The first 200 lines.
دوباره برگشتیم به کالج جونیور هدلستون
و من یه دفتر کار دارم که مال خودمه
البته بچههای تئاتر هم ازش به عنوان رختکن استفاده میکنن
این رو ببین
من آنی یتیم کوچولو هستم
اوه، ما که کیف میکنیم.
خب، شروع مدرسه یعنی شروع فصل فوتبال.
و اولین بازیمون شنبه است.
حالا که فقط ۲۶ هفته تا دایتونا مونده،
این بازیها یه راه عالیه برای تشویقکنندههای من
تا برن اونجا و خودشون رو نشون بدن،
تمرین کنن، و بیخود هم نیست.
ولی برای اولین بار در تاریخ کالج جونیور هدلستون،
ما یه تیم تشویق داریم، مگر اینکه سال پیش رو حساب کنین،
که راستش بیشتر یه نمایش تکنفره بود.
وقتی میگم "هدل"، شما بگین "چی؟"
هدل. چی؟
چی؟
من فقط یه فوتبال کوچولو میکشم و
چرا یه چارلی براون کوچولو هم نکشم؟
اون همیشه اینقدر نگرانه.
یه پیچ مو هم براش میذارم.
ببینیم خوشش میاد یا نه.
اوه.
نه.
میبینید چرا کچلش کردن.
استلا!
اونا هم دارن تمرین میکنن
"اتوبوسی به نام هوس."
نمیدونم چرا دارم پچپچ میکنم.
میشه لطفاً آرومتر باشی؟
اگه صدای تو رو پشت صحنه بشنویم، روی صحنه هم میشنویم.
آره دیگه.
مربی تشویق بودن فقط تشویق کردن نیست.
خب، دارم به برنامهت نگاه میکنم
و تنها چیزی که میبینم "مقدمات تایپ"ه.
و "وقت خودم" چیه؟
درس اختیاری منه.
و الان هم داریم از وقتش میزنیم.
دیمارکوس، عزیزم، باید جدی بگیری، باشه؟
حالا، تعهد به تشویق یعنی تعهد به مدرسه.
و این یعنی باید رشتهت رو مشخص کنی.
چرا؟
تو کالج جونیور سمی دیویس سینیور،
لازم نبود رشتهای داشته باشم.
حتی لازم نبود برم سر کلاس.
تیم فوتبال حسابی وصل بود.
میدونین، خیلی از این بچهها عادت ندارن کارها رو
برای خودشون انجام بدن یا حمایتی ندارن
یا منابعی که نیاز دارن رو ندارن.
برای همین من به عنوان یه مادر دلسوز، وظیفه خودم میدونم
که مطمئن بشم اونا برای موفقیت آمادهان،
چه توی زمین و چه بیرون از اون.
بعضیهاشون حتی قبلاً تو محیط مدرسه زندگی نکرده بودن.
پیچز، باید بگم تحت تأثیر قرار گرفتم.
اینجا مثل یه اتاق خوابگاه واقعی شده.
حتی یه سبد حمام کوچولو هم داری.
فیل کیه؟
پیچز، فکر نمیکنی شاید اون بپرسه
شامپو و نرمکننده درمانی دوتاییاش کجاست؟
امم امم امم.
باید به برداشتن چیزها فکر کنی.
ریچل، جویی کی. اوه، نه.
اندی، جولی، اساتید.
این اینجا بود وقتی من اومدم.
پیچز!
اینجا که مثل پاساژه.
میتونی هرچی بخوای برداری.
آره، اون نوبت بعدیشه.
چیزی اینجا مال توئه؟
آره.
اینطوری شامپوی فیل رو برداشتم.
باشه، پسشون بده.
بعضیهاشون نیاز دارن تو مدیریت کارها کمکشون کنم.
خب، هرچیزی که برای کلاست نیاز داری رو آوردی
برای کلاس "کشف حیوانات خانگی"؟
اوه، چک.
باشه. اوه، صبر کن.
باشه.
خیلی خب، تاریخ آمریکا چی؟
بله، فقط یه لحظه بهم فرصت بده.
ببخشید.
بفرمایید، خانم.
ای... اینا همش جریمه پارکه؟
آره، قبول دارم.
همش خواب میمونم و بعد یادم میره
که ماشینم رو برای نظافت خیابون جابجا کنم.
بعد هم یادم میره پرداختشون کنم. اممهم.
مغز آبنباتخورده.
اوه، بعضی وقتا دلم میخواد اون دختر رو بغل کنم و روی پام بذارم
و واسش آهنگای آرامشبخش بخونم.
خیلی خب، عزیزم، حالا گوش کن.
قراره کارهای زیادی سرت ریخته باشه.
لطفاً فاهیتا باشه.
سالی، نمیتونم اجازه بدم به خاطر جریمههای پارک تو تمرین تشویق غیبت کنی، باشه؟
به خاطر جریمههای پارک غیبت کنی، باشه؟
ما همین الانش یه چرخبند گنده روی ماشین کریستال داریم.
یکی دیگه روی ماشین شما هم نمیخوایم.
بله، خانم. خب؟
بریم حسابشون کنیم، آره؟
و بیایم کتابهای لازم برای کلاس رو برداریم.
اوه، ولی این خودش کتاب درسیه.
استادم اینو نوشته.
اون یکی از بازیگرای سریال "ماه" بود.
یا خدا، یه کم آروم بگیر!
حالا که خیالم از درس و مدرسهی بچههام راحته...
میتونیم دوباره رو چیرلیدینگ تمرکز کنیم.
و اولین بازی فوتبالمون شنبهست.
حتماً حسابی ذوق دارن. من که حسابی ذوق دارم.
انگار هیجان داره از در فوران میکنه تو.
ای بابا.
توی تیم چیرلیدینگ، دخترا همیشه پریودشون با هم همزمان میشه.
و در واقع یه چیز خوبیه.
این یه جوره که خانوما با هم صمیمی میشن.
گفتم نفس نکشید!
و هنوزم از اون پشت صدای نفس کشیدن میشنوم.
اگه دستم میرسید، حسابتونو میرسیدم.
این قضیه از خیلی وقت پیش شروع شده، از همون دوران کتاب مقدس.
قبل از اینکه باشگاه کتابی وجود داشته باشه.
و همیشه، پسرهای تیم...
جوری رفتار میکنن که انگار تا حالا هیچوقت یه زن رو در دوران پریود ندیدن.
لیمویی-لایمی برای شما.
تمشک آبی برای شما.
بفرمایید. آبِ خودم.
ممنون.
اینو از کجا آوردی؟
من یه جعبه توی کمدم برای شما خانوما دارم.
وقتی اون موقع از ماه میرسه.
من با چهار تا خواهر بزرگتر بزرگ شدم.
حالا، دخترا توی تیم معمولاً پریودشون با مربی همزمان میشه.
مثل یه جور سلسلهمراتبه.
مثل اینکه دلفینهای کوچیک چطور خودشون رو هماهنگ میکنن.
سرعت نفس کشیدنشون رو با مادرشون.
من و بون کلی مستند حیات وحش دیدیم.
وقتی داشت حیووناش رو دوباره یاد میگرفت.
ولی امسال، حدس میزنم قراره من با اونا همزمان بشم.
چه گروه قویای هستن اینا.
من فقط... همیشه یه جوش دارم که نشونهی اصلیه.
درست همینجا، قبل از اینکه شروع بشه.
احتمالاً امشب جوش رو در میارم.
اون هیچوقت منو تنها نمیذاره، هر چقدرم بد موقع باشه.
توی جشن فارغالتحصیلی یه جوش پریودی داشتم.
یه جوش پریودی تو روز عکاسی چیرلیدینگ.
حتی تو روز عروسیمون هم همین جوش پریودی رو داشتم.
میدونی چیه؟
بیاین بکشیمش رو تخته. ردش رو بگیریم.
ایناهاش.
راستش، قراره گندهترش کنم، چون، اوه، خیلی گندهست.
قراره بهش شاخ بدم.
اوه، عصبانیه و یه دم هم براش میذارم.
چون از دنیای زیرزمینه.
بون؟
اوه، لولهکش اومد.
اوه.
ممنون. ببین چی رسید. ببخشید.
این تلویزیون HD جدیدمه با پخشکننده بلوری.
خوشگله، نه؟ آره.
و میشه کسر مالیات چون برای فوتباله.
ولی فکر کنم چیزای دیگه هم روش میتونیم ببینیم.
اوم.
روزت چطور بود؟
خوب بود ولی میخواستم ازت بپرسم...
گوش کن. (بوسه)
میخواستم ازت بپرسم یادت میاد...
میشه یه لحظه تنها باشیم؟ فقط برای...
فقط یه ثانیه؟
ممنون.
چی شده؟
یادت میاد آخرین بار کی با هم سکس داشتیم؟
ولی خب، حسابی و کامل؟
روز تولدت بود، ساعت ۹:۵۴ شب.
غیرفصلی گرم بود.
رطوبت، حدود ۷۱ درصد.
باد از شرق میوزید، ۱۸ گره دریایی.
باشه.
حداقل، فکر کنم؟
تقریباً مطمئنم که اینو فیلم گرفتن.
نذار در ببوسدت.
چون من میخوام برم ببوسمش.
خب، جوش پریودم رسماً دیر کرده.
و من نمیتونم تو دیتونا حامله باشم.
خدایا، اگه هر بار که این حرفو شنیدم یه هزاری بهم میدادن...
اینطور نیست که بچه نخوام.
میخوام.
من فقط... و شاید باورت نشه...
چون یه کمی سنم بالا رفته و توی تگزاس زندگی میکنم.
و زنهای همسن من الان دیگه باید نتیجههاشونو داشته باشن.
ولی یه ویژگی دارم که اگه بخوام کاری بکنم...
اونو نصفه نیمه انجام نمیدم.
پس حاضر نیستم وقتی تو مدرسهی جدیدم هستم، بچهم نصفه و نیمه باشه.
و تمام تمرکزم رو تیم جدیدم باشه.
خدایا، یه جوش گنده بهم عطا کن، آمین.
هو!
من برای این بازی بزرگ شنبه هیجانزدهام.
مدونا! اوه، تو که اینجایی!
سرود تشویقیمون چیه؟
مال من هر آهنگیه از گلوریلا.
منظورم دعوای واقعی نیست، هلو.
منظورم مثلاً یه سرود تشویقه واسه بازی فوتبال.
ما از اونا نداریم.
No comments yet. Be the first to leave one.