Loot

Loot

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Loot 2022 S02E03 720p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-11-10
Downloads: 26
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫کارلوس، اینجا چیکار میکنی؟

‫من اینجام تا تو رو ببرم. همتون رو، جوانا.

‫باید از اینجا بری.

‫شوهرم، شهردار، هر لحظه ممکنه برسه.

‫اهمیتی نمیدم اگه شغلم رو ‫توی پروژه راه آهن از دست بدم.

‫نمیتونم شب گذشته رو از ذهنم بیرون کنم، ‫یا طعم تو رو از دهنم.

‫فکر میکنی منم اینو نمیخوام؟ ‫برای مردونگیت بی‌تابم.

‫پس لباست رو در بیار.

‫میخوام انحنای سینه هات رو توی مهتاب ببینم، ‫و گرمای بدنت رو روی بدنم حس کنم.

‫لعنتی، عاشق من نشو!

‫خیلی دیره.

‫و اینم صحنه.

‫- وای خدای من، خیلی خوب بود! ‫- ممنونم.

‫منظورم اینه، نویسندگی؟ فوق العاده بود.

‫ولی مهم تر از همه، تو فوق العاده ای.

‫من واقعاً باور کردم که تو یه ژیگولوی ‫سابقی که وارد برنامه ریزی شهری شده.

‫این نقش خیلی پیچیده‌ست، مگه نه؟

‫من... هر بار که فیلمنامه رو میخونم، ‫سوالات بیشتری برام پیش میاد.

‫- این باید نشونه خوبی باشه، مگه نه؟ ‫- اوه، آره.

‫بی صبرانه منتظرم تو رو توی این نمایش ببینم.

‫منظورم اینه، من همه افراد زندگیم رو دعوت کردم.

‫دوستای باشگاهیم، دشمنان یوگام، دندونپزشک لزبینم،

‫استاکرهام و کسایی که من استاک میکنم.

‫خیلی عالیه.

‫خانواده‌ت چی؟ پدر و مادرت میان؟

‫نه. اونا خیلی دور، توی ایندیانا هستن. ‫احتمالاً دردسرش خیلی زیاده.

‫ولی این یادم انداخت، ‫باید از پاپا شکریم دعوت کنم.

‫به نظرت سالن تئاتر برای ویلچر مناسبه؟

‫میشه صحنه بعدی رو کار کنیم؟ خیلی خوبه.

‫آره. تو بالاتنه نداری، من پایین‌ تنه ندارم، ‫و ما توی یه محوطه متروکه قطاریم.

‫- راحت باش و واقعاً بهم سیلی بزن. ‫- اوه، حتماً.

‫کارلوس! یه خبری دارم.

‫من حامله‌م.

‫- و بچه برادر دوقلوته! ‫- نه!

‫خب، هاوارد، چرا ما رو از آخرین وضعیت هزینه ‫پهنای باند توی ملک فضایی برای همه مطلع نمیکنی؟

‫حتماً.

‫با کمال میل.

‫این چیه؟

‫اوه، خب، برای شفاف سازی کامل،

‫- هنوز کاملاً تموم نشده. ‫- اصلاً تموم نشده.

‫حتی کلمه "ارائه" رو هم تموم نکردی.

‫خب، داشتم اِن رو تایپ میکردم، ‫که جلسه شروع شد،

‫و تو بهمون گفتی که هیچ وقت دیر نکنیم.

‫پس از خیلی جهات، این تقصیر توئه.

‫هاوارد، باید این موضوع رو جدی بگیری.

‫فضایی برای همه یه پروژه‌ خیلی بزرگه.

‫همه‌مون باید در اوج آمادگی باشیم. ‫این باید انجام بشه.

‫چشم، خانم.

طرفداران تیلور سویفت : بلیط کنسرت ] !تیلور سویفت در سال ۲۰۲۳ موجوده [ .فقط برای اعضای تأیید شدهٔ باشگاه طرفداران

‫سوفیا، چه اعلانی الان برات اومد؟

‫یه خبر فوریه. ‫درباره‌ یه طوفانه که قراره به برمه بخوره.

‫تو برای یه طوفان مشت زدی ‫که قراره به برمه بخوره؟

‫آره، به همبستگی با مردم برمه.

‫هی. باید صحبت کنیم. ‫یه اتفاق خیلی جالب داره میفته.

‫فکر کنم سوفیا یه سویفتیه.

‫- وای خدای من. ‫- من واقعاً میدونم اون چیه.

‫دختر من یه طرفدار بزرگ تیلور سویفته.

‫باید بگم، من همه اون آهنگ ها رو دوست دارم ‫درباره اینکه نذاریم متنفرها ناراحتمون کنن.

‫در واقع بیشتر ناامید کننده‌ست وقتی یکم درباره ‫یه چیزی میدونی به جای هیچ چیز معمولی.

‫باشه. پس چرا فکر میکنی اون یه سویفتیه؟

‫خب، اون اعلانی که آینزلی و من قبلاً گرفتیم...

‫یه کد پیش فروش طرفداران ‫تایید شده تیلور سویفت بود.

‫و تلفن سوفیا دقیقاً همون موقع زنگ خورد.

‫بعد یهو یه ایمیل به ما میزنه ‫و میگه ما ۱۲ جولای رو یهویی تعطیلیم.

‫که دقیقاً همون تاریخیه که تیلور سویفت ‫داره توی استادیوم سوفی اجرا میکنه.

‫سوفیا داره به اون کنسرت میره.

‫باشه، این مدرک خیلی خوبیه، ولی قضیه چیه؟

‫- پس اون تیلور سویفت رو دوست داره؟ ‫- دقیقاً. چرا باید دروغ بگه؟

‫منظورم اینه، اینجا داره چه بازی‌ ای رو راه میندازه؟

‫منظورم اینه، سوفیا آدم خیلی محتاطیه.

‫نباید فقط روی ارائه خودت کار کنی؟

‫اون خیلی خوشحال میشه از این...

‫مگه نه؟

‫نظرت چیه با این خنجری که دستمه بکشیمش ‫و بعدش تا آخر عمرمون عشق و حال کنیم؟

‫تق، تق. نابغه آینده‌ دار جوایز من کجاست؟

‫وای خدای من. خیلی ممنونم. خیلی قشنگن.

‫از کل آپارتمان من بزرگ ترن.

.دو نفر دیگه هم اینجان

‫- چی؟ ‫- پدر و مادرت!

‫سورپرایز!

‫وای خدای من. مامان. بابا.

‫همون موقع که باهات حرف زدم بهشون زنگ زدم ‫و پیشنهاد دادم هواپیما رو براشون بفرستم،

‫ولی اونا قبول نکردن، ‫و گفتن خودشون تا اینجا رانندگی میکنن.

‫از ایندیانا تا اینجا؟

‫نه، آره. از I-۷۰ رفتیم به I-۴۴، بعد I-۴۰ به I-۱۵ به I-۱۰.

‫از اونجا دیگه یه مسیر مستقیمه.

‫این پشت خیلی جا نمیدن.

‫آره خب، مامان، این فقط یه نمایشنامه کوچیکه.

‫خب، پدر و مادرت چند روزی اینجا میمونن.

‫من خونه‌م رو پیشنهاد دادم، ولی اونا گفتن ‫میخوان توی یه هتل توی... بمونن

‫پانوراما سیتی.

‫از اینجا فقط باید از I-۱۰۱ به I-۱۷۰ بری ‫و بعدش از خروجی راسکو بولیوارد وست خارج بشی.

‫تقریباً بعدش یه مسیر مستقیمه.

‫ما میریم سر جامون، عزیزم.

.آره. بعداً می‌بینمتون

‫میدونم یه چرخش دیوونه وار بود،

‫ولی من خیلی بهت افتخار میکنم. تو خیلی خوبی.

‫مالی، پدر و مادر من خیلی محافظه کارن.

‫این نمایش مورد علاقه اونا نیست.

‫فقط حدوداً سه صحنه هست ‫که صحنه جنسی نیست.

‫خب، چه اهمیتی داره که مورد علاقه اونا باشه یا نه؟

‫این مورد علاقه توئه، ‫و این تنها چیزیه که باید مهم باشه.

‫- آره، باشه، باید دیالوگ ها رو تمرین کنم. ‫- البته. وای خدای من.

‫نذار مانع روند کارت بشم.

‫درخشان باش.

‫توئم توی نمایشنامه هستی؟ ‫تو داری لباس‌ ها رو درست میکنی. خیلی خب.

‫به من چی گفتی، آلت‌ نرمِ کثافت؟

‫بهتره مواظب رفتارت باشی، عوضی، ‫وگرنه یه روز یکی کارت رو تموم میکنه...

‫به آبشارهای انتقام.

‫این اسم نمایشنامه‌ست.

‫اینجا چیکار میکنی، کارلوس؟

‫اومدم تو رو ببرم.

‫همتون رو، جوانا.

‫ببرمتون شهر تا یه بستنی قیفی بخورید.

‫باید از اینجا بری.

‫شوهرم، شهردار، هر لحظه ممکنه برسه.

‫برام مهم نیست اگه از پروژه راه‌ آهن اخراج بشم.

‫نمیتونم تو رو از ذهنم بیرون کنم.

‫من و تو، در حال تماشای ‫"همه ریموند رو دوست دارن" روی کاناپه تو.

‫و بعد من تنها رفتم خونه.

‫داری چیکار میکنی؟ اینا دیالوگ‌ ها نیستن.

‫بذار یه نگاهی بهت بندازم.

‫بذار انحنای لبخند پر حرارتت رو زیر نور مهتاب ببینم،

‫و گرمای اون لبخند رو از همینجا حس کنم.

‫لعنتی، عاشق من نشو!

‫نباید اینقدر فحش بدی.

‫اوه، خدای من.

‫بشقاب های بیشتر؟

‫دیوید چانگ داره غذاهای ایندیانای پیشرفته سرو میکنه،

‫چون شماها "ایندیانایانیانایانانز" پیشرفته اید.

‫خب، چیزی که اینجا داریم ‫یه خوراک ماهی تن از هم باز شده‌ست.

‫از هم باز شده؟

‫یعنی تو بازش کردی ‫و حالا من باید دوباره سرهمش کنم؟

‫و یه اف-منفی دیگه، دیوید چانگ. تبریک میگم.

‫برو یکم غذای کنار خیابونی اپل بیز ‫برامون بگیر یا یه همچین چیزی.

‫اون نمایش، نیکلاس.

‫منظورم اینه، وای خدای من، چه شاهکاری.

‫و کارلوس وو چه شخصیت چند لایه ایه.

‫به نظرم تو خیلی خوب از پسش بر اومدی.

‫اسم شخصیت همین بود؟

‫یه جای پارک عالی درست جلوی در پیدا کردیم،

‫احتمالاً حدود ۲۰، ۲۵ قدم با در فاصله داشت.

‫راستی، خیلی‌ ها این اواخر به کروگرز میرن.

‫- واقعاً؟ ‫- دوباره دارن نمونه‌ های رایگان میدن.

‫ما چند روز پیش یکم سوسیس از اونجا گرفتیم.

‫میدونی کی رو اونجا دیدم؟ سوزان رید رو.

‫تو با خواهر زاده‌ش کایلا، ‫توی مدرسه راهنمایی بودی.

‫فامیلی کایلا چی بود؟

‫عزیزم، فامیلی کایلا چی بود؟

‫- رید. ‫- درسته. مثل عمه‌ش.

‫منطقیه.

‫نیکلاس، به پدر و مادرت در مورد ‫تماسی که برای تبلیغاتت داشتی گفتی؟

‫آره، نه، من بهشون چیزی نگفتم.

‫- چی؟ ‫- چیز مهمی نیست، میدونید؟

‫حتی با اینکه سراسری بود یا هر چی.

‫بهت گفتم یه تراکتور جدید خریدیم؟

‫یه دونه‌ست. مثل یه بچه گربه خرخر میکنه.

‫میدونی کی میتونه خاک رو زیر و رو کنه؟

‫- نیکلاس. ‫- آره، معلومه که من توی زیر و رو کردن خوب بودم.

‫من توی همه چی خوبم.

‫نیکی کوچولو. ‫اون برای کشاورزی به این دنیای سبز خدا اومده.

‫هر وقت خواستی تراکتور جدید رو امتحان کنی، ‫همیشه به یه دست دیگه نیاز دارم.

‫نه، این اتفاق نمیفته.

‫باشه، هر وقت حرف میزنیم، همون مکالمه رو داریم. ‫من از گفتن خسته شدم.

‫من دیگه هیچ وقت برنمیگردم. باشه؟ هیچ وقت.

‫کایلا الان دوباره توی بانکه.

‫باشه، میدونی چیه؟ ‫فکر کنم پدر و مادرم خسته شدن.

‫روز طولانی ای بوده. ‫احتمالا باید ببرمشون هتل.

‫آره.

‫- خیلی ممنون. ‫- خواهش میکنم. هر موقعی در خدمتم.

‫راستی، نتونستم بفهمم چطوری ‫سیفون توالتت رو بکشم.

‫باشه.

‫چیزی لازم داری، هاوارد؟

‫نه، فقط میخواستم بابت اون روز معذرت خواهی کنم.

‫ببین، من خیلی احساس بدی دارم، ‫و واقعاً امیدوارم که هر دومون بتونیم...

‫فراموشش کنیم.

‫باشه، حتماً.

‫خوبه.

‫چون نمیخوام هیچ کدورتی بینمون باشه، عزیزم.

‫ارائه‌ت رو شروع کردی؟

‫میدونم طرفدار تیلور سویفتی،

‫میدونم داری دوازدهم جولای میری کنسرتش،

‫و حالا تنها چیزی که باید بدونم ‫اینه که چرا داری قایمش میکنی.

‫چی؟ برای همینه که اینقدر ‫عجیب و غریب رفتار میکردی؟

اوه، ‫من اونیم که عجیب و غریب رفتار میکردم؟

‫نمیدونم درباره چی حرف میزنی. ‫من به تیلور سویفت گوش نمیدم.

‫من پادکست گوش میدم درباره ‫نژاد پرستی سیستماتیک و زوال شهری.

‫نه، ببین، اشکالی نداره. منم یه سویفتی‌ ام.

‫میتونیم آلبوم قرمز رو بذاریم و ببینیم چند تا ‫آهنگ رو میتونیم بدون گریه کردن رد کنیم.

‫رکورد من دو و یک‌ چهارمه.

‫هاوارد، دیگه کافیه. باید برگردی سر کار.

‫و تو باید آروم باشی.

‫میدونم که همین الان به یه زن نگفتی آروم باش.

‫نه، تو... "تو باید آروم باشی" یه آهنگ سویفته.

‫من هنوز دارم کار عنوان آهنگ رو انجام میدم. ‫فکر کردم میدونستی.

‫من هنوز همون آدم شیرین قبلیم. ‫موهات خیلی قشنگ شده.

‫- ممنون. برو سر کار. ‫- چشم خانم.

‫هی. بابت دیشب متاسفم. ‫میدونم اوضاع یکم ناجور شد.

‫- لازم نیست در موردش حرف بزنیم. ‫- خب، آره، ولی میتونیم.

More Farsi Persian subtitles for Loot

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left