The first 200 lines.
مبارزه
/ نوع
شیرو
نژاد: اِلفِ دورگه
افسونگر، لِول 90
اِلِکتریکال فاز!
می بینمشون.
تأیید هفت تا راسویِ بریِر!
مراقب باش! سمت راستت!
میدونم!
بیا جلو.
ا..اینا خیلی سرسختن...
باید از یه شیلد اِسمَش استفاده کنم... یعنی چی...
کنترلش افتزاحه!
ناتسوگو!
دوتا از چپ!
چه... بویی میدن... ول کنین!
اینطوری نمیتونیم یه موقعیت خوب بدست بیاریم!
آکاتسوکی؟
اینجام، سرور من.
برای مقابله باهاشون همین ازم بر میاد.
آکاتسوکی
نژاد/ انسان
آدمکش، لِول 90
ناتسوگو
نژاد/ انسان
محافظ، لِول 90
ناتسوگو! آکاتسوکی!
شیرو
نژاد: اِلفِ دورگه
افسونگر، لِول 90
عقب نشینی کنین!
اطاعت!
اصلا شبیه یه بازی نیست...
بازی نیست.
این دیگه
دنیای واقعیمونه.
دارن میان...
سرور من!
صبر کنین...
میخوام از نایتمِر اِسفیر استفاده کنم.
یه تِریفید؟
اوه، نه... این دیگه از کجا پیداش شد؟
شیرو!
سرور من!
افسونگر، لول 90
Translated By
Demon Hunter
S.A.L.K.
S.A.L.K.
forums.animworld.net
forums.animworld.net
تو یه چشم به هم زدن، اینجا بودم.
آخرالزمان
.آخرالزمان
من کجام؟
بوی هوای تازه و روشناییِ آفتاب...
درخت نقره برگ...
یعنی ممکنه که...
آکیهابارا؟
اینجا چه خبره؟!
اینجا آکیهاباراست؟
همچین چیزی امکان نداره...
چرا لباسام اینطوریه؟
چه خبر شده؟
منو به جی ام ببر!
گوشت با منه؟!
من...من نمیدونم...
مأموریت ها
مهارت ها
تجهیزات
ابزارآلات
چی؟
وایستا ببینم، این که
یه منویِ وضعیته، درسته؟
معنیش اینه که...
ابزارآلات
کیف جادوئیِ دِزانِگ
کنترلش دسته منه...
خروج
خبر خوبی نیست... کار نمیکنه.
این چیه؟
لیست دوستان
لیستِ دوستام!
لیست دوستان
بذار ببینم...
اگه اسماشون روشن باشه، یعنی اونام اینجان؟
توهیا و مینوری هم اینجان؟
ناتسوگو...
بدون انجمن
ناتسوگو
فهمیدم، چتِ صوتی!
اگه بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم...
شیرو؟ خودتی، شیرو؟
ناتسوگو!
هی، شیرو!
ناتسوگو...
ناتسوگو
نژاد / انسان
محافظ، لِول 90
همم؟
چی؟
اوه، یه لحظه فک کردم قبلا این چهره رو دیدم...
که اینطور.
یه مرد باهوش، عینک و چشمای بدقواره.
مثلا یه نیم اِلف هستم...
خب، من بعد دو سال اولین باره وارد میشم...
و کلا قضیه از چه قراره؟
هر چی میدونی بگو، عینکیِ بدقواره.
منم مثل تو.
اما...
بنظر میاد تو دنیای ایلدِر تِیل باشیم.
امروز روزی نبود که قرار بود بازیو توسعه بدن؟
آره، نوواسفیِر پیونیرز.
تا اونجایی یادمه که دومین آپدیت رو معرفی کردن.
و بعد اون تنها چیزی که یادمه، اینجا بودم.
دقیقا مثل من.
این حتما آکیهاباراست.
من تو بازی ها صد بار دیدمش.
ولی...
ولی امتداد آسمون درازتره.
درسته.
و حس میکنم واقعا دارم لمسش میکنم.
که یعنی...
فک نکنم خواب باشه.
پس تو بازی هستیم، ها؟
فک میکردم اینا فقط تو رمان هایِ فانزی ممکنه.
فک میکنی بتونیم بریم خونه؟
نمی دونم.
اصلا چطور وارد اینجا شدیم؟
آره.
فهمیدم... ممکنه نتونیم راحت برگردیم.
که یعنی...
باید آماده باشیم.
چیکار کنیم؟
باید اطلاعات جمع آوری کنیم.
باید با این دنیا بیشتر آشنا بشیم.
درسته.
خیلی خوبه که تو رو مثل همیشه آروم و تحلیل گر میبینم.
روت حساب میکنم، استراتژیست.
آروم کلمه ای نیست که من انتخاب کردم.
میدونم چیزی نبود که انتظارشو داشتی،
ولی به ایلدِر تِیل خوش برگشتی، ناتسوگو.
ساختمونا و جاده ها مثل همونی بودن که یادم بود.
به زبون دیگه، فقط مثل یه بازی.
انگار می تونم از وسایلم استفاده کنم...
ابزار درخواستی
غذا
معجون ها
مثل جادو ها و مهارت هام.
ولی انگار نمیتونیم خارج بشیم...
منم امتحان کردم.
میخوای یه سر بریم بیرون؟
نه،
هنوز نه.
باشه.
مطمئنم هیولاها بیرونن!
نه بابا!
برو خودت ببین!
برو بابا، عمرا... تو برو.
چه بلایی قراره سرمون بیاد؟
خفه بگیر!
کمکم کنین! یه نفر کمک کنه!
اگه برگشتی سراغ بازی،
باید کارتو ول کرده باشی.
آره.
چیزی که سر کار آزارم میده اینه که دختر خشگل قحطیه.
چه ربطی داره؟
چی گفتی؟
تو یه منحرفِ مخفی کاری!
من چیزی رو مخفی نکردم!
تو این دونیا دو مدل مرد هست.
منحرفایی که پذیرفتن منحرفن،
و اونایی که مخفیش میکنن و نمی پذیرن.
من پذیرفتم!
و عاشق لباس زیر زنام!
تو مدل دومی.
باشه، باشه.
و میدونم تو هم دوستشون داری!
چی شد؟
قدت چنده، ناتسوگو؟
تو دنیای واقعی.
183،
مثل ایلدِر تِیل.
کارکترِ من از بدن اصلیم بلند تره؛
واسه همین تو این بدن راحت نیستم...
چیزیه که باهاش خودنمایی کنی.
بیخیال...
تا حدی، کارکترِ بازیت شبیه بدن واقعیته.
چه مرگته؟
خطرناکه!
تو...
آکاتسوکی!
آکاتسوکی
نژاد / انسان
آدمکش، لول 90
چی؟ میشناسیش؟
ما باهم تو یه گروه بودیم.
زیاد حرف نمیزنه، ولی آدمکشِ درستیه.
پس تو هم اینجایی، آکاتسوکی.
No comments yet. Be the first to leave one.