The first 143 lines.
I am the one!
Push on ahead as you like, yeah
Oh, listen closely to me
and speak the name of the desert god
Clench your teeth
When your heart starts to tremble with heat...
Stop it! It'll only bring destruction
Let's do it, oh, angel
Now is the time to stand up and be strong
A sad history, a hidden big story
That's the mystery
There's nothing certain about what tomorrow holds
so living through this moment
is my mission alone
! صحراي بزرگ کانتو
بعد از ظهر درجه هوا از 150 (سلسيوس) فراتر ميره
و در شب از مرز يخ زدگي پايين تر ميره
اينجا خرابه هاي تمدن زندگي ميکنه ... که سرپيچي کردنش
باعث سقوط قرنهاي پيشين شد
حتي ميتونستي بگي اينا بناي ياد بود کسايي هستن که اينجا مردن
... به عنوان بقاي نسل هاشون
... مسلما اونا هيچي ياد نگرفتن
"شيطان و سايز 110"
!... عزيزم
! عجله کن! اگه بهمون برسن ما گوشت مرده ايم
حالت خوبه، ناکيمو؟
!... مامان... من گرسنمه
!... الان وقتش نيست
!... عزيزم
! وااا
! شما هيجا نميرين
! نه! صبر کنين
!... بزار مامانم بره
!... ناکيمو
!... ديگه راه فراري نيست
! هر چي دارين بريزين رو زمين
انگار مهمه، ما به هر حال جسد هاتون رو بعدا ! ميگرديم
! اوه نه ! ميخوان بهم تجاوز کنن
!... زن لعنتي، بهمون اميد ميدي
آخه کي تو رو ميخواد؟... لعنت به تو...
هي، شما ماله دسته ي کاوازو هستين؟
چي...؟... !... تو کوتوله ي لاغر مردني ...
شما همونايي هستين که به کاميون هاي آبادي شليک کردين
تو ايستگاه آب شماره ي 45 سه روز پيش؟
... و اگه
اونا باشيم چي... ؟
اگه اونا باشيم چي... ؟ اگه اونا باشيم چي... ؟
من دستور دارم تا اموال يکي رو ازتون پس بگيرم
! محض اطلاعت، اگه مامور دولتي کارت تمومه
! و اگه تو يه جايزه بگيري کارت تمومه
! فقط بزار بگيم که به هر حال تو ميميري
هيچ مامور دولتي هرگز جايي . به خطرناکي اينجا نمياد
و راهزنا فقط بلدن واسه مردم . ضعيف قلدر بازي در بيارن
البته ممنون ازشون که کار ... من در مياد
اگه بهم بگين رئيس احمقتون کجاس ! کاري بهتون ندارم
عصبانيتون کردم؟
... چه دردسري
فکر کنم ما زيادي مهمات حروم کرديم !؟
! اون بالا رو ببين
! چ- چ- چي؟ اون داره پرواز ميکنه
اون يه روحه؟... صبر کن ،يه روح ...؟...
اون "روح بيابون" ؟
هاه... ؟
تو با ما چکار کردي... ؟
بي طعم، بي بو، بي رنگ
! اسپري فلج کننده ي قوي کارش خوبه، ها؟
... اين منصفانه نيست
من کاملا شناخته شده هستم واسه اينکه کارم رو هميشه خوب انجام ميدم
... نميخوام اين محبوبيت رو از دست بدم
پس من هر کاري مينکم...
! حالا بهم بگين مخفيگاهتون کجاست
اين رو نوش جان کن! و اين يکي رو ... تو خيلي بي رحمي...
57, 58, 59, 60...
! خب، پس
شما خيلي خوش شانس بودين که نجات پيدا کردين واسه هر کدوم فقط 200،000
ميبينمتون
!... عزيزم
!... منو ببخش که انقدر ضعيف بودم
نميتونم با يه روح مخالفت کنم
!... عزيزم
اه؟ گروه ماسامي غيبش زده؟
... ما هم نميتونيم اونا روي راديو پيدا کنيم
اونا قرار بود امروز مسئول غرب 33 باشن
اونا حتما دارن يه جايي خوش ميگذرونن ... به خيال خودشون
خب، اونا ميتونن خيال کرم کارامل بعد از ! شام رو از سرشون بيرون کنن
! بله قربان! من بهشون خواهم گفت
... خيال کرم کارامل، خيال کرم کارامل ... خيال کرم کارامل، خيال کرم کارامل
من کرم کارامل رو ميخورم
"رئيس دسته ي کاوازو. کاوازو ماکوتو، 37 ساله"
! کرم کارامل، کرم کارامل، کرم کارامل عزيزم
! خوشمزش
! خبرهاي بد
چي شده!؟... ! ... يه نامه دم در بود...
! يه نامه از طرف اسنابوز
اسنابوز!؟
همون نوکري که تازگيها دسته ها رو نابود ميکنه
با "جادوي" عجيبش؟
به نظر جالب مياد. بخونش
! بله قربان
"رئيسس عزيز، کاوازو بازنده"
"من براي سرت اومدم. با من بجنگ"
"هيچ فايده نداره که فرار کني، چون من "اون هيکل گندت رو صاف ميکنم
همچنين من حساب اون سه تا" "نوکر هات رو رسيدم
به زودي ميبينمت رئيس احمق" "دسته ي رواني ها
... اپ
... واا، حتي بعد از اون همه حرفهاي مزخرف
... اون حتي يه ذره هم ناراجت نيست...
!صحبت از باهالي ميکني !... اون رئيس ماست ديگه
"تازه، مامانت يه خال داره"
!... مامان خال نداره
! رئيس عصبانيه
!هالکوسيس اون ! فرار کنيد
به من ربطي نداره
باشه، حالا هرچي
!... باشه، حالا
! يه جيگر
! با سينه هاي گنده
... حالتون خوبه، خانوم؟ بزاريد من
.. اه
"دستي"
... متاسفم. فکر کردم تو يه دزدي
ا- ام تو اينجا چکار ميکني؟
با اين لباسهاي سکسي، منظورم، لباسهاي ... نازکه
! تو گرمازده ميشي و تاول ميزني تو نصف روز
! درواقع!.. من
!... من
! لطفا نجاتم بده
نجاتت بدم؟ از چي؟
اون دسته ي افتضاح، فاسد کاوازوو مجبورم کردن باهاشون برم
! اما من تونستم فرار کنم
... هي تو
مجبورت کردن؟
رئيسشون بهم گفت من بايد ! بقيه ي زندگيم رو کرم کارامل درست کنم
... تو مکان مامانش
اين وحشتناک نيست؟
وادارت کرد دقيقا چکار کني!؟
مجبورت کرد؟ که چکار کني، دقيقا؟ ... اما انگار من زيادي با مزم، پس
! خواهش ميکنم ! تو تنها اميدمي
! گريه نکن، بانوي من
منم، همچيني، يکم خرده حساب دارم با دسته ي کاوازو
وقتي کارم تموم شد، ميرسونمت به يه ! آبادي
بهش فکر کن، اونا گفتن يه سري ! از افرادشون رو از دست دادن
... معنيش اينه که تو
No comments yet. Be the first to leave one.