The first 200 lines.
وقتی که تخت پادشاه حیوانات، کینگ ...به خاطر کوتاه کردن یالش خالی شد
!الهی همتون منقرض بشید
!!مرگ بر همه چیز خواران !منظورم تویی
!من حاکم تمام پستانداران میشم
بزرگترین نبرد برای تعیین قلمرو .در تاریخ دبیرستان سیتون آغاز شد
نرها، دندانهای نیش ـشون رو بیرون کشیدن !و رسیدن به بالاترین جایگاه رو هدف قرار دادن
.انگار گیاهخوارها در صلح به سر میبرن
!اینجوری که شبیه حیوونای خونگی شدم
.خودت گفتی میخوای همراه من بیای مدرسه
!اینکه همراهی نیست، قدم زدنه
.آخه من و تو... اعضای یه گلهایم
...که اینطور
...پس با هم به مدرسه
!هیچوقت نمیایم
!چــــــی!؟ بیخیال
!هوی! دورم نچرخ
...توله سگ! احمق
!آبروم به باد رفت
دبیرستان سیتون، ثبت 4 مرد جوان خود ساخته و گرگ غول پیکر
چه مرگته، پشنگ؟
تنت میخواره؟
میخوای نفله شی، ها؟
آشپزخانه
.اوضاع بدجوری به هم ریخته
.آره
راستی تو نمیخوای توی مبارزات تعیین قلمرو شرکت کنی؟
.شرکت نمیکنم
!چون قلمروی من، دور و ور توئه
!یادم نمیاد سندش رو داده باشم بهت
.ولی اولین باره همچین اتفاقی افتاده
تا حالا نشنیدم همچین جنگی .توی دبیرستان سیتون اتفاق افتاده باشه
اگه اوضاع به هم بریزه .معلمها جمع و جورش میکنن
.این یعنی چیز مهمی نیست
!ولی اینبار با همیشه فرق داره
...توی این مبارزات قلمرو
به حیوونی که بتونه ...تخت پادشاهی مدرسه رو تصاحب کنه
!قراره صد سال غذای مجانی داده بشه
صــــــد ســــــال....!؟
!فقط همین نیست
...شایعاتی هست که میگه، برنده میتونه
!هرکاری که دوست داره با این مدرسه بکنه
باورت شده؟
.شایعه، شایعه است .درصد واقعی بودنش تقریباً صفره
.نمیشه اینقدر با اطمینان گفت
.یه شایعه هست... که فکرم رو... مشغول کرده
!راست میگه
...شنیدم بچههای دبیرستانهای دیگه
!میخوان بیان دبیرستان سیتون رو تصرف کنن
اینم یه شایعه است، مگه نه؟
...نکنه دارن درمورد
سر تو دیواری" گوشتخوارها حرف میزنن؟"
ها؟ این دیگه چیه؟
...اطراف دبیرستان
چندتایی از بچه گوشتخوارها رو پیدا کردن !که سرشون تو دیوار بوده
جدی میگی؟
و این اتفاقها، دارن به دبیرستان !نزدیک و نزدیکترم میشن
دبیرستان سیتون
.این دیگه... شایعه نیست
...درسته! هدف قرار دادن
!این مدرسه رو
.نگو... من میترسم
...نگران نباش! هینو سان
!خودم از کلوب آشپزی محافظت میکنم !چون من رئیسم
تویی که زور یه خرس هم نمیکنی میخوای چیکار کنی؟
...شاید الان نتونم شکستشون بدم
ولی منم مثل خواهرم !تلاش کنم میتونم قوی بشم
رانکا سان، خواهر بزرگتر داری؟
.آره، وقتی تو خونهایم همیشه با همیم
راستی، رانکا چان، تو اهل کجایی؟
اهل شمالم، وقتی سرد میشه !درجهای میاد زیر صفر 20
درجه زیر صفر!؟ 20
پاهات یخ نمیزنن؟
.نمیدونم چطور ولی مشکلی ندارم
...حیواناتی که در آب و هوای سرد زندگی میکنن
.سیستم تبادل گرمایی معکوس دارن
...وقتی توسط زمین پاهاشون سرد میشه
.سریعاً گرمش میکنه
...درضمن، وقتی سردم میشه
.خواهرم پالتوی خزش رو به من میده
.چه خواهر مهربونی داری
.آره
...ولی قبل از اینکه بیام اینجا
وقتی بهش گفتم میخوام با حیوونای دیگه ...دوست بشم و با اونا گله بسازم
.با هم دعوامون شد
...از اون موقع
همونطور که گفتی ...با حیوونای دیگه گله ساختی
دیگه چه مشکلی هست؟
!جین
.تو دلداری دادن بقیه خیلی داغونه
!خفه
!دلداریش ندادم
واقعاً؟
!جین
اینجاست؟
.بله، بدون شک خود رانکا ساماست
.خیلی هم سر حاله
...که اینطور
بریم تو؟
.نه
...خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم
چیکار کنم اگه من رو دید ولی نشناخت؟
.نه، مطمئن باش مشکلی پیش نمیاد
.خیلی زود میشناست
!درضمن، خیلی وقتم نیست که از هم جدا شدید، ها
...از وقتی که رانکا از خونه رفته
.حس میکنم برام یه عمر گذشته
،خب الان میتونی ببینیش این خوب نیست؟
!خیلی خب، حرکا کنید
...با... باشه
!جین! جین
!بس کن، توله سگ
...اون... با خواهر من
،هرکی با خواهر عزیزم بد حرف بزنه !دهنش سرویسه
اینا دیگه کی هستن؟
!چه گنده است
!رانکا چان
!رانکا سان
!توله سگ
!دلم برات تنگ شده بود، رانکا
!اونه چان
!واقعاً اونه چان اومده
!دلم برات تنگ شده بود
با خانواده هم از این کارا میکنه!؟
واسه خواهر رانکا سان بودن !زیادی قدش بلنده
...این "قانون برگمن" ـه
گرم
قانون برگمن میگه، هرچه آب و هوایی که ...یک حیوان در اون زندگی میکنه سردتر باشد
به منظور حفظ گرمای بدن .جثۀ آن حیوان بزرگتر خواهد بود
سرد
چون همیشه پالتوی خزش رو ...میداد به این توله سگ
.الان قدش اینقدر بلند شده
...اِه
رئیس؟
...چی شده
!!!!!ها
...همیشه به خاطر قد بلندم ناراحت بودم
.ولی از حالا به بعد بهش افتخار میکنم
پس قد بلندش اذیتش میکرد، ها؟
می بینم که واسه خودت .یه شامپانزۀ کار درستی
هوی! به کی میگی شامپانزده؟
...خواهرش اهل یه مدرسۀ دیگه است
...نکنه که اون
یعنی واسه مبارزات قلمرو اومده؟
.من به مبارزات قلمرو هیچ علاقهای ندارم
!من فقط به یک دلیل اومدم
دبیرستان سیتون رو ول کن و !با من برگرد، رانکا
ها!؟ چرا؟
!تو یه گرگی
!گرگها نمیتونن دور از خانواده ـشون زندگی کنن
!این دستور رئیسه، بیا برگردیم
تو به عنوان خواهر کوچیکه ـم !باید دست راستم توی گله بشی
!نمیخوام
چی گفتی؟
!من برنمیگردم
داری از دستورات رئیس سرپیچی میکنی؟
!من که عضو گلۀ تو نیستم
من واسه خودم یه گله دارم !که با جین درستش کردم
!منو قاطی نکن
با این شامپانزه گله ساختی!؟
،مگه نمیبینی من یه انسانم توله سگ کوهی؟
جریان چیه، رانکا؟
...من و جین پیمان زن و شوهری با هم
!یادم نمیاد همچین کاری کرده باشم
زن و شوهر!؟
!عوضــــــی
!چه قدرت خرکیای داره
!مطمئنم رانکا رو به زور آوردی تو گله ـت
!دقیقاً برعکسه
!اونه چان، بس کن
اینقدر این شامپانزه برات مهمه؟
!آره، پس ولش کن
!اونه چان، خواهش میکنم
.پس کاریش نمیشه کرد
.تو هم... عضو گلۀ من شو
ها؟
چون رانکا حاضر نیست ازت جدا بشه .پس چارهای نیست
...فکرشم نمیکردم یه روزی
.حیوونی غیر از گرگها رو عضو گله ـم کنم
!وایسا ببینم میخوای چیکار کنی؟
!جین کون
...نگران نباش
.تو رو عضو گلۀ خودم میکنم
!تضمین میکنم
جین کون!؟
!بس کن
...حتی اگه تو باشی
...بخوای با جین یا بقیه کاری کنی
!من، نمیبخشمت
گفتی، نمیبخشیم؟
در گلۀ گرگها !سلسه مراتب از همه چیز مهمتره
اگر گرگی با رتبۀ پایین ...مقابل رتبۀ بالاتری بایسته
...حتی اگه اعضای یک خانواده هم باشن
!به سادگی از این موضوع نمیگذرن
چطور جرأت میکنی به خواهر بزرگترت همچین چیزی بگی؟
...اگه همین الان نری
!تا ابد ازت متنفر میشم
مگه بچه دبستانی هستی؟
رئیس، چیکار کنیـــــ ... ــــم!؟
...از من متفر شد... از من متفر شد... از من متفر شد... از من متفر شد
ایست قلبی
No comments yet. Be the first to leave one.