The first 161 lines.
باید یه اطلاعاتی بهم بدی - یه زنی هست -
که رهبرشونه
...آنچه گذشت
خدای من. موفق شدین
توی جنگل همدیگه رو پیدا کردیم
نمیدونستیم زندهاین
بهم گفت تعدادشون خیلی بیشتر از ...چیزیه که فکرش رو میکردیم
تقریبا دوبرابر نیروهامون هستن
راجع به این یکی درست میگفتی
الان جزو خانوادمونه
.باید راه بیوفتیم کانی اون بیرونه و زندهست
!نه
!ببین! ببین
.ببخشید. ببخشید ...من فقط
نه. ممکنه اونجا یه خونه باشه
میتونیم مخفی بشیم
باید از اینجا دور بشیم
برو
« ارائهای از وبسایت بیاتوموویز » :.: Bia2Movies.bid :.:
مترجم: آرین دراما Telegram @ArianDrama Twitter @ArianisDrama
اگه تنهایی برم مسافت بیشتری رو میتونم طی کنم
اگه با یک گروه باشی ریسکش کمتره
.و میتونی مکانهای بیشتری رو بگردی شورا الان داره روی یک نقشه کار میکنه
کانی فرصت صبر کردن برای تصمیم شورا رو نداره
چرا یه چیزی بین سریع و امن انتخاب نکنیم؟
تیمهای دونفری بشیم. میتونیم نقاط بیشتری توی نقشه رو بگردیم
ریسک رو هم کمتر میکنه
شما کلی رو ندیدین؟
خیلیخب
کل خونه رو گشتم
.خطری تهدیدمون نمیکنه کسی اینجا نیست
...تو باید
...تو باید
یکم استراحت کنی
چندین روزه نخوابیدی
من میتونم نگهبانی بدم
...ما خونهات رو
پیدا میکنیم
بگیر... بخواب
"امن نیست"
گوش کن
استراحت کن
باشه
"میرم خونه رو دوباره بگردم"
بگو کجان؟
امروز برنامهام خالیه
تمام مدت وقت دارم
برات دلخراشه؟
بدترشم انجام دادم
خب پس چرا خودت دست به کار نمیشی؟
سریع ردیفش کن
.باشه نوبت منه
!غلط کردی
خب قراره همینجوری
بهم زل بزنیم یا میخوای بری سر اصل مطلب؟
!اگه بکشیش، باهم به مشکل میخوریم
پرستار لازم ندارم
کارم رو بلدم
فقط بگو دوستات کجا مخفی شدن
اگه بگی، باهات کاری نداریم
...چه
چه پیشنهاد خوبی
یا یک گزینهی دیگه هم هست
میتونین بجاش برین گوه بخورین
فقط در حد ایده بود
من قبلا این مراحل رو طی کردم
شاید وقتشه که شروع کنیم به بُریدن
کاری که لازمه رو انجام بدین
یه چاقو بهش بده
فکر کنم متوجه نشدی
من بهترین فرصتتم
چرا؟ الان باهم دوست شدیم؟
نه بخاطر اینکه باهم دوستیم
بخاطر اینکه چاقو دست منه
آره
و تفنگ هم دست رفیقته
!خفه شو
خفه شو و به حرفم گوش بده
میدونم به دختره نزدیکی
رهبرشون
اونقدری بهش نزدیکی که بدونی کجا مخفی شدن
لازم نیست کسی اینجا بمیره
پس بگو کجا هستن تا همه به مرادشون برسن
...برو به درک دیوثـ
!مکان بده
!وگرنه بعدیش رو قطع میکنم
!نمیتونم
!مکان
!نه! نه! بسه لطفا - !مکان -
خونهی زرد
شهری که توی مسیر جادهی 283 هست
.آنتنا. آنتنا آنتنا. آنتنا
کافی بود؟
میتونم برم بررسی کنم
،شما سه نفر برید یک گروهم با خودتون ببرید
ببینیم این رفیقمون داره راست میگه یا نه
میخوای اینو با خودمون ببریم؟
وای که چقدر خوشگل شدی
ما تنها نیستیم
چی شده؟
یه موجود دیگه هم اینجا پیش ماست
آروم باش. متوجه نمیشم
پشت دیوار بود و بهم زل زده بود
چی...؟
"تنها نیستیم"
.به نظر ساکت میاد حرکتی دیده نمیشه
.دوتا ورودی داره از دو طرف واردش بشیم؟
.با تیمهای دونفره تو با پاول برو
واشنگتون، فیش، شما از در پشتی خونهی سبز وارد بشین
اون عنتر چی میشه؟
یعنی قراره باور کنم که هوام رو داره؟
نه. این کار منه
مثل همیشه
!امنه
!امنه
!امنه
!امنه
کسی اینجاست، کارو
مرتیکهی حرومزاده بهمون دروغ گفت
میتونیم اینجا بمونیم و یکم دیگه خونه رو محض اطمینان بگردیم
نه. اول بقیهی شهر رو میگردیم
.سریع و بیسروصدا شاید هنوز این اطراف باشن
شما از سمت شمال شهر شروع کنید و بیاید پایین
وسط شهر همدیگه رو میبینیم - دریافت شد -
.گیر زامبیها افتادم. چندین روز باهاشون راه رفتم" "نه نوری هست، نه غذایی. آب هم کمه
میشون بهم گفت - " الان کجاست؟ - "نمیدونم. رفت دنبال یکی. امیدوار بودم دوباره ببینمش -
حس میکنم یکی مراقبمونه - " "الان دیروقته. فردا اول وقت از اینجا میریم -
کجایی؟
توی خونهی بابابزرگم هم یکی از اینا داشتیم
یه سری چیزمیز رو توش قایم میکردم
.معذرت میخوام ولی من چیزی نمیبینم
یه چیزی اونجا بود
...مطمئنم یه چیزی دیدی
...ولی
خیلی وقته نخوابیدی
...پس شاید
...آخه
باشه. باشه. معذرت میخوام
بیا یبار دیگه باهم خونه رو بگردیم. باشه؟
من دیگه اینجا نمیمونم
!کانی
!گشنمه
!امنه
اینطرف
هنوز خیسه
پس گمونم داشت حقیقت رو میگفت
باید بقیه اتاقها رو بگردیم
امنه - امنه -
امنه
امنه
هیچی نبود
.شاید از در پشتی فرار کردن میتونم برم دنبالشون
برای رفتن عجله داری؟
چی؟
توی بقیهی خونهها که میخواستی بمونیم
و مطمئن بشیم چیزی از قلم نیوفتاده باشه
حالا الان میخوای سریع بریم بیرون؟ آخرش کدوم؟
ببین من فقط میخوام کمک کنم
ولی فقط داری زر میزنی
.باشه. اگه از دستشون بدی تقصیر خودته به من ربطی نداره
بسه
No comments yet. Be the first to leave one.