The Vampire Diaries

The Vampire Diaries

Download Farsi Persian Subtitle

Season 6

Release info

The Vampire Diaries S06E17 HDTV
The Vampire Diaries S06E17 HDTV x264-LOL
The Vampire Diaries S06E17 HDTV XviD-STD
The Vampire Diaries S06E17 HDTV XviD-FUM
The Vampire Diaries S06E17 480p HDTV x264-mSD
The Vampire Diaries S06E17 480p HDTV x264-MMKV
The Vampire Diaries S06E17 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
The Vampire Diaries S06E17 720p HDTV x265 HEVC-MMKV
A Commentary by Elham13
کاری از الهام || Nightmovie.net

Tags

HDTV
hdtv
XviD
HD
x264
720p
720
mkv
x265
HEVC
480p
480
Published on: 2015-03-20
Downloads: 45
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه گذشت

تو کی هستی؟ - تو کی هستی؟ -

وای خدا، اون مادرمه

در حالِ حاضر فقط 2 زندان وجود داره

یکی مال من، و یکی که سال 1903 برای زندانی کردن مادرِ روانیت درست شد

بگو چیجوری میشه برش گردونم - مادرت درنده است -

با سارا سالواتور واقعی آشنا شو

می خوام وادارش کنم کارایی بکنه که حتی خوابش هم نمی دید

تا وقتی که به دست و پام بیوفته که خون آَشامش کنم

من حامله ام

با من ازدواج کن - بله -

مادرم مُرده

من فقط می خوام درد از بین بره

اگه کسی سعی کنه انسانیتم رو برگردونه

من تبدیل به بدترین کابوسِ تون میشم

من دوسِت دارم - بس کن -

برگرد

با سارا چیکار داری؟

می خوام بکشمش

اگه استفن می خواد جون سارا رو نجات بده

تنها کاری که باید بکنه اینه که انسانیتش رو خاموش کنه

حق نداری خاموشش کنی

فقط یادت باشه که برم گردونی

زندگی سخت شده، آره؟

اینجا نیا

تازه اونجا رو شُسته بودم

ببخشید سیندرلا خانم

اینجا چیکار می کنی؟ - من و استفن یه کارایی با هم کردیم -

در طول کار، خیلی چیزا شکسته شدن

حالا هم دارم "بار" رو به حالت اول برمی گردونم

من فکر می کردم تنها نکته خاموش کردن انسانیت

اینه که هیچی برات مهم نباشه

من میرم دانشگاه انزو

و می خوام ادامه بدم

و اگه من جلب توجه کنم

به زور وارد خونه ای بشم، اموال کسی رو نابود کنم ... جنازه بجا بذارم

مَردم سعی می کنن تو برنامه ام اختلال ایجاد کنن

...و بعدش سر از یه زندون تویِ یه جای دور افتاده در میارم

بجای اینکه به کارم، یعنی آماده کردن خودم .برای نمایش فردا، برسم

تو کرولاین فوربز، خون آشامی بدون انسانیت

می خواد تو نمایش دانشگاه شرکت کنه؟

نمایشِ موزیکاله

رشته ـمه

تو اینجا چیکار می کنی؟

نرم افزارِ آی فون ـم رو پیدا کن منو به اینجا کشوند

البته توضیح نداد چرا دیشب به گوشیم نیاز داشتی

چون تو تنها کسی بودی

که شماره سارا سالواتور رو داشت

شماره سارا رو می خواستی چیکار؟

تا جونش رو در خطر قرار بدم تا استفن راضی بشه

که انسانیتش رو خاموش کنه

هم خیلی هوشمندانه بود و هم نگران کننده

خواهشا بهم بگو که سارا زنده است - زنده است -

البته اگه فرض رو بر این بگیریم

بخاطر جراحی لیامِ تازه کار، عفونی نشده باشه

پس یعنی استفن دیگه انسانیتش رو از دست داد

همونطور که گفتم

من برای حفظ برنامه ام حاضرم هرکاری بکنم

پس بهت پیشنهاد می کنم فاصله بگیری

حالا اگه اجازه بدی

من باید برایِ نمایش حاضر بشم

جشن چطور بود؟

میدونی که، بلند، تکراری مثل همه جشن‌ها

چیزی هست که من باید بدونم

یا چیزی که بخوای در موردش صحبت کنی

عین 2 تا برادر؟

سلاح‌هامون رو کجا می ذاریم؟ - جانم؟ -

تیرکمون، نارنجک هایِ شاهپسند

تمام اون وسیله‌هایِ شکاری که جرمی تو کفِشون بود؟

آها، تو تخت پادشاهی

الینا من رو لو داد چقدر تعجب کردم

الان وقت خوبی برای خاموش کردن احساسات نیست

یه لطفی به خودت بکن

امروز برام مزاحمتی ایجاد نکن

آروم

من کجام؟

تو مرکز پزشکی ویتمور

من دکتر "لافلین" هستم

... دیشب

زیادی مست کردی

یکی از اساتید وقتی که بیهوش بودی، پیدات کرد

یه چیزایی یادمه

فکر کنم جشن تعطیلات بهاری بود

باید برم خونه

راستش من ازت می خوام همینجا بمونی

یه مدت باید ازت مراقبت کنیم

تو دیشب خیلی خون از دست دادی

خب؟

محض اطلاع بگم

من اصلا دلم نمی خواد بیمارستانم

تبدیل به محل نگهداری موجودات ماورا الطبیعه بشه

ببین، امروز اولین روزِ تعطیلات بهاره

دانشگاه خلوت شده

بعلاوه، باید تا قبل ازینکه خونِ الینا از بدنش خارج بشه

حسابی مراقبش باشیم تا اتفاقی براش نیوفته

وگرنه مجبوریم یکی دیگه از خون آشام هایِ سالواتور رو به عروسیمون دعوت کنیم

من دارم کم کم به این فکر میوفتم که یواشکی ازدواج کنیم

آره، منم همینطور

ببین، اون به ذهنش نفوذ شده که همه چی رو فراموش کنه

و خیلی زود، برمی گرده به دانشگاه دوک

بدون اینکه اصلا بدونه چه اتفاقی افتاده

دوک

بد نیست

یه کوچولو منفوره

ولی بامزه است

دوک کوچولو

صبرکن ببینم

داری به اسم بچه فکر می کنی؟

تو تا حالا فکر نکردی؟ - نه -

چرا، فکر کردم

یه اسم بگو

جوزت کوچولو

برو ببینم

برم به کارم برسم

باشه

دیمن

داری چیکار می کنی؟

... دنبال یه راهِ سالم

برای تخلیه عصبانیتم می گردم

هنوز راهی پیدا نکردم

استفن بدون احساسات، فقط یه کوچولو

با استفن درنده فاصله داره

و هر روزی که می گذره یه سال عذاب وجدان

برای وقتی که برگرده، گریبان گیرش میشه

البته نمی خوام همینجوری اخبار بد بدم

اما ما فقط استفن رو از دست ندادیم

فرصتمون برای برگردوندن کرولاین رو هم از دست دادیم

معلوم شد که استفن کلید برگردوندن کرولاین بود

نه، ممنون

اینو ازم دورش کن

چون دارم وسوسه میشم بزنم اینو هم نابود کنم

باشه

اون کیه؟

... این

لیلیان سالواتور ـه

مادرت زنده است؟

آره، معلوم شد که

یه قرنه در سال 1903 زندانی شده

مادرت زنده است

آره، سرحال و سالمه و تو تابوتی که من

فکر می کردم تو سال 1858 دفن کردم، نبود

و ظاهرا یه خون آشامه

... خون آشامِ عادی هم نیست

دیمن، مادرت زنده است

اون یه درنده است، الینا

با عقل جور در میاد

استفن همیشه مامانی بود

چقدر مامانی بود؟

برای جلب رضایتش حاضر بود با پیشبند مادرش خودشو دار بزنه

منم همینطور، ما عاشقش بودیم

اون همه چیزمون بود

چیه؟

امکان نداره

این تنها راهیه که می تونیم استفن رو برگردونیم

نمی تونی بگی که مادرتون کلید برگردوندن احساساتش نیست

...الینا، این زن اونقدر آدم کشته

که یه انجمن جادوگری دور هم جمع شدن تا براش یه زندان ابدی بسازن

نمیشه مشکل یه درنده رو با اوردن یه درنده دیگه حل کرد

فکر کن اگه جواب بده

ما نه تنها استفن و کرولاین

بلکه مادرت رو هم بر می گردونیم

خودت هم برای دیدنش کنجکاو نیستی؟

شاید یه چند تا جادوگر رو بشناسم که بتونن کمک کنن

من کمکتون نمی کنم

من از کای متنفرم، خودت هم اینو می دونی

ولی اولین کاری که وقتی برگشتم کردی

این بود که اوردیش پیش من تا اون معذرت خواهی دروغی رو ازش بشنوم

آره، ولی بعدش منم واقعا معذرت خواهی کردم

و حالا کمتر از 24 ساعت بعد اومدی پیش من

ازم می خوای باهاش همکاری کنم

بانی، ما برای رفتن به 1903 به کای نیاز داریم

و برای اجرای افسون به خونِ "بنت" نیاز داریم

ببین، ما میریم اونجا، مادرم رو می گیریم

اون احساسات استفن رو برمی گردونه

استفن احساسات کرولاین رو بر می گردونه

هورا

همه می بَریم

اگه من خونَم رو بهت بدم

دیگه مزاحمم نمیشی؟

شاید

هرچند

من فکر می کنم تو خودت میخوای با ما باشی

با من بمون بانی بنت

من شاید جوابِ همه دعاهات رو داشته باشم

تو اسندانت 1903 رو می خوای

خب بذار دست کنم جیبم

و درش بیارم

اگه واقعا دنبال راهی هستی

که اون بلاهایی که سرم اوردی رو جبران کنی

این راهشه

مشکل اینه که انجمن جمینی وجود

زندان 1903 رو نسل ها

مخفی کرده بود

پس برای پیدا کردن کلید اون زندان

مجبورم با نوشته های قدیمی سروکله بزنم

و لایه هایِ پوششی جادویی رو بردارم

... و

صبرکن

عجیبه

تو جیبم بود

More Farsi Persian subtitles for The Vampire Diaries

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left