The first 200 lines.
.دنیا از اتم ساخته نشده
.بلکه از داستانها ساخته شده
ت
تـ
تـر
تـرج
تـرجـ
تـرجـم
تـرجـمـ
تـرجـمـه
تـرجـمـه
تـرجـمـه و
تـرجـمـه و
تـرجـمـه و ز
تـرجـمـه و زی
تـرجـمـه و زیـ
تـرجـمـه و زیـر
تـرجـمـه و زیـرن
تـرجـمـه و زیـرنـ
تـرجـمـه و زیـرنـو
تـرجـمـه و زیـرنـوی
تـرجـمـه و زیـرنـویـ
تـرجـمـه و زیـرنـویـس
تـرجـمـه و زیـرنـویـس
تـرجـمـه و زیـرنـویـس ا
تـرجـمـه و زیـرنـویـس از
تـرجـمـه و زیـرنـویـس از
تـرجـمـه و زیـرنـویـس از
تـرجـمـه و زیـرنـویـس از م
تـرجـمـه و زیـرنـویـس از مـ
تـرجـمـه و زیـرنـویـس از مــ
تـرجـمـه و زیـرنـویـس از مــم
تـرجـمـه و زیـرنـویـس از مــمـ
تـرجـمـه و زیـرنـویـس از مــمــ
تـرجـمـه و زیـرنـویـس از مــمــد
تـرجـمـه و زیـرنـویـس از مــمــد
تـرجـمـه و زیـرنـویـس از مــمــد ن
تـرجـمـه و زیـرنـویـس از مــمــد نـ
تـرجـمـه و زیـرنـویـس از مــمــد نــ
تـرجـمـه و زیـرنـویـس از مــمــد نــو
تـرجـمـه و زیـرنـویـس از مــمــد نــوب
تـرجـمـه و زیـرنـویـس از مــمــد نــوبـ
تـرجـمـه و زیـرنـویـس از مــمــد نــوبــ
تـرجـمـه و زیـرنـویـس از مــمــد نــوبـــ
تـرجـمـه و زیـرنـویـس از مــمــد نــوبـــر
تـرجـمـه و زیـرنـویـس از مــمــد نــوبـــری
شـورش در تـیـمارسـتـانِ کِـرکـزدِیـل
.سلام، فرزندم
!دوربینت رو جا گذاشتی
!بخورش، چندش
.چندش
.این یکی جدید بود
زندگی چیست بهجز یک داستان؟
یک رشته داستانی در پردهای
.که همه ما را بههم پیوند میدهد
،و همانند تمام داستانها
،طولِ قصه دلیل جذابیت و احساسی بودنش نیست
.بلکه کیفیتِ محتوای درونش است
،از شما دوستان تقاضا دارم ،که حتی زمانی که در حال سوگواری هستیم
بیایید بهعنوانِ گرامیداشتِ .داستانِ این مرد جوان جشن بگیریم
بیایید تسلی خاطر داشته باشیم ،آرامش ابدی پایانِ کار ما نیست
،که مرگ ما را از بین نخواهد برد
بلکه در صفحاتِ زندگی، ما ادامه خواهیم داد
!و ما نخواهیم مُرد
.و حالا قرائتی از قرنتیان
.ممنون که تشریف آوردید
.لطفاً آروم برونید
.تسلیت میگم
.ممنون که تشریف آوردید
.جات بودم اینکارو نمیکردم
،این دنیا، این شغل
.بهاندازهای که فکر میکنی تر و تمیز نیست
.این تابوت... خیلی کوچیکه
.بله خیلی غمانگیزه
،مونتگومری دارک هستم، مسئول کفن و دفن
.خدمتکار قراردادیِ آخرت
دارک. جدی؟
.اسم خونوادگیمونه
.اوه، من سم هستم
.سم
.تسلیت میگم
رابطه نزدیکی با بچه داشتید؟
.اوه، نه. ببخشید. تابلوی جلوی درتون رو دیدم
تابلو؟
«.آره، «نیاز به کارگر
هنوز هم نیازمند کارگرید؟
.بله
.همیشه
.خواهش میکنم
تجربهای در هنرهای مردهشویخانه دارید؟
.نه، ولی سریع یاد میگیرم
.خیلیا شاید فک کنن کار دشواریه
.من مثه خیلیا نیستم
.خواهیم دید
.لطفاً بنشینید
.عجب کلکسیون خفنی از کتاب داری
...متأسفانه این فقط بخش کوچکی هست
آرشیوی از وضعیتهای مختلفی که مشتریها .هنگام عبور از هالهای مقدسمون قرار داشتند
پس اینا همهش داستانهایی در مورد چگونگی مُردن آدماست؟
.نه فقط چگونگیاش عزیزم، بلکه چرا
.خیلی باحاله
بله، هست، مگه نه؟
.یکیش رو برام تعریف کن
چیو تعریف کنم؟ - یه داستان -
.یه چیزی که... تاریک و عجیبوغریب باشه
.یه چیز خفن
.شاید بهتر باشه روی کسب و کارمون تمرکز کنیم
.خیلی کار برای انجام داریم
،اه بیخیال مونتی، اگه قراره اینجا کار کنم
.باید بدونم دارم وارد چه قضیهای میشم
.شما هنوز استخدام نشدی خانم جوان
.آره، آخه یه لیست بلند بالا از متقاضیان جلوته
یه چیز تاریک و عجیبغریب و «خفن»، هان؟
.خب، بذار ببینیم این یکی چطور جذبت میکنه
.دستشویی پره
.فقط امیدوارم که نمیخوای از دست من قایم بشی
.فکرشم نمیکنم
.باشه
دَه دقیقه دیگه توی ایوان بیا پیشم؟
ببین، فقط میخواستم بگم که وقتی ،اونجا داشتم باهات حرف میزدم
،یه ارتباطی رو حس کردم .و فکر میکنم تو هم حسش کردی
دارم چرت و پرت میگم؟
.آره چرت میگم. توی ایوون میبینمت
.خیلی خب
.خیلی خب
.لعنتی
میشه یکی کمکم کنه؟
!کمکم کنید، لطفاً
.بد نبود
.البته انتظار یه چیز بزرگتر داشتم
،شاید یه مجازاتِ جالب یا یه پیچش داستانی ...ولی
.بازم باحال بود
باحال؟
.خب، داستانهای بیشتری دارم
.خیلی، خیلی بیشتر
.فقط... داشتم گرم میکردم
.بیا
.اینجارو امضا کن، حرف اولِ اسمت اینجا و اینجا
یهکم غیرمحتمله، اینطور فکر نمیکنی؟
یه اختاپوس توی قفسه دارو؟
.اختاپوس نبود
و
،درستیِ داستان نیست که من رو نگران میکنه .بلکه پیامی که داره
...و پیامش اینه که
تو جایی که بهت مربوط نیست سرک نکش؟
.به سادهترین تعبیر، بله
،ولی در سطحی عمیقتر
.در مورد تعادلِ جهانی همهچیزه
تعادل جهانی؟
...اینم از این .خوب و عالی
شروع کنیم؟
.سرسرا، که در فرانسوی به معنی شومینه هست
این غولها کیان؟
غول؟
،اینها مسئولان کفن و دفن هستند عزیز
.که بعضی از آنها در همین خانه کار میکردند
.بدون شک گروه برجستهای بودند
.آره، خیلی برجستهان
.بیا. چیزهای زیادی رو باید ببینیم
.البته که اتاق پذیرایی رو دیدی
.خیلی ابتدایی و سادهست
،عذاداران اینجا مینشینند
.و این بالا هم جایگاه نقال میباشد
تو چند سالته؟
خندهداره مگه نه، که یک نفر که انقدر پیره .مسئول دفن و کفن مرگ فردی به این جوانی است
خب، داستان این یکی چیه؟
.ترجیح میدم این کار رو نکنی
بعضی داستانها حتی برای من هم انقدر پریشانکننده .و وحشتناکاند که دوست ندارم بازگو کنم
.پس یه داستانِ دیگه بگو
.گفتی داستانای بهتری داری
.میخوام بشنومشون
فکر میکنم که این اصطلاحِ «احتیاط شرط عقل است» رو شنیدی، نه؟
.خب، این اصطلاح از راه سختش برای این مردِ جوون عبرت شد
کارل مارکس گفت که پیشرفت اجتماعی رو .میشه از جایگاه اجتماعی جنس مؤنث سنجید
حالا خانوما، بهعنوان یه ،مرد سفیدپوستِ دگرجنسگرا
.من اولین نفرم که اقرار میکنم که ورق داره برمیگرده
مردسالاری در حال سقوطه، و دنیای دلیر جدیدی از .برابری و آزادی جنسی جاش رو خواهد گرفت
دنیایی که هم مرد و هم زن حق این رو دارند که ،هر موقع و با هر کسی که دلشون میخواد سکس داشته باشند
.تا وقتی که بهطور ایمن و با کاندوم انجامش بدن
.به همین سادگی
.شمارو توانمند کردم
.بفرمایید کاندوم
رفقا میگم که، امشب خونهی سیگ دِلت .مهمونی داریم. بهتره یه سری بزنین
خیلی خب؟
پس... اینی که در مورد مردسالاری گفتی واقعی بود؟
.نه اسکل. مردسالاری محکم سر جاشه
...ولی کارل مارکس گفت که
.تو که اصلاً نمیدونی کارل مارکس کی هست
.چرا. اتفاقاً میدونم
.میدونم کیه
جیکی، میشه بگی اینجا چیکار میکنیم؟
داریم یه خدمت خیلی مهمی رو به دانشجوهای سالاولیِ .جوون و تأثیرپذیر و آسیبپذیرِ جدید ارائه میدیم
رفقا، این وظیفهمونه که بهشون .کمک کنیم تصمیمات آگاهانه بگیرند
و اون تصمیم اینه که امشب توی .مهمونی با شما اسکلای بیعٌرضه سکس کنن
و... و چی، دخترایی که کاندومهارو برداشتن
.همونایین که میخوان بیان مهمونی
.و مهمونی یعنی سکس
کسی کاندوم میخواد؟
.کاندوم مزخرفه
!هی! خانم
No comments yet. Be the first to leave one.