The first 200 lines.
من از اون دسته بچه هايي نبودم که تو دبيرستان خيلي موفق باشم
يه جورايي انگشت نما بودم
خيلي خب، خيلي انگشت نما بودم
بعلاوه اينکه از روي بدبختي من اسم مستعارم هم "بوگندو" بود
بخاطر اينکه وقتي خيلي توي جلسات مناظره ي کلوپ بهم فشار ميومد
،عين شيرِ آب عرق ميکردم
اولين و تنها زماني بود که روي سِن بودم
اونم جلوي اونهمه بچه هاي مدرسه
بنابراين آره، دبيرستان سخت بود
ولي ميدونين چي کمکم کرد که بتونم ادامه بدم؟
علم و دانايي که از بين تمام
احساس نا امني و شرايط بد ميتونستم رشد کنم
و يه جايي، يه جوري، به يه محيط کاملاً ايمن، مطمئن وارد ميشدم
و ميشدم آدمي که دهن همه رو سرويس ميکنه و قرار بود هميشه باشم
،به چي داري نگاه ميکني بازنده؟
من بازنده نيستم
من...من فقط داشتم به ...دوران دبيرستان فکر ميکردم و
تو دقيقاً عين يه بازنده اي
نه، نيستم
اوه، بخاطر کفشام ميگي؟ بخاطر اينکه اينا کفشاي کارن
بخاطر کفشات نيست
پس چي؟
فقط... خودت رو ميگم
يعني چي؟
!نه !چشمات رو اونطوري نچرخون
هي، واسه چي شبيه يه بازنده م؟
!هي
اوه، بخاطر اينکه تو مثلاً خيلي باحالي
با اون کوله پشتيِ مسخره ي ...نارنجيت و اون تکاليفت و
من...من عذر ميخوام ببخشيد. يه ذره اعصاب ندارم
ببخشيد
بنابراين آره هنوز يه جورايي منتظرِ
،محيط مطمئن و بشم آدمي که دهن همه رو سرويس کنه
...چيزهاي ابتدايي رو يادت باشه
،راه هواي، تنفس، گردش خون ،نبض گرفتن، فشار روي قفسه سينه
،شاهرگ، اکسيژن، مانيتور دستگاه شوک، وضعيت پايدار قلبي
،آميودارون، 150 ميلي گرم ...گردش خون، فشار قفسه سينه
وايسا تو همه اينا رو ميدوني
...ميتوني انجامش بدي "دکتر "اُونز
اميلي"؟"
!"اوه، "ويل
سلام
به خودت مسلط باش اميلي
سلام پسر، ببخشيد
يه ذره زيادي هيجان زده شدم
درست عين هيجان روز اول مدرسه ست
ولي ديگه تو مدرسه نيستيم
من که خيلي مطمئن نيستم
من شنيدم بيمارستان ها خيلي شبيه دبيرستان ها هستن
هممون دوباره سال اولي هستيم
اَه! خواهش ميکنم اينو نگو
خب، کجا بايد بريم؟
من خيلي خوشحالم هر جفتمون دوره ي کارآموزيمون توي "دنور" ـه
چطور ميتونم اين شانس رو رد کنم
که با "جينا بندري" تو يه اتاق تنفس کنم!؟
اون زن پيشگام جايگزينِ روش دريچه ي خونيِ زيرپوستي بود
البته نميخوام اين حقيقت رو بگم که تو ام اينجايي
خيلي خوشحالم که اين چهره ي دوست داشتنيت رو ميبينم
خيلي خب، داره بهت دست ميزنه !خودت رو منقبض نکن
تو حالت خوبه؟ - آره...خيلي، آم فقط...يه ذره سرده -
!کاملاً خودت رو منقبض کردي
گوش کن، من شنيدم اينجا ،قشنگ آدمو ميکشه
پس بنابراين پيش همديگه ميمونيم، خيلي خب؟
!انگار امروز خيلي سر حاليا
آره
خيلي بامزه ست. من قشنگ بيست و سه سال درس خوندم و مدرسه رفتم
و بالاخره حس ميکنم دارم به يه فاز جديدي از زندگيم وارد ميشم
بوگندو"؟"
نه، نه، نه، نه نه، نه
منو نميشناسي؟
تو رو نميشناسم!؟
بعد از کلاس ورزش لباسامو قايم ميکردي
زنگ ميزدي خونه ي من مزاحم ميشدي ماشينمو پنچر ميکردي
،تو شکنجه گر من بودي ،دشمن من
دختري که هميشه توي دوره هاي مهمِ نهايي هميشه باهاش مناظره داشتم
من اصلاً اسما رو يادم نميمونه
،"کاساندار کوپلسون" از دوران دبيرستان
،کاساندرا کوپلسون !از دوران دبيرستان
آره
خب، چي شد که از دنور سر در آوردي؟
جينا بندري اون زن يه نابغه ست
اولين آدميه که عمل جايگزينيِ دريچه ي خونيِ زيرپوستي انجام داد
آره اميلي هم بخاطر همين اومده اينجا
و شما کي هستين؟
"ويل کالينز" از آشناييتون خوشوقتم
منم همينطور
خب، بگو ببينم ويل کالينز، تو بوگندو" رو از کجا ميشناسي؟"
اميلي
،خب، ما توي دانشکده پزشکي با هم بوديم
پس، آم، داستانِ اين "بوگندو" چيه!؟ - اين اسم مستعارش تو مدرسه بود -
واقعاً؟ اين اسم از کجا اومده حالا؟
ميدوني، راستش يادم نيست
منم يادم نيست
بخاطر همينه که همه اميلي صدام ميکنن "يا حتي "اِم" و بعضي وقتا هم "اِمي
اوه، ديگه بريم. مطمئنم که نميخوايم امروز رو بد شروع کنيم
شنيدم اينجا قشنگ آدم رو ميکشه
منم همين الان همينو گفتم
!چه تفاهمي
خيلي بد بود
اوه، آره
فکر ميکردم ديگه دبيرستان رو پشت سر گذاشتم
خنده داره
يه بيمارستان کاملاً عين دبيرستانه
امروز اين دومين باريه که اينو شنيدم
بخاطر اينکه حقيقته
...ببين، اينجا يه سري ورزشکار داريم که اسم ديگه شون جراح ارتوپد ـه
دختراي بدجنس تو بخش جراحي پلاستيک
تمام اون دخترايي که شبيه فيلم "دختر خونه بغلي" هستن، تو بخش زنان زايمان کار ميکنن
...آدمايي که انگشت نماي همه هستن اونا تو بخش اعصاب هستن
شورشي ها تو بخش اورژانس
...عملي ها تو بخش بيهوشي
و يه سري آدماي مقدس هم هستن که به بيمارا اميد به زندگي ميدن
ماها چي؟
جراحي مثل يه آش شعله قلمکاره ،از همه چي يه ذره داره
و اين يعني اينکه هيچکدوم از ماها نميتونه باهاش کنار بياد
امروز اولين روزمونه از کجا اينهمه چيز رو ميدوني؟
من بچه مديرم
يا بهتر بگم دختر مدير بيمارستان
تيم دوپر" پدر توئه؟" - آره -
فکر نکن از امتياز فاميل بودن استفاده کينم
بابا زياد از من خوشش نمياد
اون يه پسر ميخواست !بجاش يه دختر همجنس باز گيرش اومد
هموني که ميخواد نيست
واسه اينکه بدوني ميگم، اون خيلي خوب باهات رفتار ميکنه
،ميگه ميخواد دوستتون باشه ولي اصلاً اينطوري نيست
اينطوري فقط ميخواد اونايي که خيلي ضعيفن رو شناسايي کنه
هيچوقت از خودت ضعف نشون نده
من ميخوام شماها منو بعنوان رئيستون نگاه نکنين، بلکه بعنوان دوستتون ببينيد
اگه هرکدوم از شماها استعدادهاتون رو به خوبي نشون ندين
من اينو بعنوان يه شکست در خودم ميبينم
و اصلاً دوست ندارم شکست بخورم
بابا خيلي علاقه داره خودشو بزرگ نشون بده
خودتو آماده کن
همه ميگن دکترا هم تافته ي خدا هستن
ميدونين براي چي؟
بخاطر اينکه ما هم خدا هستيم
،هر روز ما معجزه انجام ميديم
به بيمارستان "دنور مموريال" خوش اومدين
حالا، ميخوام شما رو به رزيدنت بخش دکتر "مايکا بارنز" معرفي کنم
،و همينطور البته، سرپرستتون "دکتر "جينا بندري
شما احتمالاً شنيدين که ايشون پيشگامِ روش جايگزينيِ دريچه ي خونيِ زيرپوستي هستن
،دکتر بندري دوستامون در خدمت شمان
حرکت ميکنيم
کار شما اينه که بيمارانِ منو زنده نگه دارين
،اگه مسأله اي پيش اومد اونها رو به مايکا ميگيد
مايکا هم به من منتقل ميکنه
من و شما، با همديگه صحبت نميکنيم ،مگه اينکه خيلي لازم باشه
که من به شدت اميدوارم اين اتفاق نيفته
حتي به اين فکر نکنين که وقتي تو اتاق جراحي هستين ازم سؤال بپرسين
:چون جواب من اينه نه براي يه مدت
هرکدوم از شما يه پيجر دارين اون پيجر خط زندگي شماست
،بعنوان جراح ،شما با همه چيز روبرو ميشيد
پس کارِ شما بعنوان کارآموز اينه که با همه چيز آشنا بشيد
،در طول روز
شما توسط دکترهاي مختلفي در
بخش هاي تخصصيِ گوناگون پيج ميشيد
،وقتي که پيج شدين ،فقط 60 ثانيه فرصت دارين تا اونجا حاضر بشيد
و اينکه بله، من ثانيه شمار دارم
!نفس بکش
اينقدر تابلوئه!؟
من يه دکترم
جوليا" ديروز بستري شده"
بعد از اينکه براي دفعه ي دوم تو کلاس ورزش بيهوش شده
وضعيتش رو بگو
بيمار خونمردگي روي صورت و سرش ديده شده
و بخاطر بيهوشي در حين حرکات ورزشي ...و سردرد بستري شده
پزشکي درباره ي تمام جزئياته
،بايد به همه چيز توجه کنين
،مثل اون چاک خيلي کوچيک روي چونه ش
بيشتر شبيه اينه که تيغ صورت تراشي رو يه ذره محکم رو صورتش کشيده
،خدايا، اون چونه ي قشنگي داره
،از اون چونه هايي که دوس داري نوازشش کني
اگه "نوازش کردن" کلمه ي ،خيلي عجيبي نباشه
...با اينحال بهش مياد
،نوازش کردن، نوازش کردن
...نوازش کردن، نوازش کردن
،دکتر اُونز پيش بيني احتمالي چيه؟
آم، دليل بيهوشي که بيشتر شبيه افتادن فشار خونه
،بدنت به يه چيز استرس آور واکنش نشون داده
که باعث شده ضربان قلبت و همينطور فشار خونت بطور ناگهاني کم بشه
آسيبي نميرسونه
جوابات رو مستقيماً به من ميدي
و اينکه درسته
تبريک ميگم دکتر اونز شما همين الان يه وظيفه ي ويژه بهتون محوّل شد
شما مسئول کارهاي اون هستين
ممنون که توضيح دادي
من اصلاً نميفهميدم اون چي داره ميگه
اوه، خواهش ميکنم
خيلي خب
...خب، توضيحاتي که اينجا نوشته
يه ذره پيچيده ن آماده اي؟
ديگه غش نکن
،تو حالت خوب ميشه جوليا
ولي اگه دوباره جلوي کودي" دوباره غش کنم چي؟"
پسريه که ازش خوشت مياد؟ - آره -
،اونو توي کلاس ورزش ميبينم تپش قلبم بيشتر ميشه
آه، پس واسه همينه غش ميکني
...کاملاً ميفهمم، اگرچه
،اين بيشتر شدن تپس قلب واسه منم اتفاق ميفته
بذار يه چيزي بهت بگم...دفعه ي بعدي که ديديش، ميشيني
No comments yet. Be the first to leave one.