Release info

Flowers of Shanghai (Hai shang hua / 海上花)
A Commentary by knifeinthewater
ترجمه: کسری کرباسی - برای دوره‌ی «هو شیائو شین» سینماتک موزه‌ی هنرهای معاصر

Tags

other
Published on: 2016-06-16
Downloads: 46
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...در اواخر قرن نوزدهم

...مجلل‌ترين روسپي‌خانه‌هاي شانگهاي

در محدوده‌ي بريتانيايي شهر بنا شده بود

به آن‌ها مي‌گفتند "خانه‌ي گل"

!تمام ثروت‌" "!سه ثروت هنگفت

چرا امروز همه‌ش دارم مي‌بازم؟

!اگه ببازي، بايد مشروب بخوري

!من شکست رو نمي‌پذيرم

!چي؟ پياله‌ات رو خالي کن

!تمام ثروت" !دو باهم! پنج قهرمان

!پنج قهرمان!" مساويه"

هيچ‌کدومتون نبرديد

!پس جفتشون بايد پياله‌هاشون رو خالي کنند

!خوبه

!همگي، بنوشيد

!خيلي لذت‌بخشه

بعدي کيه؟

بعدي کيه؟

من

!خيلي‌خب، لو

از پياله‌هاي طرح پرنده استفاده کنيد

...يوفو

!دو باهم! هشت جاويدان" !چهار سُرور

!دو باهم" !سه ثروت هنگفت

"!سه ثروت هنگفت" !بنوشيد

...برادر کوچکم يوفو، اينجا تازه‌‌وارده

!اما ببين چندتا دختر براش مي‌نوشند

!فوق‌العاده‌ست

!دو باهم!" راحت بردي"

"!پنج قهرمان"

"!خيلي‌خب... "هشت جاويدان

براش شراب بريزيد

برادرت توي اين بازي خيلي خوبه

!از حرفه‌اي‌ها ياد گرفته

!دو باهم! چهار سُرور" !دو باهم

!سه ثروت هنگفت" هشت جاويدان

!چهار سرور"

براش شراب بريزيد

!بايد بنوشي

!خواهش مي‌کنم، زياد نخور

!جوون‌ها هميشه کارشون درسته

يوفو، کيه اين خانم؟

خواهر کوچک کريستال

مگه نمي‌دوني؟ !کريستال هميشه مريضه

خواهرش اومده اينجا جاي اون

ممنون، خانم

بايد بذاريم يوفو بره

ما بازي‌مون رو ادامه مي‌ديم

زن‌ها همه‌شون فکر مي‌کنن که ديگه نبايد بازي کنه

چون کريستال منتظرشه

يه‌کم ديگه شراب بخور

!زودباش، بنوش

!اون و کريستال واقعا قضيه‌شون جديه

من هم زمان خودمون ...زوج‌هاي شيفته ديده بودم

!ولي هيچکدوم مثل اينا نبودن

!اين‌ها انگار مثل آبنبات چسبيدن به هم

،با همديگه ميرن بيرون با همديگه ميان تو

...اگه يه روز بگذره و همديگه رو نبينن

!دنيا به آخر مي‌رسه

کريستال از زن‌ها مي‌خواد که همه‌جا تعقيبش کنند

و اگه گم‌اش کنند؟

!اون‌وقته که مي‌زنه زير گريه

،بهتون بگم !چيزي مثل اين هرگز نديدم

عشق اصلا يعني همين، مگه نه؟

وقت‌هايي که با هم‌اند چي؟

!بذار بگم ...يه روز صبح رفتم ديدن پسره

و ديدم زُل زدن تو چشم‌هاي همديگه

،همينجوري نشسته بودن !زل زده بودن به همديگه

هيچي نمي‌گفتن؟

!حتي يک کلمه !به‌‌کلي مجنون بودن

مي‌دوني من چي ميگم به اين؟

چي؟

!بگو بهمون

!تله‌پاتي ذهني"! بياين بنوشيم"

تقدير اون‌ها رو به هم رسونده

"لو اسمش رو گذاشته "تقدير

!من باور دارم

"واقعا؟ من اسمش رو مي‌ذارم "کارماي بد

چي؟

ببين يوفو چقدر رنگش پريده؟

!افتاده تو دامِ اين دختره

خيلي رنگش پريده، مگه نه؟

يه‌بار پيشنهاد کردم برن اُپرا

مي‌دونين کريستال چي گفت؟

چي؟

.اپرا فقط يه‌مشت سروصداست" "براي چي بريم؟

بعد پيشنهاد کردم جاش برن کالسکه‌سواري

فکر کردم خوششون مياد بيرون رو نگاه کنن

مي‌دونين کريستال چي گفت؟

کي‌ مي‌خواد توي کالسکه" "هي بالا و پايين بپره؟

!تازه اينجا هم تموم نشد

پيشنهاد بعدي‌م اين بود که برن عکس بندازن

چه ايده‌ي قشنگي

!براي يادگاري مي‌دونين کريستال چي گفت؟

"!اما دوربين برق چشم‌ها رو مي‌دزده"

،فردا صبحش ديدم داره چشم‌هاي پسره رو ليس مي‌زنه

چشم‌هاش رو ليس مي‌زنه؟

!با زبونش

!واقعا چشم‌هاش رو ليس مي‌زنه

اين ماجرا يه نصفِ ماه يا بيشتر ادامه داشت

!چه داستاني

!بياين يه‌کم ديگه شراب بخوريم

غذا هم داره سرد ميشه

خوراک بعدي‌تون

چي هست؟

!يه خوراک ويژه

!سوپ لوبيا

سوپ لوبيا توي ظرف سفالي

ارباب وانگ چشونه؟

ارباب وانگ رفته بودن ملاقات جاسمين

،براي همين امروز ...ارغواني خدمتکارهاش رو فرستاد

که جاسمين رو توي باغ مينگ کتک بزنن

!نمي‌دونستم ارغواني اينقدر کينه‌توزه

!اين که کينه‌توزي نيست

به‌نظر من احمق بوده که اينقدر خودش رو به دردسر انداخته

...اگه به جواهراتش آسيبي هم مي‌زدن

ارباب وانگ درهرصورت هزينه‌ش رو پرداخت مي‌کرد

و خودت اگه جاي ارغواني بودي؟

من؟

ترجيح ميدم نگم

!دعواشون شد

چرا خودت نميري ملاقات دارچيني تا ببيني واکنش من چيه؟

فکر مي‌کني جراتش رو ندارم؟

مي‌دادم دارچيني بياد بيرون کتک‌‌ات بزنه

اين حرف‌ها رو مي‌زني که ارباب هونگ رو تحت‌تاثير قرار بدي؟

حرف‌هات همه مسخره‌ست

چرا؟

تو به‌عنوان يه دختر گل ملاقات‌کننده‌هاي زيادي داري

...بنابراين بايد بپذيري که ملاقات‌کننده‌هاي تو

!دخترهاي گل ديگري رو هم مي‌بينن

منظورت چيه؟

خيلي ساده‌ست که

ما اينجا کسب‌وکار داريم راه ديگه‌اي نيست

اگه خدمات انحصاري من رو ...براي سه فصل خريداري کني

اون‌وقت من هم کس ديگه‌اي رو نمي‌بينم درست ميگم؟

يعني ميگي مي‌خواي من رو تيغ بزني؟

تو رو تيغ نزنم، کي رو بزنم؟

!بنوشيد! بنوشيد

!ارباب ژو، شما رو به مبارزه مي‌طلبم

!به اين ميگن مهماني

گل‌هاي شانگهاي

منطقه‌ي هوئي‌فانگ ارغواني

،ارباب وانگ اشتباه از شما بود

...اگه در اين مورد صادقانه حرفتون رو مي‌زديد

مي‌تونستيد هرچندتا دخترِ ديگه‌اي رو که مي‌خواستيد ملاقات کنيد

!اما شما صادق نبوديد

وقتي ارغواني از موضوع باخبر شد ...شيون کرد

"!ارباب وانگ من رو به‌خاطر جاسمين ترک کرده"

...ارباب وانگ فقط براي يه پياله شراب

ديشب رفته بودن ملاقات جاسمين

و حالا هم اينجان، مثل هميشه

!ارباب هونگ

!بانوي ما رو به‌خاطر عصبانيت‌ا‌ش سرزنش نکنيد

وقتي که ارباب وانگ شروع به ملاقات‌ِ ايشون کردند

ايشون ملاقات‌کننده‌هاي زيادي داشتند

...اما از وقتي ارباب وانگ سرپرست ايشون شدند

ديگه هيچ‌کدوم نيومدند

ما باز دعوت‌شون کرديم :اما ارباب وانگ گفتند

مهم نيست که بيان يا نه" "!من خودم حمايت‌ات مي‌کنم

...ارباب وانگ

اين‌ها عين کلمات خودتون‌اند

بانوي ما با ارباب وانگ بسيار خوشنود بوده‌اند

ايشون هيچ مرد ملاقات‌کننده‌ي ديگه‌اي رو نمي‌پذيرند

...به‌علاوه شما گفتيد که

به تمام بدهي‌هاي بانوي ما رسيدگي مي‌کنيد

...ارباب وانگ

چطور مي‌تونيد بانوي ما رو به‌خاطر عصبانيت سرزنش کنيد؟

حرف ديگه‌اي در اين مورد باقي نمونده

جاسمين رو از ذهنتون بيرون کنيد

ارباب وانگ الآن اينجاست

ارغواني، تو وجهه‌ات رو از دست ندادي

بيايد اين قضيه رو فراموش کنيم

...ارباب وانگ براي تو لباس و جواهر مي‌خره

و هر بدهي‌اي که داشته باشي صاف مي‌کنه

اينجوري همه‌ي مسائل حل ميشه نه؟

ملاقات اون با جاسمين من رو اذيت نمي‌کنه

!پنهان‌کاريه که من رو اذيت مي‌کنه

!تقريبا تمام مدت پيش اونه

ارباب تانگ، من دو سال و نيمه که با ارباب وانگ هستم

و چيزهايي که توي اين اتاق مي‌بينيد تمام چيزيه که اون به من داده

...اون فقط ده روزه که به ملاقات جاسمين ميره

و خانم يه گنجه‌ي لباس کاملا نو داره

...دوست‌هاي ايشون که ديدن چه خبره

به تکاپو افتادن که براي خانم اثاثيه بخرن

شما نمي‌دونيد، ارباب تانگ

!اين‌ حرف‌ها مهمله

دخترهاي گل، در ازاي خدمات‌شون پاداش مي‌گيرند

ملاقات‌کننده‌هاشون ...هيچ مسئوليتي در قبال

بدهي‌هاي ديگه‌شون ندارند

!خواسته‌ي تو زياديه

هيچ دختر گلي ...فقط به يک ملاقات‌کننده تکيه نمي‌کنه

و هيچ مردي هم خودش رو به يک دختر گل محدود نمي‌کنه

!ما هرجا که خوشمون بياد مي‌ريم

!حتي صحبت درباره‌ي اين موضوع ملال‌آوره

!شما درست مي‌فرماييد، ارباب هانگ

هيچ دختر گلي فقط به يک ملاقات‌کننده تکيه نمي‌کنه

بانوي ما هم ملاقات‌کننده‌هاي بسياري دارند

چرا فقط به ارباب وانگ تکيه کنه؟

اما ارباب وانگ، قولي به اون داد

...اگه سر قولشون مي‌موندن

More Farsi Persian subtitles for Flowers of Shanghai (Hai shang hua / 海上花)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left