The first 200 lines.
بذار یه چیزی رو چک کنم
می تونی برگردی
فقط فکر کن
همه چیز یه خواب بوده
پس دیگه میرم
= Rezvaneh_My4Dken_Nilofar_Elmira مترجمین = Dawnguin_Moonlover_Luna_Zoey_May
Editor : Asra
چی ؟ تیله آبی شده ؟
لحظه ای که می خواستی پس بگیریش آبی شده
و دوباره به حالت قلبی برگشته ؟
چه طور ممکنه ؟
برای تو چطوری بود ؟
برای من فقط یه بار آبی شد
برای همین به طور غریزی متوجه شدم
که از الان تبدیل به آدم شدم
خب الان چه حسی داری ؟
تا اونموقع نشده بود برای یه لحظه هم رنگ تیله عوض بشه
برای همین حس خیلی خاصی داشتم
خب ، یه ذره
که چی ؟
بغلت کرد ؟
این در مورد خودم نیست راجع به دوستمه
... مردی که باهاش زندگی میکنه
بذار یه چیزی رو چک کنم
گفته می خواد یه چیزی رو چک کنه و دستش رو گرفته
بعد یهو بغلش کرده
به نظرتون هدفش چیه ؟
هدف کجا بود ؟ برای همینه تا حالا با کسی قرار نذاشتی
به این کار میگن ابراز محبت
به نظر خودت می خواسته چی رو چک کنه ؟ معلومه دیگه عشقش رو
ولی دوستت خیلی زود ازدواج کرده
ازدواج نکردن فقط با هم زندگی می کنن
ولی نمی تونه ابراز محبت باشه چون اونا همدیگر رو دوست ندارن
چی ؟ همدیگرو دوست ندارن ولی با هم زندگی می کنن ، چرا ؟
... خب اتفاقی که افتاد این بود که
... یه چیز ارزشمند تو بدن دختره گذاشته بود - چی ؟ -
یعنی حامله شده ؟
... نه حامله نیست ، ولی
نا امید کننده نیست ؟
چون نمی دونی چطوری بقیه تیله ها رو هم آبی کنی
فعلا بجز صبر کردن کار دیگه ای نمی تونم انجام بدم
بالاخره فهمیدم
تو آدمی نیستی که بدون دلیل کسی رو کنار خودش نگه داره
تیله یه جوری که انگار اون دختر صاحب اصیلیشه وارد بدنش شده
اونم درست قبل 1000 سالیگت
همین طور آبی شده
درک می کنم که چرا فکر کردی این جزئی از سرنوشته
به هرحال تمام تلاشت رو بکن
که با هاش خوب رفتار کنی
چرا باید این کارو بکنم ؟
چون ممکنه این آخرین شانست باشه
از روی تجربه میگم
آدما وقتی خوشحالن بهترین انرژی رو از خودشون ساطع می کنن
برای همین خیلی تلاش کردم تا خوشحالشون کنم
چطوری ؟
باهاشون قرار گذاشتم
مگه بجز قرار گذاشتن با من اتفاق خوش حال کننده دیگه ای هم پیدا میشه؟
راستی
حالا که این شانس رو داری باهاش قرار بذار
مزخرف نگو
منظورم اینه که هیچی مثل قرار گذاشتن خوشحالشون نمی کنه
البته می دونم که
چقدر از اینکه کنار یه آدم باشی و تظاهر به دوست داشتنش کنی بدت میاد
ولی الان شرایط فرق داره
صبور باش
و باهاش قرار بذار
این حرفا چیه ؟ - می خوای با من قرار بذاری ؟ -
پس چرا بغلم کردی ؟
... خب
در مورد کارت خیلی فکر کردم
کسی که کار عجیب انجام داده تویی پس چرا فکر من باید مشغول بشه؟
برای همین تصمیم گرفتم از خودت بپرسم
چه خبره ؟
اولش
می خواستم بذارم بری
ولی خب سخته
که خودم تنهایی این مشکل رو حل کنم
و این باعث شد احساس نا امیدی کنم
...پس یعنی
انگار ما تو یه جزیره بیابونی گیر افتادیم
اما تو حس میکنی اگه بذاری من تنهایی فرار کنم
مثل اینه که تو تنها کسی هستی که داره ول میکنه و میره؟
خب، یه چیزی تو همین مایه ها
فکر کنم میتونم درک کنم که چه حسی داری
خب پس میذارم تغییر کنی
اما از الان به بعد کاری نکن که مردمو گول بزنی
کاری که کردی ممکنه باعث سوء تفاهم بشه
اگه سوء تفاهم نباشه چی؟
اگه من بگم میخوام دوست پسرت بشم اجازه میدی؟
اگه بگم میخوام دوست پسرت بشم
بهم اجازه میدی؟
نه اجازه نمیدم
چون من گومهیو ام؟
تو تیپ مورد علاقه من نیستی
ولی چطور مگه؟
خب من
یکم دلواپسم نمیتونم درست فکر کنم
باید از علائم ترک باشه
که اینطور
چرا اونو گفتم؟
واقعا بهونه مزخرفی بود
بیا اول بریم خماریمونو بپرونیم
قسمت سوم
وقت ندارم باید آرایش کنم
الانه که بالا بیارم
دام کارت تمومه؟
اگه یه کم وقت داری بیا بریم یه چیزی بخوریم
بریم
سونبه، سلام
سلام- هوم-
اون مشکل رو حل کردی؟
آره به لطف تو ازت خیلی ممنونم
کدوم مشکل؟
خب من
با یکی از پروژه هاش مشکل داشت منم کمکش کردم
عااا. که اینطور
موندم چه مشکلی بوده که از منی که شاگرد اولم نخواستی؟
اما مزاحم اون شدی- ...هی تو-
نمیری؟
باید برم؟
باشه پس خداحافظ
ولی مطمئنی از دام خوشت میاد و از من نه؟
باشه. دیگه داشتم میرفتم
...منم باید- بیا غذا بخوریم-
قرار شد باهم یه غذا بخوریم
درسته. امروز؟
خب من امروز پول نقد کافی همراهم ندارم
بیشتر پولامو تو حسابم گذاشتم
...و پول تو جیبم- بیا بریم-
چی؟ خداوکیلی پول ندارم
پاستای گوجه فرنگی، سالاد سزار پاستای اسفناج، استیک
آه در بساط ندارم
سونبه فکر کنم خیلی واضح گفتم که پول ندارم فقط یکم آب میخورم
به حساب من
پس اگه اینطوریه من کربونورا میخورم
دوتا کربونورا- حتما-
متاسفم سونبه
مجبورت کردم کمکم کنی حالا هم که برام غذا میخری
بیخیال از اولم همین قصدو داشتم
میخواستم یه غذا مهمونت کنم
چی؟ منو؟
اما فقط با تو اونجوری نیست
اون در برابر همه مردا یه دیوار ساخته .دقیقا عین اسمش. دام
یعنی یه پرده آهنی که هیچ کس نمیتونه ازش رد شه
ته جین سعی کرد مخشو بزنه
ولی فورا دست رد به سینه اش زد خیلی خنده دار بود
واقعا داری منو با ته جین مقایسه میکنی؟
خب تو خوش قیافه تری
ولی جفتتون حس عوضی ها رو القا میکنید
دام ممکنه از اونایی باشه که به اخلاق آدما نگاه میکنه نه ظاهرشون
دقیقا
فکر کنم حتی گی سون وو هم نتونه لی دام رو به دست بیاره
این قیافه دیگه چیه؟ از خودت مطمئنی؟
بیا شرط ببندیم ببینیم دختره عاشقت میشه یا نه
نظر خیلی جالبیه
بیا روی 100,000 وون شرط ببندیم هستی؟
خیلی خب
برای توئه
اینجا جای کسیه؟ میشه منم از کتابت استفاده کنم؟
امروز کنار در پشتی یه دورهمی داریم تو هم میخوای بیای؟
چرا این کار رو با من میکنه؟
نظر خودت چیه؟
ناامید شدم که میبینم داری وقتت رو تلف میکنی
هزار سالت به زودی تموم میشه ...و چی میشه اگه واقعا
عزمت رو جزم کن و ازش درخواست کن باهات قرار بذاره
درخواست کردم
معلومه که درخواست کردی
چی؟ درخواست کردی؟ واقعا؟
خب؟ اون چی گفت؟
باهام قرار نمیذاره
چون تو یه گومیهویی؟
چون من استایلی که اون دوست داره نیستم
قبلا میگفتن گومیهو ها جادوگرن اما انگار دیگه درست نیست
چه بلایی سرت اومده شین وو یئو؟
به هر حال متاسفم
تو به نصیحت من عمل کردی اما فقط آبروی خودت رو بردی
من به نصیحت تو عمل نکردم
من نمیخواستم که اون کار رو کنم اما به نظر نمیرسید که اون اصلا اهمیتی بده
به خاطر همینم همینطوری یهو گفتم
آره به دختری که بهت اهمیتی نمیده، التماس نکن که
باهات قرار بذاره
بیا یه راه دیگه پیدا کنیم
انگار اون خوشحالیش رو توی قرار گذاشتن با تو نمی بینه
آره، نقطه ظعف آدما کادو گرفتنه
چرا یه عالمه از چیزایی که دوست داره بهش نمیدی؟
اگه لباس دوست داره براش لباس بخر
اگه اکسسوری دوست داره
براش چیزایی که با الماس، طلا یاقوت کبود نگین صدف
و مروارید درست شدن بخر
نگینِ صدف همون مرواریده
چی؟ از کی؟
بهتره به جای اینکه تو کار من دخالت کنی بری درسات رو بخونی
فراموشش کن- میترسی شلاق بخوری؟-
سیستم آموزشی خیلی عوض شده
معلم ها دیگه تو رو مثل اون زمانا شلاق نمیزنن
امیدوارم شجاعت ثبت نام توی یه کلاس رو پیدا کنی خداحافظ
اصلا درکش نمیکنم
باشه، خیلی خفنی
همش پز میده که دانشجوی نخبهی سئون گیون گوانه
چیزی که اون خوشش میاد
No comments yet. Be the first to leave one.