The first 200 lines.
تقديم ميکند Opus Sub تيم ترجمه ي
دُنگ مون
چيه؟
چرا هيچي نميگي؟
چي بگم؟
"دلت کلوچه ميخواد؟"
اينُ - ...اون -
استراتژي من بود برا موقعي که به عنوان ...يه دختر
.دوسِت داشتم
به عنوان دختر؟
يعني چي؟ يعني من الان پسرم؟
.نه منظورم اين نبود
...تو يه بار گفتي
.من مزاحمم
.تو نبايد با يه آدم مزاحم چيزي بخوري
برو با يکي که دوستِش داري يه .چيزي بخور
...من اونُ
.از رو عصبانيت گفتم
....دوستا هم ميتونن
...گاهي مزاحم يا
يه همچين چيزي باشن. نه؟
دوست؟ - .آره دوست -
بيا از اين به بعد به جاي دختر و پسر بودن
.دوستاي واقعي باشيم
.آره دوستاي خوب
کلوچه. من برات کلوچه ي مورد علاقه اتُ .ميخرم
.ولم کن
چي؟
.من با دو تا چشماي خودم ديدم
...شوهرت و خدمتکارت
...داشتن با چشماي غمگين
.همديگرو نگاه ميکردن
...اون جا تو زيادي
.سريال تماشا ميکني
.نخيرم اينطور نيست
.خودم ديدمشون
...واسه پدر و مادرِ
.خدمتکارم يه مشکلي پيش اومده بود
...شوهرم باهاش رفته بود
.اونُ حل کنه
که اينطور؟
شوهر من شايد بد اخلاق باشه،
...ولي وقتي پاش بيفته تو شهر
.از همه بيشتر به فکر بقيه است
آره - آره -
.اون جا تو هم با اين فکرات
.بايد مراقب حرفايي که ميزني باشي
شوهر من ذره ذره پول خرج ميکنه،
.اون وقت بياد به من خيانت کنه
راست ميگي - آره -
آره
خاله تو واسه چي هميشه اينقدر اون لگنُ ميسابي؟
زنگ ميزنه
.واسه همين من هر روز تميزش ميکنم
لگن کجاست؟
.بابا بردش تو
بابات؟ چيزي خورده تو سرش؟
چرا مواظب نبودي؟
مواظب باش ديگه زخمي نشي. باشه؟
خاله
...امروز تو هيانگ چون دُنگ
...چون چوسوک نزديکه بايد يکشنبه هم
.کار کنين، پس غرغر نکنين
« قسمت هفتم » .درست کار کنين
« قسمت هفتم » حواستونُ جمع کنين. فهميدين؟
بله - بله -
.بدش من
چون قراره يکشنبه هم کار کنين،
ما هم بهتون ناهار و شام ميديم،
.هم دستمزد اضافه
.برين از اين و اون بپرسين
هيچ جا رو پيدا نميکنين که باهاتون اينجوري .برخورد کنن
.آيگو، پُز دادن ديگه بسه
.از بس حرف ميزني اينا نميتونن کار کنن
سر من به اين شلوغي، اونوقت تو الان اومدي تازه جيغم ميکشي؟
.من واقعا زود برگشتم
.حتي جاجانگ ميون هم نخوردم
چرا نخوردي؟
.اگه پول دادي بايد ميخوردي
...دخترا! من امشب واسه شام
گوشت خوک درست ميکنم،
.پس بياين همه ي تلاشمونُ بکنيم
گوشت خوک؟ کدوم گوشت خوک؟
!ديگه ساکت
!به به
اوه اوه اوه
رفته بودي ديدن معشوقه اي چيزيت؟
.بدجور حالت خوبه
!به به
ترسيدم
خانوم معلم
امروز چي احتياج دارين؟
...امروز
شيم اِ سوک
اين چه طرز لباس پوشيدنه؟
خودتون چي؟
اوپا، کِي کارت تموم ميشه؟
.يه چيزي واسه سردرد بهم بده
.ولم کن. خانوم معلم داره نگاه ميکنه
هه جو
خانوم معلم
کيم پاب؟
بفرمايين
چقدر شد؟
امروز رايگانه
.سرويس به حساب بيارين
خداحافظ
.داري چيکار ميکني؟ بدو برو
خداحافظ - به سلامت -
!برو خونه
شلوغ شده مي بينين؟
بله
.بابام هوس کيم پاب کرده بود
.منم موقع پختن ياد اِنگ چو افتادم
پيک نيک که نيست، کيم پاب واسه چي؟
...پيک
نيک؟
.واي چه همه غذا پختين - .بفرمايين -
.دو ها بشين يه کم بخور
باشه - آره -
.بيا بشين بخور
.وگرنه بونگ سو همه ي گوشتا رو ميخوره ها
مامان
.يه سر برم آشپزخونه زود ميام
.نميخواد نميخواد بگير بشين
.بشين بخور
بشين - بيا اينجا بشين -
هم نوشيدني هست هم گوشت،
.فقط جاي آهنگ خاليه
.يه کم برامون بخون
آره - واي -
.من نميتونم بخونم
.مامان من خيلي خوب ميخونم
نميخواد نميخواد - تو ساکت باشي بهتره -
!بخون ديگه
.نميتونم
فقط يه دونه
بهم گفتي وقتي مياي پيشم
که گل هاي بهاري شکوفه داده باشن
مثل يه پرستو آوازه خوان
وقتي از تپه ها بالا و پايين ميرم
صداي چهچهه ها حالمُ خوب ميکنه
و اين بهم ميه بهار داره از راه ميرسه
ولي تو هنوز
برنگشتي پيشم
من امروز دوباره
تک و تنها روي تپه ايستادم
و به آسمون آبي خيره شدم
و به تو فکر ميکنم
جيني اوپا
يعني تا الان رسيدي سئول؟
تو هنوز برنگشتي پيشم
...امروزم
هِي دختر
شام نخورده نشستي اينجا چيکار ميکني؟
.اشتها نداشتم
اشتها نداري؟
هِي دختر
يه کم پول ميخواي؟ بيا
مامان مستي؟
.يه کوچولو. بيا
اتفاق خوبي افتاده؟
...مامانت امروز خيلي
.روز خوبي داشته
ولي
تو هنوزم برنگشتي پيشم
خوش به حالت
من امروز ناراحتم
چرا؟ - نميخواد بدوني -
بي تربيت
خودت چي مامان؟
چه اتفاق خوبي واست افتاده؟
.تو هم نميخواد مال منُ بدوني
سلام
.من به دُنگ مون از کلاس پنج هستم
.شنيدم يه نامه برام اومده
چند لحظه
سُن جين؟
چي؟
به دُنگ مون
خوب درس ميخوني؟
جونگ هي حالش چطوره؟
ايش
...شماره تلفنم
.تو سئولُ برات ميفرستم
...اگه يه وقت
به کمکم احتياج داشتي،
.لطفا بهم زنگ بزن
سُن جين
اين چيه؟
وقتي رفتي چي دارم بهت بگم؟
باز چيه؟
هيچي
چرا دماغم اينقدر ميخاره؟
.به جاي نوشتن حرف بزن
چي بگم؟
خب مثلا ميخواي چيکار کنم؟
توش
.شماره تلفن خونه ي سُن جين تو سئوله
ميخواي ببينش
No comments yet. Be the first to leave one.