The first 24 lines.
Mekziko با افتخار تقديم مي کند
ما داريم آروم از ميان برف در خيابان پنجاهم رانندگي مي کنيم
و واقعا حالا راديو هميشه هست که ما مي تونيم به اون گوش بديم
به ما گفته مي شه وقتي ترک کرديم، اين خيلي ديره
بيرون سرده، اما بين ما تو اينجا بدتره
جهان کند مي شه، اما قلب من مستقيم داره تند مي زنه
من اين بخش رو مي شناسم، جايي که پايان شروع مي شه
من نمي تونم اون رو هيچ مقدار طولاني تر ببرم
اين فکر که ما قويتر بوديم
همه آنچه که انجام مي ديم با تاخيره
سرخردن در ميان انگشتانم
من نمي خوام حالا تلاش کنم
تنها چيزي که باقيمونده خدا حافظيه؛ تا يک راه رو پيدا کنم که من به تو مي گم
من ازين بخش طرف راست اينجا متنفرم
من ازين بخش طرف راست اينجا متنفرم
من فقط نمي تونم اشکهاتو بگيرم
من ازين بخش طرف راست اينجا متنفريم
هر روز، هفت رويداد از صحنه هاي قديمي مشابه است
ظاهرا ما مقيد به قوانين روتين مشابه هستيم
بايد به تو حالا بگم قبل از اينکه براي استراحت بريم
آيا ما استراحت مي کنيم، زماني که من به تو مي گم که چه چيزي به من ضرر مي زنه
جهان کند مي شه، اما قلب من مستقيم داره تند مي زنه
من اين بخش رو مي شناسم، جايي که پايان شروع مي شه
من فقط نمي تونم اشکهاتو بگيرم
No comments yet. Be the first to leave one.