The first 200 lines.
شما با هالی گیبنی تماس گرفتین.
در حال حاضر در دسترس نیستم.
به محض اینکه بتونم باهاتون تماس میگیرم.
چرا اصلاً بخواد اونو بکشه؟
فکر کنم شاید دلیلش رو بهت گفته باشه.
تو فقط نخواستی بشنوی.
اولش فکر کردم که دوست هست
ولی بعد از اینکه زخم روی گردنش رو دیدم.
اینجوری کنترلشون میکنه.
چرا منو انتخاب کرده.
این چیز...به سمت درد کشیده میشه.
بعد از تمام چیزهای که دیروز در مورد....
تری توسط هیث هافسدر زخمی شده
که اونم احتمالاً توسط ماریا کانلس
زخمی شده.
و تو اینو مخفی کردی که یک نسخه از تری
کلاد رو زخمی کرده؟
این تفاوت بین من و تو هست.
تو نیاز به همه چز داری یکه منطقی باشه
و با وجدانت کنار بیای.
من فقط میخوام تموم بشه.
911، مورد اورژانسی تون چیه؟
یک افسر پلیس.. فکر کنم تیر خورده
توی کوچه کناری 484 وستترم.
فکر نکنم بتونه دووم بیاره.
قربان، شما الان توی همون آدرس هستین؟
میخوای بهم مسیر
صحنه جرم رو نشون بدی؟
فیلیمو تقدیم میکند مترجم: داود
میدونی اون اول که داشتی برمیگشتی
یکی ازم پرسید " اون یارویی که شبیه برادرت بود
کارش تو زندان بکجا رسید"؟
منم گفتم " هر جا که بخواد".
و اون یارو کی میتونه باشه؟
فکر کنم مامان بود.
چطوری؟
خوب به نظر میرسی، داداش.
به خودت سخت نگرفتی.
یالا بریم یک نوشیدنی بزنیم.
کلا بولتون، الان کجاست؟
منم همین سوال رو داشتم.
چندتا تماس گرفتم، از افسر آزادی مشروطش متوجه شدم
اون اجازه گرفته که ایالت رو ترک کنه.
گفته که میخواد بره به برادرش توی تنسی سر بزنه
شهری به سسیل.
- نزدیک چتنوگا. - آره، اونجا بودم.
یک غذا خوری، دوتا بار و یک مشت غار داره
همینو بس.
کاری که قصد دارم امروز بکنم
تنها اگر مجبور بشم اینه.
اگر این موجود این کوکو در حال
تبدیل شدن به کلاد بولتون باشه
و اطلاعات شما میگه توی این شهره
من میرم اونجا و سعی میکنم قرنطینه ش بکنم.
قرنطینه ش برای...
آسیب رسیدن بهش، افتادن تقصیرها گردنش.
چون به محض اینکه این شروع به کشتن بکنه
آثار کلاد همه جای قربانی هاس.
من میتونم شاهد این باشم که اونو از محاکمه نجات بدم.
من میتونم شاهد این
باشم که موجودیت اون چیز رو برملا میکنم.
چون بشر نمیتونه در یک زمان
در دو واقعیت مجزا حضور داشته باشه.
وقتی که تو متوجه فیلم تری توی هتل
60 مال اونورتر از جایی که اون تصور شده
فرانکی پیترسون رو کشته شدی، اون فرار کرد
چون تحقیقات دوباره مشخص میکنه چه اتفاقی افتاده.
فکر میکنم اون لازمه هفته ها بعد
از قتل یک جا باشه
تا نیروی تکمیل تغییرش رو بدست بیاره.
ولی باید قبل از اینکه آماده بشه فرار کنه
وقتی که ضعیفتر از اونی هست که خودشو تغذیه کنه
که برای همینم جک رو برده خودش کرده.
خب، منظور تو اینکه اگر تو بتونی جای
کلاد رو قبل از حمله دوباره اون، تضمین کنی...
و پلیس شروع به دنبال کردن مضنونین دیگه بکنه
اون دوباره فرار میکنه.
نااُمیدتر و ضعف تر از قبل.
- باید فشار روش رو حفظ کنم. - بعدش اون بی محابا عمل میکنه،
- دستش رو میشه. - تا اون موقع امیدوارم
خودشو به جهان نشون بده.
خیلی خب، تو میگی که لازمه فشار رو روش حفظ کنی
سوال من اینه:
بعد از اینکه اون کلاد شد
از کجا بفهمیم بعدش کی میشه؟
اون در حالی که صحبت میکنیم داره تبدیل به کلاد میشه
پس وقتی که اون چیز با اسم اون شروع بکه کشتن بکنه با اون هستیم
- این اولن قدمه. - از کجا میدونی
همین الان شروع به کشتن نکرده؟
با توجه به فاصله بین قتل ها
فکر نمیکنم هنوز اینقدر قوی شده باشه.
آخرین روزهای تغییرش هست.
خب، تو میتونی تنهایی بری اونجا و ضامن اون بشی
ولی میتونی تصور کنی اگر تو یا....
اگر اون شاهد بیشتری برای تائید جایی که هست داشته باشه
بعدش اون...ببین چیزی که میخوام بگم
منم میخوام همراهت بیام.
جهنم ضرر، منم چند روز مرخصی میگیرم.
میخوام ببینم چی میشه.
من نمیتونم
اگر میتونستم می اومدم.
- باشه، خب... - من میرم.
باشه.
تو نباید سر کار باشی؟
آره، احتمالا که همینطوره.
امسال سال خوبی قراره باشه.
هر سال همینه.
خب، تو پس از اون آشغال دونی زدی بیرون؟
- پیچ کریس. - پیچ کریس.
لعنتی، من نمیتونم اینجوری از شغلم استعفا بدم.
خب، همونطور که میگن اگر خدا واقعاً از چیزی که ته دلت متنفر باشه
همونو برات برآورده میکنه.
هرچی تو بگی.
فقط حس میکردم اگر اونجا رو ترک نکنم....
تمام اون شهر لعنتی رو ترک نکنم
بعدش یک اتفاق بد قرار بود بیوفته.
مثلا؟
اوم...
این روزا حتی خواب به چشمام نیومده.
چندبار طول شب از تخت میپرم بیرون
دوباره و سه باره قفل در و پنجره ها
رو چک میکنم.
اینگار یکی توی آپارتمان با منه
یا درست اون بیرون سعی داره وارد بشه.
- مچ کسی رو گرفتی؟ - توچ.
اینگار وقتی که توی زندان بودی
میدونی که قراره یک اتفاقی بیوفته
ولی نمیدونی، چی، کِی یا کجا.
تنها میدونی که میخواد هر طوری شده یک اتفاق بد بیوفته.
آره، میفهمم.
ببخشید، داداش
بهتره که کاری نکنی سرپرستت مچت رو بگیره.
لعنتی، اون سرپرستم بود.
ببین، چند ساعتی طول میکشه که همه آماده بشن راه بیوفتن
و چند ساعتی طول میکشه که بفهمم کجا میخوایم بریم
و احتمالاً هم چند ساعت تا پیدا کردنش
پس اگر فکر میکنی زمان این مابین حیاتی هست
بزار من جلوتر زنگ بزنم و تا موفع که ما میرسیم بگیرنش.
هیچی مثل سلول زندان مشخص نمیکنه که اون کجاست.
آره، ممنونم.
میخوای با من بیای؟
فکر کنم باید با اون بیام.
باشه.
اندی، قراره با من بیای؟ میتونیم برای هم داستان بگیم.
آره.
بهم نگین که جلسه ترک الکل رو از دست دادم،
خدایا، راف.
زده به سرت؟
ممکنه.
گاهی اوقات نگرانت میشم، میدونی؟
- ...لطف داری. - نه جدی و
صادقانه گفتم.
به هر حال، گلوری اجازه داد که
از تمام کسانی که توی شهر هستن بجز کسی که گرفتش شکایت کنم.
خیلی خب، پس اومدی که وکالتم رو بکنی.
تو ماشه رو کشیدی، دوست من.
برای همین دارم بهت میگم تو و جنین
وقتی که اون چکش شروع به پایین اومد
- تو همه جای شهر کرد، نگران نشین. - نمیفهمم
چرا...چرا من باید اینقدر خوش شانس باشم؟؟
اون حس میکنه که تو تنها کسی بودی که از تری حمایت کردی.
هر جا که میری مراقب خودت باش.
میخوای بری که منو ساکت کنی؟
- قطعاً این نیست. - پس چرا میری؟
چون اگر... اگر یک سر نخ دیگه داشتم
- اینجوری نمیشد. - نرو.
- چرا نرم؟ چ..چرا؟ - چون تو کوری.
تو واقعاً به این چیز باور نداری، که یعنی
تو نمیتونی چیزی که واقعاً اون هست رو ببینی.
میتونی تصور کنی میدون جنگ با چشمان بسته چطوریه؟
جی، قرار نیست میدون جنگی باشه.
میشه.
و من... نمیتونم با از دست دادن تو دووم بیارم.
فورد تاندربیرد آبی
توی انبار آهن هست.
الفا 31، وقت نهارتون تائید میشه.
بتی 12 تا ساعت 13 جای شما رو پوشش میده.
تمامی واحد ها یک فرد تحت تعقیب داریم
جان "جک" هاسکینز مرد، سفید پوست، 42 ساله
کاراگاه شهر چروکی
تحت تعقیب به دلیل استفاده از سلاح گرم علیه غیرنظامیان
به منظور کشتن.
مضنون یک رام 4 در مشکی 1500 SLT
به شماره پلاک HM11202 جورجیا میرونه.
مضنون بنظر مسلح و خطرناک میاد.
در صورت مشاهده به مرکز اطلاع بدین و برای نیروی کمکی صبر کنید.
بدون نیروی پشتیبانی نزدیک نشین.
لعنتی!
فقط محض اطلاع...
بنظر، جک صبحی به شهر برگشته.
وارد خونه ش میشه و ماشینش رو میدزده.
- پلیس کجا بود؟ - خب، سوال خوبیه.
میدونی، جک....
یکبار که خیلی کوکتل خورده بود بهم گفت....
تنها چیزی که از دوران کوکی میخواسته
این بوده که مهارت های شکار رو یاد بگیره
و تبدیل به یک تیرانداز توی ارتش بشه.
خب؟ 18 ساله که بوده اسم نویسی کرده
و آموزشی رو رفته
No comments yet. Be the first to leave one.