The first 200 lines.
.همين الان رئيسمون رفت بي کي
.فکر ميکنم ميخواد بره شرکت رو بفروشه
.رئيس,منم
درسته که بي کي داره فلاسک صد ساله رو ميگيره؟
.بله
.امروز قرارداد امضا ميشه
.بيا بريم
.از اين طرف
.آسانسور واقعا سريعه
.قبض برق بايد زياد بياد
.بگيرينش
!بذاريد برم
!بذاريد برم
!غيرِممکنِ
.نميتوني اين کار رو توي دفترِ رئيس بکني
پس فقط آروم بشينم اينجا و نگاه کنم؟
ميتونم برم پشت بوم؟
.اومدم اينجا که رئيس رو ببينم
اسمتون لطفا؟
.بائک هيون جين
!رئيس
!امضاش نکن
.ميتونيم از فلاسک صد ساله محافظت کنيم
!من ضمانت ميکنم
....حراست؟يه مردِ بيرونِ پنجره است
!آقاي تائه باک
چطوري فهميدي؟
.صبر کن!ميام داخل
چرا باز نميشه؟
!فکر کنم از داخل قفله
ميتوني بازش کني؟
.متاسفم که باعثِ اين همه مشکل شدم
چطور جرات ميکني؟
نميتونيم در موردش حرف بزنيم؟
.ماشين پليس رسيد
.بيا بريم
!هي,تو
حتي اگه انگشتتم به اون خانوم توي دفتر رئيس بزني
حتي اگه بميرمم نميبخشمت!فهميدي؟
.لطفا حالا برو
.رئيس بايد تمومش کن
.اون دخترمه
.اون خيلي لوسه, بخاطر همين بچه گانه رفتار ميکنه
.لطفا درک کنيد
.قرارداد رو امضا نکنيد
.ميدونم توي چالشيد,اما لطفا در موردش تجديد نظر کنيد
!اين به تو ربطي نداره
.مثل يه احمق رفتار نکن و برو
.نه,رئيس
.تا وقتي که دست از قرار داد نکشيد يه قدمم برنميدارم
چي کار ميکني رئيس کيم؟
!رئيس
.متاسفم
.لطفا تمومش کن
.رئيس نام لطفا شرکتتون رو نفروشيد
!پدر
!نفروشش
!بيا شرکت رو دوباره زنده کنيم
!من کمکت ميکنم
!نبايد با اين اتفاقات متزلزل بشي
حتي يه غريبه
.جونش رو توي خطر انداخت که از شرکت پدر محافظت کنه
توي اين زمان,با وجود اين که من پسرت بودم
.فقط سعي ميکردم شغل خودم رو نگاه دارم
.برميگردم جايي که بهش تعلق دارم
.ممنونم
.بيا بريم پدر
فکر ميکني شرکتت شانسي براي احيا داره؟
.درسته
.ممکنه فلاسک صد ساله مون همين فردا ناپديد شه
.با اين وجود,براي صد سال ساخته شده
اينطوري ميتوني اسمش رو بذاري يه زندگي خوب؟
.رئيس بائک,شما دختر قابل ستايشي بزرگ کرديد
.بيا بريم
اين بار
رئيس، کارا طبق چيزي که ميخواستيد پيش نرفت
خوشحالي که تجارت پدرت رو نابود کردي؟
تا کي ميخواي اينقدر بچه گانه رفتار کني؟
بايد پدرت مقابلت زانو بزنه تا خوشحال شي؟
.اين پدر خوبي که من ميخوام نيست
.ميتونستيد حداقل يه پدر صادق بشيد
.اگه ميتونستم به ده هزار نفر غذا بدم ولي اينطوري که به صد نفر گرسنگي بدم
!هميشه اين کار رو انتخاب ميکردم
.اين دقيقا چيزيه که آدماي دنيا از منم انتظار دارن
به خاطر همينه که شما
.فقط براي من رئيسيد,پدر
!تو دخترمي
!من پدرتم!اين حقيقت نميتونه تغيير کنه
!بله!به خاطر همينه که اينقدر شرمنده ام
.به خاطر اين حقيقت خيلي شرمنده ام که شما پدرميد,رئيس
.من به دختري که به خاطر اين که پدرشم شرمنده است احتياجي ندارم
!برو
.پدر,مادر هميشه برات افسوس ميخورد
.من فکر نميکنم بتونم اين کار رو بکنم
مدير کانگ
چيه؟
.با فلاسک صد ساله يه مشکلي داريم
چي؟
.اين ويدئو کليپي که توي اينترنت پخش شده
.اين يه مستند از رئيس نام فلاسکِ صد ساله است
کي اينو ساخته؟
.بنويس اين کمک ميکنه کاپ هاي کاغذي رو کم کني
به عنوان قسمتي ا زحرکت بوم شناختي
.مرد,چقدر اونا احمقن
چرا چنين نظراتِ بي ارزشي مينويسيد؟
!يوزرهاي واقعي چنين نظراتي رو خودشون اضافه ميکنن
پس چي؟فقط بازي کنيم؟
هي خانوم گونگ
براي نظرات آماده شو
!باشه
جي آر سي که اينو ساخته کيه؟
!بايد مجبورشون کنم برام يه تبليغ درست کنن
!رئيس,اين بي شرميه
هي اون تبليغ چيه؟
!اين واقعا تبليغه
.بازي نکن و يه نظر مثلِ اون بده
,اگه يه پيش نمايش اين همه واکنش داشته باشه
!وقتي که يه آگهي تجاري مناسب بسازيم,يه ضربه بزرگ ميشه
!صحنه دوم زندگي ما زين گا شروع شد
به هر حال نميدونم تائه باک خوبه يا نه؟
يدفعه اي رفت و بيرون و الان خارج از دسترسِ
.نگران نباش
اگه بندازنشم وسط صحرا زنده ميمونه
کي براي کارگرداني آگهي تجاري خوبه؟
تائه باک,خوبي؟
.خوبم,نگرانم نباشيد و برگردين سرِ کارتون
.مياريمت بيرون,پس لطفا يه کم ديگه صبر کن
.نه تا اينجا اومدم پس بايد سوپ استخون گاوشون رو امتحان کنم
.نگران من نباش و برو
و به آدماي جي آر سي هم چيزي نگو باشه؟
....اونا نگرانم ميشن
.لطفا مخفي نگهش دار
.متاسفم
چه جرمي مرتکب شده که بايد اينطوري زنداني بشه؟
.اون آدم بدي رو اذيت کرده
.نبايد مزاحمِ رئيس بي کي ميشد
برو
و جلوشون زانو بزن و التماس کن
.الان تنها راهه
بله رئيس کيم .منم هيون جين
اهميتي ميده که تجارت پدرش شکست بخوره يا
پدرش آسيب ببينه؟
خوب ميدونيد که
.نازک دلِ
اون آدمي که از پشت بوم آويزون شده بود کي بود؟
اون آدمي که از پشت بوم آويزون شده بود کي بود؟
.ميرم کاغذ بازياي پليس رو انجام بدم
به مدير کانگ از تبليغ گئومسان زنگ بزن
.و يه قرار براي امروز بذار
.بله متوجهم
!تو دخترمي و من پدرتم
!اين حقيقت نميتونه عوض شه
.منم نميتونم دختري داشته باشم که به خاطر پدرش شرمنده است
!برو
.تو باد رو شروع کردي
.اما شعله شمع رو خاموش نکردي
.واقعا متاسفم
.همه مسئوليتش رو قبول ميکنم
مسئوليتش رو قبول ميکني؟
چطور اين کار رو ميکني؟
.از آژانس تبليغ گروه بي کي دست ميکشم
چون جا به جايي اداره کل به تاخير افتاده,همه چيز رو هواست
.اين چيزي نيست که بتوني ازش دست بکشي يا نه
.متاسفم
.متاسفم
.نميخوام سرزنشت کنم
.ازت يه خواهشي دارم
.بين کارآموزاي شرکتت,بايد يکي به اسمِ بائک جي يونم باشه
.بله هست
.اون دخترمه
اينطوره؟
.اخراجش کن
چرا جواب نميدي؟
.فکرنميکنم بتونم اخراجشون کنم
.خانوم بائک جي يون به عنوانِ کارآموز خيلي خوب کار ميکنه
.در مورد تبليغات خيلي احساساتيه و يه کمم استعداد داره
.کپي اتومبيل دائه سانگ هم ايده اون بود
.نميتونم چنين شخصي رو بي دليل اخراج کنم
پس ميگي که ازت يه خواهش نامعقول دارم؟
معذرت ميخوام که اينو ميگم
اما اگه نگرانِ دخترتونيد
.فکر ميکنم براش بهتره که توي گئومسان بمونه
چرا اينطوري فکر ميکني؟
ميدونم خانوم بائک جي يون حتي اگه اخراج هم بشه از کار کردن .توي تبليغات دست برنميداره
.اگه از گئومسان اخراج بشه
.ممکنه بره توي يه شرکت تبليغات بي نام کار کنه
.که منو بيشتر نگران ميکنه
نميدونم نگرانشيد چون از کارش قدرداني ميکنيد
يا تمايلاتِ ديگه اي داريد,اما
.حدس ميزنم اشتباه نميکنيد
چه آژانس تبليغاتم بشيد چه نه
.تصميم دارم صبر کنم و فعلا نگاهتون کنم
باشه؟
.توي ذهنم ميمونه
اگه شراب ميخواستيد چرا توي بار بهم زنگ نزديد؟
.اينجا از بار بهتره
اوضاع با رئيس بائک چطور پيش رفت؟
....به نظر خيلي بد نمياد,اما
پس,قبولمون کردن يا نه؟
.جواب مستقيمي نداد
No comments yet. Be the first to leave one.