The first 200 lines.
این زندگی منه
کار پدرت چیه؟ قسمت پنجاه و سوم
همین چند وقت پیش فوت کرد
قبل از اینکه فوت کنه چیکاره بود؟
ماهیگیر بود
ماهیگیر؟
از کدوم دانشگاه فارغ التحصیل شدی؟
از دانشگاه چونگیون با رشته طراحی مد فارغ التحصیل شدم
مگه همچین دانشگاهی هم وجود داره؟
یعنی چی؟
نکنه دعوتش کردی که بهمون معرفیش کنی؟
باهاش حرف زدم اما درک نمیکرد
دعوتش کردم که بتونه تفاوت بین خودش و ما رو ببینه
چیه؟ ناراحت شدی؟
نه
بیاین به بحث ـمون ادامه بدیم
هیون گانگِ ما، لباسای فروخته نشده رو اهدا میکنه
تو میخوای چیکار کنی سو وون؟
ما هم مثل همیشه محصولاتمون که شامل کیف دستی و کفش میشه رو
اهدا میکنیم
و عروسم گفت یه زمین اهدا میکنه
که باهاش مرکز رفاه خانواده بسازن
خدای من. واقعا؟
تازگیا عروسم از پدرش
زمین و سهام ارث برده
یه قسمت از زمین رو به ما داده تا باهاش برای شرکت کارخونه بسازیم
و میخواد بقیه ـش رو اهدا کنه
تو از یه خانواده خوب و تحصیلکرده ای
و همسر خوبی هم هستی
اون واقعا خیلی عروس خوبیه. مگه نه؟
شما لطف دارین
جین آه
بله، خانم چویی؟
میشه بری از صاحب رستوران بپرسی...
که مُسکن دارن یا نه؟
برم از داروخونه بخرم؟
تو که ماشین نداری. میخوای پیاده بری؟
تا برگردی رستوران بسته میشه
باشه
به سلامتی
شاید اسباب کشی کنم
اسباب کشی کنی؟
اجاره ـم سه ماه عقب افتاده
و صاحب خونه فهمیده که اتاق رو به جین آه اجاره دادم
احتمالا دوباره جلوی خونه منتظرمه باید چیکار کنم؟
پس جین آه هم از خونه میفته بیرون؟
فقط نگران جین آهی؟
حتی اگه بیفته بیرون مدیر چویی کمکش میکنه
اما من چی؟
اگه من بیفتم بیرون باید تو خیابون زندگی کنم
اگه افتادی بیرون، بیا خونه ی من
خونه ی تو؟
خب، یه کم کوچیکه اما برای هردومون کافیه
هر دومون؟
چرا یهویی انقدر بی ادبانه به نظر میاد؟
بی ادبانه؟ چرا؟
نمیخوام توی خونه تو زندگی کنم
اما اگه...
یه کم پول داری،
میتونی بهم سه هزار دلار قرض بدی؟
بهت سفته میدم
سه هزار دلار؟
میخوای به بابام بگم؟
نمیخوام
اینطوری بخاطر سه هزار دلار بدون اطلاعم ازدواج ـمون رو ثبت میکنه
نه. نه. واقعا دیگه هیچوقت این کارو نمیکنیم
سون گیو، چرا این وقت شب اومدی اینجا؟
خب، چیزه...
میشه فقط واسه چند روز تو خونه ـت بمونم؟
خونه ـم...
نمیشه
اول یونجی گفت که میخواد بیاد تو خونه ـم زندگی کنه
چی؟ اول اون گفت؟
شما دوتا قرار میذارین؟
معلومه که قرار نمیذاریم
صاحب خونه
کیه؟
صاحب خونه ـم
آه، نمیدونم چیکار کنم
واقعا میخوای بذاری پسرت با همچین دختری ازدواج کنه؟
معلومه که نه
اون در حد شی وو نیس
پس چرا میذاری باهاش قرار بذاره؟
شی وو ازش خوشش میاد
مگه تا حالا شده برای شی وو اسباب بازیِ مورد علاقه ـش رو نخرم؟
چی؟ اسباب بازی؟
واقعا لنگه نداری، خانم چویی
اون مثل یه اسباب بازیِ بی کیفیت، کهنه و زشته
دیر یا زود شی وو ازش خسته میشه
تا اون موقع صبر میکنم
کی میتونه تو رو شکست بده؟
آیگو. آیگو. اصلا نمیدونستم
خیلی عذابت میدم
میتونی تحملش کنی؟
مگه تا حالا شده برای شی وو اسباب بازیِ مورد علاقه ـش رو نخرم؟
چرا تو این هوای سرد همچین لباس نازکی پوشیدی؟
اگه فقط به ظاهرت اهمیت بدی از سرما میمیری
خانم، میشه...
از گوشیتون استفاده کنم؟
گوشیم؟ بله
کیفم رو گم کردم
آها. باشه
بیا ممنون
15 تا سوء پیشینه داره؟
آره
من...
خجالت میکشیدم که اینو بهتون بگم
اما چطور میتونم بذارم اون عوضی نزدیک نام جین باشه؟
پس واسه همین به نام جین نگفتی
آره
اون قول داد که هیچوقت جلوی نام جین پیداش نشه
و منم همون هفت سال پیش وامی که گرفته بودم رو بهش دادم
نمیدونم چیکار کرده بود اما بهم زنگ و گفت افتاده زندان
دو سال پیش بود؟
جرمش چی بوده؟
جرم وقیحانه که نبوده؟
منظورت از جرم وقیحانه چیه؟
قتل یا تجاوز جنسی؟
اینطوری نیس
دیگه تا این حد پلید نیس
راستش، جرم جرمه دیگه
به هر حال نمیشه گفت یکیش از اون یکی دیگه بهتره
اما فکر کنم بیرون غذا میخورد و پولشو نمیداد
بخاطر ناراحتیش با بقیه دعوا میکرد
از سوپرمارکت دزدی میکرد شرط می بندم همچین کارایی میکرد
آیگو. واقعا یه دله دزده
اما خانم یانگ
اون فهمیده که نام جین نوه ی رئیس آن مرحومه
حتی اگه براش جایی رو پیدا کنین حاضر میشه از این خونه بره؟
این منو نگران میکنه
درسته. مطمئنم که پول قلمبه ای میخواد
اگه این کارا فایده نداشته باشه باید یه کاری کنیم که با خواست خودش بره
الو؟
نام جین، منم جین آه
جین آه؟
چرا صدات اینطوریه؟
با گوشیِ کی زنگ زدی؟
کیف و گوشیم رو گم کردم
تنها شماره ای که یادم مونده بود...
شماره تو بود
کیف و گوشیت رو گم کردی؟
الان کجایی؟
به مدیر چویی بگم بیاد اونجا؟ نه
به مدیر چویی چیزی نگو
باشه، فهمیدم الان میام اونجا
چی بود؟ دوباره جین آه بود؟
چرا وقتی کیف و گوشیش رو گم میکنه به تو زنگ میزنه؟
باید زنگ بزنه به شی وو
بهم گفت به مدیر چویی چیزی نگم
حتما دعواشون شده
وقتی یه دختر و پسر با هم قرار میذارن،
انقدر دعوا میکنن تا کنترل همدیگه رو بدست بگیرن
آخه، چرا داره تو رو
قاطیِ دعواشون میکنه؟
زود برمیگردم
آیگو
جین آه
چه اتفاقی واست افتاده؟
چرا این وقت شب اینجا نشستی؟
متاسفم. کیفم رو گم کردم
بیا بریم. میرسونمت خونه
نه. نمیتونم برم خونه
نمیتونی بری خونه؟
داستانش مفصله
جایی هست که بتونم چند روز اونجا بمونم؟
فقط میخوام بخوابم
باشه. بیا فعلا از اینجا بریم
اگه اینجا بمونی مریض میشی
بلند شو
آیگو، خیلی سیر شدم به سختی میتونم نفس بکشم، یون شیل
منم همینطور. همه غذاها خیلی خوشمزه بودن
فکر کنم 2 کیلو اضاف کردم
باید یه کم وزن اضاف کنی
همین الانشم خیلی لاغری
لاغر نیستم. شکمم گنده شده
واسه همین تو فکرم که با یه روش حرفه ای کوچیکش کنم
لازم نیس همچین کاری کنی
من تو رو همینطوری که هستی دوست دارم
به هر حال خیلی از سونگ جو ممنونم
اون بهمون کارت هدیه رستوران هتل رو داد تا بریم سر قرار
فکر میکردم آدم سردیه اما خیلی گرم و مهربونه
منم همینو بهت گفتم
نام جین خیلی خوش شانسه
اما، واقعا غافلگیر شدم
فکر میکردم سونگ جو از مردایی مثل مدیر چویی
که شیک و سطح بالا هستن خوشش میاد
اما تعجب کردم که با مدیر آن نام جین قرار میذاره
منم یه کم غافلگیر شدم،
اما چیکار میتونم کنم؟ سونگ جو ازش خوشش میاد
بیا ببینیم چی پیش میاد
بیا بریم، جین آه
ای وای. اون مدیر آن نام جین نیس؟
چی... اون عوضی!
خدای من، خدای من. اینجا چه خبره؟
سونگ جو کجاس؟ چرا با یه دختر دیگه ای اومده هتل؟
این کارو نکن
چرا جلومو میگیری؟
نباید بذارم اون عوضی قسر در بره
میخوای دوباره بزنیش؟
این کارو نکن، مان سوک
No comments yet. Be the first to leave one.