Shetland

Shetland

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Shetland S04E06 720p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-ACS
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 6 Shetland زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-21
Downloads: 18
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

توماس مالون، در سال ۱۹۹۴ به جرم قتل لیزی کیلمویر محکوم شد

درو مک‌کال زنگ زد. دخترش ظاهراً گُم شده

دخترم... دختر کوچولوم

اونا یه تیم تحقیق بزرگ فرستادن

فردا صبح زود میرسن

اگه بفهمم به هر شکلی تو این جرم‌های جدید دست داشتی،

برای قتل لیزی کیلمویر برای بار دوم محاکمه میشی

به توماس گفتم دیگه نمی‌خوام ببینمش و باید فقط

ولمون کنه. خب، اون گوش نمیده

چون همین الان از مدرسه دنبالم اومد خونه!

فقط گُم شو!

DNA کوین با DNA که رو شال لیزی پیدا کردیم تطابق نداره

پدر واقعی آلن کیه؟

این یه فیلم ۸ میلی‌متریه. ممکنه پدر بیولوژیکی من توش باشه

سالی مک‌کال رو کُشتی؟ آخرین باری که دیدمش،

داشت با یه مرد مسن‌تر تو جشنواره بحث می‌کرد

چرا قبلاً نگفتی با سالی حرف زدی؟

یادم رفت. یادت رفت؟!

یادت رفت با زنی حرف زدی که همون شب کشته شد؟!

جداً فکر نمی‌کنی من باهاش کاری داشتم، درسته؟

کارآگاه پرز. زود بیدار شدی

چه کمکی از دستم برمیاد؟

هنوز نتونستم پدر آلن رو پیدا کنم

اما اینو می‌دونی، نه؟

بیا، می‌خوام یه چیزی نشونت بدم

این رو می‌شناسی؟

یه فیلم قدیمیه‌ که آلن پیدا کرده

یه مهمونی تولد برای کوین تو ساحله

کمی قبل از مرگ لیزی

اوه خدای من، خودشه پس

کجا پیداش کرد؟

تو زیرزمین

من اون دوربین قدیمی رو کلاً فراموش کرده بودم

خب، اینو کی گرفته؟ فکر می‌کنم کوین

اون عاشق فیلم‌برداری بود

چون امیدوار بودم این شاید کمکت کنه چیزی رو به یاد بیاری

این مردها اینجا، می‌تونی اسم هیچکدومشون رو بگی؟

نه واقعاً

همکارهای کوین بودن

پدر آلن چی؟ اون تو این مهمونی بود؟ نه

اون تا اون موقع رفته بود

چیزی شده؟

همه خاطراتم از اون زمان شاد نبودن

فکر کنم اینو خودت می‌دونی

دانکن و لیزی به نظر خیلی بهم نزدیک میان، نه؟

هیچکدومشون رو اونقدر خوب نمی‌شناختم که بتونم بگم

با این حال تو مهمونی تو بودن؟

مهمونی کوین

مردم همینجوری می‌اومدن و شروع می‌کردن به نوشیدن

دانکن هم یکی دیگه از رفقای دائم‌الخمرش بود

پرز کجاست؟

می‌تونم بهش زنگ بزنم. لارس بلایمن یه مرد دیگه رو شناسایی کرده که با

سالی تو جشنواره موسیقی دیده شده - یه دانکن هانتر؟

آره، درسته

خب، چیزی در موردش می‌دونی؟ داریم راجع به کی حرف می‌زنیم؟

اون یه تاجر محلیه

سابقه کیفری نداره؟ نه

اون شوهر اول همسر مرحوم کارآگاه پرز بود

پدرِ دختر ناتنی‌اش

باشه. خب، ما هنوز باید باهاش مصاحبه کنیم

حتی اگه فقط برای این باشه که حذفش کنیم

و منظورم الانه!

یه فنجون می‌خوای؟ نه، ممنون

مثل عزرائیل شدی، جیمی. همه چی روبراهه؟

آهان! خب، اگه فکر می‌کنی می‌خوای اینو برای کریسمس برام بگیری،

همون بطری گلن‌فیدیک همیشگی خوبه

داری به من میگی که اینو نمی‌شناسی؟

نه

این شال توئه

حداقل بود. اون وقتا

اینو همون شالیه که برای خفه کردن لیزی کیلمویر استفاده شد

من یه شال شبیه اون داشتم. نه

تو همون شال رو داشتی

توی جیبت تو مهمونی ساحلی بود

باشه، من اون شال رو داشتم

میدونی چطور سر از

دور گردن یه دختر مُرده درآورد؟

حتماً من بهش دادم

تو اون مهمونی، یا

شاید گم کردمش و، و اون پیداش کرد

یا توماس مالون. یا یه نفر دیگه

چرا اون موقع به پلیس نگفتی؟

نمیدونم...

شاید حتی متوجه نشدم گُم شده

این سال‌ها پیش بود، جیمی

باید راجع به خودت و لیزی کیلمویر به من بگی

چیزی برای گفتن نیست

مطمئنی؟

چون دوربین تمام روز واقعاً ازش جدا نشد

و بعد یه دست از پشت دوربین میاد بیرون

و یه تار مو رو از روی صورتش کنار میزنه

و می‌تونی آستین روی ژاکت فیلمبردار رو ببینی

و اون ژاکت توئه

خب که چی؟ من یه کم فیلمبرداری کردم

یه شوخی بود، یه مهمونی بود. می‌تونی از یه زاویه دیگه هم بهش نگاه کنی

مثلاً کاریه که اگه با کسی تو رابطه باشی انجام میدی

یا دوست داری باهاش تو رابطه باشی

می‌تونی اینجوری نگاه کنی، اما اشتباه می‌کنی. اشتباه می‌کنم؟

پس دانا کافی بود، درسته؟

دانا هم؟

خب، داری پیش خانم‌ها بیشتر از لیاقتم بهم بها می‌دی.

از کجا می‌فهمی؟

از قیافه‌اش وقتی داشت به رقصیدنت با لیزی نگاه می‌کرد.

و اینکه انقدر به هم ریختی.

سر اینکه کسی داره به آلن نزدیک می‌شه.

به خاطر اینه که برادر ناتنیش نیست؟ نیست؟

م-من...

من فقط نگران امنیت کسی‌ام، مثل خودت.

کسی در امانه.

اما در مورد تو، خیلی مطمئن نیستم.

جیمی، فکر می‌کنم زیادی داری بزرگش می‌کنی. یعنی...

اینطور نیست که تنها شال از این مدل بوده باشه، هست؟

یه مورد خاص نبود. ممکنه حتی همون شال هم نبوده باشه.

پس حاضری یه نمونه DNA بهم بدی، درسته؟

ولش کن، لطفاً.

نمیتونم این کارو بکنم، دانکن.

نمیتونم این کارو بکنم.

اون نمونه رو امروز لازم دارم.

و اگه معلوم بشه که DNA تو روی اون شال بوده...

پدر آلن بودن ممکنه کمترین نگرانیت باشه.

حتی اگه شالش هم باشه، به این معنی نیست که لیزی رو کشته.

نه، اما اون به هر دو قربانی مرتبطه.

همونقدر که شواهد علیه توماس مالون هست، علیه اون هم هست.

و برای شبی که سالی مرده، آلیبی نداره؟

نه. دیر برگشت. مری خواب بود.

داریم راجع به دانکن حرف میزنیم.

می‌دونم، و اگه هر کس دیگه‌ای بود، تو اولین نفر بودی که می‌گفتی...

که نمیتونیم استثنا قائل بشیم، و حق با تو بود.

خدایا، رونا، فکر می‌کنی من می‌خوام که این اتفاق بیفته؟

باید این اطلاعاتو زودتر با من در میون می‌ذاشتی. الان دارم در میون می‌ذارم.

اگه DNA اون روی اون شال پیدا بشه، اون مظنون اصلیته.

یه انگیزه می‌خوام.

به اون هم می‌رسیم. DNA برای محکوم کردنش کافیه.

نه، کافی نیست. شال خودشه، پس DNA اون قبلاً اونجا بوده.

باشه! خب، اگه توماس مالون نبود و دانکن هانتر هم نبود...

فکر می‌کنی کی بود؟

من فقط می‌خوام قبل از اینکه شروع کنم به متهم کردن مردم، مطمئن بشم.

بله، البته، مخصوصاً اینجا...

که همه همدیگه رو می‌شناسن. منظورت چیه؟

ممکنه باورت سخت باشه که اون توانایی انجام همچین کاری رو داره...

مثل این، اما حدس بزن چی - خانواده هر قاتلی همین حس رو داره.

بیا فقط صبر کنیم و ببینیم نتایج DNA چی بهمون میگه، باشه؟

آره، آره.

اینا رو کی گذاشته اینجا؟

مدت‌هاست اینجا نبودم.

اون؟ مالون؟

نمیدونم. کارت یا چیزی روش هست؟

نه. اون هنوز بهش وسواس داره.

باشه. ممنون.

مطابقت داره.

DNA دانکنه روی شال.

اون پدر آلن کیلیکه.

باشه.

متفاوت باهاش برخورد نمی‌کنیم.

اون فقط یه مظنون دیگه است.

بهش بگو اگه ذره‌ای تعلل یا کوتاهی کنه...

من دیگه کوتاه نمیام. باشه؟

ممنون.

بعداً می‌بینمت.

دانکن هانتر، شما بازداشت می‌شید...

به ظن منطقی اینکه مرتکب جرمی شده‌اید.

باید به کسی بگم.

تمام روز داشتم تلاش می‌کردم باهاش تماس بگیرم.

متاسفم، الان باید با ما بیای.

فقط یه تماس. همین رو می‌خوام.

وقت زیادی داشتی که بهش بگی.

میتونی یه ذره بیشتر صبر کنی.

چه خبره؟ جیمی؟

بعداً بهت زنگ می‌زنم.

باید بدونم چی داره اتفاق میفته.

خوبی؟

آره، خوبم.

فکر می‌کنم من و کاراگاه جکسون باید این بازجویی رو انجام بدیم.

نه، لازم نیست. چرا، هست. این قضیه برای تو شخصیه.

اینجا شتلنده، پس همیشه شخصیه.

اگه این قضیه به جایی برسه، وکیل‌هاش میگن تو داشتی...

تضاد منافع. خودت می‌دونی.

من می‌دونم دنبال چی هستم. به من نگو که هیچ تنشی نیست...

بین شما دو نفر. حتماً هست. تو از کجا می‌دونی؟

با من مشکلی داری؟

یا کلاً با اینکه بهت بگن چی کار کنی مشکل داری؟ نه، نه، فقط با توئه.

تو دادستان هستی. تصمیم با توئه.

بازرس پرز مسئولیتش رو به عهده داره.

تو حضور داشته باش. من پرونده رو پیش می‌برم.

می‌خواهیم راجع به دونا کیلیک باهاتون صحبت کنیم.

رابطه‌ات باهاش چقدر طول کشید؟

حدود شش ماه.

اون موقع ازدواج کرده بودی؟ خودت می‌دونی که کرده بودم.

این چه ربطی به لیزی کیلمویر داره؟

فقط به سوال جواب بده، آقای هانتر.

بله، ازدواج کرده بودم.

کی به اون رابطه پایان داد؟

دوطرفه بود.

چون حامله شد؟ بله.

همون موقع بود که با لیزی کیلمویر رابطه برقرار کردی؟ نه.

کی با لیزی کیلمویر رابطه برقرار کردی؟ من نکردم.

لیزی از رابطه پنهانی تو با دونا خبر داشت؟

هیچکس خبر نداشت. اگه داشت...

فکر می‌کنی چه حسی پیدا می‌کرد؟

با این حرفا به کجا می‌خوای برسی؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left