The first 200 lines.
آنچه گذشت
توماس...میشه یه لحظه صبر کنی؟
تا قرار شماره دو؟
پلیس اومده در خونم
هنوز اونجان؟
آره از نیویورک اومدن
- خانم؟ ایشونن؟ - نه
کار فرانکه. اسمت رو به پلیس داده
که مضنونت کنه
یه کاراگاه زنگ زد. دنبال وس گیبینز میگرده
امروز غایب بود
باید به پلیس بگم
که تنها نیویورک رفته بودم
مضنون دستگیر شده پسر والاس ماهونی است
- چارلز ماهونی - فرانک
گفتم که. فقط میخواد بیاد خونه
آنالیس کیتینگ شما بازداشتید
!نه
مطمئنید نمیخواید منتظر وکیلتون بمونیم؟
فقط بهم بگید
...اتهام اصلی
آتش سوزی و قتل عمد
- مدرک؟ - منبع ناشناس
اطلاعاتی ارائه دادند که شما رو متهم میکنه
حالا وکیلت رو میخوای؟
تلفنت رو گم کردی؟
آخرین بار تو کتابخونه بود
باید با دوست دخترتون در تماس بوده باشید
مگی ترورز
راستش ما بهم زدیم
راستش موکل من همین که شنید دنبالشید
با شما تماس گرفت
حالا هم دوباره اظهاراتش رو درباره ی تیراندازی گفت
حالا میشه بریم؟
این مرد رو
هنگام تیر اندازی ندیدی؟
چند روزه اون مرد رو تو بازداشت نگه داشتید
مشحصا به اندازه ی کافی مدرک علیهش دارید
- وس؟ - ...درباره اش حرف
...دیدمش
اونطرف خیابون جلوی ورودی وایساده بود
یادم میاد چون میخواستم از اون آدرس بپرسم
...ولی ناراحت به نظر میرسید پس از خیابون رد شدم
بعدش هم میدونید که چی شد
زیرنویس توسط hura, rahil.jensen
تو دیوونه ای
پس موافقی که حق اینو دارم از دستت عصبانی باشم؟
- ...من هیچ چیزی - دروغ گفتی. چرا؟
اگه چارلز موکلت بود
قبل دادگاه اون اسلحه رو گم و گور میکردی
اثرانگشتش روشه
کی به پدرش شلیک میکنه و اسلحه رو نگه میداره؟
از کجا میدونی چارلز عذر و بهونه هنگام جرم نداره؟
که این تنها راه گرفتن مچت واسه دروغ گفتنت نبوده
بگو
عیب نداره
- آره؟ - آره به ایو زنگ زدم
پلیس نیویورک فقط به چارلز علاقه مند شده
سرتیتر خوبی براشونه
از فرانک خبری شنیدی؟
نه
شاید شانس آورده باشیم و خودش رو کشته باشه
بیا. موکلمون منتظره
نتونستن بفهمن مشکل من چی بوده
بالاخره خون ام رو آزمایش کردند
و فهمیدن با ضدیخ مسموم شدم
به کسایی که این کار رو باهات کردند چی داری بگی؟
روحم رو جستجو کردم
ولی راهی واسه درک این وجود نداره
چجور بچه ای سعی میکنه مادر خودش رو بکشه؟
کل اون مصاحبه یه اجرای اسکار بود
آقای دووال
احتمالا حتی مریض هم نیست
جرد در این مورد طرف من رو بگیر
خانم خوبی نیست
برامون مهم نیست
ازینجا به بعد
تنها احساسی که به مادرتون دارید
عشق و ارادته
دادستان مارو مجبور کرد
تا استشهادنامه رو تا قبل دادگاه نگه دارم
بهانه شون اینه که "ادیت" میتونه هرلحظه بمیره
پس این به نفع ماست که
...پرونده رو توی جلسه ی پیش از دادگاه بیرون بکشیم
با توجه به مدارک کار آسونی نیست
راسته که تو و خواهر برادرت
پیام هایی رو درباره ی کشتن مادرتون رد و بدل کردید؟
داشتیم شوخی میکردم
پس ادعا دارید که پیام
"بیا سرش رو ببریم و تو آرامپز با فلفل قرمز بپزیم"
شوخی بوده؟
اگه میدونستی مامان چقدر فلفل قرمز دوست داره
میفهمیدی که چقدر خنده داره
ادیت در تمامی استشهاد ها حضور داره
این شگرد دادستانه
تا موکل مارو تحریک کنه
تا یه چیزی جلو دوربین بگه
با توجه به کسایی که باهاشون طرفیم کاملا امکان پذیره
پس یه بار تو هفته شام خانوادگی تو رستوران میخوردید
درسته؟
حتی اگه یک بار نمیرفتیم
پدرمون رو در میاورد
جرد این نمونه از سوالیه که
ممکنه بخوای فقط با آره و یا نه جوابش بدی
ببخشید الان وسط مراحل آماده کردن هستم
و منم دارم سعی میکنم مطمئن شم موکلمون درک میکنه
که پاسخ هر کدوم این ها چه بهایی داره
- آره درک میکنم - عالیه
ولی میخوام به تک تکتون هشدار بدم
که مامان یه کنترل کننده ی نابغه اس
هر ضعفی جلوش نشون بدید
به نفع خودش ازش استفاده میکنه
کلید شکست دادنش
اینه که مطمئن بشید خواهر و برادرها تو یه جبهه با هم متحد میشن
امکان داره کار یکی از برادرات باشه؟
نه نلسون و جرد هردوتاشون مامانم رو از ضمیم قلب دوست دارن
- و تو؟ - البته
واقعا؟ حتی اگه اسم حیوون خونگی که برات داشت
"کارن بزرگ و مهم" بوده؟
باید درباره ی جزئیات
محبتشون به مادرشون حرف بزنن
کاملا بالغ شده بودم
و بهم اجازه نمیداد سوتین بپوشم
درعوض واسم اسم مستعار میذاشت
"نلسون نصفه" چون میگفت آیکیو من زیر حد متوسطه
"جرد تشنجی" چون یبار موقع خودارضایی مچم رو گرفت
این زنی است که کل خاطرات من رو
جلوی تمام کارکنان توی یه جلسه خوند
اگه بوی خون حس کنه میره سراغش
پس تو میخواستی بمیره؟
بگو کار کی بوده خودم براش یه نوشیدنی میخرم
هیچکدومتون جو کیتینگی رو اینجا نگرفتید؟
راجب چی حرف میزنی؟
یه کنترل کننده ی سادیستی و قدرت طلب
که تو صورت بچه هاش دروغ میگه و به طور شفاهی ازشون سو استفاده میکنه
الان اعتراف کردی که میخوای آنالیس رو مسموم کنی؟
- چی...نه - این چیزیه که من شنیدم گفتی
- آره منم همین طور - منم همون طور
چه بدبختی هستی
هروقت کلمه ی "مامان" رو میگی
به ناله و ناسپاسی تبدیل میشه
این تخلفه که جلو دوربین ببرمشون
پس چی؟ کاری برای به تعویق انداختنش انجام میدیم؟
نه ما به تعقیب یه مضنون جدید میپردازیم
و اونا هم استشهاد رو به طور کامل کنسل میکنن
اول دنبال کارکنان ناراضی رستوران بگردید
وایسا...اگه استشهادی نباشه پس صندلی اولی هم در کار نیست
چیه؟ نکنه واسه انجام شغلت جایزه میخوای؟
فقط شروع کردیم واسه امتحانات میان ترم درس میخونیم
باشه. هرکی برام یه مضنون خوب گیر بیاره
از میانترم من میگیره "A" به طور خودکار یه
الان خوشحالید؟
بیا...اگه تقسیم بندی کنیم
میتونیم تک تک کارمند ها رو بررسی کنیم
چطور میتونیم یه رو تقسیم کنیم "A"?
قرعه کشی میکنیم
آهان! عمرا بزارم یه قرعه
معدل منو تعیین کنه
هرکی به فکر خودشه
میرم با اون کمک پیشخدمت حرف بزنم
میخوای برونی؟ منم میخوام با یه سری حرف بزنم
خوبه
واقعا میخوان فرانک رو بکشن درسته؟
تا زمانی که یه بار هم که شده مارو از این قضیه کنار گذاشتن حله
شاید باید قبل اینکه بفهمن بهشون بگیم
من نگران اونا نیستم
نگران آنالیسم
همچین حرفی رو نزن
هنوز از من متنفره
آره ولی الان نمیخوام
که درباره ی آنالیس فکر کنیم
یا درباره ی این حقیقت که امروز صبح به پلیس دروغ گفتی؟
دقیقا
حواسم رو پرت کن
شاید لورل باید به باباش زنگ بزنه
یبار پیداش کرده شاید دوباره بتونه
یا شاید باید بهش زنگ بزنی
بگی که من اینجام تا با آغوش باز بپذیرمت
اگه قراره با یکیمون تماس برقرار کنه
اون شخص من نیستم
چرا که نه؟
چیزایی گفتم که خوب نگرفت
مثلا؟
که لیاقت تورو نداره
واقعا میخوای وایسی تا خودش رو نشون بده؟
وقتی الکل میخورم بهتر فکر میکنم
شش صبحه
فقط یک بار تو این هفته بودی
یه راننده کامیون به پلیس زنگ زده گفته من خوابم برده
نیکو و گریس تو ماشین با من بودن
از خونه ی مادربزرگ برشون داشته بودم
...خونه ی مادربزرگ بعد کار
منظورم ساعت تخفیف نوشیدنی بعد کاره
ظاهرا
زدم کنار جاده
وقتی ماشین در حال حرکت بوده خوابم برده بود
نیکو دویده بوده تو خیابون تا کمک بیاره
شوهرم رائول فردا درخواست حضانت کرد
امیدوارم مرتیکه عوضی رو طلاقش داده باشی
از دست اون عصبانی نیستم
No comments yet. Be the first to leave one.