The first 108 lines.
...تو
من فقط یه آرزو دارم، میدونی چیه؟
اون چی هستش، خانم؟
که اون پسره رعیت
خواننده بشه
چرا همچین فکری رو کردین؟
چطور میتونه وقتی که خواننده بشه اصرار داشته باشه که نخونه؟
شما چقدر باهوشین
هر هر خندیدیم
البته ممکنه این آرزو حقیقت پیدا کنه
چرا اون انقدر مغروره؟
تو هم همین فکر و میکنی، این ها؟
کاملا
!شما دوتا انقدر در گوش هم پچ پچ نکنین
!چنگال ها رو بیار- !تو برو بیارشون-
!تو بیارشون- نه، نمیخوام-
چطوری میتونی اینطوری فرار کنی؟
میدونم
تو زمان های سختی رو گذروندی
ولی این چیزیه که میخوای؟
ولش کن، فراموشش کن
من دیگه نباید تو کارهای تو دخالت کنم
برو، خدافظ
:مترجم مینولی. آرشین
:ادیتور آرشین
پنج، شیش، هفت، هشت
دو، دو، سه، چهار، پنج، شیش
!هی، اومدی
!سلام، معلم
چندتا حرکت رو باهاش انجام دادم
باهم تمرین کنین، باشه؟- !حتما-
!روز خوبی داشته باشین
اومدی
چیکار میکنی؟
فکر کردم میخوای بی خیال همه چی بشی
دوستم، ازت ممنونم
....این عوضی واقعا که
ای، دردم میاد
!تو، بیا اینجا
!درد داره
فکر میکنی خیلی باحالی؟
چی عوضی؟ !هی، هی، هی-
فکر میکنی دیگه بزرگ شدی، هان؟
داشتی منو میکشتی
راری، اوضات روبه راه، نه؟
خیلی مصمم که حتما توی این برنامه باشم
میخوام نشونت بدم که تونستم انجامش بدم
شاید زیادی از خودم توقع دارم، نه؟
ولی تمام سعیمو میکنم
سخته؟
دلم برات تنگ شده بود، چا راری
!یا خدا، ترسیدم
آقا، کجا دارین تشریف میبرین؟
امروز خودت تنهایی تمرین کن
باید یه جایی برم
به همین زودی علاقه اتو از دست دادی؟
نه، این نیست
چقدر تا نمایش مونده که هی از زیر کار در میری
....احمق
امروز ۴ مارسه
ببخشید
برمیگردم
!عزیزم
اه، چی شد یهوی اومدی اینجا؟
دلم برات تنگ شده بود فقط اومدم یه سری بهت بزنم
اووو، واقعا؟
آره واقعا- کار خوبی کردی-
آهان، راستی
حال هان سول بهتره؟
آره
مثل دیوونه ها داره تمرین میکنه
فکر کنم هیچ وقت ندیدم انقدر سخت کار کنه
خیالم راحت شد
به هر حال
امیدوارم این دفعه غش نکنه
یه جورایی به راری گفتم
که هان سول اجرا میکنه
عه، واقعا؟
فقط میتونم آرزو کنم
احساس های اونا یه بار دیگه باهم باشن
خواهش میکنم، لطفا
التماست میکنم
مرسی
لازم نیست هر روز منو برسونین
...نه
چطوری میتونم بزارم این موقع شب تنها بری؟
دوباره کی از سئول برمیگردی؟
نمیدونم باید ببینم اوضاع چطوریه
وقتی نیستی خیلی خوب مواظب کتاب فروشی هستم
مرسی، جون هان
راری- بله-
گفتی با دوست پسرت بهم زدی، درسته؟
اه، آره
من...هنوزم اون گردنبندی رو که برات خریدم دارما
...من
نمیشه یه شانس به من بدی؟
لازم نیست الان جواب بدی، من فقط
ببخشید
...واقعا لازم نیست همین الان جواب بدی
...راستش
هنوز احساساتی نسبت به یه نفر دارم
و اون احساسات داره بیشتر میشه
...هنوز نتونستی دوست پسر قبلیت رو
فراموش کنی؟
نه
یه نفر دیگه اس
...دوبار ردم کرد
چرا امروز مشتری نداریم؟ - آره والا -
No comments yet. Be the first to leave one.