The first 150 lines.
لعنتی! چرا نزدیک شدن اونا رونفهمیدیم!؟
تمام افراد، آماده ی نبرد!
دشمن داره از آسمون میاد!
تقریبا 50تا ناو هوایی بزرگ!
ناکاگامی ...
... نور ستارگان
وحشتناکی
من و تو اوقات بدی رو داشتیم
بازی رو عوض کن - چیزای مهمی که
که بارها میتونه به تنهایی غلبه کنه یاد دادی
به تصوراتمون ایمان دارم
برای آینده - مطمئنم کافیه
به خاطر دلایل الکی امید وآرزوهامون رو معطل کردیم
توپو بنداز کنار و بریم
مهم نیست چی بشه، به جلو قدم بردار
حالام بریم، به سوی آینده ای که دنبالشیم
از پسش برمیایم
چیزی جلودارمون نیست
دنیا ممکنه امروز دوباره عوض بشه
اما تو خانوادمی
رویاها و آرزوهای بینظیری داریم
خودتم میدونی قانون جلومونو میگیره
هرگز از مبارزه فرار نمیکنیم
مهم نیست چه دیواری جلومون باشه ما میشکنیمش
جلوشونو میگیریم واقعا اینکارو میکنیم
اینکارو واقعا انجام میدیم
ما موفق شدیم موجی از حملاتو دفع کنیم
با اینحال، این واقعیت که از همه طرف محاصره شدیم تغییری نکرده
فعلا تمام انجمنای فیوره الان دارن به ما کمک میکنن!
قوّت قلب بدین! ما برنده میشیم!
نه
این مسئله ی فیری تیله
امیدوار بودم انجمنای دیگه رو قاتی این آشفتگی نکنم ...
ما هرگز با دید مثبت برنده نمیشیم
نبرد داره ایشگارو میگیره
این دیر یا زود اتّفاق میفته
اما چیزی که الان برام مهمه اون آدمیه که تیم فرید حمله کرد
لاکسوس زدی به هدف
ما باید از کمک انجمنای دیگه سپاسگزار باشیم
و به طرح جدیدی فکر کنیم
وُرِن
وضعیت چیه؟
الان میبینم!
"ناتسو در برابر زرف"
پس این سنگ طلسم جادویی واقعا کار میکنه، نه؟
خب، اون هیچ دردسری درست نکرده ...
... پس ممکنه واقعا جادو داره جلوشو میگیره؟
گرچه اون زیادی هاته!
همه ی دخترای غربی مثل اون لباس میپوشن؟
منظورم اینه که، بیسکا رو ببین
آ-آره، لباس هیچ مامان معمولی اینجوری نیس ...
حالا که اون زندانی ماس بیا از راه بدرش کنیم!
آ-آره!
میتونیم پاهاشو گره بزنیم و بعد ترتیبشو --
تمومش کنین
آی ...
استاد بهتون گفت با احترام با اون رفتار کنین!
یه لحظه از اینجا دور بشم این چیزیه که اتّفاق میفته ...
متاسفیم!
بهم بگو
تو و مامانم چه رابطه ای دارین؟
تو منو "دختر لیلا" صدا زدی
من چیزی برای گفتن ندارم
اگه میخوای منو بکشی، بکش
ما اینجا اینکارو با زندانیا نمیکنیم
لطفا، درمورد مامانم بگو
تا فرصت داری باید همین الان منو بکشی
تو منو داخل سالن انجمنت آوردی، درسته؟
از این انتخابت پشیمون میشی
بیفایدس، لوسی
پس اینجا پایگاه دشمن، جاییه که براندیش ساما رو نگه میدارن ...
با قانون فضام، دزدکی مثل آب خوردن میشه!
اعلیحضرت
ظاهرا آجیل و براندیش شکست خوردن
چی؟
مشکلی نیس
اینجوری نباشه سرگرم کننده نمیشه، میویس
آجیل -- نوه ی من -- تو نبرد شکست خورد؟
اونا دوتا زاز 12 رو کشتن .... این خیلی غیرمنتظره س
اونا کشته نشدن
این یکی از ضعفای دیگه ی رقیب ماس
از غرب خبرایی شده!
تقریبا همه ی انجمنا توی بوسکو از بین رفتن!
--چی!؟ --تقریبا همه ی انجمنای کل کشور!؟
این احمقانه س!
واضح نیس که هدفشون گرفتن بوسکوئه،
اما الان حمله به اینجا رو متوقف کردن!
بازم خبر خوب وجود داره!
ارتش دشمن داره از شمال میاد ...
... که سیبرتوث و بلو پگاسوس منتظرشونن!
گروه تهاجم جنوب، بندر هارگونو گرفته
... اما مرامید هیل و لامیا اسکیل میخوان پسش بگیرن
پس ما فقط باید با آدمای شرق و غرب مواجه بشیم!
نه دقیقا. تضمینی وجود نداراه که شمال یا جنوبو ببریم
بیخیال! به انجمنای دیگه ایمان داشته باش!
استاد اول! مام باید بریم به اونا کمک کنیم!
آره! ما نمیتونیم اینجا بشینیم و بزاریم انجمنای دیگه از ما محافظت کنن!
این خیلی بده!
حالا نوبت ماس که حمله کنیم!
معلومه
میراجن، الفمن، لیسانا گاجیل، لوی و لیلی به شمال برید
مردونه!
متنفرم که به جنی مدیون باشم
--بیاین تمام تلاشمونو بکنیم! --آره!
ازطرفی، میخوام سیرتوثو دستگیر کنم
هی، این هدفمون نیس
ناتسو، گری، جوویا، وندی، شارورو و لاکسوس به جنوب برید
گمونم دوباره لیونو میبینیم
شخصاً، اینو ترجیح نمیدم ...
اون عجیب الخلقه ی عشق هیکلم تو جنوبه، آره؟
میتونم دوباره همراه شلیا بجنگم!
خواهرای آسمانی، برمیگردن سر کار!
آره!
صبرکن، ناتسو کجاس؟
حالا که فکرشو میکنم، کجا رفته؟
ناتسو تو همچین زمان مهمهی کجا غیبش زده!؟
پیداش کنین!
ناتسو! کجایی!؟
--ناتسو! --کجایی!؟
ناتسو!
مطمئنم ناتسو حالش خوبه!
ارزا!
من جاش به جنوب میرم!
میخوام دوباره کاگورا رو ببینم ...
اما تو زیاد صدمه دیدی ...!
ناتسو ...
لوسی و کانا بازم مراقب زندانی باشین
ب-بله!
نمیتونیم اون دوتا پیرمرد چندشو رها کنیم
بقیه هم از سالن انجمن دفاع کنین!
هنوز احتمال حمله ی غافلگیرانه ی یه دشمن وجود داره
استاد اول ...
با شرق و غرب چیکار کنیم؟
نیروی غربی داره کند حرکت میکنه
باور دارم که زرف اونجاس
زمانیکه 3گروه دیگه بهش برخورد میکنن
مجبوریم با هرچی که برامون مونده، از خودمون دفاع کنیم
پس شرق چی!؟ بزا من برم اونجا!
ارتش شرق فعلا بزرگترین تهدیده
به همین دلیل، نیروی عظیمی از ما رو میطلبه
منظورت چیه!؟
وُرِن میتونم با بقیه در ارتباط باشم؟
آره! قدرت نظامی نهایی فیوره تو موقعیته!
4امپراتور ایشگار!؟
عالیه!
اما، چرا ...؟
اونا دارن پشت صحنه کار میکنن و سعی میکنن از جنگ اجتناب کنن
اما حالا برا چیزی که داره اتّفاق میفته احساس مسئولیت میکنن،
با اینکه تقصیر اونا نیس
اگه به نحوی دشمن از اونا رد شده باشه
No comments yet. Be the first to leave one.