
بازي کريکت دوستانه
پليس بايد اهميت بيشتري به سلامت بدهد
وقت سلفي گرفتنه
تحقيقات پليس کوردون در مالاکپتا توسط آديتيا رهبري شد
افسر پليس نمونه آديتيا، برنده مدال گالن شد
آديتيا مدال گالن را دريافت ميکند
مدال افتخار پليس براي حامي مردم
ممنون
بله منصور؟ تبريک قربان -
تبريک قربان تبريک قربان -
خوش ميگذره؟ ودکاش خيلي خوبه قربان -
!بسلامتي مهموني خوبيه قربان -
ممنون تبريک قربان -
ممنون
تبريک قربان
!تبريک ميگم
ممنون قربان
!بسلامتي
اون حتي قبل از ترفيعم از من متنفر بود
ديگه چه برسه به اينکه مدال هم گرفتم
مطمئنم منتظر سوتي گرفتن از منه
خيلي بده که از من متنفره
چون کارا رو بدتر ميکنه
چون من ازت خوشم مياد چشم ديدنت رو نداره
شکي نيست که افسر خوبيه
....اون اينطوري فکر ميکنه که
براي گرفتن يه يه آدم پليد، بايد يه آدم پليد بود
براي همين تبديل به پليدترين آدم ممکن شد
آقاي ساتيا ما داشتيم پشت سرتون غيبت ميکرديم
غيبت من رو؟ شوخي کردم -
!شما آدم باهوشي هستين قربان
با دعاي خير شما اون تونست مدال ايالتي رو برنده بشه
بعدها حتما به نيروي ويژه ملحق ميشه
بعد شما مطمئن ميشيد که مدال گالانتري مرکزي رو ببره
!دعاي خير من چيزي جز باد هوا نيست
!بايد دل و جيگر داشت
...اما با حمايت فردي مثل شما
...بجاي تمرکز روي سهتيغه کردن
منم ميتونم شغلم رو شکل بدم
مثل آديتيا
فقط احمقا قانون رو کورکورانه دنبال ميکنن قربان
گهگاه براي اينکه ظاهرا بخشمون يکم متفاوت بنظر بياد
آدمايي مثل من قانون رو ميشکنن
يه شانسي به ما بدن ما هم ميتونيم قانونشکني کنيم
بيخيال! بذار اين مرد جوون لذت ببره ما بريم با همسن و سالهاي خودمون
چيکار ميشه کرد؟ بريم
ببخشيد
آقاي آديتيا؟ بله -
آپوروا، آپوروا رامانوجان
طرفدارتونم
باشه
راستي بخاطر برنده شدن مدال تبريک ميگم
ممنون
کارتون چيه؟
ميخوام يه چيزي رو با شما شروع کنم
ببخشيد؟
من دو سال پيش ليسانس روانشناسي گرفتم
عاشق نويسندگي هستم
آرزوم اينه که يه رمان جنايي بنويسم
که قهرماني مثل شما داشته باشه
چرا يه قهرمان "مثل" من؟
!خودم ميتونم قهرمان شما باشم
واقعا؟
مشکلي نداريد؟
اگر کسي من رو قهرمان بدونه
چرا بايد مشکلي داشته باشم؟
...و اگه اون فرد کسي مثل شما باشه
مثل من؟
نميدونم اين نوشيدني باعث شده توهم بزنم
يا شما واقعا زيبايي
...اما
!خيلي جذابي
!اوه
ممنون
شما مست نيستيد
!من واقعا خوشگلم
...ميدونم، منظورم اينه که
...مطمئنم
....اما چرا دختر زيبا و باهوشي مثل شما
علاقه به رمان جنايي و مرگ و مير داره؟
چرا نه؟
فکر ميکنين دختر بودن يعني بالشهاي صورتي
خرس عروسکي و چيزاي عاشقانه؟
...من اون مدل
دختري نيستم که از دوست پسرم بپرسم عزيزم کي با من ازدواج ميکني؟
تو از اينايي که ميگن کي دلت ميخواد بکُشمت؟
!دقيقا
يه جورايي، تا هر روز خون نبينم نميتونم غذا بخورم
تو يه رواني هستي! اين رو ميدونستي؟
!گرفتم
چي؟
اولين خط رمانم
اسم قهرمان زنم آنانياست
قهرمان مرد، معاون کميسر آکشي بهش ميگه
تو يه رواني هستي! اين رو ميدونستي؟
و بعد اون دو تا ميرقصن
...بعد اون دختر اجازه هست؟ -
چي؟ !رقص -
نگران نباش فکر کن اينم يه بخشي از تحقيقاتت هست
!زود باش
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: اسکايلر، الهه - ويرايش: سانابينگ
"توي لحظه لذت ببر"
"روي صحنه رقص"
"دوباره و دوباره حرکت ميکنيم و بيشتر فرو ميريم"
"...با خودنمايي بيشتر توي رفتارمون"
"نذار اين لحظه از دستت بره"
با چشم باز اشتباهاتت رو قبول کن" "و آماده رفتن باش
"مثل اين تشنگي که بخار ميشه"
"مثل ابر نقرهاي که پديدار ميشه"
"بذار اين لحظهها به آرومي بگذرن"
"و تمام توجهت رو به من بده"
ميخوام، ميخوام لمست کنم" "الان، الان، الان، الان، الان
عزيزم من رو ببوس، ببوس" "الان، الان، الان، الان، الان
ميخوام، ميخوام لمست کنم" "الان، الان، الان، الان، الان
"عزيزم من رو ببوس، ببوس"
ميخوام، ميخوام لمست کنم" "الان، الان، الان، الان، الان
عزيزم من رو ببوس، ببوس" "الان، الان، الان، الان، الان
ميخوام، ميخوام لمست کنم" "الان، الان، الان، الان، الان
"عزيزم من رو ببوس، ببوس"
"وقتي جاذبه بين ما باشه، آيا آزاد و رها ميشيم؟"
"تاريکي از ديد ما پنهان ميشه؟"
"با خواستههاي جديدمون دنياي خيالي ميسازيم"
مثل يه لبخند دوستداشتني" "که روي لبهامون موندگار ميشه
"من رو درگير خودت کن عزيزم"
"وقتي ميرقصيم با نگاهت من رو دربر بگير"
"زود باش، زود باش، زود باش، زود باش"
"الان بيا جلوتر"
ميخوام، ميخوام لمست کنم" "الان، الان، الان، الان، الان
عزيزم من رو ببوس، ببوس" "الان، الان، الان، الان، الان
ميخوام، ميخوام لمست کنم" "الان، الان، الان، الان، الان
"عزيزم من رو ببوس، ببوس"
ميخوام، ميخوام لمست کنم" "الان، الان، الان، الان، الان
عزيزم من رو ببوس، ببوس" "الان، الان، الان، الان، الان
ميخوام، ميخوام لمست کنم" "الان، الان، الان، الان، الان
"عزيزم من رو ببوس، ببوس"
خدانگهدار خداحافظ -
ميبينمت
ميبينمت
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
هي ميخواي بياي داخل؟ کستوري نيست
!نه ميتوني بري خدانگهدار -
آدي؟
!آدي
!آدي
کيرتو چي شده؟
تلفنت داره پشت سر هم زنگ ميخوره فکر کنم منصور باشه
ساعت چنده؟ پنج و نيم صبح -
بگو منصور
بازرس پراساد رو يادتونه قربان؟
ايشون کُشته شده قربان
توي خونه خودش
!قربان سلام منصور -
به نظر مياد تمام نيروهاي پليس حيدرآباد اينجان
بازرس ساتيا و معاون پليس راگاو از شاخه جنايي هم اينجا هستن
اما فکر ميکنم بايد يه نگاهي به اين بندازي
سلام قربان
بالاخره اومدي
ديشب زدي خودت رو ترکوندي، نه؟ برو داخل و خودت ببين
به زودي هوشيار ميشي! برو داخل
!بازرس آديتيا، من ميخوامت
با اينکه چاقوي استفاده شده کوچيکه اما خيلي تيزه
شريانهاي اصلي بازو و ران بريده شدن
No comments yet. Be the first to leave one.