The first 194 lines.
لینگ لونگ
قسمت ششم
استاد
چه بوی خوبی
مرسی
خواهش میکنم
شیائو
واقعا خوشمزست
لینگ لونگ
تو به من دروغ نگفتی
واقعا خوبه
پدر
مادر مثل
یین جونگ بود، درسته؟
چی؟
اگر برادرش اینو بشنوه
دوباره غاطی میکنه ها
پدر
شما کسیو تو قبیله
دوست نداشتین
و نمی تونستی این کارو بکنی
اما حالا بیرونی
تا حالا فکر کردی
یه مادر برام پیدا کنی؟
...تو
مادرت چی؟
من مطمئنم که اون برای ما آرزوی خوشبختی داره
من فکر می کنم
باید در موردش فکر کنی
اون داره ازدواج میکنه
چی؟
اشتباه فهمیدی؟
گفتم ضد حال
...یعنی میگم
صاحب کشتی خیلی ضد حال بود
من که نگفتم یین جونگ
چرا عصبی شدی؟
دست از سرم بردار
یین جونگ
تو واقعاً برای ازدواج به پینگتینگ می ری؟
آره
همسر آینده من
تو پینگتینگ منتظر منه
تو
اونو دیدی؟
اونو دوست داری؟
نه
پس چرا میخوای باهاش ازدواج کنی؟
چون که
اون ثروتمندترین مرد
تو سوچوانه
ثروتمنده...
پس با اون ازدواج می کنی؟
پول برای چیه؟
وقتی رفتی اون بیرون
متوجه میشی
پول می تونه
کارای زیادی انجام بده
نگران نباش
من اینجام
تو نیازی به پول نداری
پسر جون
من که بهت گفتم
ما
نمیایم جائودو
پدر
هیچ کس اینو نگفتا
انگار حافظش سر جاش نیست
خب به من بگو
اگر ما به جائودو نریم
کجا باید بریم؟
سوچوان خیلی بزرگه
جا ای زیادی برای رفتن هست
لینگ لونگ با من به جائودو برمی گرده
نه
من از مرگ می ترسم
اون باید با من بیاد
فقط تمومش کنید
بیا بشین
بعد از این غذا
ما می تونیم به هر کجا که میخوایم بریم
ملاقات با خوشی، خدافظی با خوشی
بعنوان یه مرد
چطور می تونی فقط به ایمنی خودت اهمیت بدی؟
اشتباهه که
از مرگ بترسم؟
اگر من برم کی از دخترم مراقبت میکنه؟
حق با توئه
همه ما اینو می دونیم
اما لطفاً از دعوا دست بردارین
و فقط بخورین
اون باید
با من بیاد
اون دختر منه
به میل تو نیست که
شیائو
خو تو شین
سوپت واقعاً خوشمزه ست
من میخوام یه کاسه دیگه بخورم
باشه؟
اعلیحضرت
نگران نباش
تفاوت بین تو و
اونایی که
اونایی که میان اونو بگیرن چیه؟
اونا رو میترسونین
بحث کردن فایده ای نداره
منم که باید در مورد کار خودم
تصمیم بگیرم
لینگ لونگ
نگران نباش پدر
مهم نیست چی میشه
تو مهمترینی
تو اولویت اصلی منی
لینگ لونگ
...تو به من گفتی
فقط بسه
دیگه نمی تونم ببینم که پدرم صدمه دیده
بله، همینه
چیزی که یه دختر باید بگه
خرگوش مشکلی نداره
ظرافت
باید گرامی داشته باشه
خدا اونو به ما داده
ما می تونیم در مورد همه چیز بعد از غذا
بحث کنیم
درسته؟
امتحان کنین
نه
یه لقمه بخور
امتحان کنین
بیا پدر- بفرما-
استاد اینو پخته- بیشتر بخور-
بعد از همه این کارا
سیر نیستی، درسته؟
فقط وقتی سیر باشی
می تونی از لینگ لونگ محافظت کنی
درسته؟
متشکرم، استاد
اعلیحضرت
نه
من بقیه رو می خورم
امتحان کنین
خوشمزه ست
اگر خوابت میاد، بخواب
من نگهبانی میدم
خوابم نمیاد
باید مراقب دخترم باشم
به قول معروف
نگرانی دزد حتی بدتره
درسته؟
بیداری؟
استاد
گفتی حواست به من هست
اما عمیق تر از من گرفتی خوابیدی
یین شیائو
تمام شب اینجا بودی؟
نباید حواسمون پرت باشه
آره
برای اولین باره که تو طبیعت خوابیدی، درسته؟
هرگز به این فکر نکردم که
می تونم بیرون رختخوابم بخوابم
یین جونگ هم خیلی راحت خوابید
اون اصلا شبیه یه دختر لوس نیست
رنج اون
روی صورتش نمایان نمیشه
به همین دلیله
که اون میخواد با یه مرد ثروتمند ازدواج کنه؟
تو خیلی جوونی
نمی فهمی
من میخوام شیطانو ببینم
من می برمت اونجا
استاد
اون طرف چیه؟
حلقه محافظه
سد محافظت از جائودو
خب اینجا چیه؟
شاید
فقط روح شیطانی
اینو میدونه
استاد فوجوان
الهه
چیه؟
الهه
سرپرستیه که نامیراها به سوچوان
فرستادن
قدرت اون
چیه؟
اون می تونه آتش زمین رو خاموش کنه؟
پس
چرا سوچوان به الهه احتیاج داره؟
حتی اگر بتونی آتش زمینو خاموش کنی
همه رنجهای موجود تو این جهانو
فقط یه الهه می تونه اونا رو از بین ببره؟
No comments yet. Be the first to leave one.