The first 200 lines.
میخوام الان
کیک تولدمون رو بخورم,
ممکن است دوباره اون رو بخونی!
آخ!
گزارش وضعیت, شماره 5.
طبق عملیات کیکی...
مهمانی تخلیه شد,
کیک مستقر شد,
و دلقک مهمانی خنثی شد.
کیک رو برای جابه جایی اماده کنید.
به دفتر مرکزی برگردیم.
دقتی که من یک کلمه دارم
با بچه های زیبا
از پایین مسیر.
خب, اگه نشد
بچه های همسایه.
آیا شما انصراف دادید؟
با کیک تولد من
کاری که شما هر سال انجام میدین?
دقیقا.
بهتر ای تماشاست - شما اسنک های روی زمین را میخورید
توسط خودتون.
پس بیاین اینو انجام بدین- ساده ترین راه.
روی دست کیک,
و ما در مسیر خود خواهیم بود.
ولی ما فقط میخوایم باهاتون بازی کنیم
چند تا از بازی های مهمانی.
ما اصرار داریم.
لطفا بمونید.
همیشه راه سختو انتخاب میکنین.
با توئم گودی-گودی
کریپس کوچولو, اینطور نیست?
شماره 4.
درسته. - اول , من میخوام تمیزش کنم
عشق بزرگسال-تو،
پریسی, ساعت های کوچک،
و بعدا باهم حرف میزنیم
اون کیک.
بازی های مهمانی وجود نداره, والاس?
نمیخواید که ناامید شید
دوست ما لاورا, میخوای?
من به یک جشن تولد
دعوت شدم!
هیچوقت نرسیدم
برای هیچ کدام از بازی های مهمانی.
هیچ بازی های مهمانی وجود نداره?
مهمانی... بازی ها!
اوه، آیا یاداشت رو فراموش کردم؟
شرایط... لورا کوچیک رو?
ملاقات...
بازی های مهمانی میخوام....
حالا!
حالا! حالا!
همین حالا!
حالا!
حاضرین الان باهم
بعضی از بازی های مهمانی رو......انجام بدیم؟
باشه.
کمی باهاتون بازی میکنیم.
بازی های مهمانی برای الان.
در واقع،
ما در مورد یه استراحت حرف میزنیم
بزرگترین پیناتا تا به حال. (پیناتا: همونی که بچه ها با چشمه بسته با چوب بهش میزنن و ازش آبنبات میاد)
اره!
وقت بازی های-مهمونیه!
اوه.
آخ.
زود باش! بزن بریم
به اتاق بازی.
آخ!
بهترین پیناتای جهان!
بهترین پیناتای جهان!
بهتر میبینم.
حالا, کوکی عزیز، به یاد، داشته باش،
سخت تر از تاب خوردنه،
شکلات بیشتری میگیرد.
شکلات!
شکلات!
شکلات!
نه، شماره 3، رو ول کن.....
آخ!
شکلات!
نه، ضربه نزن... - آخ!
شکلات، شکلات، شکلات!
وایسا! -تو باید....آخ!
چطوری باید انجامش بدم?
چطوری باید انجامش بدم?
زیر چشمی نگاه نکن!
نوبت توئه.
اوه! اوه!
اوه! اوه!
ها؟! ها؟!
مممم!
این عالی نیست؟
من هیچوقت دعوت نشدم.
به مهمونی.
این یه خره احمقه!
و بعضی وقت ها صدا های احمق در میاره!
وقتی دهنش رو سنجاق میکنین،
خب من احتیاط میکنم.
باشه!
آه، شماره 1,
تو یک نقشه یا چیزه دیگه ای داری؟
لورا، وقتشه
ما کادو های تولد رو باز میکنیم.
در واقع، چرا ما شروع نمیکنیم؟
با قرمزه?
کادو های تولد؟
کادو های قرمز؟
کادو های قرمز چیه؟
این یکی.
اول این قرمزه رو باز کن.
نمیخواید باز کنید
کادو ها رو
بعد از بازی های کوچولوی ما
تموم شد?
ولی من میخوام بازشون کنم
کادو ها رو...
الان!
باشه، باشه.
ما کادو ها رو باز میکنیم.
فقط آروم بمون.
"بچه های همسایه...
ایستگاه دعوا".....
خب, قبلا بوده
بچه های زیبا
ولی مسیر ما اینجاست
و ما باید فقط مسیر خودمون رو بریم.
ممنون برای کیک!
مهمانیتون تموم شد.
بچه های عزیز
از پایین مسیر.
مهمونب تموم شد؟
نباید تموم بشه!
من دوست ندارم تموم بشه!
کیک مهمونی!
بچه ها! هی، بچه ها،
زود باشید. وایسید.
من نمیتونم انقدر سریع بدوم!
اون دختر احمق خرابش کرد!
نقشه مونو.
ما نباید هیچوقت اونو دعوت میکردیم،
به اینجا.
برای سال بعد باید یه-مارمولک غول پیکر استخدام کنیم
یا یه چیز باهوش تر
نسبت به اون دختر احمق.
نارگیل؟!
من از نارگیل متنفرم!
قیافه من نه!
قیافه من نه!
خب، اگه چیمپی و
برادر دوقلوش کنی نباشه.
به آزمایشگاه مخفی من خوش آمدید
آزمایشگاه پروفسور ایکس ایکس ایکس ال!
چی؟ اوه، اره.
پنجه ی خرچنگ اینه
یه شکست جزئی داره
در یک تجربه-فوق سری
دارم روش کار میکنم
رای پاک کردن آنچه قابل تجدید است
صفحه پی تی ای یکبار برای همیشه!
چیمپی, پسر خوبم,
به سمت راست اینجا بیا
هی, پروفسور, - چیمپی برادر من نیست.
اون فقط میمون خونگی منه - و...
هیدروکلراید را آلوده کنید
زیر ساخت ها بعدا, عزیزم?
چیمپی کسی که قرار داده است
ساردین ها در ...
من تو رو احضار کردم، چیمپی،
بخاطر اینکه من نیاز دارم
از برخی از کارهای انجام شده - در سراسر آزمایشگاه ،
و من نمیتونم به هیچکی فکر کنم
من نمیتونم به هیچکی به جز تو به هیچ کی اعتماد کنم, چیمپی.
با اینکه من پیدات کردم،
بعضی از شغل های کم پیدا
برای برادرت کنی - انجام بدی .
ولی من فکر نمیکنم...
آه! - اینجا هستیم!
ببینید, بچه ها، آزمایشگاه افتضاحم رو-
آزمایشگاه ذخیره سازی بیماری.
اینجا ذخیرش کردم
و مرتبش کردم
هزاران و هزار
بیماری های خطرناک رو.
و هنوز کاملا مطمئن نیستم
چرا.
اما توجه نکردم، ذخیرش کردم،
و مرتبشون کردم.
هزاران و هزار...
چند نمونه جدید دارم - برای کلکسیونم
این باید به ترتیب الفبا باشه
روی این قفسه ها گزاشتم.
مطمئنم اونو ندارم
یادت بندازم، چیمپی,
درباره خطرات این چنین
یه پروژه خطرناک.
اما واقعا
باید یادت بندازم کنی.
من بهت اعتماد ندادم، کنی.
No comments yet. Be the first to leave one.