The first 200 lines.
13 قسمت
اون يه بيمار تصادفيه
يه شكستگي توي استخوان نازك ني سمت چپ،ساق پا و استخوان ران هست
بذاريدش اونجا
!مراقب باشيد
خب، آماده باشيد با سه حركت بلندش كنيم !يك، دو، سه، مراقب باشيد
نبض پديس سياهرگ چپ چطوره؟
!نمي تونم حسش كنم
ارتوپدها رو خبر كنيد و اتاق عملُ آماده كنيد !زود باشيد
!چشم
!اونجا
يه بيماره كه با چاقو زخمي شده؛وقتي با زنش دعوا مي كرده زخمي شده زخم چاقو؟ -
!بياريدش اينجا، لطفاً -
!سريع
با سه شماره حركتش مي ديم !آماده، يك، دو، سه
دكتر، حالا بايد چي كار كنيم؟ از بطن بالايي رد شده
سريع به بخش جراحي عمومي زنگ بزنيد و اتاق عملُ آماده كنيد
پروفسور كيم، از جراحي عمومي الان سر عمله
چي؟
!من انجام ميدم
به روند نفخ شكم دقت مي كنم فكر مي كنم كبدش هم آسيب ديده
چون ممكنه يه خونريزي شديد داشته باشه، بذاريد سريع بره اتاق عمل
همين الان؟
بله، خانواده شُ پيددا كنيد و رضايت براي عمل بگيريد
چشم، دكتر
زود باشيد سريع اتاق عملُ هم آماده كنيد
ولي، دكتر، چرا شما اينجاييد...؟
.من ديگه عضو تيم برتر نيستم از الان شيفت شب كار مي كنم
چي؟
!مورفين، لطفا - !باشه، الان ميارم -
!لطفاً كمكش كنيد
...خداي من، فكر كنم دارم مي ميرم
!دكتر كجاست، بيا، زود باش
!مراقب باشيد
از اين طرف، لطفاً - ...آه، چقدر سخته -
بيمار كجاست؟ - از اين طرف -
اين برونكوپنوموني ــه، براي همين خون در خلط ديده ميشه به نسخه هموستاتيك اضافه كنيد و بهش تزريق كنيد
چشم، پروفسور
اگه درد اومد بهم بگيد، الان بلندش مي كنم
درد اومد؟ اين طرف چي؟
اين طرف خوبه، درسته؟
بله
...بذار ببينم
روز شانس
چرا اينكارُ مي كني؟
اينطوري از صداقت يه نفر سوء استفاده مي كني؟
لطفاً ديگه جلوي چشم من آفتابي نشو
!خـواهش مي كنم
چرا.. چرا اينكارُ مي كني، بيشعور
من بهت غذا دادم، لباس دادم و وقتي جايي نداشتي كه بري آدمت كردم
فكر كردي با خوردن هوا تونستي دكتر بشي؟
نفهم! الان اونطوري نگام مي كني مثلاً مي خواي چي كار كني؟
طوري نگاه مي كني انگار مي خواي منُ بزني !باشه، چرا شروع نمي كني؟ زود باش، منُ بزن
!اگه مي خواي فردا تيتر اول روزنامه بشي، منُ بزن
اگه مامانت اينُ ببينه، خيلي خوشحال ميشه،نه؟ ...منُ بزن، منُ بزن
!منُ بزن! منُ بزن - !بس كن ديگه، خواهش مي كنم -
چي؟
تو بايد مادرتُ پيدا كني كنجكاو نيستي بدوني اون الان كجاست؟
من...ميدونم اون كجاست.پيداش مي كنم
!بسه ديگه در مورد مادر من حرف نزن ...درباره مادر من
!اينقدر از مادر من نگو !بس كن
!گفتم در مورد مادر من حرف نزن !لطفاً بس كن
بيمار چطوره؟
بله، اين بيمار به خاطر سرطان حنجره در بيمارستان ديگري عمل شده
ولي بعد از عمل، مسير هوا باريكتر شد
نبايد اينطوري مي شد، بهش اكسيژن اضافي بديد و منتقلش كنيد اتاق عمل
ولي...ما امشب 5بيمارُ به آي.سي.يو فرستاديم
يعني الان آي.سي.يو پُره؟
،هنوز دو تا تخت هست ولي اونا مال تيم برتره
اونا مختص بيماراني هست كه تيم برتر مي خواد فردا عملشون كنه
آه، اين بيمار وضعيتش طوري نيست كه بخوايم برش گردونيم
ببخشيد، دكتر! فكر مي كنم فردا كلي سر اين قضيه حرف و حديث پيش بياد
منم همينطور فكر مي كنم. ولي اين بهترين انتخابيه كه در حال حاضر داريم
براي پروفسور سو جو يونگ يه فهرست از بيماران خصوصي ترتيب دادم كه معاينه شون در اولويته
اونُ چِك كرديد؟
بله؛ تمام اون بيمارا توي هفته وقت ويزيت قبلي دارن
وقتي مي بينم سرپرست هان هم اينهمه همكاري مي كنه فكر مي كنم دارم خواب مي بينم
ديگه چيزي نمونده كه تيم برتر، تبديل بشه به بهترين تيم
حتماً حالا كه جهت مديريتي تيم عوض شده
بعضي از اعضا مخالف سيستم جديد هستند
لطفاً سعي كنيد يك يا دو بار متقاعدشون كنيد اما اگه نتونستيد، از تيم بندازيدشون بيرون
تا حالا كه همچين افرادي نبوده ن
تا جايي كه من مي دونم، يكي از پزشكان مسئول جراحي عمومي به شيفت شب منتقل شده
مگه اختيار پرسنل تيم كاملاً به من واگذار نشده؟
فقط مي خواستم تشويقتون كنم كه داريد كار بزرگي انجام مي ديد
اگه سريعتر اين كارُ انجام مي داديد،مي تونست بهتر از اين هم بشه
چوي آه جين، داري چي كار مي كني؟
...اُه...هيچي
راسته كه دكتر پارك از امروز رفته شيفت شب؟
من كه شنيدم از ديشب كارشُ اونجا شروع كرده
اونجا تمام روز كلي مريض اورژانسي هست، واسه همين شنيدم كارش خيلي گيج كننده ست
...كه اينطور
.بايد بريم براي ويزيت دوره اي
...هاه؟ اُه، درسته
داريم عصب ستون فقراتُ مي بنديم تا درد به زودي از بين بره
..آه - بله، ديگه تموم شد -
واي، شايد به اين خاطره كه سرپرست هان براي من مراقبتهاي ويژه انجام دادند
بهرحال احساس بهتري دارم. فكر كنم به همين خاطره كه خانم معاون همه ش در مورد تيم برتر حرف مي زنن
خب، حالا كه من اينجام،به بقيه قسمتها هم نگاه كنيد. شونه هام توي اين قسمت خيلي درد مي كنه
آه، اين قسمت با توجه به عكس و سي تي اسكن هيچ مشكلي نداره
،وقتي بيمار مي گه درد داره نبايد بيشتر نگاه كنيد؟
حق با شماست. ممكنه توي عكس معلوم نباشه و دردي باشه كه فقط بيمار حسش مي كنه
در هنگام درمان فيزيكي، فرايندُ مي بينيم
پس اينكارُ بكنيد
دكتر جونگ هون مين
اون بيمار مبتلا به ديسك گردن و اون يكي كه ديسك كمر داشت
چون هر دوشون بيماران خصوصي هستند توجه بيشتري بهشون داشته باش
ولي امروز جراحي شنت هيدروسفالي دارم كه از دو هفته پيش برنامه ريزي شده بود
...براي همين بايد برم سر اون - عمل شنت به جراحي مغز و اعصاب منتقل شده -
چي؟
امروز شما يه تعويض دريچه آئورت داريد،درسته؟
اون دقيقاً براي امروز برنامه ريزي شده بود اما من فكر مي كنم بايد به يه روز ديگه موكولش كنيم
اگه آي.سي.يو پُر بود، نبايد بيمارُ بر مي گردوندن؟
چطور تيم شب از تمام تختها استفاده كرده؟ حتي تخت تيم برتر؟
فكر كنم ديشب كلي بيمار اورژانسي داشته ن
بيمار: اوم جي سوب جراح: پارك ته شين پزشك معالج: كيم جون پيو
...پارك ته شين
الان دكتر پارك ته شين كجاست؟
،اون تمام شبُ كار كرده فكر كنم الان داره استراحت مي كنه
بهش زنگ بزنيد بگيد بياد اتاق من
چشم
بله...؟
...بله
الو؟
اون به تلفنش جواب نميده؟
پس بريد توي اتاقي كه استراحت مي كنه و بيدارش كنيد، لطفاً
!دكتر پارك
چي شده؟
ببخشيد
حتماً ديشب خيلي سرتون شلوغ بوده
آي.سي.يو پر از بيمارانيه كه تيم شيفت شب فرستاده ن
براي همين ما ديگه نمي تونيم بيماري بفرستيم
ديشب توي اورژانس كلي بيمار داشتيم
ما نمي تونيم همه بيمارا رو بپذيريم، فقط به اين خاطر كه
كلي بيمار داريم، و بذاريم توي آي.سي.يو بمونن
،از امروز
اينطور بي ملاحظه همه بيماران اورژانسي شبُ پذيرش نكنيد
من خيلي خوب مي دونم كه بايد حواسم به ميزان گردش تخت آي.سي.يو باشه
،سعي مي كنم تنظيمش كنم
اما نصفه شب، بيمارايي هستند كه نمي تونيم برشون گردونيم
براي همين اين امر اجتناب ناپذيره
برنامه ريزي براي همچين مواردي هم
يه قسمت از وظايف تيم شيفت شبه، مگه نه؟
اگه وقت انتقال يه بيمار اورژانسي به بيمارستان ديگه اتفاقي براش بيفته
خوب مي دونيد كه مسئوليتش با بيمارستان ماست
شما مي تونيد بيمارا رو طوري مداوا كنيد كه در حين انتقال به بيمارستان ديگه مشكلي پيش نياد، مگه نه؟
ديشب يه بيمار سوختگي نداشتيد؟
اون بيمارُ بايد مي فرستاديد به يه بيمارستان كه بخش سوختگي داشته باشه
،ولي ممكن بود موقع انتقال براش مشكل بزرگي پيش بياد
من بر اساس قضاوت خودم تصميم گرفتم
،وقتي مي دونستم تخت خالي توي آي.سي.يو هست
چطور مي تونستم بيمارُ برگردونم؟
بهتره حواستون به تختايي كه واسه تيم برتر رزرو شده باشه
كه براي بيماراي اورژانسي استفاده نشه
داريد مي گيد كه در برابر بيمارا تبعيض قائل بشم؟
اورژانس، اورژانسه
چطور مي تونه اين مكانها متعلق به من و شما باشه؟
وقتي مي خوايم كارايي آي.سي.يو رو بالا ببريم ناچاريم همچين كاري كنيم
لطفاً درك كنيد
،و براي عملهاي شب
لطفاً بدون استثنا قبلش به من گزارش بديد
باور كردنش سخته كه
تو و من
زماني طرف هم بوديم
بله، همين كارُ مي كنم
براي تمام عملهاي امروز آماده باشيد
چشم، پروفسور
!دكتر پارك
دكتر چوي
،دكتر پارك
كار كردن توي شيفت شب چطوره؟
سخته، نه؟
خب، يك كم شلوغ پلوغه
اما، با حال و هواي من جوره
شلوغ و سخت
دكتر چوي، شما اين روزها ورزش مي كنيد؟
دوباره توي معده تون سنگ نسازيد
!ديگه سنگ نمي سازم
دارم صداي غلت خوردن سنگا رو مي شنوم
دوباره دكتر پارك رفت
حتماً زمانهاي سختي داره
نمي تونستيد با تلفن بهش بگيد؟
نمي تونستم اونطوري متوقفش كنم، براي همين بهش گفتم بياد اينجا
آيا رئيس هان قبلي هم
اينكارُ با دكتر پارك مي كرد؟
...درمورد گذشته
فكر نمي كنم چيزي مونده باشه كه شما به من بگيد
خيلي شانس آورديم كه
از دكتر پارك جدا شديم
ايده آل هاي دكتر پارك
از اول هم با ما يكسان نبود
حالا بازم جاي شكرش باقيه كه اون جاي خودشُ پيدا كرده
چي شده الان؟
احساس خوبي نداري؟
نه
پس، چي؟
بعد از ديدن دكتر پارك همه انرژيمُ از دست دادم
سرپرست هان چطور مي تونه همچين كاري كنه
بايد حتماً اون بنده خدا رو كه تا پاي مرگ كار كرده بود تا اينجا مي كشوند؟
،هرچقدر هم كه دكتر پارك نتونه از دستورش اطاعت كنه
No comments yet. Be the first to leave one.