Date A Live

Date A Live (デート・ア・ライブ)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

[AnimWorld] Date A Live S3 - 02 [Anime Khor & DiArY]
A Commentary by AnimeKhor
Anime Khor

Tags

other
Published on: 2019-01-18
Downloads: 19
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

"لندن"

‏"‏دفتر مرکزی شرکت ‏"‏

DEM

به چه چیزه احمقانه‌ای داشتی فکر می‌کردی آقای وست‌کوت؟

مادروک‏،‏ نمی‌فهمم که چه درخواستی داری؟

می‌خوام احمق‌بازی رو کنار بذاری‏.‏

دارم درباره همه کارهایی که تو ژاپن کردی‏،‏ حرف می‌زنم‏.‏

دخالت با نیروهای دفاعی‏.‏‏.‏‏.‏

استفاده از ویزاردها و سایر تجهیزات برای برنامه خودت‏،‏ و بدتر از همه اینا‏.‏‏.‏‏.‏

شهر رو تبدیل به منطقه جنگی کردی‏!‏

مقامات ژاپنی ما رو در مضیقه قرار دادن‏.‏

چطوری میخوای این شرایط رو سر‌و‌سامون بدی؟‏!‏

اهمیتی نداره‏.‏

اینقدری به دست آوردیم که ارزش‌ـش رو داشته باشه‏.‏

تو معکوس کردن شاهزاده موفق شدیم‏.‏

نمی‌فهمی چی میگم؟

سِرها چطوری باید رو نجات بدن؟

DEM

این شرکت نمیتونه اقدامات خودخواهانه‌ی تو رو تحمل کنه‏!‏

دیگه وقتش رسیده‏!‏

تقاضا دارم که مدیرعامل وست‌کوست عزل بشه‏!‏

آقا‏،‏ مشکلی با این موضوع ندارین؟

البته که نه‏.‏

هرچی نباشه جزوه وظایف اعضای هیئت مدیره‌ست‏.‏

خب‏،‏ رئیس راسل‏!‏

بذار سریعاً رأی‌گیری کنیم‏!‏

خیلی‌خب‏.‏ هرکی موافق عزل هست دستش رو بالا میاره‏.‏

صفر دست‏.‏

عزل مدیر‌عامل رد شد‏.‏

رئیس‏،‏ چـ‏-‏چی دارین میگین؟‏!‏

همه اینا موافق‏-‏

تو بیمارستان میفهمی که چی شد‏.‏

اگه زود به اونجا بری ظرف مدت چند رو به حالت عادی برمی‌گردی‏.‏

و وفتی به اون خواسته‌های خودخواهانه‌ای که اشاره کردی برسم‏،‏

این شرکت رو تحویل میدم‏.‏

طولانی نیست‏،‏

اگه بخوام با مدتی که انتظار کشیدم، مقایسه‌ش کنم‏.‏

یه نامه‌ی دعوت به مبارزه‏.‏‏.‏‏.‏

همراه با 12 عکس‏.‏

اون پرسیده که‏.‏‏.‏‏.‏

میتونی منو پیدا کنی؟

پس‏،‏ اینا باید عکس‌هایی باشن که ناتسومی فرستاده‏.‏

‏قسمت دوم می‌تونی پیدام کنی؟

‏"‏من بین اینا هستم‏.‏

میتونی حدس بزنی کی هستم؟

قبل اینکه همه ناپدید بشن‏.‏‏"‏

این پیام ناتسومی بود‏.‏

اگه بر اساس ظاهر بسنجیم‏.‏‏.‏‏.‏

ناتسومی هویت یکی از این 12 نفر رو جعل کرده‏،‏

و اگه نتونی پیداش کنی‏،‏

اون‌ها یکی بعد از دیگری ناپدید میشن‏،‏ یا اینجور بنظر میرسه‏.‏

احتمال زیاد‏.‏

گرچه اون هیچ اشاره‌ای به زمان یا روشی که میتونی انجامش بدی‏،‏ نکرده‏.‏

فکر نمی‌کنم که همچین چیزی رو یادش رفته باشه‏.‏

در حالی که تو درگیر معما شدی‏،‏

اون احتمالاً داره از یه جایی نگاه میکنه‏.‏

نه‏.‏‏.‏‏.‏ممکنه امن نباشه که اسمش رو بازی بذاریم‏.‏

اونایی که توسط ناتسومی حذف بشن‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏نمیتونیم تصمین کنیم که به سلامت برگردن‏.‏

درسته‏.‏ برای مثال کورومی رو در نظر بگیر‏.‏‏.‏‏.‏

ناتسومی امکان نداره اینقدر دوستانه و الکی بازی کنه‏.‏

یکی از اینا ممکنه همین الان برای همیشه از دست رفته باشه‏.‏‏.‏‏.‏

نه‏.‏‏.‏‏.‏

ناتسومی اینجوری نیست‏.‏

اگه بتونم حدس بزنم که خودش رو به جای کی جا زده‏،‏

بدون اینکه آسیبی ببینن به خونه برمیگردن‏.‏

داری بیش از اندازه به ناتسومی اعتماد میکنی‏.‏

اگه تو بودی‏،‏

قلبت رو برای کسی که بهت اعتماد نداره باز میکردی؟

ببینش چه گنده‌تر از دهنش حرف میزنه‏.‏‏.‏‏.‏

گرچه‏،‏ دقیقاً حق با توئه‏.‏

اوم‏.‏‏.‏‏.‏

در هر صورت‏،‏ باید عجله کنیم‏.‏

کوتوری‏،‏ شرمنده‌ام ولی فعلاً از فرماندهی کنار بکش‏.‏

طبیعیه‏.‏

هنوزم احتمالش هست که من ناتسومی باشم‏.‏

و تو شین‏.‏‏.‏‏.‏

کلی کار سَرت ریخته‏.‏

چیکار باید کنم؟

برای الان‏،‏

تصمیم بگیر که شروع به قرار گذاشتن با کدوم میکنی‏.‏

اگه بخوای تغییر قیافه‌ی ناتسومی رو بفهمی‏،‏

به هیچ وجه نباید کوچکترین تفاوتی رو هم نادیده بگیری‏.‏

به نوبت باهاشون قرار می‌ذاری و بررسی میکنی یه جای کار میلنگه یا نه‏.‏

حس میکنم وقتی که به کسی شک داری‏،‏ بیرون رفتن باهاش غلط باشه‏.‏‏.‏‏.‏

شیدو صبح بخیر‏!‏

شرمنده‏!‏ زیاد علاف شدی؟

نه‏.‏ سر وقت اومدی‏.‏

هرجوری که بهش نگاه کنی خوده توکائه‏.‏

شیدو‏،‏ چی شده؟

مثل اینکه امروز کِیف‌ـت کوک نیست‏.‏

عه؟ ا‏-‏اینجوریه؟

عادی‌م‏،‏ عادی‏!‏

شین‏،‏ سعی کن آروم باشی‏.‏

حتی اگه بر فرض اون ناتسومی باشه‏،‏

به همین راحتی وا نمیده‏.‏

بذار یه تکونی بهش بدیم‏.‏

هی توکا‏.‏

آخرین باری که بیرون رفتیم رو یادت میاد؟ کِی بود؟

هان؟ چی داری میگی؟

همین چند روز پیش باهم خرید نرفتیم؟

آه‏،‏ درسته‏.‏‏.‏‏.‏

درست گفت‏،‏ بعدی‏.‏‏.‏‏.‏

ولی اشکالی نداره هرچقدرم که بیرون بریم‏.‏

چون خوش می‌گذره و منو خوشحال میکنه‏!‏

توکا‏.‏‏.‏‏.‏

هوم‏.‏‏.‏‏.‏چه نمایشی‏.‏

هان؟

دقیقاً عین توکا هستی‏.‏

مگه نه‏،‏ ناتسومی؟

تو‏.‏‏.‏‏.‏

نگو که‏.‏‏.‏‏.‏

شیدو‏!‏ ناتسومی دیگه کیه؟

هان؟

پرسیدم این عفریته‌ای که اسمش رو بردی‏،‏ کیه؟

این زنیکه الان کجاست؟

نه‏،‏ اون‏.‏‏.‏‏.‏

ی‏-‏یه جور احوال‌پرسیه‏!‏ یه احوال‌پرسیه‏!‏

برای یکی از جزایر جنوبیه‏!‏ تو ژاپن هم معروف شده‏!‏

ناتسومی‏!‏ ناتسومی‏!‏ میفهمی چی میگم دیگه‏!‏

پس اینجوریه؟

عجب دروغ خفنی‏.‏‏.‏‏.‏

خیلی بده‏،‏ ممکنه‏.‏‏.‏‏.‏

که اینطور‏!‏ فقط یه احوال پرسیه‏!‏

پس وقتی مردم میگن ‏"‏ناتسومی‏"‏ منظورشون چیه؟

اوم‏.‏‏.‏‏.‏

گمونم یعنی ‏"‏دوست دارم‏"‏‏.‏‏.‏‏.‏

اوه‏،‏ که اینطور‏.‏

و منظورت از اینکه درست مثل توکایی چی بود؟

عه؟‏!‏

هان؟

اووه‏،‏ نگاه کن توکا‏!‏ رستوران بوفه ناهار داره‏!‏

‏-‏‏-‏ هان؟ اووه‏،‏ نگاه کن توکا‏!‏ رستوران بوفه ناهار داره‏!‏

حیف میشه اگه اونجا غذا نخوریم‏!‏

ناهار‏،‏ هان؟ اشکالی نداره ولی‏.‏‏.‏‏.‏

خب پس‏!‏ بزن بریم‏!‏

بحث ناهاره‏.‏‏.‏‏.‏ و این واکنش‌ـشه؟

معمولاً‏،‏ این موضوع کافیه تا فوراً سرحالش بیاره‏.‏‏.‏‏.‏

و تا الانم‏،‏ هیچ اثری از ناتسومی نشون نداده‏.‏

چیزی حس نکردی؟

به گمونم خود توکا باشه‏.‏‏.‏‏.‏

ولی ما برای ناهار اومدیم اینجا و اون ظاهراً‏.‏‏.‏‏.‏

مشکل چیه؟

شیدو‏،‏ چیزی شده؟

آه‏،‏ نه‏.‏‏.‏‏.‏

امکان نداره‏!‏ توکا اینقدر کم میخوره؟

فکر میکنی مریضه یا دلیل دیگه‌ای داره؟

چرنده‏!‏ اون یه هیولای گرسنه‌ با ظرفیت نامحدوده‏!‏

هی‏.‏‏.‏‏.‏نمیخوری؟

بیا شروع کنیم‏.‏

د‏-‏درسته‏.‏‏.‏‏.‏شروع کنیم‏.‏

نگو که توکا‏.‏‏.‏‏.‏همون ناتسومیه؟

خدایا شکرت‏!‏

هان؟ خوردی؟

چی شده توکا؟

نمیتونه اینقدر برات کافی باشه‏.‏

خوبه‏.‏

دیروز تو تلویزیون دیدم‏.‏‏.‏‏.‏

مراقب باشید‏!‏

دخترایی که بیشتر از پسر‌ها میخورن‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ممکنه توسط دوست‌پسرشون رها بشن‏!‏

نمیخوام شیدو منو ول کنه‏.‏‏.‏‏.‏

پس‏،‏ من‏.‏‏.‏‏.‏

راستش‏،‏ من دخترایی که با خوشحالی کلی غذا میخورن رو ترجیح میدم‏.‏

هان؟واقعاً؟

میدونستم که خود توکائه‏.‏

آره‏.‏‏.‏‏.‏ولی هنوز نمیتونیم بیخیالش بشیم‏.‏

یه خورده دیگه با توکا وقت بگذرون‏،‏ ولی دیگه حداقل ساعت 3 خونه باش‏.‏

قرار بعدیت اون موقع شروع میشه‏.‏

‏"‏غذایی سرو نمیشه‏"‏

باشه‏،‏ اومدم‏!‏

بووو‏!‏

یه خورده بیشتر مراقب باش شیدو کون‏!‏

شـ‏-‏شرمنده‏.‏

صبرکن‏.‏‏.‏‏.‏یوشینونی‏،‏ درسته؟

سیلام‏!‏ آیدول همگی‏،‏ یوشینونم‏!‏

شرمنده یوشینو‏.‏

یوشینون حسابی شوکه‌ام کرده‏،‏‌ پس‏.‏‏.‏‏.‏

شکلات بده یا بترسون‏.‏

اگه بهم شکلات ندی‏،‏ مجبورم که بترسونمت‏.‏‏.‏‏.‏

شیدو سان‏،‏ این‏.‏‏.‏‏.‏

فکرشم نمی‌کردم با زمینه‌ی هالووین ظاهر شی‏.‏

شکلاتمون تموم شده‏.‏

امیدوارم که این پنکیک‌ها دلخورت نکنه‏.‏

اولین باره که پنکیک‏.‏‏.‏‏.‏می‌بینم‏.‏

که اینطور‏،‏ راحت باش‏.‏

دقیقاً همون واکنشی که دفعه اول به اینجا اومدی رو داشتی‏.‏

ام‏.‏‏.‏‏.‏

قبلاً چی خورده بودی؟

اون موقع‏.‏‏.‏‏.‏

برام اویاکودون درست کرده بودی‏.‏

آهان‏،‏ درسته‏،‏ درسته‏.‏

هان؟ موضوع چیه شیدو کون؟

همچین چیزی رو به یاد ندارم‏.‏

یادت نمیاد؟

نه‏.‏‏.‏‏.‏

ممکنه که‏.‏‏.‏‏.‏همون وقتی باشه که پیش اوریگامی بودم؟

آها‏،‏ درسته‏،‏ همچین اتفاقی افتاد‏.‏‏.‏‏.‏

.باید برای پس گرفتن به خونه‌ی اوریگامی حمله می‌کردم

...هل؟ ولی

More Farsi Persian subtitles for Date A Live

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left