The Outsider

The Outsider

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Outsider S01E03-E10 WEBRip
A Commentary by Dark Passenger
►► زیرنویس اختصاصی فیلیمو (زیرنویس قسمت های 3 تا 10 )

Tags

webrip
web
BRip
TS
Published on: 2020-05-05
Downloads: 34
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫شما با هالی گیبنی تماس گرفتین.

‫در حال حاضر در دسترس نیستم.

‫به محض اینکه بتونم باهاتون تماس میگیرم.

‫چرا اصلاً بخواد اونو بکشه؟

‫فکر کنم شاید دلیلش رو بهت گفته باشه.

‫تو فقط نخواستی بشنوی.

‫اولش فکر کردم که دوست هست

‫ولی بعد از اینکه زخم روی گردنش رو دیدم.

‫اینجوری کنترلشون میکنه.

‫چرا منو انتخاب کرده.

‫این چیز...به سمت درد کشیده میشه.

‫بعد از تمام چیزهای که دیروز در مورد....

‫تری توسط هیث هافسدر زخمی شده

‫که اونم احتمالاً توسط ماریا کانلس

‫زخمی شده.

‫و تو اینو مخفی کردی که یک نسخه از تری

‫کلاد رو زخمی کرده؟

‫این تفاوت بین من و تو هست.

‫تو نیاز به همه چز داری یکه منطقی باشه

‫و با وجدانت کنار بیای.

‫من فقط میخوام تموم بشه.

‫911، مورد اورژانسی تون چیه؟

‫یک افسر پلیس.. ‫فکر کنم تیر خورده

‫توی کوچه کناری 484 وستترم.

‫فکر نکنم بتونه دووم بیاره.

‫قربان، شما الان توی همون آدرس هستین؟

‫میخوای بهم مسیر

‫صحنه جرم رو نشون بدی؟

‫فیلیمو تقدیم می‌کند ‫مترجم: داود

‫میدونی اون اول که داشتی برمیگشتی

‫یکی ازم پرسید ‫" اون یارویی که شبیه برادرت بود

‫کارش تو زندان بکجا رسید"؟

‫منم گفتم " هر جا که بخواد".

‫و اون یارو کی میتونه باشه؟

‫فکر کنم مامان بود.

‫چطوری؟

‫خوب به نظر میرسی، داداش.

‫به خودت سخت نگرفتی.

‫یالا بریم یک نوشیدنی بزنیم.

‫کلا بولتون، الان کجاست؟

‫منم همین سوال رو داشتم.

‫چندتا تماس گرفتم، از افسر آزادی مشروطش متوجه شدم

‫اون اجازه گرفته که ایالت رو ترک کنه.

‫گفته که میخواد بره به برادرش توی تنسی سر بزنه

‫شهری به سسیل.

‫- نزدیک چتنوگا. ‫- آره، اونجا بودم.

‫یک غذا خوری، دوتا بار ‫و یک مشت غار داره

‫همینو بس.

‫کاری که قصد دارم امروز بکنم

‫تنها اگر مجبور بشم اینه.

‫اگر این موجود این کوکو ‫در حال

‫تبدیل شدن به کلاد بولتون باشه

‫و اطلاعات شما میگه توی این شهره

‫من میرم اونجا و سعی میکنم قرنطینه ش بکنم.

‫قرنطینه ش برای...

‫آسیب رسیدن بهش، افتادن تقصیرها گردنش.

‫چون به محض اینکه این شروع به کشتن بکنه

‫آثار کلاد همه جای قربانی هاس.

‫من میتونم شاهد این باشم که اونو از محاکمه نجات بدم.

‫من میتونم شاهد این

‫باشم که موجودیت اون چیز رو برملا میکنم.

‫چون بشر نمیتونه در یک زمان

‫در دو واقعیت مجزا حضور داشته باشه.

‫وقتی که تو متوجه فیلم تری توی هتل

‫60 مال اونورتر از جایی که اون تصور شده

‫فرانکی پیترسون رو کشته شدی، اون فرار کرد

‫چون تحقیقات دوباره مشخص میکنه چه اتفاقی افتاده.

‫فکر میکنم اون لازمه هفته ها بعد

‫از قتل یک جا باشه

‫تا نیروی تکمیل تغییرش رو بدست بیاره.

‫ولی باید قبل از اینکه آماده بشه فرار کنه

‫وقتی که ضعیفتر از اونی هست که خودشو تغذیه کنه

‫که برای همینم جک رو برده خودش کرده.

‫خب، منظور تو اینکه اگر تو بتونی جای

‫کلاد رو قبل از حمله دوباره اون، تضمین کنی...

‫و پلیس شروع به دنبال کردن مضنونین دیگه بکنه

‫اون دوباره فرار میکنه.

‫نااُمیدتر و ضعف تر از قبل.

‫- باید فشار روش رو حفظ کنم. ‫- بعدش اون بی محابا عمل میکنه،

‫- دستش رو میشه. ‫- تا اون موقع امیدوارم

‫خودشو به جهان نشون بده.

‫خیلی خب، تو میگی که لازمه فشار رو روش حفظ کنی

‫سوال من اینه:

‫بعد از اینکه اون کلاد شد

‫از کجا بفهمیم بعدش کی میشه؟

‫اون در حالی که صحبت میکنیم داره تبدیل به کلاد میشه

‫پس وقتی که اون چیز با اسم اون شروع بکه کشتن بکنه ‫با اون هستیم

‫- این اولن قدمه. ‫- از کجا میدونی

‫همین الان شروع به کشتن نکرده؟

‫با توجه به فاصله بین قتل ها

‫فکر نمیکنم هنوز اینقدر قوی شده باشه.

‫آخرین روزهای تغییرش هست.

‫خب، تو میتونی تنهایی بری اونجا و ضامن اون بشی

‫ولی میتونی تصور کنی اگر تو یا....

‫اگر اون شاهد بیشتری برای تائید جایی که هست داشته باشه

‫بعدش اون...ببین ‫چیزی که میخوام بگم

‫منم میخوام همراهت بیام.

‫جهنم ضرر، منم چند روز مرخصی میگیرم.

‫میخوام ببینم چی میشه.

‫من نمیتونم

‫اگر میتونستم می اومدم.

‫- باشه، خب... ‫- من میرم.

‫باشه.

‫تو نباید سر کار باشی؟

‫آره، احتمالا که همینطوره.

‫امسال سال خوبی قراره باشه.

‫هر سال همینه.

‫خب، تو پس از اون آشغال دونی زدی بیرون؟

‫- پیچ کریس. ‫- پیچ کریس.

‫لعنتی، من نمیتونم اینجوری از شغلم استعفا بدم.

‫خب، همونطور که میگن اگر خدا واقعاً از چیزی که ته دلت متنفر باشه

‫همونو برات برآورده میکنه.

‫هرچی تو بگی.

‫فقط حس میکردم اگر اونجا رو ترک نکنم....

‫تمام اون شهر لعنتی رو ترک نکنم

‫بعدش یک اتفاق بد قرار بود بیوفته.

‫مثلا؟

‫اوم...

‫این روزا حتی خواب به چشمام نیومده.

‫چندبار طول شب از تخت میپرم بیرون

‫دوباره و سه باره قفل در و پنجره ها

‫رو چک میکنم.

‫اینگار یکی توی آپارتمان با منه

‫یا درست اون بیرون سعی داره وارد بشه.

‫- مچ کسی رو گرفتی؟ ‫- توچ.

‫اینگار وقتی که توی زندان بودی

‫میدونی که قراره یک اتفاقی بیوفته

‫ولی نمیدونی، چی، کِی یا کجا.

‫تنها میدونی که میخواد هر طوری شده یک اتفاق بد بیوفته.

‫آره، میفهمم.

‫ببخشید، داداش

‫بهتره که کاری نکنی سرپرستت مچت رو بگیره.

‫لعنتی، اون سرپرستم بود.

‫ببین، چند ساعتی طول میکشه که همه آماده بشن راه بیوفتن

‫و چند ساعتی طول میکشه که بفهمم کجا میخوایم بریم

‫و احتمالاً هم چند ساعت تا پیدا کردنش

‫پس اگر فکر میکنی زمان این مابین حیاتی هست

‫بزار من جلوتر زنگ بزنم و تا موفع که ما میرسیم بگیرنش.

‫هیچی مثل سلول زندان مشخص نمیکنه که اون کجاست.

‫آره، ممنونم.

‫میخوای با من بیای؟

‫فکر کنم باید با اون بیام.

‫باشه.

‫اندی، قراره با من بیای؟ ‫میتونیم برای هم داستان بگیم.

‫آره.

‫بهم نگین که جلسه ترک الکل رو از دست دادم،

‫خدایا، راف.

‫زده به سرت؟

‫ممکنه.

‫گاهی اوقات نگرانت میشم، میدونی؟

‫- ...لطف داری. ‫- نه جدی و

‫صادقانه گفتم.

‫به هر حال، گلوری اجازه داد که

‫از تمام کسانی که توی شهر هستن بجز کسی که گرفتش شکایت کنم.

‫خیلی خب، پس اومدی که وکالتم رو بکنی.

‫تو ماشه رو کشیدی، دوست من.

‫برای همین دارم بهت میگم ‫تو و جنین

‫وقتی که اون چکش شروع به پایین اومد

‫- تو همه جای شهر کرد، نگران نشین. ‫- نمیفهمم

‫چرا...چرا من باید اینقدر خوش شانس باشم؟؟

‫اون حس میکنه که تو تنها کسی بودی که از تری حمایت کردی.

‫هر جا که میری مراقب خودت باش.

‫میخوای بری که منو ساکت کنی؟

‫- قطعاً این نیست. ‫- پس چرا میری؟

‫چون اگر... ‫اگر یک سر نخ دیگه داشتم

‫- اینجوری نمیشد. ‫- نرو.

‫- چرا نرم؟ چ..چرا؟ ‫- چون تو کوری.

‫تو واقعاً به این چیز باور نداری، که یعنی

‫تو نمیتونی چیزی که واقعاً اون هست رو ببینی.

‫میتونی تصور کنی میدون جنگ با چشمان بسته چطوریه؟

‫جی، قرار نیست میدون جنگی باشه.

‫میشه.

‫و من... نمیتونم با از دست دادن تو دووم بیارم.

‫فورد تاندربیرد آبی

‫توی انبار آهن هست.

‫الفا 31، وقت نهارتون تائید میشه.

‫بتی 12 تا ساعت 13 جای شما رو پوشش میده.

‫تمامی واحد ها یک فرد تحت تعقیب داریم

‫جان "جک" هاسکینز ‫مرد، سفید پوست، 42 ساله

‫کاراگاه شهر چروکی

‫تحت تعقیب به دلیل استفاده از سلاح گرم علیه غیرنظامیان

‫به منظور کشتن.

‫مضنون یک رام 4 در مشکی 1500 SLT

‫به شماره پلاک HM11202 جورجیا میرونه.

‫مضنون بنظر مسلح و خطرناک میاد.

‫در صورت مشاهده به مرکز اطلاع بدین و برای نیروی کمکی صبر کنید.

‫بدون نیروی پشتیبانی نزدیک نشین.

‫لعنتی!

‫فقط محض اطلاع...

‫بنظر، جک صبحی به شهر برگشته.

‫وارد خونه ش میشه و ماشینش رو میدزده.

‫- پلیس کجا بود؟ ‫- خب، سوال خوبیه.

‫میدونی، جک....

‫یکبار که خیلی کوکتل خورده بود بهم گفت....

‫تنها چیزی که از دوران کوکی میخواسته

‫این بوده که مهارت های شکار رو یاد بگیره

‫و تبدیل به یک تیرانداز توی ارتش بشه.

‫خب؟ 18 ساله که بوده اسم نویسی کرده

‫و آموزشی رو رفته

More Farsi Persian subtitles for The Outsider

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left