The first 200 lines.
خدای من با چه جراتی اینو روشن کردی؟
خیلی شجاعی
حالا که روشنش کردی
میخوای چیزی نگاه کنی
درست نمیگم؟
پس
چی میخوای نگاه کنی؟
کمدی؟
تاریخی؟
موزیکال؟
فانتزی؟
اکشن؟
یا که فقط میخوای یه چیزی ببینی
در حالیکه داری نودل درست میکنی؟
ما میتونیم هرچی که بخوای رو بهت بدیم
هیچ چیزی غیر ممکن نیست
اما اگه میخوای یه سریال آبکی ببینی
ازدواج کن
یا
اینو خاموش کن
به خاطر اینکه مهم نیست که تو اینو چطوری تعریف کنی
این
یه داستان عاشقانه نیست
کلاس شروع شده
برپا
سلام دخترا و پسرا
سلام معلم
برجا
رئیس بزرگ
قسمت اول
جفت بال مرغ مک دونالد
مرغ ماهیخوار سفید بالهاش و باز میکنه
از جلو گریختن ,از پشت نیرومند بودن
اژدها در چپ,ببر در راست
گوجه,سیب زمینی,من میتونم سه تا با یه یوان(واحد پول چین) ببرم خونه م؟
بیشتر از این نمیتونم
دختر شگفت انگیز ,گرسنه ای؟
اره
بخور
خواهرکوچولو,تویه یه چشم بهم زدن
دختر بزرگی شدی
وقتی بهش فکر می کنم,احساسی که الان دارم خیلی پیچیدس
امروز اولین روزه مدرسه ته
من باید با خوشرویی بدرقت کنم
و تو رو سربلند کنم
در آینده, چه تو در دبیرستان یا کالج,
یا فارغ التحصیل
تو همیشه خواهر کوچولوی منی
داداشی,من تربچه میخوام
باشه
داداشی,احتیاجی به بدرقه کردنه من نیست
شوخی میکنی؟
امروز اولین روزه مدرسه ی یزی عزیزه منه.
به عنوانه برادره بزرگتر
من باید تورو به خوبی بدرقه کنم
فیلمنامه تو نباید تموم کنی
فیلمنامه؟
از یزی عزیزه من مهم تره؟
بدونه ایده(الهام)؟
آره
باشه
بزن بریم
امروز روزیه که ارزش یادآوری رو داره
و در تاریخ ثبت میشه
و
روح شیطانی
برادر,وایسا,وایسا
چه مرگته؟
منو ترسوندی
این پسر دوست بچگی عزیزه منه
نه,دشمنه اصلی منه
لیائودان یی
از زمانیکه می تونم بیاد بیارم
اون دور و ور من بوده
چه در مهدکودک
دبستان یا راهنمایی
این پسر همیشه منو زیرنظر داشته
همیشه برخلاف من بوده
اون یه کابوس از دورانه بچگی منه
مثله خار تویه کفشه من بوده
یه افت که منو بدبخت کرده
بدشانس. مبصر بودن خیلی رو مخه.
تو نمی تونی
بیشتر درس بخون
لیائودان یی نه
لیائودان یی
این لباسا باعث شدن خیلی خوشتیپ بنظر برسی
روزه اولته؟
چه تفاهمی یزی عزیزه منم روزه اوله مدرسه اشه
چیه؟
گره کرواتت شله
.جورابات تراز نیستن
بند کفشات بازن
من متوجه اینا نشدم بخاطر اینکه عجله داشتیم
یزی عزیز
برادر یه,اون میتونه خودش انجامش بده یا که هیچوقت یاد نگرفته
اشکالی نداره,یزی از همه لحاظ خوبه
اما,بعضی وقتا بی دقته
ترم جدید تازه شروع شده
و تو تأثیر بدی میذاری
تو فکر میکنی من ناراحتم؟
به خاطراینکه تو اذیتم کردی؟
اصلا
به خاطراینکه از امروز,نه سال تحصیلات اجباری من تموم شد
از امروز,من از کنترلت خارجم
از امروز,دیگه ما تویه یه کلاس نیستیم
امروز,هیچ چیزی نمیتونه حال خوبه منو خراب کنه
داداشی,بریم
وایسا گره ی کرواتت
برو
لیائودان یی,بعدا میبینمت
برای من صبر کن
دور بزن,دور بزن,دور بزن
برایه چی منو تعقیب میکنی؟
آبنباته چسبناک(همون کنه ی خودمون)
سره پیچه بعدی برو به یه سمته دیگه
دور بزن,دوربزن
دور بزن
برادر وایسا وایسا,وایسا
لیائودان یی,وایسا
چیه؟چی شده؟
من از مهربونیت قدردانی میکنم
اما تو نمیتونی تا اخرش منو بدرقه کنی
برگرد به راهت
من تویه راهه مدرسه ام
منم تویه راهه مدرسه ام
شی نای,من مدت زیادیه که منتظرت بودم
توام تونستی بیای کلاس 1
حتما برات سخت بوده
برای دنبال کردنت,شی نای,
ارزششو داشت
امروز من اولین نفر بودم که رسیدم
من بهترین جا رو برای تو انتخاب کردم
ردیف چهارم از پنجره
ردیف سوم از جلو
نه دور نه نزدیکه به تخته
بهترین روشنایی
ساعت 10 صبح,نورخورشید 45 درجه
شکاف دیوار کلاس برای به نمایش کامل مشخصاتت
در کنارش من با کسی که رویه این صندلی نشسته بود معامله کردم
من به همه ی همکلاسیهامون نزدیک شدم
اونا همشون موافقن که تو بهترین کاندید برای مبصریمون هستی
اون لازم نیست
برایه من سخت نیست که مبصر بشم؟
بله
یزی,پیاده شو
چی رو نگاه میکنی؟تمومش کن
تمومش کن
گوش کن
لیائودان یی چندتا بلوک قبلی رفت
امروز روزه اولته.سعی کن خوشگل به نظر برسی
خواهر,من دیگه باید اینجا تمومش کنم
امروز روزه اولته
امیدوارم همه چی به خوبی برات پیش بره برادر,من میرم
باشه,خواهر,مواظب باش
خواهرم واقعا بزرگ شده
و قدرتش
دبیرستان برگ افرا
همه چیز طبیعیه,تمام
کپی
کپی
تو کوچولوی خرابکار
اصلا میدونی چرا داری تنبیه میشی؟
تقلب کردن
دیر اومدن
زود رفتن
مدرسه رو پیچوندن
عشق و عاشقی
سیگار کشیدن
زود رفتن
Xue Xiao Dong
سلام دخترا
هل ندین,هل ندین
درست رفتار کنید,دخترا
باشه,باشه,باشه بجنب
داداش,احساس سرگیجه نداری؟
آره یکدفعه
خیلی آروم اینجا رو ترک میکنم
آروم به همون اندازه که اومدم
به آرومی برای ابرهای پرزرق و برق در اسمان غرب دست خداحافظی تکان می دهم
لیانگ چن, امروز تو در وضعیت خوبی هستی
توام همینطور میجینگ
وقتی تو اینارو میگی من خجالت می کشم
نکش به خاطراینکه من دارم حقیقتو میگم
اگه با من مشکلی داری بیرون بریزش
من میتونم تحمل کنم
برای چی فرار میکنی
رون مرغایی که خریدی کو ؟
ببخشید.همین الان میرم میخرم
بجنب,و نوشابه
خورشید به اریل(برج حمل) وارد می شه,عطاردبه سمت عقب می ره(دوران بر خلاف معمول )
فاجعه
شی نای,زمین بسکتبال خطرناکه
همین الان اینجا رو ترک کن
نمیتونی یه توپو بگیری.چطوری بازی میکنی؟
این دیوار خیلی سفیده
نه,من باید خودمو کنترل کنم
همین جائه
اره,این خیلی خوبه
سه سال از زندگی دبیرستانیم قراره اینجا باشه
No comments yet. Be the first to leave one.