The first 200 lines.
قسمت 19 سريال آرانگ و دادرس
! دادرس
داريد دنبال آرانگ مي کرديد ، درسته؟
ديديدش ؟ - من اونو توي جنگل ديدم ؟-
هرچقدر که صداش زدم اصلا جوابم .رو نداد به همين خاطر دنبالش رفتم
بعد از اينکه دنبالش رفتي چي شد؟
يه غار اونجا بودم ، دقيقا احساس عجيب و غريبي رو که از اون خونه مخروبه احساس کرده بودم رو . دوباره اونجا تجربه کردم
غار ؟
. بله
اون غار کجاست ؟
. از اين طرف
. از اين طرف
. من بيشتر از اين نمي تونم برم
. واقعا سخت تلاش کردي
. اون اينجاست
. خوش اومدي
فکراتو جمع و جور کردي ؟
.... من هرگز
کسي رو مجبور نمي کنم ، حالا . هر کسي مي خواد که باشه
، اگه من بدنم رو به تو بدم
... مادر دادرس
. بهم قول بده که اونو به دادرس بر مي گردوني
. البته
اين وعده ي اصلي من نبوده ؟
. ازت يه چيز ديگه هم مي خوام
... تو ... اگه به بدن من وارد شدي
... من ديگه
... نمي تونم
دادرس رو هيچ وقت ملاقات کنم ؟
. ديگه نمي توني دادرس رو ببيني
افسوسش رو نمي خوري ؟
. درسته
. قدرت عشق واقعا بزرگه
کي مي تونست حتي فکرشم بکنه که من يه روزي بتونم از عشق بهره مند بشم ... ؟
. خوبه
. حالا ، بدنت رو به من بده
. فهميدم
بايد چيکار بکنم ؟
... چشمات رو ببند ، و قلب رو خالي کن
. فقط به چيزي که، مي خواي فکر کن
! بانوي من
! نبايد حرفهاي اين زن رو باور کني
! ارباب جوان
. اينکارو نکن
. نبايد بدنت رو به اون بدي
، حتي اگرم بدنت رو به اون بدي
. هيچ راهي وجود نداره که مادر دادرس نجات پيدا کنه
! تو ، حرومزاده
داري چيکار مي کني ؟
. حرفاي اين بچه رو باور نکن
. اين بچه داره دروغ مي گه
واقعا دلت مي خواد حرفهاي اين بچه رو باور کني ، هان ؟
يا مي خواي انتخاب خودت رو باور کني ؟
، بنابراين
اگه تصميم داري حرفهاي اين ... بچه رو باور کني
... همين الان از خواب بيدارش مي کنم
. همراهش برو
، اما
انتخاب دومت، يعني نجات دادن مادر . دادرس هرگز عملي نمي شه
. از حرفات اطاعت مي کنم
! آرانگ
. آرانگ ! آرانگ
! آرانگ
! آرانگ
... تو
... از شرت خلاص مي شم
. و منم خواهم مرد
... هي اينجا
... ارباب جوان
! آرانگ
. بهوش بيا
! آرانگ
! آرانگ
... دادرس
... تو ... واقعا چرا کاري مي کني که آدمو ديوونه کني ؟
فکر مي کني انجام دادن اين کار اونم با اين روش براي من خوبه ؟
. قبلا بهت گفتم که نيست . نيست
... من
... فقط به خاطر تو
... تنها کاري که مي تونستم برات بکنم
. فقط همينکار بود
. من ... بهرحال ناپديد مي شم
... هرگز هم نمي تونم دوباره ببينمت
... تو ... به مادرت احتياج داري
... از دستت بدم
... و مادرم رو پيدا کنم
فکر مي کني اينطوري خوشحال مي شم ؟
نيازي نيست هيچکاري بکني .بهت گفته بودم همه کارا رو من مي کنم
... خودم مادرم رو پيدا مي کنم
. و تو رو به بهشت مي فرستم
. بزار اينکارو بکنم
. آرانگ ، به من اعتماد کن
. منم ... نمي خوام برم
. نمي خوام بزارم تو بري
... ترک کردن تو
. نمي خوام از اينجا برم
. متاسفم
، مو يئونگ
مي خواي مو يئون رو نجات بدي ؟
يا دلت مي خواد از شرش خلاص بشي ؟
، فرمانرواي بزرگ ... البته ، من مي خوام
حقيقت اينکه تو امروز روي مو يئون اون چاقو رو بلند کردي که بزنيش
. فکر مي کنم همش بازي بود که بتوني نجاتش بدي
هدف تو نجات مو يئون
با نابود کردنش نبوده ؟
فقط مي خواستي که به همه ضجرها .و دردهاي اون پايان بدي ، درسته
هر دو شما نتونستيد به مو يئون چاقو بزنيد
... اما تلاش کرديد که بهش ضربه بزنيد
احساسات انساني واقعا احساساتي هستن !که شما نمي تونيد به هيچ وجه جلوش رو بگيريد
اين چيزه اه که مو يئونگ که حالا به . عنوان فرشته مرگه نبايد احساس کنه
... واقعا سخت و دشواره
. سرنوشت انسان ها و علاقه بينشون
. سخته ، واقعا سخته
.اگه سخته به همين خاطره که من اينجام
اما بعدش ، ميخواي با مو يئونگ چيکار کني؟
... هي اينجا
! نيا
. تميزش کن
.:.:bahar_1390:ترجمه و زيرنويس : شهــــــره:.:.
. حرومزاده ي احمق
چرا هيچ چيزي رو نمي دونستي ؟
. حرومزاده ي احمق
... بانو ، قلبت
مشکلي نداره که درخواست منو قبول کنه؟
. طوري تظاهر مي کنم که چيزي نشنيدم
. ديگه ميرم
اينا به خاطر اينه که من با دختر دادرس قبلي نامزد کرده بودم ؟
فکر کردم که با صداقت همه چيز . رو قبلا بهت گفته بودم
. حرومزاده ي احمق
. حرومزاده ي احمق
باد ، لطفا وقتي که داري عبور مي کني بهش بگو??
? که در من در کنارشم ?
? ابرها ، خواهش مي کنم هنگام باران بهش بگيد ?
? که من دقيقا در کنارشم ?
? زمان ، حتي اگه سرنوشت چشماش رو بپوشونه ?
? خواهش مي کنم از عشقمون محافظت کنيد?
? که در قلبش ريشه دونده ?
? من فقط به تو نگاه مي کنم ?
?من فقط به تو نگاه مي کنم که عاشقتم ?
?هر چقدر که به تو نگاه مي کنم بيشتر عاشقت مي شم ، زيباي من ?
? من از عمق ريه هام اسم تو رو صدا مي زنم ?
? قلبم وقتي اسمت رو صدا مي زنه از جاش کنده ميشه ?
? من فقط اسم تو رو به زبون ميارم ?
? تصوير تو رو با اشکهام مي کشم ?
? من تو رو توي قلب براي هميشه تصوير ميکنم?
? حتي اگرم آخر دنيا باشي ?
? تو کسي هستي که من نمي تونم فراموشش کنم ?
? حتي اگرم هزاران بار گريه کنم ?
? تو عشقي هستي که من مي خوامش ?
.کيم ايون اوه ، هدف تو و هدف من با هم فرقي ندارن
چند بار ديگه بايد بهت بگم ؟
. نه ، با هم فرق دارن
. هدف تو فقط نابود کردن اون هيولا هست
نابود کردن مو يئون تنها راهي هست . که ميشه مادرت رو نجات داد
صرف نظر از اينکه راه ما واقعا چي هست
. حتي تصور نکن که بخواي از آرانگ استفاده کني
! کيم ايون اوه
! خوبه
بزار بگيم که راهي که تو ميگي رو . انتخاب مي کنيم
اگه خواهرت رو از جسم مادر من ، بيرون کنيم
مي تونيم زندگي مادرم رو نجات بديم ،درسته؟
دارم ازت مي پرسم اگه اون شيطان رو از جسم مادرم بيرون کنيم ، ميتونيم نجاتش بديم؟
. مادرت ... نمي تونيم نجاتش بديم
چي ؟
نمي تونيم نجاتش بديم ؟
... بنابراين
مهم نيست که چيکار بکنم ، داري ميگي که هيچ راهي نيست که بشه نجاتش داد؟
! مو يئونگ ! مو يئونگ
... حالا ديگه وقت زيادي قبل از رفتنم نمونده . لي سو ريم
. هي ، دختر خانم لباس بلند
. ممنونم
تو هم اينو مي دوني ، درسته ؟
.که من فرمانرواي بزرگ رو ديدم و دوباره برگشتم
دونستن اينکه زندگي ات رو براي کسي که ... واقعا دوست داشتي چجوري به خطر انداختي
حالا مي تونم بفهمم که اون شجاعت . ديوونه وار رو از کجا آورده بودم
وقتي که به عنوان يه انسان دوباره برگشتم زندگي خيلي سخت و درد آور بود ، اما
اين واقعا آرامش بخشه که تو مثل يک ، بچه پاک و صادق بودي
تو ... يه بچه قوي و شجاع بودي . به همين خاطر ازت ممنونم
از اينکه هر روز چيزهاي بيشتري راجع به . حقيقت فهميدم ، اصلا افسوس نمي خورم
. لي سو ريم ، دوستت دارم
. ارباب جوان
حالت خوبه ؟
. ارباب جوان
.اينجا يه حرومزاده احمق وجود داره
اين حرومزاده حتي ارزش اين رو هم نداره ... که اين بانو بهش يه نگاه بندازه
. اما جرات کرد که دوسش داشته باشه
... اين حرومزاده
. اين حرومزاده احمق
.اون توي تاريکي زندگي مي کرد و چيزي نمي دونست
، اما بعدش
... به خاطر نجات دادن اون حرومزاده
. اين بانو جونش خودش رو از دست داد
کسي که کاري رو انجام داد که يه ... انسان واقعي نبايد انجام بده
... اين حرومزاده
.بانو چنين آدمي رو نجات داد
. اون بدنش رو براي نجات من فدا کرد
... اون
... دوباره به زندگي برگشت
... اين حرومزاده
. حتي نتونست صورتش رو به خاطر بياره
No comments yet. Be the first to leave one.