The first 200 lines.
WearyNoble & Dark Passenger
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
.راگنا و آلتیماتیا رو میندازم بهم
ها؟
چرا؟
واسه کشتن فرمانروای بالدار .به همکاری همه نیاز داریم
.بله ارباب
!نه، نه، نه، نه
فکر میکردم قراره فقط حواسمون بهشون باشه
!خاندان بال همین که کشور رو خراب کنن حرکت میکنن
.یه چیز جالبی پیدا کردم
.اسمش راگناست
.به خاطر اون اوضاع به شکل قابل توجهی تغییر کرده
.و الان یه فرصت عالی واسه شکار فرمانروای بالدار داریم
مگه بهتون نگفتم اینو؟
.توی ملاقات قبلی گفتید
...ولی
.لطفاً اجازه بفرمایید بنده حقیر و وفادارتون پیشنهادی بده
.نباید الان فرمانروای بالدار رو به چالش بکشیم
.رد میکنم
چرا؟
!لطفاً به حرفم گوش بدید
،از طریق پهپادهای شناساییم
.لحظهای که فرمانروای بالدار کنترل پایتخت رو به دست گرفت رو دیدم
...اون زمان فرمانروای بالدار از
.جادوی کنترل زمان استفاده کرد
موردی نداره این؟
راستش چطوری میتونی انقد نسبت بهش بیخیال باشی؟
.نگران اون نباش
،اونی که قراره باهاش بجنگه راگناعه .نه تو
.توانایی رزمی خالصش از همتون بالاتره
!باعث آرامش خاطره
.از کارهای کثیف مثل جنگیدن متنفرم
!واسه همین با داشتن یه همکار که این کارا رو بکنه موافقم
...ولی
،راستشو بگم ،بعد دیدن جادوی کنترل زمان
نمیتونم جلوی خودمو بگیرم که فکر نکنم، در برابر جادوی کنترل زمان
قدرت اصن معنی داره؟
چیزی شده؟
احساس مریضی میکنی؟
.آلتیمتیا! دیدمش
!شکارش کن! الان یه فرصت عالی داری
.صبر کن. من دستورات خودمو دارن
.کریمزن اینجا نیست
.الان تنهاست. تو یه مبارزه تک به تک برنده میشم
واقعا؟
!قبلاً شکارش کردم
.تنهایی باهاش نجنگ
.کیمرا. گولم
احساس مریضی میکنی؟
یعنی چی؟
.حس عجیبی داره
.هیچ خصومتی احساس نمیکنم
.ولی شبیه خود آیندهام نیست
.هیچ خصومتی احساس نمیکنم
.شبیه آیندهست
!مهم نیست
.بورگیوس. نبولیم. مردد شدم
.وقتی احساس تردید داری مبارزه نکن
.تو قضاوت باعث خطاست
.یه بچه باهاشه؟
این بچه کیه؟
چرا مردد شدم؟
.زود باش
!بکشش
.صبر کن
!تصمیمت رو بگیر
.بانو ورونیکا لازم نیست جوابشو بدید
.اون مشخصاً بزدله
چی؟
.من شخصاً این وظیفه رو انجام میدم
چه زری میزنی؟
.تو خودت یه حیوون بیعقلی
.ببین کی داره اینو میگه سابقه خودت معلومه
.من همیشه بر اساس نیازهای بانو ورونیکا عمل میکنم
دوازده به اضافه نه میشه چند؟
ها؟
این چی بود دیگه؟
،یه سوال ساده .پس خیلی راحت جوابشو بده
.ببخشیدا
.میتونم تو یه ثانیه جوابشو بدم
.ولی لازم نمیدونم که بگمش
.هی
.این یعنی جوابو بلد نیستی
...دوازده به اضافه نه
...پنجه آدما 5 تا انگشت داره که
...دو تاش میشه 10تا
...اگه یکی دیگه اضافه کنی بهش
اوه؟
.نمیتونی از انگشتات استفاده کنی
چی شد پس؟ نمیتونی حلش کنی؟
!ای بابا
!ولی حتی نوزادا هم از پس همچین سوال ریاضی راحتی بر میان
حالت خوبه؟
همچین مغز پر و پیمونی از پس نیازهای بانو ورونیکا برمیاد؟
...نکنه کارت فکر نکردنه
.خفه
،شماها اثر هنری هستید که من با دانش و مهارتم ساختم
.هرچند واسه ساخت هرکدومتون روش متفاوتی در پیش گرفتم
باید بفهمید که با توهین کردنتون بهمدیگه .انگار داریت به اربابتون که منم توهین میکنید
.بله ارباب
.اشتباه تو بود
!جااااان؟ تقصیر خودت بود
!خیر، تقصیر تو بود
!خفه بمیرید احمقا
.برگردیم سر بحثمون
کجا بودیم؟
.اینجا
هممم؟
.اه، درسته
موقع مواجه شدن با کنترل زمان قدرت چه معنایی داره؟
...گولم، لطفاً
.خودتو بکش
چرا؟
در اصل، مگه الان خودت نگفتی
که من یه بیعقلم که به اسباب بازی جدیدم وسواس دارم
.و دارم تو قماری شرکت میکنم که شانسی واسه بردن ندارم
!الان واقعاً به مشکل خوردم
!نه، نه، ارباب
.البته الان خودتخریبی کنی خوب نیست
!اینم میشه
چطوره وایسی تو لحظه درست نبرد خودتو بترکونی؟
!لطفاً منو عفو کنید
!لعنتی
!قیافه این حیوون بدجور رفته رو مخم
.جادوی کنترل زمان شکست ناپذیر نیست
.این فیلم گواهشه
.داری شوخی میکنی دیگه
اون کله خراب بادی توسط این دلقکا شکار شد؟
.اوه، الان فهمیدم
...این یارو
!خیلی قویتر از زندان طوفانه
.قیافههاتون داره داد میزنه .خودتون میدونید وقت مردنه
.که این صحبتمون رو راحتتر میکنه
!هرچی از اون یارو که بهتون شمشیر نقره داد میدونید رو بریزید بیرون
.البته آزادید که رد کنید
!اگه تخمشو دارید
...ام
،بانو
.لوطفاً فاصلتون لو باهاش حفظ کنید
.ممکنه یهویی دیبونه بشه و بزنتتون
.اون از بین جمعیت بودن میتلسه
!اون واقعاً ضعیفالنفسه
.ا-اوه، که اینطور
.شرمنده که متوجه نشدم
!همه ما اشتبوه میمیکنیم
!بنده معذلتخواهیتون رو قبول میکنم
.آره
.درست میگه
.نگران من نباش
.ما آدمای خولی هشتیم
.تصمیمو گرفتم
.الان باهاش نمیجنگم
،کریمزن رو میبینم .و بعدش دوباره شکارش میکنم
.بابت نتیجهگیری عجولانم معذرت میخوام
.ولی مواظبت کنید
.واسه اینکه اتفاقی نیوفته
.تصمیم درستیه
.وقتی تنها بودم تقریباً دست به سلاح شدم
...ممنون، استاد اسلا
.به هر حال، بانو
!به عنوان انسان احمق، شما خیلی زیبا و خوش مشربید
انسان احمق؟
زیبا؟
!بوینگ
!پورورورور
!بزارید یه لیس کوچولو بزنم
!بزار صولتتو لیس بزنم
!پورور
.بانو، بیایید عجله کنیم و والدینم رو پیدا کنیم
.اه، درسته
پورو؟
این گوم شوده؟
.بله. ما داشتیم باهم دنبالشون میگشتیم
چ-چرا؟
!بسه
چرا با این بچه انقد خوبی؟
.سوال غیرضروری نپرس
اوه... واسه خوب بودن با بقیه دلیل لازم دارم؟
.بیا بریم، استاد اسلایم
ها؟
.اوی
.یه لحظه صبر کن
...قبلاً همدیگه رو دید
.نه
!بانو آلتیماتیا
!نبولیم
!بانو آلتیماتیا
.راحت شدم
.بالاخره پیداتون کردم
.هرچند متاسفانه ارشد فهمید
.اوه، اون دیوونهست
.آخی عزیزم
.شرمنده که واست مشکل ساز شدم
.مشکلی نیست
...مهمتر اون
این کیه؟
.شبیه شکارچیهای اژدهاست
.من بودم که باهاش صحبت کردم
.جمعیت باعث عصبی شدنش میشه
No comments yet. Be the first to leave one.