The first 200 lines.
هی. نه، مرد
دو سال میگذره از وقتی دست رو یه ماشین گذاشتم
.بزن بریم. کُلی بنزین داره تو کُتش رو بردار. پیرهنش رو بده من
تو مکزیکو سر شلوارـه دعوا میکنیم
دست و پا و دهنش رو میبندم
خدای عزیز
هی، چرا این کارو کردی؟
.هی، حرومزاده !هی، برگرد اینجا
.هی، زودباش !زود برگرد اینجا، آدم کُش
!آدم کُش
سرت رو برگردون - لباس زندان تنشه -
سرت رو برگردون و همونجا نگهش دار
!مامان بزرگ، لباس زندان تنشه باید به یکی بگیم
هیچ کاری نباید بکنیم، جز اینکه بذاریم سفیدپوستها به مشکلهای سفیدپوستها برسن
بشین سر جات، پسر
"سلام، "لم"، "جیل
اومدم گزارش بدم یه تایر و جک از یه ماشین دزدیده شده
ببخشید
سلام
.آره، فقط یه لحظه از فاصله دوره
بهشون بگو خوابم
یا بودی
خوابه، یا بودش. شما کی هستین؟
هرست" از زندان ایالتی"
میگه براش مهم نیست با کی میخوابی
خیله خب، الان کارتون رو راه میاندازم
وقتی دزدیده شد ماشینتون کجا بود؟ - جلوی خونهم -
"کالدر"
در رفته؟
کِی فرار کرده؟ - به اندازه کافی بلند حرف میزنه؟ -
نه، من هیچی نشنیدم
خب، "بابر" اونقدرام احمق نیست که اینجاها پیداش بشه
اگه چیزی درمورد ماشینه فهمیدم خبر میدم - خیله خب -
،خب، میرم "ریوز" رو ببینم ولی فکر نکنم چیزی درمورد "بابر" بدونه
خیله خب، بهت زنگ میزنم
"هی، "لیروی - ها؟ -
بابر ریوز" از حبس فرار کرده" - که اینطور؟ -
،"هی، "جیم بابر ریوز" از حبس فرار کرده"
بابر ریوز" فرار کرده"
خبر دیگهای هست که بهتون بتونم بدم آقایون؟
آره. شنیدی چطوری در اومده؟ - نوچ -
شرط میبندم قبل از اینکه برش گردونید یه سری دردسر درست میکنه
خیلی خوشحالم که نگرانشی - حتماً، نگرانم بابتش -
یکی از ساعتهای الماسیم رو دزدیده - چند تا ماشین دزدیده؟ -
"لیروی"، کلانتر "کالدر" چیزی درمورد اون یادش نیست
اون فقط "ول راجرز" رو یادشه
...بابر ریوز" ماشین کادیلاکش رو داغون کرد"
و اونم صاف فرستادش تو هُلُف دونی
"چه خوب، ولی من شنیدم "بابر به خاطر روندنِ یه هوایپما تو حالت مستی زندانه
فکر کنم ار ورژنِ تو بیشتر خوشم میاد
هواپیمای کی؟ - "هواپیمای "ول راجرز -
باید همه رو تو خانواده نگه داریم
،"میدونی، "جیک راجرز" و "بابر ریوز ...یه چیزایی رو دست به دست میکنن
،بین خودشون مثل زنهاشون و هواپیما
"صبر کن، "لم
...گوش کن
منظورت چیه، "لم"؟
خب، هواپیمای "ول راجر" بود
درسته
،بهت میگم چیه ...واسه خودت یه هواپیما بخر
،و بعد کاری کن یه نفر قرضش بگیره و بعدش من میام و دستگیرش میکنم
کالدر"؟" - ها -
امیدوارم امشب مشکلی ایجاد نشه
پسرهای دندون پزشکی ممکنه خوششون نیاد
،میدونم اون پسرها امشب از چی خوششون میاد خودت هم میدونی
داری میری آقا و خانم "ریوز" رو ببینی؟
خوبه. خیلی خوبه
"ببخشید که منتظر نگهتون داشتم، آقای "سم
اون نشونه خوبی نیست - اُه، چی نشونه خوبی نیست؟ -
منو "آقا" صدا کردی وقتی نمیتونم پرداختهای بهرهی وام مسکن رو بدم
،نه، حقیقت نداره، آقای "سم". میدونی ...من برای آدمهای رنگین پوست احترام قائلم
.بر خلاف خیلی از کسای دیگه تو این شهر
،"آقای "سم چرا اون مزرعهی کم ارزشِ کوچیکت رو نمیفروشی؟
واسه یه مرد خیلی سخته این روزها با یه مزرعهی یه نفره نون واسه خوردن گیر بیاره
،بهت میگم چیه ...سودهایی که باید بدی رو لغو میکنم
،پرداختهات رو لغو میکنم .و 500 دلار بهت میدم
یه مرد که از وقتی دنیا اومده مزرعه رو دوست داشته، وقتی نباشه جایی واسه رفتن نداره
موضوع با کلانتر هم همینه
،"سر همین قرارمون میمونم، آقای "بریگز و امیدوارم پرداختی رو با محصولِ بعدیم بتونم بیارم
...در اون صورت، "سم"، من
در اون صورت مجبوری سودش رو ...بالا ببری، و از این خوشت نمیاد، ولی
نه، اشکال نداره
،میدونی، ممکنه خیلی چیزهای دیگه باشم سم"، ولی دروغگو نیستم"
دوست دارم سودش رو بالا ببرم - نه، قربان -
،ممکنه خیلی چیزهای دیگه باشی ولی دروغگو نیستی
خب، نمیتونم بگم خیلی از دانشِ "این کار خوشم میاد، آقای "راجرز
.این که راهِ حرف زدن نیست منتظر شکست بودن که نفت استخراج نمیکنه
... خب، بهتره به پدرت بگی که
تمام تستهای خاکی رو انجام دادم، و نگرانم
،وقتی پدرم بوی نفت میشنوه طبیعت اصلاح میشه. و قراره نفت هم باشه
...وقتی فوران کرد، که فوران هم میکنه
پدرم با پرداختِ اضافی واسه همه همینجا حاضر میشه
.چند ساعت دیگه شنبه شب میشه ...فقط یه وظیفه دیگه دارم
که کارگرهای مکزیکیمون رو ببینم و براشون آرزوی یه سفر بی خطر تا خونه بکنم
همهتون آخرهفته خوبی داشته باشین و دعا کنید منم داشته باشم
...سخت کار کردیم و خوشحالیش حقمونه
که تمام آمریکاییها میدونن شادی حقیه که از زمان تولد دارن
"خوشحالم میبینمت، آقای "راجرز
میگن از پدرتون به خاطر اون تلویزیون و تمام چیزهایی که داده تشکر کنم
،نه، اینو نگفت. گفت پدرم ...کثیفِ از خوک زاده شده
میتونه تلویزیونش رو نگه داره و بیشتر پول بده
پنبهها همهشون برداشت شدن
.برین به امید خدا سر زمینِ برنج دوباره میبینمتون
"اونا قدر نشناس و نادون هستن، آقای "راجرز
تو قدرشناسی؟ تو قدرشناسی، خانم "الا"؟
،ما سپاس گذاریم. یه کار واسه تمام سال دو تا بچهی سالم و یه زنِ خوب
،زنِ خیلی خوشگلی دارین "آقای "راجرز
هر سری تو روزنامهها میبینمش عکس رو جدا میکنم
و شرط میبندم قراره به زودی یه پسره خوب داشته باشی
اوه، فکر نکنم
نباید دلسرد بشی - نیستم -
فکر نکنم قرار باشه امشب کمکی بکنی، ها؟
،هر شنبه شب اینو ازم میپرسی و هر شنبه شب، میگم نه
اگه بیفتم بمیرم چی؟
...میخوای یه یاداشت با اسمِ یه مسافرخونه بذارم
که بتونن تقریباً هر آخر هفته پیدات کنن؟
زحمت نده، واسه جشنِ ختمت برمیگردم
.ببین، من پدرتم حق دارم بدونم
تو پدر من نیستی - با مادرت ازدواج کردم -
این باعث نشد پدرم بشی
خب، خودش بعضی وقتها گفت که ممکنه بوده باشم
دروغ میگی
،بهم گفت پدرم کی بود و اون مُرده
نمیخوام دیگه اینجاها باشی
،به محض اینکه "بابر" از زندان بیاد بیرون ازش میخوام تو رو با خودش ببره
...سهمِ مادرم از این کاسبی رو بده
و ظرف یه ساعت از اینجا میرم
مرد، کاش میتونستم
...اینجا نشستم و فکر میکنم
و گاهی وقتها فکر میکنم میدونم کجا میتونم اون پول رو پیدا کنم
فقط امتحانش کن
فقط امتحان کن، و بیشتر از یه ساعت بعدش زنده نمیمونی. قول میدم
"سلام علکیم، خانم "ریوز
چی شده؟
خواستم بدونم میتونم بیام داخل و با شما و آقای "ریوز" حرف بزنم
آقای "ریوز"، کلانتر اومده
خب، چی شده؟
...یه مدت پیش یه تماس از زندانِ ایالتی داشتم
و "هرست" گفت که "بابر" فرار کرده
اون کجاست؟ - خب، نمیدونیم -
باهاش چی کار میکنن؟
"سلام علکیم، آقای "ریوز
به احتمال زیاد، میگیرنش و برش میگردونن و به محکومیتش اضافه میکنن
خیلی بده، چون "بابر" فقط چند ماه تا تموم شدنش داشت
...و فکر کردم "بابر" قرار نیست
...خب، اونقدر عقل داره که برنگرده اینجا خونه
،ولی اگه باهاش ارتباط پیدا کردین ...سعی کنید راضیش کنید برگرده
چون خیلی واسش راحتتر میشه
با مردِ خیلی خطرناکی فرار کرده
"متأسفم بابتش، خانم "ریوز - باور نمیکنم متأسف باشی -
"آقای "ریوز
اون نمیاد خونه
نه
به نظرت "آنا" چیزی از "بابر" میشنوه؟
.نمیخوام اسمش رو بشنوم گفته بودم بهت
داشتم فکر میکردم و فکر میکردم
چه کار اشتباهی کردم؟
.بقیه هم پسرهای بد داشتن "لیروی"، "جیک راجرز"
"جیک راجرز"
همهشون از بدجنسیِ پسربچگی در اومدن
چه کار اشتباهی کردم؟
میخوایم امشب چی کار کنیم؟ - خب، هیچی کاره خوبی نمیشه -
شنبه شبه
چرا از "ول راجرز" نمیخوای دعوتمون کنه به مهمونیش
وقتی بخوادمون، بهمون میگه - هیچوقت بهمون نمیگه -
.هیچوقت به معاون رئیسش نمیگه به نظرم بی آبروییـه
همیشه به کلانتر و "روبی" میگه - حالا، "امیلی"، به ما ربطی نداره -
دیمن" کجاست؟" - رفته خریدی چیزی -
آقای "راجرز" زیاد از مهمون خوشش نمیاد
آمادهش کردی؟
"سلام، "دیمن
"گفتم، سلام، "دیمن - "سلام، "امیلی -
و حالا تولد مبارک به "یه آقای خیلی بزرگ، جناب "ول
ممنون - "تولد مبارک، آقای "راجرز -
...از همهتون خیلی ممنونم. واقعاً
ممنون. خب، روز خوش
آخر هفته خوبی داشته باشین
بهش بگو. زودباش - ...آقای "راجرز"، قبل از اینکه بری -
اِدوین" دوست داره دعوتتون کنه که این عصر" برای تولد یه نوشیدنی باهامون داشته باشین
فقط چندتا از خودمونیم - ممنون، مهمون دارم -
بله، همهمون شنیدیم
فقط فکر کردم دوست داشته باشی بدونی آدمهای کم کلاستر چطوری زندگی میکنن
شما جزو آدمهای کم کلاستری؟ خداحافظ
زنم شوخی میکنه، قربان
.به خاطر من معذرت خواهی نکن "خوشم نمیاد، "جونیور
همه دلمون برات تنگ میشه، دیمن
آره
واسه چی جواب تلفنهامُ ندادی؟
چون حسش نبود
،به اون راحتی که بود نیست ...و زنم هم به اون احمقی قبل نیست
چرا، هست
دیمن"، میخوام امشب ببینمت"
حالا، با این لحن باهام حرف نزن
.رو اون یکی معاون رئیس امتحانش کن خوشش میاد
به خاطرش باهات ازدواج کرده
زنه تو تخت کارش چطوره؟
من یه کامپیوتر رو با خودم نمیبرم تو تخت
چی داری میگی؟
درمورد اون دختری که باهات دیدمش حرف میزنم
دروغ میگی
No comments yet. Be the first to leave one.